Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 122867
تاریخ انتشار : 11 اسفند 1387 0:0
تعداد مشاهدات : 6

دستاوردهاي فرهنگي-هنري

دستاوردهاي فرهنگي-هنري(1) انقلاب اسلامي ايران با هدايت امام خميني (ره) به عنوان يک رهبر ديني آگاه از ظرفيت ها و قابليت هاي مردم ايران ، سرانجام در 22 ماه دلو سال 1357 ( 11 فبروری 1979. میلادی ) به پيروزي رسيد . انقلاب اسلامي ايران پديده اي بي نظير در ميان حرکتها و انقلابهاي بزرگ دنيا به شمار مي آيد . عظمت اين حرکت انقلابي و شکوه حضور يکپارچه مردم براي پي ريزي يک نظام مستقل و اسلامي ، پيش بيني هاي قدرتهاي جهاني را بر هم زد و آنان را ناگزير كرد كه به عظمت اين انقلاب بزرگ اعتراف كنند . اين حرکت بزرگ سياسي همانند ساير انقلابهايي که در طول تاريخ رخ داده ، با هدف تغيير وضع موجود و نيل به وضعيت مطلوب ، بوقوع پيوست . مردم مسلمان ايران با ترسيم فردايي بهتر ، ناملايمات و شرايط سخت مبارزه را تحمل کردند و ره آوردهاي اين انقلاب ، نتيجه كوشش و از خود گذشتگي آنهاست . در يک چشم انداز کلي ، مهمترين دستاوردهاي انقلاب را مي توان به دستاوردهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و بين المللي تقسيم بندي کرد . درواقع دستاوردهاي انقلاب اسلامي ، همان آرمانها و اهدافي هستند که در دوران مبارزه مردم ايران در سخنان رهبري نهضت و شعارهاي مردم جلوه داشت . آرمانهايي چون آزادي و استقلال طلبي ، عدالت خواهي ، خودکفايي و اجراي احکام اسلامي اصل " نه شرقي ، نه غربي " از آرمانهاي انقلاب اسلامي و الگوي فرهنگي جديدي بود که مسلمانان و ملتهاي تحت ستم جهان نيز آن را الگو قرار دادند . آرمانها و اصول انقلاب طي سي سال گذشته در ايران پيگيري شده و تلاش اصلي مسئولان و مردم ، دستيابي به اهداف آن بوده است . امام خميني تلاش هاي مردم را براي تحقق اهداف انقلاب مهم دانسته و فرموده است : " به ملت عزيز ايران توصيه مي کنم نعمتي که با جهاد عظيم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آورده ايد ، همچون عزيزترين امور ، قدرش را بدانيد و از آن حفاظت و پاسداري كنيد . " شناخت آثار و نتايج فرهنگي انقلاب اسلامي ، بدون اطلاع از وضعيت فرهنگي ايران در دوران قبل از انقلاب ميسر نيست . رژيم پهلوي به بهانه احياي ارزشهاي فرهنگي ايران باستان و نيز به نام مدرنيزه کردن کشور ، به مقابله با ارزشها و سنتهاي ديني و ترويج فرهنگ غرب مي پرداخت . حرکت اسلام زدايي از زمان رضا خان با پديده " کشف حجاب " و با شعار فريبنده و دروغين " آزادي زنان " آغاز شد و تمامي وسايلي که بايد درجهت ارتقاء فرهنگ مردم بكار مي گرفت ، در جهت نابودي آن استفاده شد . رژيم شاه در سينماها ، راديو ، تلويزيون ، روزنامه ها و مجلات ، دانشگاهها ، محيط هاي فرهنگي و مراکز ورزشي و تفريحي ، به گسترش فرهنگ مبتذل غربي مي پرداخت . رژيم پهلوي درجهت نفي ارزشهاي اسلامي ، در مقاطعي از تاريخ ، مجالس عزاداري مذهبي را ممنوع مي كرد و با روحانيت به شيوه هاي مختلف مقابله مي نمود . شاه ، تاريخ هجري را كه مبداء آن ، هجرت پيامبر از مكه به مدينه بود ، به تاريخ شاهنشاهي تغيير داد و ناسيوناليزم افراطي را به منظور به حاشيه راندن اسلام و ديانت ، به شدت تبليغ مي كرد . آرمان اصلی انقلاب اسلامي ، تحقق جامعه ای نمونه و برخوردار از شاخص های رشد و تعالی است . امام خميني ( ره) پایه گذار انقلاب اسلامی ، همواره فرهنگ را اساس ملیت و استقلال يك ملت مي دانست و تخریب فرهنگی را یکی از آسیبهای دوران پهلوی در ايران ذکر می کرد که جبران آن ، دشوارتر از جبران خرابی های مادی است . پيروزي انقلاب اسلامي به دوران حقارت بار خود باختگي فرهنگي پايان داد و ملت ايران به اين رشد و آگاهي رسيد که با تکيه بر فرهنگ اسلامي و ملي مي تواند به وابستگي ها پايان دهد . اين خود باوري و اعتماد به نفس ، زمينه قطع وابستگي فرهنگي به بيگانگان را نيز فراهم کرد . آرمانهای فرهنگی انقلاب ، متاثر از آرمانهای اخلاقی و تربیتی اسلام است . از منظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان سند رسمی انقلاب ، اهداف فرهنگی نظام که دولت موظف به تحقق آن است ، ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی است . بر همین مبنا ، شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1371 ( 1992) مجموعه اصول سیاست فرهنگی ايران را تصویب کرد که در آن ، مهمترین اولویتهای فرهنگی بیان شده است . در رأس این سياستها ، تلاش در جهت دستیابی به استقلال فرهنگی و استقرار ارزشهای مطلوب اسلام مورد توجه قرار گرفته است . رهبر معظم انقلاب ، استقلال سياسي و اقتصادي را براي كشور مهم مي داند ، ولي بدست آوردن استقلال فرهنگي را بسيار مهمتر دانسته و فرموده است : " از همه اينها مهمتر ، استقلال فرهنگي است . جمهوري اسلامي از اول نشان داد که زير بار فرهنگ مبتذل و فاسد غربي نخواهد رفت . اين نکته را عرض کنم که سلطه واقعي قدرتها ، سلطه فرهنگي است . يعني اگر ملتي بتواند فرهنگ و باورها و اعتقادات و رسوم و آداب و عادات خود را و در مرحله بالاتر - زبان و خط خويش - را در ملت ديگري نفوذ بدهد ، بر آن ملت مسلط مي شود و سلطه آن يک سلطه حقيقي است ... جمهوري اسلامي ، فرهنگ غربي را رد کرد و نشان داد كه ما فرهنگ مستقل اسلامي داريم . اسلام ، تکليف مسلمانان را در معاشرت، در کيفيت زندگي فردي، در خوراک و پوشاك، در درس خواندن، در رابطه با حکومت، در روابط با يکديگر و در معاملات معين کرده است . ما نمي خواهيم اينها را از غربي ها ياد بگيريم و از آنها تقليد کنيم". بسياري از کسانی که قبل از انقلاب به دنبال منافع شخصي خود بودند و روند بي تفاوتي را طي مي كردند ، پس از شنیدن ندای انقلاب ، روحیه ایثار و از خود گذشتگی در بین آنان زنده شد . بسياري از جوانان ، متحول شدند و نگاه آنها به زندگي تغيير كرد . واژه هاي ايمان ، اخلاق ، گذشت و فداكاري در راه خدا ، به زندگي جوانان معنايي تازه بخشيد . حضور دلاورانه جوانان در دفاع از سرحدات كشور و ايثار و جانبازي آنها ، حاكي از تحول عميقي است كه به بركت انقلاب اسلامی درميان مردم ايران به وقوع پيوسته است . با حاکم شدن فرهنگ ديني و انقلابي ، ارزشهایی که رژیم پهلوی مروج آن بود، مقبوليت خود را در جامعه ايران از دست داد و ارزشهایي چون دانش طلبي ، معنويت گرايي و تلاش براي پيشرفت ، وارد زندگي مردم شد . همين روحيه باعث شد که جوانان ايراني طي هشت سال دفاع مقدس ، قاطعانه دربرابر متجاوزان بايستند و علي رغم آنكه دشمن از نظر ساز و برگ نظامي برتري داشت ، بر آن غلبه پيدا کنند . امام خميني (ره ) در اين زمينه فرمود : " اين نهضت اسلام ، اين تحول را به بارآورده که اشخاصي که اصلاً در امور سياسي و نظامي وارد نبوده اند ، يک دفعه متحول شده اند و ... من مباهات مي کنم به اين تحولي که براي آنها پيدا شده است . " در سايه تحول فرهنگی مردم ایران ، توجه آنها به ساير ملل بويژه ملتهاي محروم و ستمديده دنیا بيشتر شد . لذا طی سالهاي پس از انقلاب ، مردم ایران همواره همدردی خود را با ملتهای ستمدیده ای چون فلسطین ، عراق ، افغانستان و ... اعلام داشته و در حد توان خویش به آنان کمک کرده اند . مهمترين وظيفه در مسير تحول فرهنگي ، برعهده نظام آموزشي کشور گذاشته شده است . پس از انقلاب اسلامي ، دست اندرکاران معارف کوشيدند تا اصول و سياستهاي جديدي را پي ريزي کنند . برپايه اين اصول ، نسل جوان با واقعيت دين و مفاهيم اسلام و اهميت علم و دانش آشنا شده و انگيزه رشد و خلاقيت در او تقويت مي شود . دراين رابطه همت مسئولان بر اين است كه فضايي سالم در محيط هاي آموزشي براي تعالي نسل آينده فراهم آورند . ارتقاي سطح علمي و افزايش معلومات نسل جوان و کسب موفقيت هاي علمي در داخل و خارج از کشور ، از جمله ثمرات اين سياستها بوده است . به علاوه، افزايش افراد مشغول به تحصيل توسعه پرورش استعدادهاي درخشان و افزايش نرخ باسوادان از جمله ديگر دستاوردهاي فرهنگي انقلاب اسلامي بوده است . در دنیای کنونی تحول فرهنگی ، ارتباطي مستقیم با رسانه ها و هنرهای گوناگون دارد . در گفتار بعد اين بحث را با بیان دستاوردهای هنری انقلاب اسلامي ادامه مي دهيم . دستاوردهاي فرهنگي-هنري (2) Sunday, 08 February 2009-18:05 پیوند "هنر" و "انقلاب" در تاریخ معاصر، تجربه اي با ارزش است. در قرن بيستم ، هنر و انقلاب آنچنان پیوند یافتند که توانستند سرچشمه الهام برای طیف وسیعی از انسانها باشند . آفرینش هنری بسیاری از هنرمندان در کشورهای گوناگون ، دارای ارزشهای زیبا شناختی است و بر آرمانهای انسانی و مبارزه تاکید دارد . اگر انواع هنر در زمان وقوع انقلابها بررسي شود و با دوره قبل از آن نیز مقایسه گردد ، به نکات ارزشمندی در زمینه جامعه شناسی و انسان شناسی مي توان دست یافت . معمولاً موضوع آثار هنری در اوان انقلاب ، افشای چهره ظالمان ، به تصوير كشيدن تظاهرات و مبارزات مردم و در صورت پیروزی ، بازسازی و آبادانی پس از آن است . خانم دکتر " زهرا رهنورد " هنرمند و مدرس دانشگاه ، در این زمینه می گوید: " هنر انقلاب اسلامی از مجامع دینی ، متون مذهبي و مردم ، به عنوان پایه های اصلی نشأت گرفته است . در زمان نزدیک به انقلاب ، مردم ، مساجد و حسینيه ها را جایگزین سالنهای نمایش و تالارهای نمایشگاه ها کردند . بعدها دانشگاهها نیز به جمع مکانهای ارائه هنرهاي انقلابی پیوستند و کم کم بر فعالیتهای چشمگیر در زمینه هنر افزوده شد . " رشد هنر در شاخه های گوناگون ، سالهای پس از انقلاب اسلامی را به دورانی درخشان در این حوزه ها تبدیل کرده است . هنر تیاتر که در کوران انقلاب توانست به میان مردم راه یاید ، پس از انقلاب به هنری مردمی تبدیل شد و با مردم و فرهنگ اسلامی و ایرانی ، پيوندي عميق يافت . دکتر " علی منتظری " نویسنده و يکي از مسئولان سابق تیاتر ايران ، می گوید : " تیاتر در سالهای پس از انقلاب ، با یک سازماندهی جدید به میزان قابل توجهی به ترویج فرهنگ دینی و ملی پرداخت و خدمات شایسته ای را در راه اعتلای فرهنگ و هنر انجام داد . علاوه بر آن ، کمیت آثاری که بر روی صحنه رفته ، رشد چشمگیری داشته است که همراه با ورود جوانان به این عرصه بوده است ." به طور میانگین در سه دهه پس از انقلاب ، متن حدود 80 درصد نمایشهای اجرا شده ، ایرانی بوده و توسط نویسندگان و نسل پس از انقلاب نوشته شده است . بدون تردید ، پیشروترین و شاخص ترین هنر ایرانی طی سه دهه گذشته ، هنر سینماست . هنری که رشد کمی و کیفی آن به هیچ وجه قابل انكار نیست و باروری آن از نقاط قوت هنر پس از انقلاب اسلامی به شمار مي رود . ورود نیروهای جوان به عرصه هنرهاي تصويري و استفاده از تجربه افراد پیش کسوت ، موجب شده که سینماي ايران از نظر تخنیکهای تصویری ، فیلمنامه نويسي و بازیگری ، شاهد تولد دوباره ای باشد . تاکید بر نقش ارزنده زنان در زندگی خانوادگی و اجتماعی، حضور واقعی اطفال و نوجوانان بر پرده سینماها، نقش تربیتی و پرورشی سینما در جامعه، و ترويج باورهای دینی و معنوی، ازجمله شاخصه های مهم سینمای ایران در سی سال اخیر بوده است . " احمد رضا درویش " از کارگردانان صاحب نام ایرانی است که سینمای ایران را برخاسته از فرهنگ دینی سرزمین ایران می داند و می گوید : " ما در کشوری زندگی می کنیم که اعتقاد به یگانگی خداوند ، از مباني مهم فکری مردم آن است . در کشور ما ، کرامت اخلاقی و انسان دوستی ، از ارکان دین است و پیامبر اسلام (ص) فرموده است من برای تکمیل مکارم اخلاق برگزیده شده ام . بنابراین سینمای ایران عمیقاً متاثر از این دیدگاه و واجد ارزشهای فرهنگی ، اجتماعی و انسانی است و به همین دلیل در دنیا به عنوان سينمايي معنا گرا مطرح شده است ." ویژگیهای کیفی سینمای ایران ، موجب شده که طي سالهاي پس از انقلاب ، حضور بین المللی این سینما ، چشمگیر باشد و مردم زیادی در سراسر دنیا ، مشتاق دیدن این تجربه های تصویری متفاوت باشند . براساس آمار بنیاد فارابی ، میانگین حضور سینمای ایران طی ده سال گذشته در عرصه بین الملل ، حدود 1400 مورد در سال بوده است که شامل حضور در جشنواره ها، خرید حق پخش ماهواره ای ، تلویزیوني و يا نمایش در سینماها است . کارگردانان ايراني چون مجيد مجيدي ، ابراهيم حاتمي کيا و رسول ملا قلي پور با ساخت آثاري درخشان توانستند در عرصه هاي جهاني حضور يافته و فرهنگ و هويت ايراني را به ديگران معرفي کنند . فيلمهايي مثل : باران، بچه هاي آسمان، رنگ خدا، آواز گنجشکها، از کرخه تا راين ، خاکستر سبز ، مهاجر ، پرواز در شب ، ميم مثل مادر ، و دهها فيلم برتر ديگر ، حاصل نگاه انساني و پاک فيلمسازان ايراني به انسان و جهان است . کسب جوایز متعدد توسط سینما گران ایرانی و تقدیر از نگاه انسان دوستانه و معنویت جاری در آثار آنان، بي ترديد يکي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي مردم ايران است. چرا که معنویت و سلامت اخلاقی موجود در این آثار ، متاثر از فضايي است كه انقلاب پديد آورده است و اغلب اين سينماگران پس از انقلاب وارد حيطه هنرهاي تصويري شده اند . نقاشی ایرانی تا زمان وقوع انقلاب اسلامی ، اغلب به دو شیوه منحصر بود . - نقاشی های مبتنی بر شیوه های سنتی و متاثر از عرفان که بیشتر انتزاعی بود و اصطلاحاً به آن مینياتور می گفتند . - با افزایش مراوده با غرب ، برخی نقاشان به سمت الگو برداری از آثار هنري غرب مي رفتند . آنان با کپی از آثار غربي ، به ترویج فرهنگ آن سوي دنيا ، بدون در نظر گرفتن عدم تجانس آن با فرهنگ مردم ایران مي پرداختند . اما پس از انقلاب ، اندیشه های غرب زده و حامی بیگانه ، به حاشیه رفت و اعتقادات مبتنی بر فرهنگ ملی و اسلامی ، جایگزین آن شد . نقاشان جوان به سبکها و شیوه های ایرانی روی آوردند و مراکز آموزشی این هنرها ، فعال و پویا شدند . این امر ، گذشته از آنکه نشانه بازگشت به هویت ملی است ، بر اهمیت آموزش هنر نقاشي در جامعه ایران نیز تاکید دارد . " ناصر پلنگی " نقاش معاصر ایرانی ، برخورداری از عرفان شرقی و لزوم برقراری عدالت را از مهمترین ویژگی های نقاشی سالهای پس از انقلاب می داند و می گوید : " امام خمینی (ره) حکیمی عارف بود که هم بعد فقهی شریعت را مطرح می کرد و هم عارفانه سخن می گفت . لذا هنرمندان ما نیز با آن بعد عارفانه گره خوردند . انقلاب ایران از آنجا که در شعار و در عمل ، به دنبال برپایی عدل بود و با یک جهان بینی غیر مادی به عالم می نگريست ، هنرمندش نیز با هنرمند سایر کشورها متفاوت است . انقلاب اسلامی ایران در متن خود ، نوع دوستي و اتحاد و همدلي را ترويج مي كرد . هنرمندان نیز با روحيه حساس خود ، به این موارد توجه بیشتری نشان داده اند ." پس از انقلاب اسلامی ، به تناسب رشد سواد آموزی که بالغ بر 84 فیصد بوده ، شاهد افزایش رشته های دانشگاهی و رشد تعداد دانشجویان در سطوح عالی تحصیلی بوده ایم . در همین راستا، توجه به مطالعه و کتابخوانی بیش از پیش ضرورت يافت . سیاستهای کلان دولت عمدتاً بر توسعه فرهنگ کتابخوانی ، رفع مشکلات صنعت چاپ و نشر ، و حمایت از ناشران متمرکز شده است . بویژه در سالهای اخیر ، با تاکیدات رهبر انقلاب اسلامی ، این روند شتاب بیشتری به خود گرفته است . به عنوان مثال آمار کتب منتشر شده در ایران از 274 عنوان در سال 1357 ( 1978 ) به 52 هزار و 800 عنوان در سال 1386 ( 2007 ) رسیده است . همچنین تعداد ناشران فعال در سال وقوع انقلاب ( سی سال پیش ) 183 واحد بوده است که امروز به 4800 واحد افزایش یافته است . کتابهایی که بعد از انقلاب اسلامی در ایران منتشر شده ، در موضوعاتی چون کلیات ، فلسفه ، دین ، علوم اجتماعی ، زبان ، ریاضیات ، هنر ، ادبیات و اطفال بوده است که آمار کتابهای چاپ شده در حوزه دین و ادبیات بیشترین رشد را نشان می دهد . طبیعی است که با این رشد چشمگیر ، تعداد کتابخانه های عمومی در ايران نیز رو به افزایش گذاشته است . اغلب مناطق دورافتاده و شهرها و روستاهای کوچک طی سی سال گذشته ، دارای کتابخانه شده اند و رشد 58 فیصدی را در این زمینه شاهد بوده ایم . نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) بر مطبوعات و روزنامه نگاران ایران نیز به عنوان يک قشر فرهنگي تاثیر گذاشت . اکثریت قریب به اتفاق آنان ، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دست به اعتصاب زدند و با مردم همراه شدند . پیش از انقلاب تنها 74 نشریه ( روزنامه و مجله ) در ایران منتشر می شد . اما وضعیت آماری مطبوعات ایران در حال حاضر نشان می دهد که تاکنون برای 3000 نشریه مجوز فعالیت صادر شده است . حدود دو سوم آنها به فعالیت مشغول هستند و عده ای نیز در مرحله آماده سازی و تدارکات اولیه مي باشند . از این تعداد 177 روزنامه در سراسر کشور منتشر می شود . علاوه بر آن 4 روزنامه به زبان انگلیسی ، 2 روزنامه به زبان عربی ، یک روزنامه به زبان ارمنی ، یک روزنامه ویژه نابینایان ، و نشریات متعددی براي اطفال منتشر می شود . *منبع : http://dari.irib.ir