Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 123027
تاریخ انتشار : 14 اسفند 1387 0:0
تعداد بازدید : 5

نوعدوستي، فرهنگ ديرينه ايرانيان است-2

حسن آقایی حسن آقایی کمک و یاری به نیازمندان و مستمندان از یکسو به شادمانی و آرامش این گونه افراد می انجامد و از سوی دیگر لذتی وصف ناپذیر را برای افراد نوعدوست، خیر و نیکوکار به همراه دارد. نوعدوستی ریشه در فرهنگ دینی و ملی ما دارد و هر یک از افراد جامعه بنا به بضاعت مالی خود می کوشند این فرهنگ را حفظ و تقویت کنند. نسیم خوش بهاری روی شیشه تمیز پنجره می سرد. پنجره را که باز می کنند هوای تازه و روح انگیز فضای زندگی را می شوید. آفتاب ملایم مژه گلچه های شمعدانی را می نوازد و خمیازه رستن و شکوفایی گل های رز در گلدان ها را می سترد... بیرون، پرندگان زمستان زده، خود را در پیشگامی نرمه نسیم فروردین رها می کنند. ناآرامی شادواره ای در پروازشان موج می زند. آقا و خانم از پنجره باز پیاده روی نزدیک را می بینند در تسخیر رهگذران است؛ خشنودی تدارکات سال جدید حالت و اثر خستگی به چهره ها به جا نگذاشته است... این زوج یادشان می آید که آن سوترها کسانی اند که شوق تحول طبیعت و تحرک تهیه سور و سات ولو اندک برای برگزاری رسم عید نوروز، ندارند... خانم به آقا می گوید: پارسال درگیر خرده بنایی خانه بودیم. تا فرصت داریم و بچه ها از مدرسه و دانشگاه بیایند برویم سری به خونه و زندگی «نیازی» بزنیم. سر راه مثل سال های پیش برای بچه های آنها رخت و مواد غذایی و تنقلات هم می گیریم. تا ماشینو روشن کنی، آماده می شوم می آیم. آیینه دار اعمال خود باشیم سال های آینده را نمی توان به زمان حال آورد لیکن اندیشه و احساس مان را می توان تا بلندای زمان آینده برد و لااقل از گیرودارها و احتمال تردیدهای زمان رایج و جاری کاملا دور داشت. با خود باید تنها بود و اندیشید که هدف از آمد و شد در زندگانی چیست. وجود و حضور در گذران زمان تاکنون چقدر برای خود و خانواده و همچنین در خانواده و افرادی سرگشته در جفت وجور چرخه زندگی شان، فایده داشته است؟ در خلوت خویشتن اعمال خود وارسی کنیم سال های گذشته را با دلشادی کدام نیازمندی طی کردیم؟ صمیمانه آیینه دار عملکردمان باشیم. احتمالا دریغ ها برای چه و از چه است و خواهد بود؟. دمی به زمان تندگذر بیندیشیم که نه تنها عمر گرانمایه مان، که شاید همان به نوعی و اتفاقی دور از فکر خود محوری ها و بیش اندوزی ها و لذت از چنین زیستن را به یغما طبیعی می برد. حال بر بلندای زمان خیالی سال های دور از اکنون، اگر فرد یا خانواده ای تهیدست که توانایی خشنودی آنها برای مان میسر و ممکن بوده لیکن انجام نشده و یا به حدس، کردارهایی ناصواب در آیینه زندگی سال های پیش را یاد خواهیم کرد و یاد می کنیم، چنانچه درمی یابیم از سر غفلت مان بوده، اینک هستیم و زمان حال مناسبی هم است که تجلی احسان و نیکوکاری مان را در این روزهای پایان سال در آینده شفاف زندگانی خود، تماشا می کنیم. انجام هر کار نیکو قطعا در شخص عامل، حتی در دیگران اعم از شاهد و چه بسا شنونده از سایرین حس و ادراکی خوب در درون آنها به وجود می آورد و بالاتر از همه آن که خالق هستی بخش مرضی و خشنود می شود. بنابراین، احساس نیک باطنی هر انسان با عمل به نوعدوستی، احسان و نیکوکاری و رضایت آفریدگار عالم، یک واکنش برآمده از سرشت و عنصر (اصل) جوهر در درون هر آدم است. «ژان ژاک روسو» فیلسوف گفته است: «قدری تفکر کرده طبع خود را در معرض آزمایش و امتحان درآوریم. هرگاه در خیابان اگر عمل جوانمردانه و مشفقانه از کسی سرزند باعث تحسین همه گردیده و احساسات سرشار از محبت و مهر خود را نثار آن مردمی نماییم. کیست در آن موقع با خود نگوید:-کاش من جای او بودم.» درک آرامش دوسویه یک مغازه دار به نام «بهبودی» می گوید: «هدف اولیه از انجام کارهای خیر، برطرف کردن نیاز مستمند است. مسلما کسی که کمک به زندگی نیازمند می کند، ضمن آن که دریافت کننده کمک خوشحال می شود، خود شخص بخشنده هم احساس آرامش خاطر پیدامی کند.» یک خانم خانه دار هم می گوید: «کسی مشکل زندگی و یا نیاز مادی (اثاث و مایحتاج روزمره) نیازمند را به حد توان خود تأمین می کند، احساس خوش قلبی به دست می آورد. حس رضایت باطنی می کند.» او همچنین می افزاید از این که مستحق (مستمند) در جامعه وجود دارد، احساس ناراحتی می کند. اما «رضا پاشا» بازنشسته، می گوید در انجام امر خیر نسبت به نیازمندان، اول شخص کمک کننده احساس خوش آرامش روحی و رضایت می کند. وی این توصیه را هم دارد: «اگر اطمینان حاصل کنیم که فردی واقعا نیاز به یاری و کمک دارد، در آن صورت وظیفه انسانی حکم به رفع حاجت فرد درمانده می کند.» ... احساس وصف ناپذیر کمک به همنوعان «انسان از کمک کردن به همنوع نیازمند، احساس رسیدن به عرش می کند.» رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند. «اکبر مرادی» فروشنده لوازم شکار، همچنین در ارتباط دوستی خدا بابنده و نزدیکی انسان به خالق، می افزاید: «اگر کسی می خواهد بداند خدا چقدر او را دوست دارد، ببیند خود چقدر به خدا نزدیک و خدا را دوست دارد.» انگیزه کمک به همنوعان و محتاجان تأمین امکانات زندگی، مراجعه شخص نیکوکار به وجدان خود است تا مسلمان از طریق یاری کردن به فرد نیازمند، مشکلات یکدیگر را درک کنند. «عبدالله» فروشنده لوازم زینتی، اما کمک به مستمند را به نوعی دوسویه می خواند که یک سویش به زعم وی آن است که شخص یاری رسان حس کند شاید خدای ناکرده روزی خود با مشکل مادی روبرو شود، سویه دیگر، عمل انجام خیر به محتاج است.» زندگی، دو دوتا چهارتا است به این معنا... پسندیده رأیی که بخشید و خورد جهان از پس خویشتن گرد کرد «حاج حسین...» یکی از خیران نیکوکاران است اما به بازگویی چند و چون کارهای خیرانه- مردمی خود، تمایل ندارد. مقداری مقدمه چینی می کنم. می گویم که هدفم از پرسش در این زمینه، اطلاع رسانی و توزیع هرچه بیشتر فرهنگ احسان و نیکوکاری در جامعه است. ضروری است قشرهای مختلف بیش از همیشه از گذشته ها بدانند و می دانیم افراد با کرامت انسانی و نیت خلوصانه خداپسندانه بدون هیچ چشمداشت مردمی و تبلیغات، بخشی از کار و زندگی، امکانات مالی و فرصت های خود را در رفع مشکلات و سامان دادن امور زندگی ضعفا، صرف شادمانی و امیدواری به آرامش مستمندان می کنند و... او سرانجام با تأنی به سؤالم پیرامون انگیزه و احساس خود در کمک به نیازمندان، پاسخ می دهد. «ما- مردم- مسلمان هستیم. وظیفه مان این است که کسی بتواند و استطاعت دارد در راه خیرقدم بردارد و آدم های نیازمند را کمک و مشکلات زندگی شان را برطرف کند.» او در خلوت خویشتن درباره زندگی و دارندگی و توانایی هایش به آن جا می رسد که توانمندی های مالی خود را هزینه امور خیر می کند. «زندگی دودوتا- چهار تا دارد. به معنا و استدلال که آخر و نتیجه کارمان در زندگانی چیست؟... ثروتمندانی بوده اند که پس از حیات خود، وارثان شان بر سر تقسیم مال و منال آنان، کارشان به دعوا کشیده شده است. پول که از زحمت خود به دست آوردیم را برای چه می خواهیم؟ خلاصه آن که ما آخرش با ثروت خود چکار می کنیم؟... چه بهتر که برای سایرین به خیرات بگذاریم. موقعی که ائمه اطهار سفارش کرده اند به مستمندان و درماندگان کمک کنیم، چرا در زمان حضور خود دست افتادگان را نگیریم؟. باید کار خیر انجام دهیم. براساس این تفکر، من بخشی از سرمایه ام را صرف کارهای خیر می کنم.» مسیر سبز کرامت هنگام گفت و گو با «حاج حسین» دو سه بار در اتاق که او در آن مستقر است باز می شود و کسانی از دست اندرکاران برگزاری مراسم می آیند و پیام و پرسش در مورد مراسم دارند. در این حال صدای مداح از بلندگوی حسینیه، فضای اتاق را دربرمی گیرد. این شخص خیر در ادامه صحبت های خود گذرا به چند مورد از کارهای نیکش اشاره می کند از جمله احداث حدود پانزده هزار واحد مسکونی ارزان قیمت در تهران، پیشوا، قرچک و شهرری و واگذاری به خانواده های مختلف کم درآمد نیازمند، ساخت تعدادی مکان ویژه برگزاری مراسم دینی به عنوان حسینیه،، مهدیه، حسینیه و زینبیه در مناطق گوناگون و در مناطق مستضعف نشین و یکی هم در منطقه اتوبان محلاتی محل مراسم سوگواری مذکور است. در این مکان کلاس های رایگان قرائت و آموزش و تجوید قرآن برگزار می شود. نوع دیگر نیکوکاری وی، تهیه جهیزیه برای خانواده های بی بضاعت است. از وی درباره احساس خود نسبت به انجام این گونه کارهای کریمانه و طبعاً شادمانی خانواده های تهیدست و کم درآمد نیازمند به خاطر رفع مشکلات زندگی شان می پرسم. او پس از اندکی مکث می گوید:«هر کس در زندگی راه خودش را می رود.» سوال دیگری دارم: در هنگام رفع مسایل مردمان درمانده و برخی حتی ناامید، برای آنان که ازناایمنی و دغدغه خاطر به امنیت و آسایش نسبی زندگی رسیده اند و هم آن فرد یا افرادی که شرایط ایجاد آسودگی در زندگی محقر مستمند را فراهم کرده اند، از این فعل و انفعال ها طبیعتاً سرشار از احساسات معنوی و پرشور می شوند. به عبارت دیگر مثل آن که یک آدم خیر در آخرین لحظه های اجرای حکم اعدام یک محکوم، پا پیش می گذارد و با تقبل پرداخت دیه و رضایت خانواده ذیحق، جان محکوم را نجات می دهد... احساسات پرشکوه طرفین، روحیه هر انسانی را منقلب می کند جواب این شخص نیکوکار به سوالم، اتفاقاً درباره همین مورد محکوم و نجات است. او این طور می گوید موقعی که پادرمیانی برای بخشش و کسب رضایت برای محکوم به اعدامی هایی شده، بسیار لذت بخش بوده است. «موقعی جوان خانواده ای از دار مجازات رها یافته را می بینم. همین دیدن او سرشار از لذت معنوی است و همینطور هنگامی که پدر و مادر او را می بینم که بسیار خوشحالند، من هم احساس خوشی دارم.» آرامش در حضور دیگران «علی ناصری» پژوهشگر امور اجتماعی درباره احساس افراد نوعدوست و نیکوکار در عمل خیر به مستمندان، می گوید: «موجودی به نام انسان با مصلحت خالق به عنوان اشرف مخلوقات عالم هستی معرفی می شود. بر این اصل لامتغیر، انسان مسئولیت نوع پروری، توزیع شادمانی و شفقت و همین طور نیک و زشت و خست و عواقب آز در زندگی خود و اجتماع دارد. همه این صفات چنانچه به فعل انجامد، تاثیر بخش ذاتی عمل در حول و اطراف زندگی خود و جماعت دیگر هستند. ابوعلی سینای حکیم، جمله ای دارد به این مضمون که «معلم نفس خود و شاگرد دوران خویش باش.» من از این توصیه چنین نتیجه می گیرم انسان چنانچه در امور حیاتی قدری بیشتر تفکر کند و اول و آخر زندگانی را جمع و تفریق کند به این نتیجه می رسد که شاد کردن بینوایان شیرین ترین و انسانی ترین اثر وجود انسان است. انسان که دست بخشندگی و یاری داشته باشد، حضور خود را در زندگی مفید به خیر می داند. مغرور مادیات نمی شود. شما از منظر تاریخی هم که به حیات انسان نگاه کنید می بینید آنان که کاری برای آسایش مردم انجام دادند هنوز پس از صدها سال، مردم یاد آنان هستند و کسانی که به نیازمندان به هر نوع و وسیله کمک می کنند، احساس آرامش و آسایش می کنند. آن هایی که از بخشندگی بهره مند می شوند نیز چنین حس و درکی دارند.» وی می افزاید: «یکی از بارزترین مرام و صفت انسانی مردم ایران، دل رحمی است. همین یک قلم شفقت، واقعاً خیال همدیگرمان را راحت می کند که نیکوکاران دستی بر سر بچه های یتیم می کشند و کورسویی چراغ زندگی مردمانی مستحق و آبرومند را روشنایی می بخشند.» این محقق می گوید: «در واکاوی اجتماعی، در هر جای شهر و دیارمان مردمان بیداردل را می بینیم. این ها را به نوعی می توان گفت تشنه کمک به محتاجان هستند. در بعد بسیار ساده می بینیم به واسطه آن رقت قلبی حتی برای پرندگان در حاشیه گذرگاه ها و پارک دان تغذیه ای می ریزند و خود بانیان و سایرین از دیدن این صحنه ها احساس خوب و رضایت درونی دارند.» * منبع: چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۷، شماره ۱۹۳۱۴