Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 124249
تاریخ انتشار : 2 فروردین 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 165

عصر شکوفایی - ١٧

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری
مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *** *فصل اول: نماد ستمشاهى *غارت ثروت‏ها روزگارى بر اثر سلطه دستگاه‏هاى فاسد و نفوذ بيگانگان در همه اعماق اين كشور بزرگ، همه منابع حياتى، به نحوى هدر مى‏رفت. منابع مادّى و انسانى نابود مى‏شد و منابع معنوى، فكرى و عقيدتى، رو به اندراس مى‏رفت. آن روز، كسانى كه در دنيا داعيه صاحب اختيارى همه عالم را داشتند، از ايران راضى بودند. آن روز، كسانى كه ملت‏ها را، بَرده خويش مى‏خواندند، ايرانِ دوران استبداد را تعريف و ستايش مى‏كردند. ايرانِ آن روز، براى بيگانگان و طمعكاران خارجى، بهشت بود؛ براى كسانى كه جز به زيان ملت ايران اقدامى نمى‏كردند، نقطه امنى بود؛ اما براى ملت ايران، براى صاحبان اين سرزمين و براى فرزندان اين خانه، فضايى ناامن، زندگى‏اى ناخوش، محيطى از همه سو ياس‏آور و مرگبار به شمار مى‏آمد. جوان اين مملكت، احساس افتخار نمى‏كرد. دانشجوى اين مملكت، آن روز، همه همّتش اين بود كه خود را به نحوى به بيرون از اين مرزها برساند و همان‏جا سرگرم شود. كسانى كه مى‏خواستند براى كشور و ملت خود تلاش كنند، خونِ دل مى‏خوردند. امروز ايران، يك ايران مستقلّ است. امروز ملت ايران، زير بارِ تحميلى هيچ زورگويى در دنيا، سر خم نمى‏كند. امروز ملت ايران، از امكانات مادّى و معنوى‏اش، براى كشور و امروز و آينده خود استفاده مى‏كند. امروز نيروهاى مسلّح كشور ايران مى‏دانند براى چه و كه مجهّز مى‏شوند. مى‏دانند كه بارِ مقدّس و افتخارآفرينِ دفاع از ملت، كشور و مقدّسات ملى، بر دوش آنهاست؛ از آن لذت مى‏برند و به آن افتخار مى‏كنند. امروز نيروهاى مسلّح مجبور نيستند زورگويان و عناصر خارجى را در ميان، يا بالاى سرِ خود ببينند. همين دوره‏هايى كه امروز دانشجويان نظامى ما - چه در اين دانشگاه كه، بحمداللَّه سطح راقيه‏اى دارد و چه در دانشگاه‏هاى ديگر نظامى - فرامى‏گيرند، پيش از اين، مجبور بودند براى فراگرفتنش، به خارج از اين مرزها بروند، تحميل‏ها را تحمّل كنند و تحقيرها را بپذيرند، تا چيزى ياد بگيرند يا نگيرند. كسانى كه براى خودشان حقّ تصميم‏گيرى براى ملت‏ها و كشورهاى جهان قائلند، ملت ايران، نظامى ايران، عنصر ايرانى و همه ملت‏هاى غير خودشان را، انسان‏هاى درجه دوم به حساب مى‏آورند. متاسّفانه، امروز هم نسبت به كشورهايى كه تحميلات آنها را پذيرفته‏اند، همين‏طورند. امروز، زورگويان عالم از ملت و حكومت ايران و نظام جمهورى اسلامى ناراضى‏اند و حق هم دارند كه ناراضى باشند.١ رژيم پهلوى كه در بى‏كفايتى و فساد و سرسپردگى به بيگانگان در ميان حكومت‏هاى فاسد اين منطقه از همه روسياهتر بود، در طول ده‏ها سال حكومت خود بزرگترين ضربه‏ها را برملت و كشور ايران وارد آورده بود؛ ملت را با ديكتاتورى خشن و سركوب بى‏رحمانه از صحنه سياسى كشور بيرون رانده، منافع كشور را قربانى بند و بست با قدرت‏هاى مداخله‏گر و كمپانى‏هاى غارتگر كرده، جوانان را با رواج ابتذال و شهوترانى از انديشيدن به سرنوشت كشور باز داشته و صداى هر معترض و آزادى‏خواهى را در گلو شكسته بود. با نابود كردن كشاورزى ملى و وابسته كردن صنعت ناقص و معيوب، و بازگذاشتن دست بيگانگان حريص و نوكران دربار و غارت منابع نفتى و بذل و بخشش ثروت ملى به اربابان آمريكايى و اروپايى و ويران كردن روستاها و تبديل ايران به بازار كالاهاى بى‏ارزش خارجى و پس مانده محصولات كشاورزى آمريكا و برنامه‏هاى خائنانه ديگرى از اين قبيل، اقتصاد كشور را دچار انحطاط مزمن و وابسته به اراده قدرت‏هاى خارجى كرده و رگ حيات ملت را به دست دشمنان سپرده بود. ايمان و فرهنگ و اعتقادات ملت ايران را به تمسخر گرفته و با تحقير آن و ترويج تحميلى فرهنگ غرب، به مبارزه‏اى جدى با خودباورى و اعتماد بنفس اين ملت بزرگ كمر بسته بود. دين و روحانيت را كه در طول چند قرن هميشه منشأ حق‏طلبى و عدالت‏خواهى و آزادگى و سنگر اصلى مقاومت در برابر تهاجم بيگانگان و ستمگران و مستبدان بودند، مورد سخت‏ترين انتقام‏ها قرار داده و با همه وسائل زور و تهديد و تهمت و تبليغ با آنها رفتار مى‏كرد. در حالى كه فقر و تنگدستى و گرسنگى و سطح پائين زندگى گلوى اكثريت ملت ايران را مى‏فشرد، اسراف و ولخرجى و تجمل و زندگى‏هاى افسانه‏وار و كاخ‏هاى شاه و خانواده و رجال دربارى و فرماندهان نظامى‏اش از يك طرف و غارت منابع ملى بوسيله كمپانى‏هاى بيگانه و دلاّلاّن داخليشان از طرف ديگر، روزبه‏روز عرصه را بر مردم تنگتر مى‏كرد. احكام نجات‏بخش اسلام بدست گنه‏كارِ سرانِ رژيم، بكلى از صحنه زندگى اجتماعى خارج شده و حتى رعايت تقواى دينى و نماز و عبادت در محيطهاىِ زير نفوذ مستقيمِ رژيم، مانند محيطهاى نظامى و آموزشى، مورد تمسخر و در مواردى جرم بود. كمترين انتقادى از رژيم ظالم و سفاك با برخوردهاى خشن و خونين روبرو مى‏شد و ساواكِ جهنمى شاه كه بوسيله سياى آمريكا و صهيونيست‏هاى ضد بشر سازماندهى و تجهيز شده بود. سخت‏ترين شكنجه‏ها و مخوفترين زندان‏ها را براى سركوب كسانى كه جرئت مقابله با آن رژيم را به خود مى‏دادند، آماده داشت. حوزه‏هاى علميه و طلاب و علماى مبارز و جوانان و دانشجويان و دانشگاه‏ها، بخصوص آنهائى كه از دين و مبارزات دينى دم مى‏زدند، مورد خشن‏ترين وحشيگرى‏ها قرار مى‏گرفتند. كشور رو به ويرانى، ايمان دينى رو به اضمحلال، استقلال و عزت و شرف ملى مورد غارت بيگانگان و آينده ايران و ايرانى بشدت تيره و سياه بود. نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى1 عظيم در ميانه سال‏هاى 1341 تا 1357 در چنين شرائطى آغاز شد و رشد و تكامل يافت. امام بزرگوار ما با تكيه به تعاليم اسلام ناب محمدى9، و با اعتماد به ايمان دينى مردم، و با شجاعت و اخلاص و توكل كم‏نظير خود، راه مبارزه را در ميان سختى‏ها و مصائب طاقت‏فرسا گشود و پيش رفت و صبورانه و پيامبرگونه ذهن و دل مردم را با واقعيت‏هاى تلخ و راه علاج آن آشنا كرد. ملت ايران كه از اولين قدم‏ها به نداى اين مرد الهى و روحانى گوش فراداده و به منطق حق و درس روشنگر او دل بسته بودند، با انگيزه نيرومند ايمان و عشق به اسلام، فداكارى‏ها و جانفشانى‏هاى فراموش ناشدنى كردند رژيم پهلوى كه در بى‏كفايتى و فساد و سرسپردگى به بيگانگان در ميان حكومت‏هاى فاسد اين منطقه از همه روسياهتر بود، در طول ده‏ها سال حكومت خود بزرگترين ضربه‏ها را برملت و كشور ايران وارد آورده بود؛ ملت را با ديكتاتورى خشن و سركوب بى‏رحمانه از صحنه سياسى كشور بيرون رانده، منافع كشور را قربانى بند و بست با قدرت‏هاى مداخله‏گر و كمپانى‏هاى غارتگر كرده، جوانان را با رواج ابتذال و شهوترانى از انديشيدن به سرنوشت كشور باز داشته و صداى هر معترض و آزادى‏خواهى را در گلو شكسته بود. با نابود كردن كشاورزى ملى و وابسته كردن صنعت ناقص و معيوب، و بازگذاشتن دست بيگانگان حريص و نوكران دربار و غارت منابع نفتى و بذل و بخشش ثروت ملى به اربابان آمريكايى و اروپايى و ويران كردن روستاها و تبديل ايران به بازار كالاهاى بى‏ارزش خارجى و پس مانده محصولات كشاورزى آمريكا و برنامه‏هاى خائنانه ديگرى از اين قبيل، اقتصاد كشور را دچار انحطاط مزمن و وابسته به اراده قدرت‏هاى خارجى كرده و رگ حيات ملت را به دست دشمنان سپرده بود. ايمان و فرهنگ و اعتقادات ملت ايران را به تمسخر گرفته و با تحقير آن و ترويج تحميلى فرهنگ غرب، به مبارزه‏اى جدى با خودباورى و اعتماد بنفس اين ملت بزرگ كمر بسته بود. دين و روحانيت را كه در طول چند قرن هميشه منشأ حق‏طلبى و عدالت‏خواهى و آزادگى و سنگر اصلى مقاومت در برابر تهاجم بيگانگان و ستمگران و مستبدان بودند، مورد سخت‏ترين انتقام‏ها قرار داده و با همه وسائل زور و تهديد و تهمت و تبليغ با آنها رفتار مى‏كرد. در حالى كه فقر و تنگدستى و گرسنگى و سطح پائين زندگى گلوى اكثريت ملت ايران را مى‏فشرد، اسراف و ولخرجى و تجمل و زندگى‏هاى افسانه‏وار و كاخ‏هاى شاه و خانواده و رجال دربارى و فرماندهان نظامى‏اش از يك طرف و غارت منابع ملى بوسيله كمپانى‏هاى بيگانه و دلاّلاّن داخليشان از طرف ديگر، روزبه‏روز عرصه را بر مردم تنگتر مى‏كرد. احكام نجات‏بخش اسلام بدست گنه‏كارِ سرانِ رژيم، بكلى از صحنه زندگى اجتماعى خارج شده و حتى رعايت تقواى دينى و نماز و عبادت در محيطهاىِ زير نفوذ مستقيمِ رژيم، مانند محيطهاى نظامى و آموزشى، مورد تمسخر و در مواردى جرم بود. كمترين انتقادى از رژيم ظالم و سفاك با برخوردهاى خشن و خونين روبرو مى‏شد و ساواكِ جهنمى شاه كه بوسيله سياى آمريكا و صهيونيست‏هاى ضد بشر سازماندهى و تجهيز شده بود سخت‏ترين شكنجه‏ها و مخوفترين زندان‏ها را براى سركوب كسانى كه جرئت مقابله با آن رژيم را به خود مى‏دادند، آماده داشت. حوزه‏هاى علميه و طلاب و علماى مبارز و جوانان و دانشجويان و دانشگاه‏ها، بخصوص آنهائى كه از دين و مبارزات دينى دم مى‏زدند، مورد خشن‏ترين وحشيگرى‏ها قرار مى‏گرفتند. كشور رو به ويرانى، ايمان دينى رو به اضمحلال، استقلال و عزت و شرف ملى مورد غارت بيگانگان و آينده ايران و ايرانى بشدت تيره و سياه بود. نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى عظيم در ميانه سال‏هاى 1341 تا 1357 در چنين شرائطى آغاز شد و رشد و تكامل يافت. امام بزرگوار ما با تكيه به تعاليم اسلام ناب محمدى، و با اعتماد به ايمان دينى مردم، و با شجاعت و اخلاص و توكل كم‏نظير خود، راه مبارزه را در ميان سختى‏ها و مصائب طاقت‏فرسا گشود و پيش رفت و صبورانه و پيامبرگونه ذهن و دل مردم را با واقعيت‏هاى تلخ و راه علاج آن آشنا كرد. ملت ايران كه از اولين قدم‏ها به نداى اين مرد الهى و روحانى گوش فراداده و به منطق حق و درس روشنگر او دل بسته بودند، با انگيزه نيرومند ايمان و عشق به اسلام، فداكارى‏ها و جانفشانى‏هاى فراموش ناشدنى كردند.٢ پی نوشت : ١ - بيانات مقام معظم رهبرى در مراسم صبحگاه نيروى هوايى، 26 آذر 1374 ٢ - پيام مقام معظم رهبى به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامى، 21 بهمن 1377 ادامه دارد...