Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 122198
تاریخ انتشار : 30 بهمن 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 7

انقلاب اسلامي ايران و براندازي نرم قسمت پنجم

حبيب ساساني
حبيب ساساني كسب آراي رياست جمهوري در خرداد 1376 از سوي آقاي خاتمي و طرح مباحث و مفاهيم چالش برانگيز از سوي آقاي خاتمي، اميدسياستمداران آمريكايي را براي تحت فشار قرار دادن ايران در دو سطح داخلي و خارجي افزايش داده بود. شعارها و مطالبات جريان اصلاح طلبي در واقع تكرار همان اتهامات آمريكا به جمهوري اسلامي ايران طي دو دهه و اندي از انقلاب بوده است . در اين دوره كمتر رسانه خارجي اي را مي بينيم كه رويكردش درباره رياست جمهوري و شخص آقاي خاتمي برحمايت از وي بنا نشده باشد. جنگ رواني گسترده اي كه آمريكا در طي سالهاي بعد از انقلاب مبني بر غيردموكراتيك نشان دادن ساختار سياسي جمهوري اسلامي ايران به راه انداخته بود با پروژه حمايت از خاتمي تكميل گرديد. در اين ميان برخي از افراطيون جريان اصلاح طلبي به گمان اينكه انقلابي ديگر و از جنس انقلاب سكولار در كشور درحال وقوع است پرده از نيات دروني شان برداشته و به طور كامل همگامي و همراهي شان را با معاندان خارج نشين وسياستهاي آمريكا و مغاير با منافع ملي اعلام كردند. آمريكا از اين فرصت به دست آمده نهايت بهره برداري را جهت ضربه به نظام و شكاف ميان مردم با مسئولان و مخدوش نمودن كاركردهاي نهادهاي انقلابي برخاسته از اراده ملت به كار گمارد. خلق يك شبه مطبوعات زنجيره اي و هجوم بي سابقه به ارزشهاي ملي اسلامي و به زير سوال بردن سياستهاي كلي نظام درحوزه هاي مختلف از سوي اين طيف سبب گرديد تا فضاي جامعه به جهت بيان مباحث غيركارا به تشنج كشيده شود. در كنار مطبوعات تازه تاسيس ، تشكل هاي سياسي نوظهور و نفي دستاوردهاي انقلاب و بزرگ نمايي نقاط ضعف با هدف بدبيني مردم نسبت به نظام و انقلاب از پروژه هاي از پيش طراحي شده اي بود كه توسط بازيگران داخلي اجرا و عملياتي گرديد. مهمتر از همه اينكه در اين فضاي به وجود آمده عده اي بحث رفراندوم و تغيير قانون اساسي را سر مي دادند كه هدف اصلي نيز زمينه براي ايجاد ذهنيت در ميان افكار عمومي جهت حذف اسلاميت و در واقع اصل مترقي ولايت فقيه از قانون اساسي بوده است. منتقدان به جريان اصلاح طلبي به ضديت با اصلاحات معرفي مي شدند و از گردونه نظام اجرايي كشور حذف مي گرديدند. وزارت كشور به عنوان متولي توسعه نامتوازن دولت، مرجع مديران اجرايي سكولار گرديده بود و چه بسيار از نيروهاي كارآمد و معتقد به مباني نظام به دليل همراه نبودن و به عبارتي همراهي نكردن جريان اصلاح طلبي از صحنه خدمت رساني به مردم حذف شدند. در جريان حاكميت اصلاح طلبان برامور اجرايي كشور نوك حمله پيكان به سوي نهادهاي نظامي و امنيتي اي نشانه رفت كه بيشترين سهم را در دفاع از حريم نظام و انقلاب و حتي حفظ حريم خصوصي شهروندان و آحاد جامعه برعهده داشتند. در حالي كه مردم بهبود معيشت و وضعيت اقتصادي را انتظار مي كشيدند اين جريان سرگرم طرح و پروژه براي چگونگي ايجاد چالش براي نظام در داخل و خارج بودند. سياست توسعه تك بعدي و نامتوازن كه در دوره اصلاحات شوروي و دوران گورباچف پياده گرديد در دوران اصلاحات نيز پيگيري شد. طرح توسعه سياسي بدون در نظر گرفتن لوازم و ملزومات آن در واقع همان توسعه يك سويه و تك بعدي موردنظر آمريكا بود. صرف بيان كليات در خصوص مفاهيمي مانند آزادي، دموكراسي، حقوق بشر، تنش زدايي ، گفتگوي تمدنها و غيره و بدون در نظرگرفتن چارچوبهاي خاص زيست محيطي ايران (محيط سياسي و اجتماعي) و مشخص نكردن جزئيات مرتبط با اين مفاهيم سئوالات زيادي را در ميان جامعه و نخبگان به وجود آورده بود كه بدون پاسخ باقي ماند. اينكه مثلا از سوي رهبران اصلاحات به طور واضح مشخص نشده بود كه از چه نوع آزادي دم مي زنند؟ آزادي هاي سياسي يا اجتماعي ؟ از كدام سنخ آزادي در نظام و يا آزادي برنظام؟ دموكراسي در درون انقلاب و دموكراسي برانقلاب و خارج از معيارهاي اسلامي؟ اكنون كه آقاي خاتمي تصميم به حضور و رقابت در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري گرفته اند خالي از لطف نخواهد بود كه به سئوالات ذيل پاسخگو باشند. - رويكرد مطبوعات منتشر شده و به صورت زنجيره اي در دوره وي راجع به اصل نظام وانقلاب چگونه بوده است؟ در تائيد نظام و انقلاب و يا تشكيك در اصل چرايي و نوع انقلاب و دامن زدن به اينكه مردم در آن دوران به دليل شور و احساسات انقلابي واقعا نمي دانستند كه چه مي خواهند و تنها هدفشان ساقط نمودن نظام استبدادي و سلطنتي شاهنشاهي بوده است؟ - طرح حاكميت دوگانه از سوي چه كساني صورت پذيرفت؟ - تقدس شكني و نه انتقاد عقلاني و خردمندانه از مفاهيم مقدس و تسري آن به فضاي جامعه به واسطه مطبوعات چگونه صورت پذيرفت؟ - تبليغ جدايي دين از سياست ، رابطه ميان دينداري و توسعه نيافتگي ، نفي آرمان گرايي، معرفي اسلام به عنوان دين خشونت زا، به زير سوال بردن فلسفه عاشورا ، مجوز همجنس گرايي (توسط آغاجري) ترويج اومانيسم، ارائه و معرفي چهره اي غيردموكراتيك از ساختار سياسي نظام، ترويج ناكارآمدي تئوري حكومت ديني (ولايت فقيه) ، مشروعيت بخشيدن به جريان هاي مخالف نظام ، تشكيك در كار كرد نهادهاي انقلابي مانند بسيج و سپاه ، استفاده ابزاري از شور و احساسات جوانان دانشجو در جهت ايجاد چالش با نظام و هدايت آن با سطح جامعه ، (تبديل كردن اعتراضات صنفي به اعتراضات سياسي) ، ايجاد تشنج به منظور جلوگيري از سرمايه گذاريهاي خارجي، به زير سوال بردن دفاع مقدس نفي انديشه ها و آرمانهاي امام خميني (ره) و در مجموع نفي تمام دستاوردهاي گذشته انقلاب اسلامي به واسطه و پشتوانه چه كسي و توسط چه كساني و با چه ابزارهايي صورت پذيرفته؟ آيا آنچه كه در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي اتفاق افتاد همان حوادث دوران اصلاحات گورباچف نبوده است كه به فروپاشي شوروي سابق انجاميد؟ * منبع : www.resalat-news.com، چهارشنبه ٣٠بهمن ١٣٨٧