Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 123833
تاریخ انتشار : 25 اسفند 1387 0:0
تعداد بازدید : 12

خاکهای سوغاتی

*مقدمه سالها از پایان جنگ مي گذرد . جنگی که خرابي هاي زیادی به بار آورد و بر ويرانه هاي به ارث رسیده از حاکمان جور ، بخصوص خاندان پهلوی افزود . کشوری که قبل از ويراني هاي جنگ هم ، حقيقتاً هیچ میراث زیربنايی قابل توجه و قابل قبولی از رژیم گذشته ـ که استقلال این ملت را نشان دهد ـ نداشت . بسیاری از آنچه را هم که بود و در طول سالهای متمادی به دست آمده بود جنگ از دست ما گرفت . (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با رئیس جمهور وقت و هیات دولت ، 9 مرداد 1376 ) اما نظام نوپای اسلام در مواجهه با این حادثه دهشتناک ، نه تنها خود را نباخت و متزلزل نشد ،بلکه با انعطافي هوشمندانه و مثال زدنی ، این تهدید بزرگ و خانمان سوز را به فرصتی استثنايي تبدیل کرد . فرصتی که در آن به احياي انديشه هاي ديني و بازسازی هویت غارت شده و به چپاول رفته اش پرداخت و در طول هشت سال دفاع مقدس ، گلستاني بر روي شعله هاي سوزان آن بنا نهاد . گلستاني که در آن گلهاي زیبا و باطراوتي از نو شکفتند و با شمیم جان فزای خود ، روح بزرگ ملت ایران را عطرآگين کردند . جنگ هر چند انسانهاي بزرگی را که سرمايه هاي معنوی گران قدری محسوب مي شدند از دست این ملت گرفت ، اما در کنار این خسران عظیم و کمر شکن ، برکات و دستاوردهای زیادی به همراه آورد. دستاوردهايي که شاید تنها جنگ مي توانست در مجالی کوتاه آنها را به ارمغان بیاورد . جنگ با همه افسوس ها ، تلخي ها و اندوه هاي خود ، به صورت معجزه آسايي توانست روحیه خودباوری ، خوداتکايي ، سلحشوري ، وطن پرستی ،برادری ، شهادت طلبی و ايثارگري را در نهاد ملت ایران نهادینه کرد و استعدادهای خفته و منکوب شده ایشان را بیدار کرده و به فعلت رساند و به راستی که : هر روز ما در جنگ برکتی داشته ايم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ايم . ما انقلاب مان را در جنگ به جهان صادر نموده ايم ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ايم . ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهان خواران کنار زدیم . ما در جنگ ، دوستان و دشمنان مان را شناخته ايم . ما در جنگ به این نتیجه رسیدیم که باند روي پای خود بایستیم . ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شکستیم . ما در جنگ ريشه هاي انقلاب پربار اسلامي مان را محکم کردیم . ما در جنگ حس برادری و وطن پرستی را در نهاد يکايک مردممان بارور کردیم . ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرت ها و ابرقدرتها سالیان سال مي توان مبارزه کرد . جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت . جنگ ما بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت . تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آن چناني برخوردار شد و از همه اینها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت . (صحیفه امام ، ج 21 ، ص 283) ما در جنگ دستاوردهای زیادی داشتیم ، دستاوردهايي که امروز نیز از چشمه زلال آنها ارتزاق مي کنيم و در آینده نیز تنها با تکیه بر آن مي توانيم مسیر حوادث را تغيير دهیم . اينک سالهای متمادی از جنگ مي گذرد ، توپخانه ها ديگر غرش نمي کنند ، هواپيماها دیگر نعره نمي کشند و رگها بریده ، ديگر به رقص در نمي آيند اما مناطق جنگی به مثابه مکانهای مقدسی که الهام مي بخشند و معنویت مي پراکنند ، همچنان پرچمهای خود را به اهتزاز در آورده و هر ساله میزبان فوج فوج اقشار مختلف مردم دلداده اي هستند که در قالب کاروانهاي «راهبان نور» خود را به آنجا مي رسانند تا با شهدای والامقامي که جان شیرین خود را عاشقانه نثار کردند ،عهدی دگرباره بندند . شور و اشتیاقی که ملت بزرگ و قدرشناس ایران ، بخصوص نسل جدید و نوظهور آن ، هر ساله براي تجدید عهد با شهدا و راه پرشکوه آنها از خود نشان مي دهد ، بسیاری از نویسندگان و گزارشگران خارجی را نسبت به چگونگی این میثاق معنوی کنجکاو کرده است . به گونه اي که برخی از ایشان رنج سفر را بر خود هموار کرده و به تهیه و انتشار گزارشهايي از آن اقدام مي کنند . «اسکات پيترسن » نویسنده و گزارشگر روزنامه آمريکايي «کریستین سانس مانیتور» يکي از این افراد است . او طی سفری که در نوروز سال 1386 به ایران داشت ، از مناطق جنگی و موزه شهدای تهران بازدید نمود و در همین راستا دو گزارش کوتاه در روزنامه مطبوعش منتشر کرد. گزارشهاي مزبور از این نظر که موضوع بازدید از مناطق جنگی را از قلم يکي آمريکايي به تصویر مي کشد و بخشی از روحیات متعالی مسافران آن را که رويشهاي جدید انقلاب اسلامی محسوب مي شوند بازگو مي کند ، واجد اهمیت است و مي تواند تا اندازه اي در درک دامنه تاثیرگذاری اردوهای مناطق جنگی موثر افتد . از این رو پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی با اذعان به این که کاروانهاي زیارتی مناطق جنگی يک دستاورد فرهنگی و معنوی محسوب مي شود ، به انتشار این دو گزارش کوتاه مدت مبادرت مي ورزد . ان شاءالله مورد قبول افتد . *خاکهاي سوغاتی ارادت و ایمان «محمدرضا رشیدی» از بطری پلاستیکی آبی پیداست که او هر چند روز يک بار براي شستن قبر شهید محبوبش به قبرستان مي برد . او دانش آموز جوانی است که در دوران جنگ ایران و عراق در سالهای 1980 تا 1988 حتی به دنیا نیامده بود . جنگی که يک میلیون کشته و جانباز به جا گذاشت ( ملت بزرگ ایران در طول هشت سال دفاع مقدس 216 هزار نفر شهید نزدیک به 400 هزار جانباز تقدیم اسلام و انقلاب کرده است .اما ارزشهای انقلاب ایران در سال 1979 از قبیل فرهنگ شهادت و جانبازی در ضمیر او و بسیاری از دانش آموزان مانند او زنده است . رشيدي مي گويد : سربازان با سلاح به جبهه ها نمي رفتند بلکه آنان با نيروي ایمان با دشمن مي جنگيدند . او مي خواهد هنگامی که حضرت مهدي امام غائب دوازدهم ظهور مي کند از زمره سربازان او باشد . وی اضافه مي کند : اين مي تواند يک پیام براي آمریکا باشد که ما از او نمي ترسيم . اگر مي ترسيديم اینهمه شهید نداشتیم . او این مطلب را در قبرستان بسیار بزرگی در اهواز مي گويد که مملو از پرچمهايي است که بر روي مزار شهدا نصب شده اند . این کلمات ممکن است یادآور نمایش تکراری آتش زدن پرچم آمریکا در تظاهراتي باشد که معمولاً به مناسبتهای مختلف در تهران برگزار مي شود . اما این صدا از اهواز و از منطقه اي مي آيد که دو دهه پیش بیشترین سهم را در جنگ با عراق ایفا کرده و هنوز نیز آرمانهای انقلاب را عمیقا حفظ کرده است . این نوع دیدگاه ، همان ایدئولوژی انقلاب اسلامی است که به عنوان چراغ راه آینده از پدر به فرزند و نسلهای بعدی مي رسد . زمانی که ایران در بحرانی شدید به سر مي برد ، چه آن هنگام که سخن از احتمال حمله آمریکا به ایران براي فعالیتهای اتمي اش است و چه هنگامی که ایران 15 ملوان انگلیسی را دستگیر کرد . این معتقدین و وفاداران به نظام مي گويند که دوباره آماده جانفشاني براي حفظ اسلام هستند . حاجي احمد پلاش که فرزند خود را در جنگ از دست داده است مي گوید : آنهايي که ایمان دارند تا آخرین نفس مي جنگند . يک پسر دیگر او و همچنین برادرش جانباز هستند و پسر سومش نیز 10 سال در اسارت بوده است او قسم مي خورد که اگر جنگ شروع شود ، همه خانواده اش آماده خواهند بود : ما 9 برادر هستیم و همگی به جز يکي که جانباز است، به جنگ خواهیم رفت .يک مامور امنیتی در اهواز که نام خود را ذکر نکرد ، اما اشاره کرد که در سن یازده سالگی براي حضور در جبهه ها داوطلب شده است ، جامعه ایران را به سه دسته تقسیم مي کند : حزب اللهي ها ، افرادی در میانه و آنهايي که به خاطر مشکلات کوچکی اعتقادات خود را از دست داده و علیه نظام اعتراض مي کنند . و اضافه مي کند: اما اگر جنگی ميان آمریکا و ایران صورت بگیرد ، حزب الله خواهد جنگید ، بسیاری هم از ميان دو دسته دیگر به آنها خواهند پیوست . چنین اعتقاداتي به طور ویژه در این زمان که ایرانیان نوروز را جشن مي گيرند ، حائز اهمیت است . در این زمان سفرهای زیارتی براي دانش آموزان و خانواده هاي آنان از پیش تنظیم شده که با عناوینی چون «راهبان نور» به القاي ایدئولوژی انقلابی و وطن پرستی مي پردازند . در این سفرها زائران به روي تانکهاي قديمي دوران جنگ ایران و عراق رفته و داستانهای زیادی را از خط مقدم و معجزات الهی ، جان فشاني ها ، نيروي ایمان و از خودگذشتگی مي شنوند. داستانهايي که هدفشان به وجود آوردن تعهد مجددي به نظام اسلامی ایران است . بسیاری تعریف مي کنند که زائران جبهه هاي جنگ ، مقداري از خاک آنجا را درون يک کیسه پلاستیک با خود سوغات مي برند تا یادآور دفاع مقدس باشند . منابع رسمی مي گويند که سال گذشته ششصد هزار بازدید کننده به این منطقه آمده و امسال این رقم بیست درصد افزایش دارد . يکي از نمایندگان پیشین مجلس شورای اسلامی مي گويد : در بسیاری از کشورها قبر سربازان گمنام ، سمبل غرور ملی و عشق به وطن است . منتها تفاوت در مورد ما این است که وطن پرستی با عقاید مذهبی رزمندگان پیوند خورده است . آنچه ایشان از عنایات الهی در دوران جنگ ديده اند ، بنیاد اعتقادات آنان را شکل داده است . بالاترين این اعتقادات عشق به امام حسین (ع) است . امام سوم شیعیان که در کربلا ـ در عراق امروزی ـ در سال 680 میلادی شهید شد . شهادت وی نماد و الگوی جانفشاني مقدسی شد تا سربازان ایران توسط آن به ادامه جنگ تهييج شوند . این نماینده پیشین مجلس اضافه مي کند : آنان منطقه جنگ دیده را به مکان مقدس ملی و مذهبی تبدیل کردند . امروز بازدید کنندگان ، همان جوانهايي هستند که اگر جنگی صورت بگیرد ، به جنگ رفته و کشور را حمایت خواهند کرد .این بسیار زیباست که ببینیم آنها بر روي خاکی نماز مي خوانند و زميني را مي بوسند که از خون آن رزمندگان تر شده است . کمي پشت خط مقدم ، 45 مایل دورتر از مرز ، اهواز و دزفول دوشهري هستند که آوازه میزبانی شهدا را با خود دارند و کماکان میزبانی آنانی خواهند بود که راه شهدا را ادامه مي دهند . در قبرستان اهواز تصویر آیت الله روح الله خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب و فرمانده کل قوا در دوران جنگ و آیت الله علی خامنه اي ولی فقیه کنونی بر روي تابلوهای بزرگ نصب شده است . بر روي يک تابلو نوشته شده است : «حسين چراغ هدایت و کشتی نجات است » . (ان الحسين مصباح الهدي و السفينه النجاه) بعضي دیگر مانند قبری با سنگ سیاه که بر روي تابلوی دیگری نوشته شده است : «شهادت هنر مردان خداست» بعضی از قبر ها به نظر مي رسد که هرگز شسته نشده اند . بعضی دیگر مانند قبری با سنگی سیاه که بر روي آن نوشته شده است «سید علی اکبر فاطمی زاده ، نائل شده به مقام مقدس شهادت در هفده سالگی» به طور منظم نظافت مي شود . علی اکبر خوش نظر جوانی که پدرش نام وی را از نام دوست شهید خود سید علی اکبر فاطمی زاده وام گرفته است ، مي گويد :فاطمي زاده مرد بزرگی بوده است ... چون اگر شهدا نبودند ما الان ایران را نداشتیم . علي اکبر خوش نظر هجده سال دارد و فارغ التحصيل هنرستان برق است . وی که بازوبندي نقره اي و منقش به ادعيه مذهبي بر بازوی خود بسته است ، مي گويد : وقتي من اينجا مي آيم ، روحم آرامش مي گيرد ، پدرم مي گويد علي اکبر يک انسان روحاني بود. در حقيقت اين شهيد هجده ساله نقش بزرگي در زندگي غلامرضا خوش نظر ، پدر علي اکبر داشته است . او دراوايل جنگ وقتي 16 سال داشته ، پسر 12 ساله اي را مي بيند که از خيابان محل زندگي وي با يک اسلحه سنگين مراقبت مي کرده است . اين موضوع بر وي گران آمده و به همين جهت به مسجد محل رفته و در بسيج ثبت نام مي کند . پدر و دوستش علي اکبر با هم در جبهه جنگيده و با هم درس هم مي خواندند . غلامرضا تعريف مي کند که وي و علي اکبر در يک عمليات شرکت داشتند ، ولي واحد علي اکبر نيم ساعت قبل از واحد وي حرکت مي کنند : وقتي او را ديدم ، که يک راکت به وي اصابت کرده و نصف صورتش رفته بود . شهادت وي ضربه هولناکي به من بود و با خودم عهد کردم ، نام فرزندم را علي اکبر بگذارم . غلامرضا يک دفتر فني چاپ دارد و مچ دست خود را در جنگ از دست داده است . البته خود غلامرضا نيز به گفته خودش تا يک قدمي مرگ پيش رفته است . اما با اين وجود جان به در برده است .او مي گويد : نسل ما به مجرد آن که بتوانيم راه برويم ، مي توانيم به جنگ بازگرديم . وقتي ما در خط مقدم بوديم ، شبها را بيدار مي مانديم ، وضو مي گرفتيم و نماز مي خوانديم. تنها چيزي که از خدا مي خواستيم سلامتي امام خميني(ره) و ظهور امام زمان (ع) بود . آن روزها ، ايام بسيار مقدسي بودند . اما هزينه جنگ براي افرادي چون غلامرضا بسيار سنگين بوده است . وي آلبومي از عکسهاي فرسوده را ورق مي زند که همگي از آب آسيب ديده اند . دو سال قبل هنگامي که غلامرضا دچار آسيب ناشي از موج گرفتگي مي شود ، آلبوم را به داخل رودخانه پرت مي کند . غلامرضا مي گويد که آلبوم توسط پسرش علي اکبر حفظ مي شود . غلامرضا در حالي که پوستري را چاپ مي کند که در آن عده اي رزمنده بر روي يک تانک در حال تيراندازي هستند مي گويد : بسياري از دوستانش شهيد شده اند. وي در مقابل عکس آيت الله خميني(ره) که در زمان جنگ به خانواده وي اهدا شده است ، مودبانه مي ايستد . در گوشه عکس سکه اي با چسب نصب شده که مسجد قدس در اورشليم (بيت المقدس ) را نشان مي دهد و توسط فرمانده اي به وي اهدا شده است که گفته است سکه را مستقيماً از امام خميني(ره) گرفته است . غلامرضا معتقد است که به فيض شهادت نرسيده تا بداند چه ميوه لذيذي است و اين فيض را از دست داده است ، او مي گويد : براي من به عنوان ادامه دهنده راه امام خميني (ره) شهادت يک وظيفه است تا از کشورم در مقابل کساني که مي خواهند تمدن را نابود کنند ، دفاع کنم . او مي افزايد : ولي امروز من مي خواهم درست عمل کرده و به سوي خدا بازگردم . من به پسرم گفته ام که علي اکبر براي من تا چه حد عزيز بوده و اين عشق به پسرم نيز منتقل شده است . بنابراين پسرم بر سر مزار آن شهيد مي رود و مشکلاتش را با وي در ميان مي گذارد . از منظري که تا اين جا به طور مشروح توصيف شد . غلامرضا فکر مي کند که ايران مي توانست بر عراق و بر قدرتهاي استعماري آمريکا و اروپا که در دوران جنگ به صدام حسين کمک کردند ، پيروز شود و اينک نيز در صورت وقوع جنگ چنين خواهد کرد .حاجي خزير باوي ، يکي از رزمندگان دوران جنگ در حالي که سوار اتوبوس مي شود تا به عنوان داوطلب به خيل «راهيان نور » بپيوندد ، اظهار مي کند: مسلمان اين گونه فکر مي کند که بدنش متعلق به خودش نيست ،خدا آن را داده و هر وقت بخواهد دوباره آن را مي گيرد . بنابراين چرا آن را براي رضاي خدا فدا نکنيم . او مي گويد : اين اعتقاد آدمهاي زيادي را به خط مقدم جبهه فرستاد . حاجي دوازده سال است که براي قبرستان اهواز کار مي کند . وي اضافه مي کند : آن روزها بعد از هر مراسم به خاک سپاري يک شهيد ، رزمندگان ديگر مي گفتند که براي آنان نيز جا نگاه داريم که شهيد خواهند شد و بعد از چند ماه بدنهاي آنان به اينجا خواهد آمد . عبدالرحمان اسيوند ، رزمنده ديگري مي گويد : نسل جوان امروز نيز براي جنگ به همان اندازه متعهد است . اگر رهبرمان آيت الله خامنه اي حکم جهاد دهد ، خواهيد ديد که جوان 12 ساله به جنگ خواهد رفت . (www.irzndarjahan.net ، ش 14) موزه شهداي تهران موسيقي محزوني در درون موزه اي در تهران ، جايي که آثار هنري مربوط به جنگ و داستانهايي از قهرماني هايي که به منظور الهام بخشيدن به مومنان است ، به گوش مي رسد . تکه هايي از گلوله هاي منفجر شده ، لباسهاي خونين ، دوربينهاي شکاري ، تسبيح هايي که مسلمانان هنگام نماز از آن استفاده مي کنند و نوارهاي مذهبي که متاثر از شعارهاي مربوط به جنگ ايران و عراق در دهه هشتاد ميلادي هستند . در اتاقهايي به چشم مي خورد . مدير موزه مي گويد : در اعتقادات و ايدئولوژي ما ، شهيد بالاترين ارزش و موقعيت را درجامعه دارد . موزه به اين منظور راه اندازي شده است که نشان دهد ، به چه منظور مردم جان خود را براي جنگ تسليم کرده اند. اين راهي است براي ارتباط بين نسل قديمي و نسل جديد . اين پيام توسط گروههايي از دانش آموزان ، دانشجويان ، گروههاي توريستي و افراد متفرقه اي که از جلوي موزه عبور مي کنند ، دريافت مي شود . موزه اي که آن سوي سفارت سابق آمريکا قرار دارد و محل گروگان گيري سال 80-1979 به شمار مي رود . جايي که روي ديوار آن ، هم اکنون تصويري از ايالت متحده و مجسمه آزادي در حالي که سر آن به صورت اسکلت است ديده مي شود . بازديدکنندگان به افسانه هايي از شهداي بلند مرتبه ايران گوش مي دهند . درآنجا احترام ويژه اي براي مصطفی چمران قائل مي شوند، فارغ التحصيل دانشگاه برکلی در کالیفرنیا و دکترای فیزیک پلاسما و وزیر دفاع ایران که در خط مقدم جنگ کشته شد . راهنمای موزه مي گويد : او يکي از شهدای بسیار عالی مقام ماست . او به نامه اي از وی اشاره کرد که در ان وقتی شهادتش قریب الوقوع مي نمود ، به بدنش نوشت و در آن گفت : اي زندگی ! من به زودی از تو جدا مي شوم . او به پاهای خود گفته بود : مي دانم گرفتاري هاي زیادی برايتان درست کرده ام اما در چند دقیقه از من کاملاً آزاد خواهید شد و به آسایش خواهید رسید . او به قلب خود گفته بود : اين چند لحظه آخر را نیز تاب بیاور . (www.irzndarjahan.net ، ش 21.) ژي نوشت: ١ -