Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 125066
تاریخ انتشار : 16 فروردین 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 8

كمي درباره سريال هاي تلويزيوني بعد از انقلاب

شبنم زين العابديني
سريال هايي كه دوستشان داريم تلويزيون در اين سال ها تلاش بسياري كرده تا از همه ظرفيت هاي رسانه براي تحقق آرمان ها و اهدافش بهره جويد و ساخت سريال هاي مختلف تاريخي، اجتماعي، خانوادگي، سياسي، طنز و ... از جمله مصاديقي است كه تلويزيون بر ساخت آن اصرار داشته است و الحق و الانصاف كه در اين ميدان چيزي كم نگذاشته است، وقتي به سياهه آثار ساخته شده در اين بخش نگاه مي كنيم با فهرستي بلندبالا مواجه مي شويم كه هر اسم ما را در خاطره اي غرق مي كند. آنقدر اين نوستالژي قوي، مطبوع و ماناست كه تصور تلويزيون بدون عنصر مهمي مثل سريال تقريبا ناممكن است. اگر قرار بود فهرست همه آثار سريال تلويزيون را مي آورديم و درباره همه آنها مي نوشتيم البته به چيزي بسيار بيشتر از صفحات روزنامه احتياج داشتيم. انتخاب هاي پيش رو بيشتر آثاري را شامل مي شود كه يا در زمان پخش موجي ايجاد كردند يا اين كه اين موج آنقدر ادامه پيدا كرد كه تبديل به خاطره اي شد كه آن سريال را در ذهن ما خواستني مي كرد. آنچه در پي مي آيد در واقع يك جور يادآوري است درباره آثاري كه زماني به آنتن پخش تلويزيون سپرده شده اند و مردم مدت ها از شخصيت ها، حوادث و تكيه كلام هاي آنان مي گفتند و مي شنيدند. روزي روزگاري با شكيبايي نام: روزي روزگاري؛ كارگردان: امرالله احمدجو؛ بازيگران: خسرو شكيبايي، محمود پاك نيت، ژاله علو و ... . سريالي خاطره برانگيز، كمي پيشتر پخش مجدد داشت حدود ساعت يك بامداد، سريالي جذاب كه تغيير و تحولات و سير و سلوك شخصيتي را به نمايش مي گذاشت، با طنز و تلخي، با لهجه ها و گويش هاي خاص آن منطقه، با معرفي فرهنگ بومي و استفاده از داستان قديمي، فولكلور و فضاسازي درست و بجا. احمدجو قبل تر در «شاخه هاي بيد» اين فضا را تجربه كرده بود و در «روزي روزگاري» توانست آن را كامل كند. آنچه در «تفنگ سرپر» عقيم ماند و تكرار نشد. سيب سرخ حوا نام: ميوه ممنوعه؛ كارگردان: حسن فتحي؛ بازيگران: علي نصيريان، گوهر خيرانديش، هانيه توسلي و... . متن بر اساس تلفيقي از 2 قصه «شاه لير» و «شيخ صنعان» نوشته شده. داستان فردي متدين به نام حاج يونس (علي نصيريان) كه طي اتفاقاتي درگير ماجرايي عاشقانه مي شود. اين مجموعه را مي توان بنابه توصيف كارگردانش حسن فتحي راوي آدم هاي خاكستري دانست. آدم هايي كه به محك گذاشته مي شوند و بايد آزموني را پشت سر گذارند. سردرگمي، جستجوي هويت و... از جمله مضامين اين سريال است. باز باران با ترانه نام: پس از باران؛ كارگردان: سعيد سلطاني؛ بازيگران: جهانگير الماسي، محمود پاك نيت، كتايون رياحي و... . سريالي با فلاش بك و زمان هاي تودرتو. اتفاقاتي كه در ذهن شخصيت ها به محض يادآوري براي مخاطب به نمايش درمي آمد. بازي خوب بازيگران توانست در آن زمان سريال را تا اندازه اي قابل قبول جلوه دهد گو اين كه برقراري پيوندها بين اتفاقاتي كه در گذشته رخ مي داد و وقايعي كه در زمان حال مي گذشت، براي مخاطب كمي دشوار بود. كلاف سردرگم نام: سرنخ؛ كارگردان: كيومرث پوراحمد؛ بازيگران: جهانبخش سلطاني، بهزاد خداويسي، رضا كيانيان و محمدرضا فروتن و ... . مجموعه اي پليسي با درهم آميختن مضامين جنايي و پليسي با رهيافت هاي ملي. ساخت اين سريال در سال 1376 توجه بسياري از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب كرد. هر قسمت به طور مجزا يا در نهايت در دو قسمت كارآگاه و دستيارش به راه حلي براي معماي جنايي يا پليسي با غور و تفحص در حواشي و جزئيات دست مي يافتند. سريالي كه برداشت هاي آزادي از قصه هاي ايزابل آلنده، هركول پوآرو و... است. گذر از سنت به مدرنيته نام: پدرسالار؛ كارگردان: اكبر خواجويي؛ نويسنده: علي اكبر محلوجيان؛ بازيگران: محمدعلي كشاورز، حميده خيرآبادي، جميله شيخي، سيامك اطلسي، كتايون رياحي، كمند اميرسليماني و ... . روايتي از دوره گذار، از زندگي سنتي به مدرن. اسدالله خان پدر خانواده اي پرجمعيت است كه با پسرها، عروس ها و نوه هايش در يك خانه زندگي مي كنند، اما عروس كوچك او آذر حاضر به زندگي در خانه مشترك نيست و همين سبب به وجود آمدن درگيري هايي مي شود. اين سريال پس از 14 سال، باز هم از شبكه دوم پخش شد و به رغم تمام نقاط ضعف و كاستي هايش، طرز فكر و باوري را مضمون اصلي قرار داده كه هنوز و همواره باعث تنش هايي در سطح اجتماع شده و مي شود. دهه اول محرم نام: شب دهم؛ كارگردان: حسن فتحي؛ بازيگران: كتايون رياحي، رويا تيموريان، محمود پاك نيت، حسين ياري، ثريا قاسمي و... . حيدر خوش مرام از لوطي هاي يكي از محلات تهران قديم، دلباخته يكي از شاهزاده هاي قجري مي شود. دختر شرط ازدواج را اجراي ده شب تعزيه در زمان ممنوعيتي مي داند كه از سوي رضاخان براي اجراي مراسم مذهبي معمول داشتند. حيدر به اتفاق دوستانش براي اجراي اين خواسته دست به كار مي شود. در سال 79 كه سريال ساخته شد، همزمان با ايام محرم مقارن با نوروز 80 روي آنتن رفت. سريال «شب دهم» جزو اولين سريال هاي مناسبتي بود كه از زاويه اي ديگر به محرم مي پرداخت. دل مي رود ز دستم نام: صاحبدلان؛ كارگردان: محمدحسين لطيفي؛ بازيگران: حسين محجوب، محمد كاسبي، باران كوثري و... . داستان شهري است و تمام ماجراهايش، تمام فيلمبرداري در تهران و اطرافش است. داستان از جايي شروع مي شود كه صحاف پير و متديني خوابي مي بيند و در پي خواب، با نوه اش دنيا راهي سير و سلوك مي شود. سريالي كه در ميان سريال هاي آن سال كه در ماه رمضان پخش مي شد، محبوبيت فراواني پيدا كرد. اين محبوبيت مديون بازي بازيگران، مخاطب شناسي لطيفي و داستاني بود كه جذابيت خاص خود را براي مخاطبان اين دوره داشته و دارد. سريالي جنجالي نام: نرگس؛ كارگردان: سيروس مقدم؛ بازيگران: حسن پورشيرازي، مهرانه مهين ترابي، پوپك گلدره، ستاره اسكندري و... . سريالي جنجالي كه در تابستان 85 از شبكه سوم سيما پخش شد. بررسي معضلات و مشكلات اجتماعي، اختلاف طبقاتي، ازدواج هاي زودهنگام، مرگ پوپك گلدره و... همه باعث شد تا مردم عادي سريال را دنبال كنند اما تمام سريال فقط به سطح مي پرداخت و از هر نوع نقب زدن به عمق و ريشه مسائل طفره مي رفت. ياد آر، ز شمع مرده ياد آر نام: هزاردستان؛ كارگردان: علي حاتمي؛ بازيگران: عزت الله انتظامي، جمشيد مشايخي، داوود رشيدي، علي نصيريان، محمدعلي كشاورز، حسين گيل، زري خوشكام، شهلا ميربختيار، افسر اسدي، جهانگير الماسي، محمد مطيع، اصغر همت، سروش خليلي، جهانگير فروهر، جمشيد لايق، منوچهر آذري، فرهنگ مهرپرور و... . خان مظفر (عزت الله انتظامي) خود هزاردستان، آدمي ظاهرالصلاح است كه پشت پرده تمام اتفاقات سياسي اجتماعي روز نقش دارد. مفتش شش انگشتي (داوود رشيدي) عصاره و چكيده آدم هايي مثل آيرم و مختاري است. او كه خود به دست هزاردستان بازي داده مي شود، در روز عروسي به دست برادرزاده شعبان به قتل مي رسد. ابوالفتح صحاف (علي نصيريان) نماد مشروطه خواهان وطن پرست است كه از رنج مردم عذاب مي كشند. شعبون استخواني (محمدعلي كشاورز) همان شعبان جعفريان يا شعبان بي مخ است؛ تهران بازسازي شده قديم. نمره اخلاق صفر نام: خواب و بيدار؛ كارگردان: مهدي فخيم زاده؛ بازيگران: دانيال حكيمي، رويا نونهالي، محمد صادقي، لادن طباطبايي، حبيب دهقان نسب و مهدي فخيم زاده و ... . زني خلافكار براي انجام ماموريتي وارد ايران مي شود. او از بدو ورود پي مي برد رابطي كه پول در اختيار دارد، زيرنظر پليس است. در نتيجه تصميم مي گيرد با ترفندي او را از سر راه بردارد. اين مجموعه داستاني پليسي حادثه اي (كه اين نوع نامگذاري هم خود جاي بحث دارد!) محصول مشتركي از گروه فيلم و سريال شبكه يك و پليس 110 است. اين سريال جزو آن دسته از مجموعه هايي بود كه توانست با مخاطب فراواني ارتباط برقرار كند. بازي هاي رويا نونهالي، دانيال حكيمي و مهدي فخيم زاده به نقش هايي كه ايفا كردند، هويت بخشيد. شخصيت پردازي ناتاشا (رويا نونهالي) و اصغر (مهدي فخيم زاده) به رغم منفي بودن، همراهي مخاطب را در پي داشت. راست است فيلم، سريال و اساسا اثري قدرتمند و تاثيرگذار است كه شخصيت هاي منفي آن بخوبي پرداخت شده باشند تا كشمكش صورت گيرد و اوج و فرود داستان براي مخاطب ملموس شود. تا نقش زمين بود و جهان بود، علي(ع) بود نام: امام علي؛ كارگردان: داوود ميرباقري؛ بازيگران: داريوش ارجمند، محمدرضا شريفي نيا، مهدي فتحي، سيروس گرجستاني، سعيد نيك پور، عنايت بخشي، ويشكا آسايش، انوشيروان ارجمند، جواد خدادادي، عنايت الله شفيعي و ... داوود ميرباقري با ساخت سريال امام علي به يكي از محبوب ترين كارگردانان تلويزيوني بدل شد. برداشتي و خوانشي آزاد از زندگاني مولاي متقيان، نگاهي متفاوت كه با بازي هاي درخشان بازيگران و موسيقي جاودان فخرالديني ميليون ها ايراني و مسلمان را با خود همراه كرد. سريال به لحاظ تاويل و خوانش مذهبي روايت در بين فقها و علما محل مناقشه بوده و هست اما براي توده مردم، به تصوير كشيدن زندگي اسطوره اي كه از كودكي با نام او دست را بر زانوان نهاده و مي نهند جذاب و ديدني بود. اين اولين بار بود كه سريالي به طور صرف به زندگي يكي از ائمه مي پرداخت. به آهستگي نام: پاورچين؛ كارگردان: مهران مديري؛ بازيگران: مهران مديري، جواد رضويان، سيامك انصاري، سحر زكريا، محمدرضا هدايتي، سحر ولدبيگي، شقايق دهقان، سعيد پيردوست، وحيد مهين دوست، ابراهيم آبادي، هايده حائري، كامران فيوضات و مختار سائقي. فرهاد برره اي است و در تهران زندگي مي كند. شادي، خواهر فرهاد در رشته كتابگزاري! قبول مي شود و پدرش او را به تهران مي آورد تا در كنار فرهاد و مهتاب همسرش زندگي كند و.... خلق سرزميني خيالي به نام برره با تمام رسم و رسوم ها، فرهنگ خاص خودش و انسان هاي عجيب و غريبش در كنار طرح مسائل و مشكلات شهرنشيني، كار در ادارات و نهادها، روابط بين زوج هاي جوان، روابط رئيس و مرئوس و... توانست پاورچين را به يكي از محبوب ترين مجموعه هاي تلويزيوني بدل كند. تقدير محتوم نام: سلطان و شبان؛ كارگردان: داريوش فرهنگ و مسعود فروتن (تلويزيوني) ؛ بازيگران: مهدي هاشمي، گلاب آدينه، محمد مطيع، محمدعلي كشاورز و... يكي از محبوب ترين سريال هاي دهه 60 كه توليد آن در سال 1362 توسط گروه فيلم و سريال تلويزيون آغاز و تا سال 1363 به پايان رسيد و همان سال از شبكه اول سيما پخش شد. مهدي هاشمي و داريوش فرهنگ به اتفاق فيلمنامه اي در قالب افسانه اي كهن نوشتند: پادشاهي كه خواب مي بيند، مردي فرزانه او را از مرگ و سرنگوني اش مطلع مي كند و تلاش وزرا، همسر و... براي آن كه پادشاه از تقدير محتوم در امان بماند بي نتيجه مي ماند و... بازي درخشان بازيگران، صداي آقالو و موسيقي بابك بيات؛ روزگار سخت با دلخوشي هاي فراوان و تجربه هاي تكرارنشدني. مغول ها نام: سربداران؛ كارگردان: محمدعلي نجفي؛ بازيگران: امين تارخ، سوسن تسليمي، علي نصيريان، محمدعلي كشاورز، فيروز بهجت محمدي ، جمشيد لايق، افسانه بايگان، چنگيز وثوقي و... سريالي تاريخي كه در سال 1363 ساخته شد و براساس قيام سربداران خراسان به رهبري شيخ حسن جوري عليه استيلاي مغول شكل گرفت. همزمان با پخش مجموعه در سال 1363 از شبكه اول، تيتراژ متفاوت و موسيقي فخرالديني، مخاطب را وادار كرد تا بر تاريخي كه به تصوير كشيده شده بود تامل كند. سياستگذاري كلان فرهنگي هنوز در مورد سينما و تلويزيون تصميم گيري نهايي نداشت. طراحي صحنه و لباس، فضاسازي متفاوت، چهره پردازي و... براي مخاطب تازه و جديد به نظر مي رسيد. داستان تاريخي و رفتن به قيام سربداران. كاستي هاي مجموعه از يكسو و قالب و نحوه روايت و داستان از سوي ديگر، همان زمان حواشي اي را به دنبال داشت. خاك و داستان لاله ها نام: خاك سرخ؛ كارگردان: ابراهيم حاتمي كيا؛ بازيگران: پرويز پرستويي، مهتاب كرامتي، حبيب رضايي، لاله اسكندري و بهناز جعفري و... . دفاع مقدس، جنوب كشور، بمباران، درگيري، روابط از هم گسيخته، رفت و آمد زماني از حال به گذشته و از گذشته به حال و درنهايت بازي هاي بازيگراني كه در حد و اندازه خودشان نبودند. گويا خود حاتمي كيا هم هنوز به رسانه اي چون تلويزيون خو نگرفته بود و با اين رسانه و مخاطبش آشنا نبود. سريال پخش شد و واكنش هاي منفي به دنبال داشت، چراكه دست كم نامي چون ابراهيم حاتمي كيا تكيه گاه اثر بود. آرزوهاي بزرگ نام: دوران سركشي؛ كارگردان: كمال تبريزي؛ بازيگران: رضا كيانيان، مهران رجبي، لادن مستوفي، عاطفه نوري و...دختري فراري به نام روناك با كمك بهزيستي قصد دارد به زندگي عادي بازگردد و در اين بين سريال به بررسي مشكلات اجتماعي و رفتاري بلوغ در دختران نوجوان مي پردازد. در سال 1381 كه دوران سركشي از شبكه تهران پخش مي شد، نظر بسياري از منتقدان، روانشناسان مراكز بهزيستي و... را به خود جلب كرد. پرهيز از كليشه ها و نقب زدن به لايه هاي دروني افراد و فرار از ابتذال مرسوم اين گونه آثار توانست دوران سركشي را به سريالي موفق و در خور توجه بدل كند. بازي بازيگران نيز به انتقال فضا و حس كلي اثر ياري فراواني رسانده است. چهره ناپيداي عشق نام: در پناه تو؛ كارگردان: حميد لبخنده؛ بازيگران: سعيد پورصميمي، ثريا قاسمي، ايرج راد، حبيب دهقان نسب، حسن جوهرچي، لعيا زنگنه، رامين پرچمي، پارسا پيروزفر و... دختري دانشجو با دانشجوي همكلاسي اش ازدواج مي كند و به رغم تمام دخالت ها، سعي بر حفظ زندگي زناشويي اش دارد؛ اما در نهايت اين ازدواج منجر به طلاق مي شود. از سويي، دوست مشترك اين دو در جريان پرونده حقوقي دختر كه به پدرش ارجاع داده شده، از دختر خواستگاري مي كند و با مخالفت شديد خانواده اش روبه رو مي شود. در انتها ازدواج اين دو صورت مي گيرد و... قيام جنگل نام: كوچك جنگلي؛ كارگردان: بهروز افخمي؛ بازيگران: عليرضا مجلل، مسعود ولدبيگي، اكبر معززي و حسين پناهي. پرداختن به زندگي و حواشي زندگي شخصيت هاي ملي و مذهبي و تاريخي همان طور كه بارها اشاره شده كاري است صعب. حال اگر در كنار همين شخصيت بخواهيم يكي از بزرگ ترين قيام هاي تاريخ ايران را كه به نهضت جنگل مشهور است، مورد بررسي قرار دهيم، ضريب اين سختي را بالاتر برده ايم. اين مجموعه هنوز هم از سوي بسياري از منتقدان به عنوان يكي از بهترين مجموعه هاي تلويزيوني به شمار مي آيد. بسياري بر اين باورند كه تمام موفقيت سريال به ناصر تقوايي بازمي گردد؛ چراكه فيلمنامه دكوپاژ شده تقوايي آماده به ساخت در دستان افخمي (كارگردان كارهاي ناتمام) قرار گرفت. خون نوشته ها بر ديوار فين نام: اميركبير؛ كارگردان سعيد نيكپور؛ بازيگران: سعيد نيكپور، محمد مطيع، فخري خوروش، ايرج راد، ژاله علو و... زندگي اميركبير، ناصرالدين شاه قاجار و دسيسه هاي مهدعليا، خوانشي از روايتي تاريخي، توطئه، خيانت، خدمت و پاداشي كه جز مرگ را براي اميركبير به ارمغان نمي آورد. موسيقي كامبيز روشن روان و تعامل خوب بين 2 بازيگر سعيد نيكپور و ايرج راد در نقش هاي اميركبير و ناصرالدين شاه و صحنه به ياد ماندني انتهاي فيلم و رستگاري و عجز، مفاهيم متناقض و تضادهاي دروني و بيروني شخصيت ها. بازگشت علوي نام: كارآگاه علوي؛ كارگردان: حسن هدايت؛ بازيگران: احمد نجفي، فرهاد خان محمدي، سورا زارويك، سوتلارنا پيروي و... كارآگاه علوي از ماموران نظميه دوران رضاخان و با آن كه در استخدام نظام است، اما اعتقادي به رژيم رضاخاني ندارد. او در هر ماجرايي نسبت به احقاق حقوق مظلومان وقت تلاش مي كند. در همان زمان كه سري اول كارآگاه علوي پخش مي شد، بسياري آن را به لحاظ مضمومي ارزشمند مي دانستند و رويكرد علوي و دستيارش را در مواجهه با موارد پيش آمده با نمونه هاي خارجي مقايسه كرده و در مجموع از كار رضايت داشتند. حال پس از 13 سال، هدايت بار ديگر با احمد نجفي كه در سري اول نقش آفريني قابل قبولي داشت، آمده تا بار ديگر طعم شيرين موفقيت را تجربه كند. سريال كارآگاه علوي (2) وقايعي را بين سال هاي 1320 تا 1330 روايت مي كند. *منبع : www.jamejamonline.ir (ویژه نامۀ سی بهار) دوشنبه 21 بهمن 1387