Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 125059
تاریخ انتشار : 16 فروردین 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 6

نگاهي به كاركرد 30 ساله راديو رسانه اي براي مديريت بحران

فاطمه رحيمي
10 سالگي: صداي اين مارش براي همه آشناست. حتما رزمندگان ايران در يك عمليات ديگر پيروز شده اند، نفس ها در سينه حبس شده، صداي حماسي محمود كريمي به انتظارها پايان مي دهد: شنوندگان عزيز توجه فرماييد؛ خونين شهر، خرمشهر آزاد شد. 20 سالگي: امروز ترافيك بيشتر از روزهاي ديگر به نظر مي رسد، مرد راننده پشتي صندلي اش را تكان مي دهد و خسته و بي حوصله پيچ راديو را باز مي كند: شنونده گرامي صبح روز سه شنبه شما به خير و خوبي ... صداي موسيقي در اتومبيل مي پيچد: شبانگاهان تا حريم فلك چون زبانه كشد سوز آوازم / شرر ريزد بي امان به دل ساكنان فلك ناله سازم... 30 سالگي: مادر بزرگ از صبح زود دارد راديو قرآن گوش مي كند. پدر از خانه بيرون زده، توي راه راديو پيام را مي شنود، بزرگراه همت مسدود شده راهش را به بزرگراه رسالت تغيير مي دهد. به محل كارش كه مي رسد صداي بازرگان را از راديو تجارت گوش مي كند. مادر، راديو سلامت را انتخاب كرده امروز قرار است راجع به ديابت صحبت شود. دختر جوان با همكلاسي هايش راجع به پارازيت راديو جوان حرف مي زند و پسر، بحث هاي چالشي راديو ورزش با بازيكنان فوتبال را خيلي دوست دارد... نكته اول: راديو بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران اگرچه پيوندي ديرين با گذشته خود داشت اما گويي يك بار ديگر متولد شد. نكته دوم: سرگذشت راديو در اين 30 سال، در 3 دوره متفاوت 10 ساله جالب و شنيدني است. نكته سوم: راديو در مرحله چهارم حيات بعد از انقلاب خود وارد عرصه هاي جديدي شده است كه درباره به ثمر رسيدن ايده آل ها و آرمان هايش بايد حداقل 10 سال ديگر منتظر بود و آنگاه قضاوت كرد. چند ساعت پس از پيروزي انقلاب اسلامي و از آن لحظه اي كه راديو بيانيه شوراي انقلاب را كه توسط آيت لله هاشمي رفسنجاني در تالار اجتماعات مدرسه رفاه قرائت شد پخش كرد، اين رسانه حيات بعد از انقلاب خود را آغاز كرد و به رسانه اي انقلابي اسلامي تبديل شد. سرگذشت راديو با تلويزيون در آن روزها خيلي فرق مي كند. راديو به خاطر حضور برخي از بزرگان عرصه هنر و قلم كشور به مفاسد رايج روز آنچنان آلوده نشده بود و علاوه بر فرهيختگان جامعه خيلي از مردم هم راديو را به تلويزيون ترجيح مي دادند. كم هزينه بودن و به راحتي در دسترس قرار گرفتن در كنار دلايل ديگري همه دست به دست هم داده بودند كه راديو رسانه منحصر به فرد زمان خودش باشد. اما وقتي كه انقلاب پيروز شد عصر طلايي راديو هم آغاز شد چون راديو رسانه بحران بوده و هست و در دوران جنگ و انقلاب از تمام ظرفيت هايش استفاده كرد براي اين كه دوران بحران را مديريت بحران كند. دوره اول/ 10 سالگي هفته اول مهر 58 يعني 7 ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي جنگ شروع شد، عراق اطراف فرودگاه مهرآباد را بمباران كرده بود، پچپچه هايي در داخل شهر شنيده مي شد، نيمروز بود، در آن ساعات اگر تلويزيون را روشن مي كردي بجز برفك (اصطلاح مرسوم آن زمان براي ساعاتي كه تلويزيون برنامه نداشت) چيزي نمي ديدي، راديو ها روشن شد. برنامه «برگي از تاريخ» در حال پخش بود و درباره سگ اشرف پهلوي صحبت مي كرد؛ مردم به راديو زنگ زدند: جنگ شده چرا چيزي نمي گوييد؟ محمد جواد ياسيني، مدير وقت پخش راديو با شهيد بهشتي تماس مي گيرد و جواب مي شنود: «ما مي رويم جلسه شوراي عالي انقلاب بيانيه صادر كنيم، بعد شما آن را بخوانيد.» اما تا تمام شدن جلسه شوراي عالي انقلاب زمان زيادي طول مي كشد، مردم به راديو زنگ مي زنند، ممكن است اعتمادشان سلب شود؛ ياسيني و همكارانش تصميم مي گيرند، راديو اعلام مي كند: سر و صداهايي شنيده شده ما هم مثل شما مردم عزيز در انتظار اخبار تكميلي هستيم ... خبرهاي تلكس خوانده مي شوند و حوالي عصر حضرت آيت الله خامنه اي به نمايندگي اعضاي شوراي عالي انقلاب بيانيه را به صورت تلفني در راديو قرائت مي كنند.... جنگ آغاز شد و مردم راديو هاي كوچك باتري خور خريدند براي اين كه هميشه اخبار همراه و در دسترشان باشد. شروع عصر طلايي راديو راديو در 10 سال اول حيات خود بعد از انقلاب يعني بين سال هاي 57 تا 67 از اهميت دوچنداني برخوردار شد؛ اول به اين دليل كه راديو به عنوان مردمي ترين رسانه از سوي شخص امام خميني (ره) كنترل مي شد و حتي گاهي ايشان مواردي را از طريق حاج احمد آقا به مديران و برنامه سازان راديو گوشزد مي كردند. دوم به اين دليل كه راديو حلقه ارتباط مردم و رزمندگان بود، چون در همه جبهه ها شنيده مي شد. براي همين است كه راديويي ها حضور در راديو را در آن روزها مثل حضور در خط مقدم مي دانستند. سوم به اين دليل كه راديو 24 ساعته شنيده مي شد. در بمباران ها و خاموشي ها هم محدوديتي براي روشن بودن آن وجود نداشت. چهارم هم به اين دليل كه در عمليات ها تهيه گزارش هاي زنده راديويي به مراتب راحت تر از تهيه گزارش هاي تلويزيوني بود. تلويزيون در آن شرايط خيلي وقت ها ناچار بود با مونتاژ تصاوير، گزارش هاي راديويي را در بخش هاي خبري و برنامه اي خود رله كند. گواه اين اهميت فراوان همين بس كه همه داستان ها و رمان هايي كه دوران جنگ را روايت كرده اند، نتوانسته اند نسبت به حضور بي چون و چراي راديو بي تفاوت باشند. در خيلي از اين آثار راديو گاهي راوي و گاهي حتي داناي كل مي شود. خط مقدم 15 خرداد ارتباط راديو با ستاد تبليغات جنگ در آن روزها لحظه به لحظه برقرار مي شد و مدير پخش راديو عضو ستاد تبليغات جنگ هم بود. بعضي از روزهاي خاص كه عملياتي در پيش يا در حال انجام بود، تعداد دفعات ارتباط راديو با ستاد حتي از بخش هاي خبري هم بيشتر مي شد. در اغلب عمليات ها راديو اطلاعاتي داشت كه بايد در برنامه هاي زنده اش بتدريج ارائه مي كرد و تا تمام نشدن عمليات هم نبايد همه اطلاعات لو مي رفت و اين كار بچه هاي راديو را سخت مي كرد. علاوه بر اين آرشيو موسيقي موجود راديو جوابگوي لحظات خاص نبود. بنابراين توليد موسيقي هاي حماسي به شكل انبوه شروع شد. تهيه گزارش از خط مقدم هم دنياي ديگري بود اغلب گزارشگران راديو با هيجان و حالات خاصي گزارش هايشان را ارائه مي كردند. آن وقت ها از تلفن همراه و ارتباط زنده هم كه خبري نبود يا گزارشگران از طريق بيسيم گزارش مي كردند يا اين كه نوارهاي خود را به اهواز مي فرستادند و آنجا از طريق خط برگشت پخش مي شد و خلاصه اين كه آنها كه در جبهه ها بودند دل به اين خوش مي كردند كه از حال و احوال كشور از طريق همين راديو آگاه مي شوند و آنها كه در شهرها و روستاها بودند شرح دلاوري هاي فرزندان ايران را از راديو مي شنيدند. راديو تا پايان دوران دفاع مقدس رسانه بلامنازع بود. تحريريه پخش راديو در روزهاي جنگ مثل اتاق فكر عمل مي كرد. نويسندگان در 2 نوبت و به صورت 24 ساعته در پخش حضور داشتند و متناسب با شرايط مطالبي را به تحرير در مي آوردند. گاهي وظيفه آنها توليد متن هاي حماسي بود و گاهي بايد رويدادها را تحليل مي كردند. فتح الله جوادي، يكي از آن نويسندگان در خاطرات خود مي گويد: از اتاق تحريريه تا استوديو 50 متر فاصله بود. در روزهاي عمليات ما اين فاصله را مدام مي دويديم. گاهي فرصت بازبيني مطالب وجود نداشت. گاهي فرياد تهيه كننده كه مي خواست مطلب بعدي را بسرعت به او برسانيم وادارمان مي كرد جملات آخر را در راه بنويسيم. گاهي در اتاق فرمان و گاهي كنار گوينده مي نشستيم و مي نوشتيم. براي خود من ده ها بار پيش آمد كه حس كردم تسلط ما بر شرايط موجود در لحظه هاي حساس پخش زنده در اوج عمليات جنگي نوعي معجزه است. ساده ترينش اين بود كه درست در همان لحظه اي كه من واژه اي را گم كرده بودم همان كلمه بر زبان يكي از همكاران جاري مي شد. تا سال 65 بيشتر بار اطلا ع رساني و تبليغاتي جنگ بر دوش پخش راديو بود و برنامه سازان توليد به رغم اين كه تلاش مي كردند برنامه هايي را متناسب با شرايط روز جامعه و حال و هواي جنگ توليد كنند اما وظايف ديگري هم داشتند تا اين كه در سال 65 راديو جبهه راه اندازي شد. تا آن موقع تصور همه اين بود كه جنگ به زودي تمام خواهد شد اما بعد از سال 65 مشخص شد كه دشمن قصد دارد با فرسايشي كردن جنگ به اهداف خود دست يابد. در چنين شرايطي بايد يكي ديگر از ظرفيت هاي پنهان روي كار مي آمد تا هم پاسخي باشد براي دشمن و هم اين كه به مردم اميد و روحيه بدهد. به همين دليل راديو جبهه با روزي 3 ساعت برنامه از 30/8 تا 30/11 هر روز صبح راه اندازي شد. برنامه ها از تهران پخش مي شد و اهواز و كرمانشاه هم صداي آن را تقويت مي كردند. يعني در بيش از 90 درصد مناطق جنگي و خطوط مقدم صداي راديو جبهه به عنوان رسانه مستقل براي فضاسازي در داخل جبهه ها شنيده مي شد. به اين ترتيب برنامه سازان و مديران راديو مي توانستند ميان مسائل پشت جبهه و مسائل جبهه تفكيك قائل شوند و براي هر كدام جداگانه برنامه سازي كنند. گذر از دوره بحران انعكاس رويداد هاي جنگ، روحيه بخشي به مردم و ... تنها كار راديو در آن روزها نبود. خيلي از برنامه هاي راديو در آن روزگار مورد توجه و علاقه مردم قرار مي گرفتند؛ برنامه هايي مثل خانه و خانواده، صبح جمعه با شما و راه زندگي كه مردم با آنها زندگي مي كردند؛ برنامه هايي كه درباره اقبال هركدام از آنها مي توان بسيار فكر و صحبت كرد... فقط يك جمله را مي توان با يقين گفت: مردم در آن روزها با راديو زندگي مي كردند ... اين دوره 10 ساله با تمام فراز و نشيب هايش تمام شد و راديو توانست از دوران بحران با موفقيت و سربلندي بيرون بيايد و عصر طلايي خود را سپري كند. دوره دوم/ 20 سالگي از سال 67 دوره دوم حيات راديو بعد از انقلاب شروع شد و تا سال 77 نيز ادامه يافت، در اين دوره توجه جامعه به تلويزيون معطوف شد. اول، ساعات پخش برنامه هاي سيما بعد هم شبكه هاي تلويزيوني گسترش يافتند، جذابيت هاي اين جادوگر خانگي آنقدر بود كه تئاتر و سينما هم تحت الشعاع قرار گرفتند و با بحران روبه رو شدند. تازه راديو همين يك رقيب را نداشت، ويدئو هاي خانگي و ضبط صوت ها بسرعت به خانه ها نفوذ مي كردند، نشريات كاغذي هر روز بيشتر مي شدند و همه اينها مجال نفس كشيدن را از راديو مي گرفت. انگار راديو براي مردم ديگر چندان لطفي نداشت و شايد هم تكراري به نظر مي رسيد. كار به آنجا رسيد كه برنامه هاي پر طرفدار راديو هم با ريزش مخاطب روبه رو شدند. به طور مثال، برنامه صبح جمعه تا 20 درصد، برنامه خانواده تا 6 درصد و برنامه سلام صبح به خير تا 2 درصد، افت مخاطب پيدا كردند. در صورتي كه در دوره عصر طلايي راديو، ميزان شنونده هاي صبح جمعه 57 تا 60 درصد، سلام صبح بخير بين 30 تا 40درصد و برنامه خانواده 20 درصد بود. كاركنان راديو احساس مي كردند با شكست مواجه شده اند و راهي را براي نفوذ به مخاطب نمي شناسند. البته اين قاعده درباره برخي از برنامه هاي راديو صدق نمي كرد. چون برنامه هايي مثل «سلام صبح بخير» با رويكرد جديدي كه براي خود طراحي كرد، «صبح جمعه با شما» به خاطر بداهه گويي و تيپ سازي هاي متنوع در برنامه طنز راديويي «از پنجشنبه تا پنجشنبه چه خبر» با اجراي داريوش كاردان و سري برنامه هاي «راه شب» راديو به خاطر همنفس بودن با شنونده همچنان طرفداران خاص خود را داشتند. اما يك ويژگي در راديو خيلي مهم است و آن را از تلويزيون مستثنا مي كند. در تلويزيون برنامه ها هستند كه مخاطب دارند، اما در راديو اين شبكه ها هستند كه شنونده دارند. به همين دليل پرطرفدار بودن چند برنامه نمي توانست اقبال عمومي براي راديو به همراه داشته باشد. برنامه سازان دو گروه شدند، گروهي به ساختار برنامه ها عنايت داشتند و گروهي هم محتوا محور بودند. البته همه قصد داشتند در مسيري حركت كنند كه مورد قبول مخاطب باشد. راديويي ها دست به كار شدند و هر جا كه مي توانستند از ضرورت بقاي راديو به عنوان رسانه اي مهم، تاثيرگذار و گرم حرف زدند. حتي از تريبون رسانه هاي ديگر براي تبليغ خود استفاده مي كردند. در آن موقع غير از راديو قرآن كه در قالب شبكه اي مستقل كارش را از سال 62 آغاز كرده بود، 2 كانال راديويي وجود داشت؛ شبكه سراسري و شبكه 2 راديو كه بعد ها به نام فرهنگ شناخته شد. در چنين شرايطي كه ميزان قابل توجهي از اعتبارات سازمان صدا و سيما به سوي تلويزيون جاري بود، راديويي ها براي توسعه شبكه هاي خود خيز برداشتند. مثلا در سال 72 راديو پيام و شبكه تهران در قالب گروه استان راه اندازي شدند و در سال 75 هم راديو جوان با ماموريت جذب مخاطب جوان به ميدان آمد. توسعه كمي به تنهايي نمي توانست كارساز باشد. راديو براي ادامه حيات خود ناچار بود مساله استراتژيكي خود را حل كند. مساله استراتژيك يعني مساله اي كه بقا يا پيشرفت سازماني را تهديد مي كند. كارشناسان اين عرصه معتقدند در هر سازماني كه با نوعي بحران روبه رو شده است، اگر مساله استراتژيك حل شود، مسائل بعدي تا حدي حل مي شوند ولي اگر اين مساله حل نشده باقي بماند و مسائل بعدي حل شود، حتما آن مساله اصلي باقي مي ماند و به كار لطمه مي زند. شناخت مساله استراتژيك هم نوعي اكتشاف است كه بايد درون خود سازمان اتفاق بيفتد. مساله استراتژيك راديو هم كه در سال هاي پاياني دوره دوم كشف شد، اين بود: حفظ مخاطب فعلي و جذب مخاطب جديد. دوره سوم/ 30 سالگي دوره سوم حيات پس از انقلاب راديو با تولد راديو معارف در سال 77 آغاز شد. حالا ديگر راديو، مساله اصلي خود را دريافته بود. بايد مخاطب قديمي و فعلي حفظ شود و مخاطب جديد هم بيايد. براي تحقق اين مهم، راديو بايد محيط شناسي مي كرد. مديريت پيام، اثربخشي، رقابت پذيري، ارتقاي كيفي، كارآمدسازي، توجه خاص به مخاطبان، ايجاد تحول و تنوع، توجه به گروه هاي مختلف اجتماعي و افزايش بهره وري اهدافي بودند كه راديو براي خود تعريف كرد تا بتواند همچنان در سپهر رسانه اي كشور به حياتش ادامه دهد. ساده اين كه حالا ديگر راديو براي خود كاركردها و ماموريت هاي جديدي را تعريف كرده بود. مردم ديگر علاقه اي به شنيدن برنامه هاي تفريحي راديو ندارند، چه اشكالي دارد؟ راديو مي تواند اطلاع رساني به لحظه كند. مي تواند از ظرفيت منحصر به فرد خود در ارائه سريع اطلاعات بهره بگيرد و بي بديل باشد. راديو حالا مي تواند به گروه هاي مختلف مردم، آموزش هاي تخصصي بدهد. اصلا ذات هيچ رسانه اي زوال پذير نيست منتها بقاي هر رسانه اي هم مشروط به تغيير متناسب با نياز جامعه و كاركردهاي خودش است. براي تحقق هدف بزرگ بقاي راديو 12 راهبرد تعريف شد. توسعه تخصصي توسعه شبكه هاي تخصصي راديو، راهبرد اول بود. به اين ترتيب، شبكه هاي راديويي ايران به 3 گروه تقسيم شدند؛ نخست: شبكه هاي عمومي، مثل راديو ايران، راديوتهران، پيام، البرز. دوم: شبكه هاي اختصاصي مثل فرهنگ، جوان، گفتگو، ورزش و معارف (كه اختصاص به گروه هاي خاصي از جامعه دارند) و سوم شبكه هاي تخصصي مثل سلامت، قرآن و تجارت. توسعه تخصصي شبكه ها بسرعت در دستور كار قرار گرفت و به فاصله 10 سال شبكه هاي مختلفي راه اندازي شدند. سال 77 راديو معارف آمد. سال 78 نوبت تولد راديو ورزش بود. به همين ترتيب، سال هاي بعد راديو هاي سلامت، تجارت، ايران صدا، نداي اسلام (راديو معارف انگليسي)، صداي آشنا، گفتگو و آوا و نوا راه اندازي شدند (راديو نمايش و راديو خانواده هم بزودي تاسيس خواهند شد) در ابتدا تصور برخي اين بود كه راديو به جاي توسعه كمي بايد به ارتقاي كيفي فكر كند چون به زعم آنها مخاطب راديو داشت از دست مي رفت و بايد كاري انجام مي شد اما مرور زمان ثابت كرد كه شبكه هاي تخصصي و اختصاصي به خاطر طرح موضوعاتي خاص كه مورد توجه گروه هاي مختلفي از جامعه هستند، خود به خود در جذب مخاطب موثر واقع مي شوند و حالا هم كه ديگر نيازي به اين توضيح نيست كه بگوييم هر كدام از شبكه هاي تخصصي و اختصاصي چقدر شنونده دارند، چون آمارهاي گويايي منتشر شده و مي شوند. پرواز پرنده كوچك خوش صدا يكي ديگر از راهبردهاي راديو «پرواز» بود. راديو خوش صداست مثل يك پرنده كوچك، منتها بايد پرواز كند تا در ميان انبوه پرندگان غول پيكر ديده شود. اين تعبير دكتر خجسته از راديوست. راديو بايد از پيله خود بيرون مي آمد و در سطح بين المللي و داخلي ايران ديده مي شد. ايده جشنواره راديو در 60 سالگي راديو تحقق پيدا كرد. راديويي ها ارديبهشت سال 79 به زيباكنار رفتند تا هم 60 سالگي راديو را جشن بگيرند و هم در رقابتي دوستانه شركت كنند. اين جشنواره از دوره چهارم بين المللي شد و تا آنجا پيش رفت كه در تقويم اتحاديه راديو تلويزيون هاي كشورهاي آسيا و اقيانوسيه جاي بگيرد. در دوره نهم هم با همكاريABU اجلاس بين المللي راديو در ايران برگزار شد. خلاصه اين كه راديو در اين سال ها در 2 سطح داخلي و جهاني از داخل خودش بيرون آمد و به مجامع علمي، دانشگاهي و همايش هاي مختلفي وارد شد. برخي برنامه ها و جشنواره ها را هم مثل جشن قرآني تسنيم يا تجليل از پيرغلامان اهل بيت(ع) شبكه هاي راديويي طراحي كردند كه ورود راديو را در ميان مردم به همراه داشت. اجلاس هاي راديوهاي قرآني و اسلامي، اتفاق ديگري بود كه به تاسيس اتحاديه راديوهاي قرآني منجر شد و بسيار مورد استقبال مسلمانان جهان قرار گرفت. ورود به حوزه هاي علمي و دانشگاهي، طرح و گسترش كرسي هاي نظريه پردازي، آموزش نيروي هاي انساني، تحول كيفي و چند رسانه اي شدن ديگر راهكارهاي راديو براي بقا در سال هاي اخير بودند. رسانه زندگي راديو؛ اين رسانه 68 ساله در طول حيات خود 2 بار با بحران روبه رو شد، يك بار زمان جنگ كه بايد به عنوان رسانه بحران در خدمت نظام و مردم قرار مي گرفت و دومين بار وقتي كه خود با ريزش مخاطب روبه رو شد. در هر 2 مرتبه هم راديو توانست با محيط شناسي مناسب، موفق از دوره بحران عبور كند و به حياتش ادامه دهد. حالا به واقع راديو رسانه اي دوست داشتني، ضروري و كارآمد است حالا به واقع شنيده مي شود اغلب مسوولان ترجيح مي دهند برنامه هايشان را با راديو در ميان بگذارند. خيلي از رسانه ها از اين كه راديو برايشان تبليغ كند استقبال مي كنند. حالا ديگر كسي ترديد ندارد كه راديو، مردمي ترين و فراگيرترين رسانه ايران است. فقط فراموش نكنيم كه حالا راديو در آستانه دوره چهارم حيات بعد از انقلاب خود قرار گرفته است. رسانه هاي مدرن با جذابيت هاي خيره كننده اي به ميدان مي آيند و راديو بايد يك بار ديگر مديريت بحران كند چون اگر آنها را نشناسد و ظرفيت هاي خود را درك نكند، باز هم ممكن است به انزوا دچار شود. *منبع : www.jamejamonline.ir (ویژه نامۀ سی بهار) دوشنبه 21 بهمن 1387