Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 125067
تاریخ انتشار : 16 فروردین 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 7

فراواني فيلم هاي نه چندان خوب

علي شيرازي
مروري بر سه دهه سينماي ايران (8) سال 1370، سال فيلم هاي «كودك و نوجوان» و پر فروش سفرجادويي (ابوالحسن داوودي) ، علي و غول جنگل (بيژن بيرنگ و مسعود رسام) و مدرسه پيرمردها (سيدعلي سجادي حسيني) بود. ساختن اين فيلم ها هم تضمين فروش داشت و هم اطمينان از اخذ پروانه نمايش و عدم ركود سرمايه. هنوز بساط ماهواره و اين جور چيزها گرم نشده بود و تماشاچي را مي شد به اين وسيله ها با خود همراه كرد. اين سال، اما بيش از هر چيز سال عشق بود. مضموني كه سال ها از سينماي ايران رخت بربسته بود و تنها مي شد دوست داشتن را در رابطه يك رزمنده با دختر دايي اش (رهايي)، دو نابينا (گل هاي داوودي) يا يك پيرمرد و پيرزن (خواستگاري) نمايش داد. سينماي ايران، پس از جنگ و در پي تلاش هاي ناكامي چون «نوبت عاشقي» در اين سال فرمول قابل نمايشي را با «عروس» يافت. بهروز افخمي پس از تجربه هايش در تلويزيون (از نظر اجرايي و مديريتي و نيز ساخت سريال «كوچك جنگلي)» با كشف دو چهره گمنام (كه هر دو در تك فيلم هايي نقش هاي غير مهمي را بازي كرده بودند) ابوالفضل پورعرب و نيكي كريمي را سوار بر ماشين گل زده عروس بر پرده سينماها (و تيزر تلويزيوني) چرخاند و به ستاره هاي سينماي ايران در دهه 70 بدل كرد. جالب اين كه اين نخستين دو ستاره واقعي زن و مرد سينماي بعد از انقلاب (كه تقريبا با شرايط موجود تمامي ويژگي هاي ستاره هاو حتي فروش و عرضه پوستر و عكس شان به مردم را داشتند) هر يك سرنوشتي متفاوت يافتند. كريمي كه 10 سال هم جوان تر بود بسيار سنجيده عمل كرد و يك يا دو در ميان در فيلم هايي از كارگردان هاي برگزيده بازي كرد. اما پورعرب گذشته از آغاز محكمش (با بازي در فيلم هاي افخمي، صدرعاملي، بني اعتماد) به تدريج خود را در سينماي تجاري يله و رها كرد و محبوبيتش تا دهه 80 دوام نيافت. «پرده آخر» نخستين فيلم بلند «واروژ كريم مسيحي» يكي از آثار برتر بعد از انقلاب است كه به روايتي تا قبل از جشنواره بيست و هشتم، بيشترين جوايز را از جشنواره فيلم فجر ربوده است. اين فيلم خوب متاسفانه در اكران نتوانست انتظارها را برآورده كند و كريم مسيحي تا ساختن دومين فيلمش (ترديد) ، مجبور شد 16 15 سال منتظر بماند. سايه خيال تنها ساخته «حسين دلير» با سياهه اي از بازيگران حرفه اي در واقع درباره شخصيت واقعي حسين پناهي، بازيگر متفاوت سينما، تئاتر و تلويزيون ايران بود كه گاهي شعر هم مي گفت. مشخص نيست كه با وجود فروش خوب اين فيلم چرا كارگردان ديگر فيلمي نساخت (هر چند كه بسياري حضور مسعود جعفري جوزاني را در پشت فيلم بسيار موثر مي دانستند.) عشق و مرگ، ساخته اي نسبتا خوب از محمدرضا اعلامي بود كه دو بازيگر تازه از محروميت رها شده ايران (جمشيد هاشم پور و چنگيز وثوقي) را با خود داشت. هاشم پور پس از تاراج، عقاب ها و تيغ و ابريشم، نتوانسته بود در فيلمي باز كند تا اين كه عياري در روز باشكوه نقشي «غير زينالي( »زينال بندري كاراكتر كله طاس فيلم تاراج) و فرعي به او داد و اين بازيگر كم كم با مادر، عشق و مرگ، پرده آخر توانست خود را تثبيت كند، اما پس از تثبيت دوباره از همان فيلم هاي مواد مخدري و جنايي و پليسي به سبك تاراج سردر آورد و ستاره بي رقيب سينماي ايران در شهرستان ها و گاهي در تهران (با فيلم هايي مثل افعي) شد. در همين سال، امير نادري با فيلم «آب، باد، خاك» پس از گذشت سال ها از مهاجرت او و توقيف فيلمش، در سينماهاي ايران حضور يافت و با فرستاده شدن اين فيلم مهجور به قعر جدول اكران، وداعي تلخ با سينماروهاي هموطنش برپا كرد. اكران سال 1371 تقريبا از دل جشنواره فجري بيرون آمد كه يكي از موفق ترين و آخرين دوره هاي زوج «انوار بهشتي» مديران وقت سينماي ايران به شمار مي رفت. در اين سال تعداد فيلم هاي خوب آن قدر زياد بود كه مي توان آنها را دو سه برابر سال هاي خوب ديگر (و متاسفانه چندين برابر تعداد كل فيلم هاي خوب اين سال هاي سينماي ايران) دانست. مهدي صباغ زاده كه امروز در چنبره روابط سينمايي در ايران و ساير عوامل به فيلمسازي ضعيف بدل شده، در سال 1371 بهترين فيلم كارنامه اش «خانه خلوت» را روانه اكران كرد. عياري با «دو نيمه سيب» و استفاده از همان فرمول قديمي شباهت و جابه جايي دو آدم، يكي از پرفروش ترين فيلم هاي كارنامه اش را ارائه داد. تهمينه ميلاني فمينيست پرسر و صداي سال هاي بعد سينماي ما، در همين سال «ديگه چه خبر؟» را بر صدر فيلم هاي پرفروش نشاند. عليرضا خمسه در اوج شهرت و محبوبيت جيب برها به بهشت نمي روند (ابوالحسن داوودي) و دو نفر و نصفي (يدالله صمدي) را از نظر فروش بالاتر از دلشدگان (حاتمي) نشاند كه اميدهاي فراواني به آن وجود داشت. حاتمي در همان حدي كه مجبور شده بود با نقاشي فيلمش را به نوعي تمام كند نيز فيلم بدي نساخته بود، اما تماشاگران و شايد منتقدان با فيلم هاي سرراست تر ميانه بهتري داشتند و دارند. ديگر فيلمساز نااميدكننده اين سال ها سيروس الوند، با برخورد توانست به نوعي رضايت عام (متوليان، منتقدان و از همه مهم تر تماشاگران) را به دست آورد و اسبش را براي ساخت فيلم بعدي (بهترين فيلم كارنامه اش) زين كند. كامران قدكچيان با استفاده از 3 ستاره دهه هاي 50 (چنگيز وثوقي) ، 60 (بيژن امكانيان) و 70 (ابوالفضل پورعرب) فيلم پذيرفتني آواز تهران را با مايه هاي دهه پنجاهي سينماي ايران عرضه كرد و از مردم جواب مثبتي گرفت. عليرضا داوودنژاد با «نياز» بهترين فيلم عمرش را ارائه كرد. هنوز يك دنيا صفا، صميميت، سادگي در اين فيلم شبه كانوني داوودنژاد موج مي زند. كاش در اين سال ها داوودنژاد هر بار كه مي خواهد فيلم جديدي را شروع كند، يك بار ديگر نياز را ببيند، البته خدا مي داند شايد مشكل امروز سينماي ايران در فيلمسازان آن نيست و در جاي ديگري بايد دلايل را جستجو كرد... . رخشان بني اعتماد نيز «نرگس» را رونمايي كرد. نرگس را هيچ گاه نمي توان بدون تعقيب و گريزهاي خياباني و فضاي دهه پنجاهي و فريماه فرجامي، ابوالفضل پورعرب، عاطفه رضوي و رضا كرم رضايي تكرارناپذيرش به خاطر آورد. موسيقي محمدرضا عليقلي در «نرگس» به راحتي بر صدر بهترين آثار اين موسيقيدان كه قدر خودش را نمي داند جاي مي گيرد. بهرام بيضايي «مسافران»اش را روانه اكران كرد: «لعنت به جاده ها، اگر معني شان جدايي است...» و اين فيلمساز و تماشاگران بايد 9 سال ديگر صبر مي كردند تا دوباره نام بيضايي را بر سر در سينمايي ببينند... . صدرعاملي (قرباني) ، حاتمي كيا (وصل نيكان) ، شهرام اسدي (اوينار) ، احمد هاشمي (قرق) و مجيد مجيدي (بدوك) از ديگر فيلمسازاني بودند كه در اين سال فيلمي براي تماشاگران داشتند؛ بويژه مجيدي كه از اين فيلم به بعد ديگر گرد بازيگري نچرخيد و با فيلم ساختن خود را در سينماي ايران و جهان مطرح كرد. محسن مخملباف با «ناصرالدين شاه آكتور سينما» به بهترين وجهي تب رايج ديدن فيلم هاي غيرمجاز قديمي سينماي ايران در ويدئو را سينمايي كرد. او با درهم آميختن رگبار و گنج قارون و قيصر و تعدادي از فيلم هاي بعد از انقلاب، به زيبايي عشق به سينما را به تصوير كشيد، هر چند كه تماشاگران آن سال ها نتوانستند به خوبي با اين ساخته ستايش برانگيز ارتباط برقرار كنند... . ادامه بررسي سي سال سينماي ايران را در روزهاي آتي در صفحات مياني روزنامه بخوانيد. *منبع : www.jamejamonline.ir (ویژه نامۀ سی بهار) دوشنبه 21 بهمن 1387