Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 125060
تاریخ انتشار : 16 فروردین 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 6

سينمايي براي مكاشفه

سيد رضا صائمي
هر جامعه اي كه «انقلاب» را تجربه مي كند صرفا در نظام سياسي آن دگرگوني رخ نمي دهد بلكه همه اجزاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي آن نيز متحول مي شود و دامنه اين تحول حتي تا فرديت و انقلاب دروني نيز گسترش مي يابد. چرا كه اساسا انقلاب يك تغيير بنيادي و قدرتمندي است كه تمام زيست جهان انسان هاي يك جامعه را تحت تاثير خود قرار داده و خانه تكاني مي كند. انقلاب اسلامي ايران به دليل عقبه هاي مذهبي و ايدئولوژيكي كه داشته و نيروها و عناصري كه در شكل گيري آن نقش داشته اند بيش از آن كه يك انقلاب سياسي باشد يك انقلاب فرهنگي شناخته مي شود كه علاوه بر تغيير سيستم حكومتي به تغيير و تحولات فرهنگي و انديشه اي دامن زده است. سينما در مقام مدرن ترين و موثرترين رسانه فرهنگي مورد توجه يا نقد انقلابيون قرار گرفت و مبتني بر رويكردهاي مختلف از تكنيك نفساني و شهواني تا ابزاري فرهنگ ساز و تبليغاتي معنا شد و بنابر شرايط متغير اجتماعي، كنش ها و واكنش هاي متفاوتي را برانگيخت. اساسا «سينما» در درون متن اجتماعي و در تعامل با واقعيت هاي ملموس و عريان آن شكل مي گيرد و پديده هاي جاري در جامعه را در قالب تصوير و انديشه و احساس مي آورد تا مخاطبين و مردم را با ساختار اجتماعي جامعه اي كه در آن زندگي مي كنند پيوند دهد يا برانگيزاند يا حتي به رفتار خاصي مقيد كند. سينما به عنوان يك خرده سيستم فرهنگي نمي تواند متاثر و موثر از سياست نباشد به ويژه آن كه ساختار سياسي ريشه در بنيان هاي فرهنگي داشته باشد. سينماي پس از انقلاب به دو دليل با ساحت سياسي گره خورد و تناسبي نمادي و نهادي با آن يافت يكي خود انقلاب 57 كه مبتني بر مولفه هاي ديني به بازتعريف سينما پرداخت و بر آن بود تا در اين بازخواني مجدد با تسخير روح آن به نفع ارزش هاي خودي بر تكنيك و كالبد سينما فائق آيد و به بازسازي متعهدانه هنر هفتم دست زند. ديگري وقوع جنگ و دفاع مقدس در سال 59 بود كه ساحت جديدي در عرصه فيلمسازي ايران گشود و به خلق ژانري نو، سياسي و انقلابي به نام سينماي دفاع مقدس انجاميد: ژانري قدرتمند و موثر كه به دليل ماهيت ايدئولوژيكي، كانون مناقشات سياسي فرهنگي نيز قرار گرفت و تا حد مصداق و نماد سينماي ملي، ديني و خودي ارتقا يافت. با وقوع انقلاب اسلامي و با توجه به سابقه اي كه سينما در زمان پهلوي داشت اين ديدگاه قوت گرفت كه درهاي سينما بسته خواهد شد و سينما براي هميشه به تعطيلات تاريخي خواهد رفت اما رهبر انقلاب با بيان اين كه «ما با سينما مخالف نيستيم با فحشا مخالفيم» به اين شايعات پايان داد و سينما در اين كشور حيات تازه خود را آغاز كرد. بديهي است بعد از انقلاب سينما به لحاظ طرح مضامين و روايت هاي سينمايي تحت تاثير آرمان ها و تحولات انقلابي قرار بگيرد و فضاي جديدي را تجربه كند كماكان كه چنين اتفاقي هم افتاد و فيلمسازان و بازيگران و ژانرهاي تازه اي در سينماي ايران شكل گرفت كه متاثر از پديده انقلاب بود اما قطعا مهم ترين ژانر سينمايي كه بعد از انقلاب رخ داد و نمونه آن در قبل موجود نبود «سينماي دفاع مقدس» بود كه در امتداد وقوع جنگ تحميلي در كشور شكل گرفت و محصول مستقيم تاريخ تحولات انقلاب اسلامي است. در واقع اين ژانر سينمايي به واسطه انقلاب اسلامي و تحولات سياسي آن از جمله جنگ هشت ساله در سينماي ايران متولد شد. سينما يكي از اجتماعي ترين هنرهايي است كه وقايع و رخدادهاي بيروني را در خود جذب و پردازش كرده و در ساختاري تصويري روايت مي كند لذا بديهي است با شروع جنگ تحميلي در سرزمين ما نگاه دوربين ها متوجه آن شده و از تهيه گزارش هاي خبري و مستند تا توليد فيلم هاي سينمايي امتداد يابد و از دل آن كارگردان هاي بزرگي متولد شوند كه بخش بزرگي از تاريخ سينماي ايران را به خود اختصاص داده باشند. اگر بخواهيم سينماي دفاع مقدس را جريان شناسي كنيم بايد آن را به لحاظ محتوايي و مضمون به چهار دوره و گروه تقسيم بندي كنيم در دوره اول كه با شروع جنگ و حال و هواي انقلابي آن سال ها همراه بود بيشتر شاهد سينمايي حادثه اي و اكشن در ژانر دفاع مقدس بوديم كه نوعي الگوبرداري از فيلم هاي جنگي خارجي بود و از واقع نمايي و رئاليستي بودن فاصله داشت در اين آثار كه همواره با يك اغراق احساسي نيز همراه بود مثلا رزمنده ايراني را مي ديديم كه تعداد زيادي از نيروهاي دشمن را از پاي در مي آورد. دست زدن در سينما به دليل شعف و برانگيختگي احساسي از تماشاي چنين صحنه هايي به يك خرده فرهنگ در سينماي ما بدل شده بود. ضمن اين كه در كنار فيلم هاي بلند داستاني و حتي پيش از آن اين عكاسان و مستندسازان بودند كه صحنه هاي جنگ را به تصوير كشيدند و بسياري از فيلمسازان بزرگ سينماي دفاع مقدس نيز از دل همين افراد برخاستند. رسول ملاقلي پور و ابراهيم حاتمي كيا از همين دسته از افراد بودند. وجود چنين رويكردي در آن زمان طبيعي بود از يك سو تجربه جنگ و فيلمسازي در اين حوزه تازگي داشت و از سوي ديگر در فضاي جنگي سال هاي ابتدايي تبليغات و روحيه سازي به عنوان مهم ترين رسالت اين آثار به رسميت شناخته مي شد. سينماي ماورا بعد از اين دوره فيلم هاي جنگ به مكاشفات دروني رزمندگان و سير و سلوك عارفانه آنها توجه كرد. در واقع فضاي جنگ و جبهه و دود و آتش بستري بود تا باورها و ارزش هاي انقلابي اسلامي رزمندگان مورد توجه و تحليل قرار گرفته و به تصوير كشيده شود. به عبارت ديگر محتواي سينماي جنگ از قهرمان سازي و اسطوره اي به حيطه اعتقادي و ايماني تغيير جهت داد. البته اين دو نگرش در اين ژانر در كنار هم حركت مي كرد و تا سال 68 و قبول قطعنامه ادامه داشت. سينماي دفاع مقدس در دهه 60 بدون شك با آثار مرحوم رسول ملاقلي پور متحول شد. «فيلم بلمي به سوي ساحل» ملاقلي پور در آن سال ها يكي از خاطره انگيز ترين فيلم هاي دفاع مقدس به شمار مي آيد. ابراهيم حاتمي كيا كه بعدها به نماد سينماي دفاع مقدس تبديل شد دو سال بعد از ملاقلي پور در سال 64 با ساخت فيلم هويت كار سينماي دفاع مقدس خود را آغاز كرد و بعد از آن با ديده بان و مهاجر بهترين آثار سينماي جنگ را باتوجه به درونمايه هاي اعتقادي و باورهاي ايماني توليد كرد. بعد از سال 68 و پايان جنگ دوره جديدي از سينماي دفاع مقدس آغاز شد كه مي توان آن را دوره شهري سينماي جنگ ناميد به اين معنا كه بتدريج سينماي دفاع مقدس از فضاي جبهه و ترسيم واقعيت بيروني جنگ فاصله گرفت و به آدم هاي جنگ و مسائل و چالش هاي آنان در زندگي شهري و روزمره پرداخت البته نه اين كه فيلم هاي جنگي از نوع متعارفش ساخته نشود اما توجه به اين وجه از سينماي دفاع مقدس پررنگ تر شد به طوري كه مي توان سينماي جنگ در دهه هفتاد را سينماي اجتماعي شهري دفاع مقدس نامگذاري كرد. خيلي ها معتقدند كه عصر طلايي سينماي دفاع مقدس همين دوره است. كافي است فيلم هايي كه در اين دوره ساخته شده است را به خاطر بياوريد از كرخه تا راين، بوي پيراهن يوسف، آژانس شيشه اي، سفر به چزابه، هيوا و كيميا نمونه هايي از آثار دفاع مقدسي است كه در اين دوره ساخته شده است. سينماي دفاع مقدس در دهه 70 يكي از پرمناقشه انگيزترين گونه هاي سينمايي بود كه با روايت هاي جديد و حتي انتقادي در اين زمينه به تعارض هاي سياسي و فكري نسبت به هشت سال جنگ تحميلي دامن زد و بويژه آثار حاتمي كيا از جمله آژانس شيشه اي در كانون اين آتش قرار داشت. همين مساله از جايگاه خاص سينماي دفاع مقدس در سينماي بعد از انقلاب پرده بر مي دارد به اين معنا كه سينماي دفاع مقدس صرفا يك سينماي سرگرم كننده نيست بلكه برعكس فراتر از يك پديده سينمايي قرار داشته و بازنمايي مناقشات فكري و فرهنگي جامعه است بويژه آثار حاتمي كيا سيري متناسب با دگرگوني زمانه و تحولاتي كه ارزش ها و كنش هاي آدم هاي جنگ تجربه كرده اند داشته است و البته تنش هاي پردامنه اي را نيز آفريده است. در كنار سينماي اجتماعي انتقادي جنگ، ژانر طنز نيز با ساخت فيلم ليلي با من است وارد سينماي دفاع مقدس شد كه ادامه اين مسير به اخراجي هاي ده نمكي رسيد كه اين آثار را مي توان در حاشيه سينماي جنگ قلمداد كرد كه بيشتر به سويه سرگرم كنندگي سينماي دفاع مقدس سنخيت دارد. حيات دوباره دهه 80 سينماي دفاع مقدس ديگر آن التهاب دهه 70 را نداشت اما وارد مرحله جديدي از حيات خود شد. با دور شدن از پايان جنگ و تحولات سريع و تغيير ذائقه فرهنگي مردم اين تفكر قوت مي گرفت كه سينماي دفاع مقدس به پايان خود رسيده و مخاطبان خود را از دست داده است. اما در سال هاي اخير شاهد آثار جديدي در سينماي دفاع مقدس هستيم كه اتفاقا كارگردان هاي غيرجنگي ما به آن پرداخته اند. از لحاظ محتوايي جرياني را كه برشمرديم در اين مرحله وارد فضاي جديدي شد. در اين روايت نو از سينماي جنگ مناسبات انساني از منظر فرهنگ و هنر و انديشه مورد توجه قرار مي گيرد. در حقيقت از سطح ظاهري و مظاهر خشن، بي رحم و آهنين جنگ به لايه هاي دروني، عاطفي و انساني آن برش مي خورد و لطايف و حكمت هاي نهفته در پس اين آتش و خون بازشناسي مي شود و اين بازخواني تا پرسشي دوباره از فلسفه جنگ پيش مي رود. در سال هاي اخير گويا با سيماي جديدي از سينماي جنگ مواجه مي شويم كه جنگ را فراتر از چارچوب هاي رسمي و تكراري باز مي جويد و در اين بازنگري، بسياري از مفاهيم و انگاره ها و عناصر داستاني مغفول مانده را به تصوير مي كشد. به نام پدر حاتمي كيا و اتوبوس شب پوراحمد، نمونه هايي از سينماي جديد جنگ هستند كه از شعارزدگي و تك ساحتي بودن مي گريزند و جريان تازه اي در اين حوزه به وجود مي آورند. سينمايي كه اگرچه در بستر جنگ و توپ و تفنگ روايت مي شود اما مفاهيم انساني و صلح آميز را به تصوير مي كشد. اتوبوس شب، نشانه اي از توليد سينماي جديد جنگ است سينماي دفاع مقدس اگرچه محصول تاريخ سياسي معاصر و واقعيتي انضمامي به نام جنگ ايران وعراق است اما به دليل چندلايگي و آميختن آن با مفاهيم ايدئولوژيكي، عرفان و موقعيت انساني مي تواند به عنوان ژانري مستقل از زمان و غيرتاريخ مند مورد توجه فيلمسازان قرار بگيرد به شرط اين كه از قابليت هاي آن در طرح مفاهيم انساني استفاده شود. اگر بگوييم سينماي دفاع مقدس ما مي تواند و بايد به ساخت فيلم هاي ضد جنگ بپردازد سخن گزافي نگفته ايم چرا كه در تفكر و تدين ما، جنگ پديده مباركي نيست و جدال و دشمني مورد نفي قرار گرفته است كه اگر اين گونه نبود نام اين ژانر سينماي دفاع مقدس نمي بود. ضمن اين كه طرح مفاهيم و ارزش هاي انساني در متن يك موقعيت جنگي به خلق تصاوير زيبايي شناسانه اي مي انجامد و كنتراست دلچسبي خلق مي كند نمونه هاي خوبي از اين موقعيت را در مثل يك قصه خسرو سينايي و اتوبوس شب كيومرث پوراحمد شاهد بوديم. سينماي دفاع مقدس لزوما نبايد پر از نشانه ها و نمادهاي جنگي باشد به جاي دود و آتش و خون مي توان از روابط زيباي انساني يا حقيقت هاي آشكار زندگي سخن گفت. اگرچه تولد سينماي دفاع مقدس به واسطه انقلاب اسلامي شكل گرفت اما پايان جنگ به معناي پايان اين ژانر سينمايي نيست و از دل اين فرم همچنان مي توان معاني عميق و زيبايي را بيرون كشيد به شرطي كه در حيطه شعارزدگي و سانتي مانتاليسم سياسي نيفتد و مقتضيات زمان را نيز در آن لحاظ كرد. اگرچه جنگ تمام شد و آدم هاي جنگ به خانه برگشتند اما موقعيت انساني و تاريخي جنگ همواره مي تواند دستمايه ساخت آثار ارزشمندي در سينماي دفاع مقدس شود. *منبع : www.jamejamonline.ir (ویژه نامۀ سی بهار) دوشنبه 21 بهمن 1387