Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 122181
تاریخ انتشار : 30 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 10

تحليلى از انقلاب اسلامي

سیدمهدی هاشمی سینقانی
سیدمهدی هاشمی سینقانی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 در برهه ای از زمان به وقوع پیوست که دو بلوک غرب و شرق جهان را میان خود تقسیم و سلطه همه جانبه خود را بر جهان گسترانیده بودند. آمریکا تلاش می کرد تا وانمود سازد تنها تفکری که می تواند جهان را به سوی پیشرفت و سعادت سوق دهد تفکر لیبرالیسم است تا از این طریق کشورهای بیشتری را بسوی خود معطوف و زمینه سلطه خود را فراهم آورد. بلوک شرق نیز با شعارهای سوسیالیستی در رقابت با غرب تفکر سوسیالیست را تنها راه پیشرفت بشر معرفی می نمود و در قالب جنگ سرد یک جو کاملا پلیسی و میلیتاریستی را بر جهان حاکم ساختند و اجازه کوچکترین تحرک، تفکر و اندیشه را از کشورها و ملت ها سلب نمایند و با بکارگیری قدرت نظامی، اقتصادی، سیاسی، جهان را در تمام ابعاد در اختیار خود قرار دهند. در چنین وضعیتی که جهان هم از جهت نظامی و هم از نظر فرهنگی در اختیار دو بلوک قرار داشت در ایران که یکی از کشورهای تحت سلطه غرب و آمریکا محسوب می شد حادثه ای به وقوع پیوست که برای هیچکس قابل تصور نبود که این حادثه انقلابی باشد که جهان را تحت تأثیر شگرف خود قرار دهد و توجه جهانیان را به سوی بزرگترین حادثه قرن جلب کند. در همین راستا می توان در دو بعد انقلاب ایران را مورد تحلیل و بررسی قرار داد. 1-بعد نظری: تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از نظریه پردازان جهان بستر اکثر انقلاب ها را نشأت گرفته از مسائل اقتصادی می دانستند و بر این باور بودند که عامل اصلی هر انقلاب را می باید در بستر اقتصاد جستجو کرد. انقلاب اسلامی این نظریه را باطل کرد و خود انقلابی در بحث نظریه انقلاب ایجاد کرد و آن را دچار تحول نمود، امام راحل(ره) با انقلاب اسلامی خود که با محوریت دین و معنویت برپا کرد نظریه نو و جدیدی را وارد عرصه نظریه پردازی مدرنیته کرد و با خلق مفاهیمی چون رهبری دینی، ایدئولوژی اسلامی و بسیج توده های مردم نظریات گذشته آنان را به چالش کشید و با این اقدام عملا به تمام نظریه پردازان جهان آموخت که نباید تنها از پنجره بسته مادیگرایانه به انقلابات نگریست از این رو جدیدترین نظریه انقلاب وارد مراکز مطالعاتی، علمی و دانشگاهی گردید. 2-بعد ساختاری: یکی دیگر از پیامدهای انقلاب اسلامی بعد ساختارشکنی آن است چرا که قبل از انقلاب اسلامی ساختار جهانی برپایه ساختارهای دیکته شده دو قدرت غرب به رهبری آمریکا و شرق به رهبری شوروی طراحی شده بود و این دو قدرت بعد از جنگ جهانی با تقسیم جهان میان خود تمام ساختارهای سیاسی جهان را طبق خواسته های خود چینش، طراحی و به جهان تحمیل نموده بودند و هیچ کشوری حق آن را نداشت که خارج از چارچوب نظر آنان تئوری و نظریه ای بیان می کرد و با بهره گیری از سلاح زور و قدرت نظامی و تبلیغاتی به کشورها و ملت ها و حتی اندیشمندان باورانده بودند که هیچ راه گریزی از آن نیست به همین جهت کلیه کشورها و دولت های جهان یا با تفکر غرب یا با تفکر شرق اداره می شدند؛ در چنین شرایطی انقلاب اسلامی با شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی تحول عظیمی را ایجاد و عملا قدرت های جهان را به مبارزه طلبید و با این اقدام ساختارهای به ظاهر مستحکم جهانی را متزلزل ساخت و شعار نو و جدید جمهوری اسلامی که تاکنون به گوش خود نشنیده بودند را در جهان طنین انداز کرد. به همین جهت غیرقابل تصور و باور بود که این شعار در مقابل غرب و شوروی سابق آن هم از کشوری جهان سومی و سرتا پا وابسته به غرب بدون حمایت و پشتیبانی قدرتی به موفقیت بینجامد که سبب شد این شعار و تفکر، اردوگاه آرام آنان را متزلزل سازد و به همین جهت علی رغم رقابت غرب و شرق در مقابله با این تفکر، این دو قدرت با تمام توان وارد مقابله با انقلاب اسلامی شدند و با بسیج کلیه امکانات خود تمام تلاش خود را معطوف به نابودی آن نمایند ولیکن ایران اسلامی با عنایت الهی و رهبری پیامبر گونه امام راحل عظیم الشأن و حمایت بی دریغ توده های عظیم مردم تمام توطئه های رنگارنگ قدرت های فرامنطقه ای و مزدوران داخلی آنان را ناکام گذارد و ملت ایران سربلند و پیروزمندانه از تمام توطئه ها با قدرت و اقتدار بیرون آمد و انقلابی را به جهان عرضه نمود که امید مستضعفان و خارچشم دشمنان گردید. حال پس از سه دهه از عمر انقلاب اسلامی باید همیشه و درهمه حال به این نکته اساسی توجه داشت که هیچگاه دشمنان دست از خصومت و توطئه برعلیه انقلابی که طومار سلطه و چپاول و غارتگری آنان را از جهان برچیده است بر نخواهند داشت و هر زمان با توطئه جدید و نقشه ای تازه به میدان خواهند آمد لذا وظیفه ما در آگاه سازی نسل کنونی بسیار سنگین است اگر خدای ناکرده دراین زمینه کوتاهی و غفلتی صورت گیرد دشمنان قسم خورده انقلاب با ایجاد ابهام و شبهه افکنی مقاصد شوم خود را دنبال خواهند کرد. از همین روی، باید با بهره گیری از روش های نو، مبتکرانه و هنرمندانه به شبهات و شائبه ها پاسخ داده شود تا نسل جوان کشور بیش از گذشته با انقلاب خود آشنا تا در مقابل دسیسه ها و توطئه های رنگارنگ و مزورانه دشمن بیمه شوند. البته باید به این نکته اساسی هم اشاره شود علی رغم 30 سال فشارها و اقدامات خصمانه دشمنان علیه ایران اسلامی به لطف الهی و هوشیاری رهبری نظام و ملت ایران، نظام اسلامی از قدرت و اقتدار بالایی برخوردار است و چون درختی تنومند در برابر توفان ها سهمگین استوار و به حیات طیبه خود ادامه می دهد. دشمنان نیز به این واقعیت پی برده اند ولی این بدان معنا نیست که ما دشمنی دشمنان را نادیده بگیریم و توطئه دشمنان را توهم بپنداریم. بنابراین اهتمام مسئولان و دست اندرکاران نظام به مسائل ذیل در جهت آگاه سازی بیشتر نسل جوان ضروری به نظر می رسد: 1- بیان و ترسیم وضعیت تاسف بار ایران در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای نسل جوان کشور 2- تبیین و تحلیل علل و عوامل وقوع انقلاب اسلامی در ایران برای نسل کنونی 3- تحلیل و بررسی علل مخالفت و دشمنی استکبار جهانی با انقلاب اسلامی به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی 4- بیان اقدامات خصمانه قدرت های سلطه گر علیه انقلاب و ملت ایران به منظور شناخت ترفندهای دشمن در عمر سه دهه انقلاب اسلامی 5- بیان دستاوردهای 30 ساله انقلاب اسلامی در ابعاد علمی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در بعد داخلی و خارجی 6- توجه ویژه به وحدت ملی و پرهیز از هرگونه اختلاف و دو دستگی در میان گروه ها و اقوام مختلف اجتماعی حول محور آرمان های انقلاب و رهبری نظام 7- ایجاد امید و نشاط و آینده ای درخشان در میان نسل جوان با فراهم کردن زمینه های حضور و مسئولیت پذیری جوانان کشور در عرصه های مختلف اجرایی، علمی، فرهنگی و سیاسی 8- شناساندن عظمت و جایگاه انقلاب اسلامی در جهان و در میان ملت های آزاده و مسلمان به نسل جوان 9- توجه ویژه مسئولین اجرایی و فرهنگی کشور و همه آحاد جامعه به خصوص نسل جوان کشور به وصیت نامه سیاسی و الهی امام راحل، چرا که امام(ره) با دوراندیشی و آینده نگری خود در وصیت نامه خود راه پیروزی و مقابله با دشمنان را در همه ابعاد به خوبی برای ما مشخص و مسیر حرکت آینده انقلاب را برای ما ترسیم فرموده اند که می بایست بیش از گذشته وصیت نامه ایشان سرلوحه سیاستگذاری ها و برنامه های فرهنگی مدارس، دانشگاه ها و مراکز علمی قرار گیرد بخصوص صدا و سیما که می تواند نقش ویژه ای دراین حرکت ارزشمند داشته باشد تا نسل جوان کشور را با اهداف و اندیشه ها و آرمان های امام بزرگوار بیشتر آشنا سازند. * منبع : روزنامه كيهان، چهارشنبه ٣٠بهمن ١٣٨٧، شماره ۱۹۳۰۵