Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 122197
تاریخ انتشار : 30 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 5

انقلاب ايران و براندازي نرم قسمت دوم

حبیب ساسانی
حبیب ساسانی جنگي كه از سوي قدرت هاي بزرگ بر ايران تحميل گرديد در واقع تنها جنگ ميان ايران و عراق نبود. جنگ ميان دو ايدئولوژي بود. در يك سو ايدئولوژي نور و حق قرار داشت و در سوي ديگر ايدئولوژي ظلمت و باطل. در اين جنگ غالب كشورها از عراق متجاوزحمايت كردند و حتي كشورهاي عرب منطقه نيز از پشتيباني لجستيكي صدام ملعون دريغ نورزيدند. اما غافل از اينكه در اين سو وجود عناصر حيات بخش و حركت آفرين ايمان ، معنويت ، ايثار و شهادت كه در چارچوب پيش بيني هاي مادي و عقل محاسبه گر نمي گنجيد، مانع از هرگونه تجاوز و جامه عمل پوشاندن به خوي تجاوزگري دشمن مي گردد. ناآگاهي و جهل كشورهاي منطقه از ماهيت نيات پديد آورندگان و تحميل كنندگان جنگ عليه ايران سبب گرديده بود تا ضمن بازيچه قرار گرفتن اين قبيل از كشورها توسط قدرتهايي مانند آمريكا ، شوروي سابق و انگليس گام به گام و لحظه به لحظه نيز با عراق همراه باشند و در مجامع بين المللي هم از حمايت هاي ديپلماتيك اين كشور دست برندارند. هشت سال ايستادگي پرافتخار در برابرابر قدرت ها در يك نبرد نابرابر كه دوستان و دشمنان انقلاب به آن معترف بودند، بيش از پيش كارآيي شعارهاي اين انقلاب را براي كشورهاي منطقه و جهانيان به اثبات رساند. با پايان يافتن جنگ و اعلام متجاوز بودن عراق و نااميدي قدرت هاي سلطه گر از ساقط نمودن انقلاب اسلامي به واسطه جنگ و به تعبيري ديگر براندازي سخت ، مرحله جديد دشمني آغاز شد. در مرحله نوين دشمني، آمريكا براندازي نرم را برگزيد دشمني آشكار جاي خود را به دشمني پنهان و استفاده از ابزارهايي در داخل كشور داد. در براندازي نرم اگرچه هدف ساقط نمودن نظام سياسي است اما عرصه، ديگر عرصه نظامي نيست و ابزارهايي هم كه در اين نبرد استفاده مي شود ابزارهاي نظامي نخواهد بود. در طي جنگ هشت ساله، دشمنان انقلاب اسلامي به اين نتيجه رسيده بودند كه با وجود مولفه هاي ايماني و ايدئولوژي اسلامي شكست انقلاب امري غيرممكن خواهد بود. بنابراين شيوه جديد يعني همان براندازي خاموش و نرم را طراحي كردند. از منظر اينان تمامي نقاط مثبت مي بايستي مورد هدف براندازي نرم قرار گيرد و به تخريب و تضعيف آن پرداخته شود. پاشنه آشيل براندازي نرم نيز «فرهنگ» پي ريزي شده بود. به عبارت ديگر تخريب و تضعيف بنيان هاي فرهنگي انقلاب اسلامي مدنظر طراحان ايده براندازي نرم قرار گرفت. برژينسكي مشاور امنيت ملي كارتر رئيس جمهور آمريكا ، در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي بر اين اعتقاد بود كه ساقط نمودن انقلاب ايران تنها به واسطه جنگ فرهنگي ممكن است لذا مي بايستي برنامه اي طراحي كرد كه براي چهار دهه ديگر تلاش هاي آمريكا به ثمر بنشيند . جنگ فرهنگي چند مرحله داشت. مرحله اول مشروعيت زدايي از آرمان هاي انقلاب و انديشه هاي امام بزرگوار به عنوان معمار انقلاب بوده است. ايجاد شبهه افكني و غير واقع بينانه جلوه دادن سياست هاي جمهوري اسلامي ايران از منظر بين المللي و به نوعي به زير سوال بردن اهداف و آرمان هاي جمهوري اسلامي در بعد منطقه اي و جهاني و ضرورت تغيير اين آرمان ها با هدف همگامي با باشگاه جهاني از مهمترين اهداف طراحان براندازي نرم در اين مرحله بوده است. زيرا استراتژيست هاي غربي كاملا به اين نكته واقف بودند كه قوام و دوام نظام جمهوري اسلامي به شعارها و آرمان هاي آن وابسته است. از اين رو هر گاه بتوان انقلاب اسلامي را از اين شعارها تهي نمود و به نوعي انقلابيون را در مواجهه با تحولات جهاني به انفعال كشاند و در واقع به استحاله اجباري وادار نمود، مي توان گام اول ضربه فرهنگي بر پيكر نظام سياسي نوپاي جمهوري اسلامي را موفقيت آميز ارزيابي كرد. مرحله دوم حمايت از نخبگان علمي و روشنفكران در جريان پروژه مشروعيت زدايي مي باشد. نخبگان به دليل گروه مرجع بودن و تاثيرگذاري بر آحاد مردم، ابزار مناسب و مفيدي جهت برآوردن اهداف سياسي هستند. در اين راستا از پايان جنگ تحميلي تاكنون نقطه تمركز طراحي ايده براندازي نرم بر استفاده و بهره برداري از نخبگان و تشويق آنان براي طرح مباحث چالشي با نظام استوار گرديده است. البته نخبگان و روشنفكران تنها شامل آن دسته از افرادي نمي شود كه فقط در محيط هاي علمي و آكادميك مشغول به فعاليت ، تدريس ، تحقيق و پژوهش بودند بلكه آن دسته از نخبگان را كه در روزنامه ها ، مراكز اجرايي و تصميم گيري نيز حضور داشتند را در برمي گرفت. مروري بر عملكرد دو دولت سازندگي و اصلاحات و تدقيق در برنامه ريزي ها و موضع گيري هايشان به راحتي مي توان ردپاي جريان براندازي خاموش را مشاهده نمود. * منبع : www.resalat-news.com، دوشنبه ٢١بهمن ١٣٨٧