Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 122613
تاریخ انتشار : 5 اسفند 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 162

عصر شکوفایی - ١٤

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری
مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *** *فصل اول: نماد ستمشاهى *پادشاهان منفور حقيقت اين است كه كشور و جامعه ما بعد از انقلاب، در تمام طول اين دوران، لحظات حساسى را گذرانده است كه نقش جوان‏ها و تأثير حالت جوانى و استعدادهاى جوانى در آن، يك نقش برجسته است. با اينكه ما، ملت با استعدادى هستيم و بوديم، بر اثر تسلط سياست‏هاى استعمارى و استبدادى و سلطنت‏هاى موروثىِ خاندانى و حكومت‏هاى غاصب و جائر، در طول دو سه قرن، از قافله علمِ جهانى عقب مانديم. عقب‏ماندگىِ علمى، همراهِ خود عقب‏ماندگى اقتصادى و فرهنگى و نظامى و بقيه عقب‏ماندگى‏ها را به بار مى‏آورد. يك كشورى كه با توجه به استعداد خود، با توجه به زمينه‏هاى طبيعى و انسانى خود، با توجه به جايگاه جغرافيايى خود - كه اگر به نقشه جهان نگاه كنيد، توجه مى‏كنيد كه ايران در چه نقطه حساسى قرار دارد - با توجه به ذخائر زيرزمينى خود، بايد يكى از پيشرفته‏ترين و يكى از ثروتمندترين كشورهاى دنيا باشد، در دوره حكومت‏هاى قاجارى و بعد پهلوى، تبديل شد به حكومت عقب‏افتاده دست‏نشانده فقيرِ ضعيفِ توسرى‏خور. اين، در تاريخ ما اتفاق افتاد. گناهش به گردن كيست؟ در درجه اول به گردن آن زمامداران فاسد و بى‏كفايت است، كه وابسته هم شدند؛ وقتى سياست‏هاى استعمارى غرب وارد ميدان شد، وابسته هم شدند. آنها همت و حميّت نداشتند؛ فقط به فكر زندگى و آقايى خودشان و حفظ قدرت حكومت خودشان بودند. گناه، در درجه اول بر دوش اينهاست؛ حالا حداقل اين دو سلسله سلاطين قاجارى و سلاطين پهلوى. ملت ايران حق دارد كه در روز قيامت و در پيش خداى متعال، گريبان اين ستمگران را بگيرد و ادّعانامه عظيم و وحشتناكى را عليه اينها در دست بگيرد؛ بگويد اينها كسانى بودند كه يك كشورِ با استعداد، غنى، بزرگ، داراى آن سابقه فرهنگى بى‏نظير را - كه چنين كشورى لااقل بايد در عِداد كشورهاى درجه يك جهان باشد؛ والاّ اصلا درجه يك است؛ و در بالاى ستون كشورها بايد قرار داشته باشد - تبديل كردند به يك كشور درجه چندم؛ هم فقير، هم ضعيف، هم تحقير شده، هم توسرى‏خور، هم نااميد. بعد چه اتفاقى افتاد؟ در خلال اين صد، صد و بيست سالى كه بخش آخر آن دوران سخت تا امروز گذشته، وجدان‏هاى بيدار و شخصيت‏هاى بزرگى پيدا شدند كه هشدارهايى دادند؛ برق‏هايى در آسمان تاريك و ظلمانىِ زندگىِ اين كشور جهاندند كه روشنى‏هايى به وجود آمد؛ بيدارى‏هايى به وجود آمد كه يك نمونه‏اش مخالفت ميرزاى شيرازى با كمپانى رژىِ معروف بود كه در واقع همه كشور را بتدريج مى‏بلعيد و مى‏خواست سرنوشتى مثل سرنوشت استعمارى هندوستان براى ايران رقم بزند؛ يا فريادهاى مرحوم آيت‏اللَّه مدرس؛ در صحن مجلسِ ملىِ آن روز، در مقابله با رضاخان و ديگران و در مقابله با آن قرارداد خائنانه‏اى كه آن روز داشتند مى‏بستند كه همه كشور را تحويل انگليس‏ها بدهند. اينها برق‏هايى در اين فضا روشن كرد؛ دل‏ها را روشن كرد، عزم‏ها را محكم كرد. نهضت به وسيله پيشروان اين فكر شروع شد، رهبرى الهى و با عزم و اراده‏اى مثل امام، خداى متعال در اختيار ملت گذاشت؛ باز هم همين جوان‏ها، حركت خودشان را كردند، يك تحول عظيم و بنيادى به وجود آمد؛ ميله‏هاى زندانى كه ملت ايران در آن گرفتار بود، شكسته شد، لكن از اينجايى كه انقلاب شروع كرد، تا آنجايى كه بايد ملت ايران برسد، راهِ طولانى است. اين راه طولانى پر از چالش‏هاى گوناگون است؛ همّت مى‏خواهد، نيرو مى‏خواهد، نشاط مى‏خواهد، ابتكار مى‏خواهد، تراكم عظيمِ نيروها را مى‏طلبد. اينها بايد به وسيله جوان‏ها، روحيه جوان، نشاط جوانى تامين شود.١ اين ملت يك ملت شجاع است كه طعم عزّت و استقلال را چشيده است. اين جوانان - كه عمده نسل امروز ما را تشكيل مى‏دهند - هرگز بيگانه‏اى را بر كشور خودشان مسلّط نديده‏اند؛ ليكن زمان ما اين‏گونه نبود. نسل ما در دورانى چشم باز كرد كه بر اثر ضعف حكومت‏ها در داخل كشور، نيروهاى اشغالگر خارجى همه كاره بودند. در مشهدِ ما نيروى بيگانه‏اى از يك دولت، در آذربايجان نيروى بيگانه‏اى از دولت ديگر؛ در خودِ تهران هم نيروهاى بيگانه ديگرى از دولت‏هاى مختلف حضور داشتند. بعد هم كه به ظاهر نيروهاى نظاميشان را خارج كردند، نفوذهاى سياسيشان را بجا گذاشتند. نسل گذشته شما فضاى كشور را اين چنين ديده بود؛ مسؤولان كشور، سرسپرده و مطيع بيگانگان بودند؛ ليكن نسل امروز اين‏طور نيست. نسل امروز، ملت، كشور، مسؤولان، حكومت و نظام خود را هميشه آزاد، سربلند، مستقل و عزيز مى‏بيند؛ همه نمادهاى كشور را داراى نشانه‏هاى استقلال ديده و به خود مى‏بالد؛ اين نسلى است كه از تهديد دشمن نمى‏هراسد.٢ پی نوشت ١ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار اعضاى انجمن‏هاى اسلامى دانش‏آموزان سراسر كشور، 19 ارديبهشت 1386 ٢ - بيانات مقام معظم رهبرى در جمع راهيان‏نور در پادگان دوكوهه، 9 فروردين 1381 ادامه دارد...