Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 125689
تاریخ انتشار : 23 فروردین 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 110

خورشيد؛ خانه اي براي گذر از اعتياد

بنت الهدي حميدي
بنت الهدي حميدي در كوچه پس كوچه هايي باريك ميان بافت هاي فرسوده حوالي ميدان شوش، در كوچكي وجود دارد و كنار آن تابلوي سفيد رنگي نصب شده كه روي آن نوشته شده است: مركز گذري كاهش آسيب زنان . DIC مركز گذري كاهش آسيب Dic (Drop in center) است كه در آن گروهي از افراد مصرف كننده مواد مخدر كه در حال حاضر تمايل به بهبودي دارند ، براي دريافت انواع خدمات رفاهي، آموزشي و درماني به آن مراجعه مي كنند. اين كار با هدف كاهش مخاطرات ناشي از اعتياد انجام مي شود و خانه خورشيد هم تحت نظارت سازمان بهزيستي و با مديريت ليلا ارشد، با هدف آموزش، مشاوره و درمان در زمينه آسيب هاي اجتماعي به ويژه اعتياد مي پردازد. موقع ورود بايد پرده كلفتي كه جلو در آويخته شده را كنار زد تا وارد دالان كوتاه و تاريكي بشويم كه به حياطي بسيار كوچك منتهي مي شود. در دو طرف دالان دفتر مركز و اتاق پزشك كوچكي قرار دارد. درست روبروي آن در ضلع ديگر حياط اتاقي با تعدادي ميز و صندلي وجود دارد كه چند زن در آن مشغول كارند. مي بافند، حرف مي زنند، مي خندند و دعوا مي كنند. بعضي هم ساكت در كنار سطل هاي بزرگي كه نقش زيرسيگاري را ايفا مي كنند، نشسته اند. کار دستي هاي كوچكي مي سازند، كوچك به قدر حوصله شان، ولي مسئولان تشويق و تمجيدشان مي كنند و با خريد همين چند محصول، به آنها كمك مي كنند كه درآمدي داشته باشند. همين درآمد اندك به انضمام تشويق فراوان و ساير مزاياي خانه خورشيد موجب مي شود اين زنان هر روز با اشتياق بيشتر به مركز بيايند. آنها اينجا را بسيار دوست دارند و به هر بهانه و شگردي متوسل مي شوند كه ساعات بيشتري در آن بمانند و حتي براي اين امر با هم رقابت مي كنند. به گفته ليلا ارشد، مديرعامل خانه خورشيد، هر روز تعدادي از زنان معتاد به اين محل مراجعه مي كنند و از خدماتي كه ارائه مي شود، بهره مند مي گردند. از بهمن سال 1385 كه خانه خورشيد، با همت و اصرار او و همكاري سازمان بهزيستي پا گرفت تا امروز بيش از 500 زن تشكيل پرونده داده اند. هر چند بهزيستي براي پذيرش 100 مددجو با مركز قرارداد داشته است، اما شيوع آسيب اجتماعي اعتياد و تعهد مددكاران اين مركز، موجب شده است كه آنها پا را از حدود وظايف خود فراتر نهند. در 2 ماه نخست گشايش اين مركز بيش از 100 نفر براي دريافت خدمات، مراجعه كردند و فهرستي از افرادي كه در نوبت قرار گرفتند، نيز شكل گرفت. ارشد كه يكي از فعالان و عضو هيات مديره انجمن حمايت از حقوق كودكان نيز است، در تشريح دلايل شكل گرفتن خانه خورشيد مي گويد: پس از 9 تا 10 سال كار بر روي وضع كودكان خياباني كه تعداد زيادي از آنها ساكن همين منطقه بودند و با درك اين موضوع كه اعتياد تا چه اندازه در شكل گيري مشكلات خانواده هاي آنها نقش دارد، لزوم وجود چنين مركزي را احساس كردم. در آن زمان بيش از 10 مركز گذري كاهش آسيب هاي اجتماعي در تهران وجود داشت كه به دليل شمار بالاي مردان معتاد مراجعه كننده، عملا فضايي مردانه داشتند. اين در حالي است كه تا 2 سال پيش هيچ مركز DIC براي زنان وجود نداشت. به دليل نيازهاي عاطفي معتادان، حضور زنان و مردان معتاد در كنار هم در اين مراكز موجب مشكلاتي مي شد و هميشه انگشت اتهام به سمت زنان نشانه مي رفت. به علاوه، در مواردي پدر، همسر و يا حتي پسر زن معتاد موافق با حضور او در كنار مردان، حتي براي درمان نبود. از طرفي، با توجه به نيازهاي زنان و اين كه در همه جاي دنيا ارائه خدمات به زنان آسيب ديده اجتماعي نياز به مشاركت گروهي از همجنسان خودشان دارد، لزوم شكل گيري چنين مركزي احساس شد. بسياري از زناني كه به اينجا مراجعه مي كنند، از طريق ساير زناني كه از خدمات مركز بهره مند شده اند، با آن آشنا مي شوند و با يكي دو بار آمدن، ديگر در برنامه روزانه شان ثبت مي شود. ساعت 10 صبح تا 4 بعدازظهر: خانه خورشيد بعضي ها تنها مي آيند و عده اي هم با فرزندانشان. كم كم استقبال مادران از اين مركز كه در آن كسي فرزندشان را تحقير نمي كند و نمي آزارد، آنقدر زياد شد كه در خرداد سال گذشته حياط كوچك خانه پر مي شد از كودكان قد و نيم قد و سر و صدا. رسيدگي به اين تعداد كودك علاوه براين كه نياز به كار تخصصي دارد، از نظر مالي نيز هزينه هاي بسياري را به اين مركز تحميل مي كرد، از طرفي از آنجا كه قصد دايركنندگان اينجا كمك به زنان و به ناچار خانواده هاي آنهاست، نمي شد از آنها خواست فرزندانشان را با خود به همراه نياورند. شايد اينجا تنها جايي است كه آنها در روز يك وعده غذاي گرم مي خورند. به علاوه اين مادران نيز مانند ساير مادران مي خواستند هنگامي كه در خانه حضور ندارند، فرزندشان در جايي امن باشد. همين امر تلاش هايي را براي سپردن 36 كودك اين زنان به سازمان هاي مردم نهاد حمايت از كودك، موجب شد. البته اين سازمان ها كودكان زير 7 سال را نمي پذيرند و باز هم هر روز چند كودك مشغول شيطنت و بازي هستند. ارشد مي گويد: اين زنان آسيب هاي بسياري را متحمل شده اند و نياز به كمك هاي پيگير و فراواني دارند. اما مساله فقط اين زنان نيستند. بلكه بايد به بافتي كه اين آسيب را موجب شده است، توجه داشت كه در كوچكترين سطح، خانواده آنها است. بسياري از اين زنان توسط همسرشان به دام اعتياد افتاده اند كه گاه اين امر به اين منظور انجام شده كه زن در تهيه مواد مخدر به مرد كمك كند، اگر او به تنهايي اعتياد را ترك كند، احتمال بازگشت به وضع قبلي به دليل محيط آلوده، هنوز بالا است. بنابراين بايد كل خانواده مورد توجه قرار بگيرند. او از موارد متعدد حضور همسران اين زنان و حس قدرشناسي آنها مي گويد و اصرار دارد اين مردان هم به خاطر شرايط نامناسبي كه در آن گرفتار هستند، به اعتياد روي آورده اند و نمي توان تمامي تقصير را به گردن آنها نهاد. در مواردي خود اين مردان به مركز DIC معرفي شده اند تا مورد درمان قرار بگيرند. ارشد مي گويد: روزهاي نخست كار، فكر مي كرديم ممكن است مشكلات زيادي از سوي مردم محلي برايمان ايجاد شود، اما از آنجا كه اين زنان و خانواده هايشان فهميده اند كه ما براي كمك به آنها آمده ايم و تهديدي محسوب نمي شويم، از حضور ما استقبال كردند. در اين مركز معتادان در وهله اول اعتياد را ترك نمي كنند حتي بسياري از مراجعان اصلا چنين هدفي ندارند. خانه خورشيد مكاني است كه در گام نخست آسيب هاي ناشي از اعتياد را كنترل مي كند و كاهش مي دهد و ترك اعتياد در مرحله بعد قرار دارد. *اهداف تاسيس مديرعامل خانه خورشيد اهداف ايجاد چنين مركزي را تلاش براي افزايش كيفيت زندگي زنان مصرف كننده مواد مخدر، كاهش و سپس حذف رفتارهاي پرخطر، پيشگيري از اشاعه ايدز و هپاتيت و افزايش ضريب و امكان دستيابي دولت به اين زنان برمي شمارد. او معتقد است اگر كسي نمي تواند مصرف مواد مخدر را به يكباره ترك كند، لااقل اين مصرف بايد به گونه اي باشد كه كمترين آسيب را به خود معتاد و جامعه وارد كند. خانه خورشيد با ارائه متادون به عنوان داروي جايگزين در راستاي همين امر عمل مي كند. وقتي اين مواد به رايگان در اختيار معتادان قرار بگيرد، ديگر نياز نيست براي رفع نيازهاي خود، دست به رفتارهاي پرخطر و يا ناهنجار اجتماعي بزنند. همچنين وقتي جامعه هدف در اختيار دولت است، كنترل آسيب هاي ناشي از بكارگيري روش هاي پرخطر مانند ابتلا به ايدز و هپاتيت آسان تر مي شود. حضور هر روزه آنها و استفاده از خدمات بهداشتي، مشاوره اي و روانشناختي، اين افراد را تحت نظر و حمايت دولت قرار مي دهد. در اين مركز تلاش مي شود آگاهي زنان نسبت به مواد مخدر، بيماري ها و سلامت خودشان افزايش يابد و روش هاي جايگزين كم خطر به آنها شناسانده شود. البته كار نبايد فقط به ارائه متادون محدود شود، چرا كه با اين روش، در واقع كمكي به معتاد نشده است. بلكه بايد روندي طي شود كه بار ديگر در جريان زندگي قرار بگيرد و جايگاه اجتماعي او تغيير كند. مديرعامل خانه خورشيد با اشاره به اين كه موفقيت هايي در اين زمينه به دست آمده، گفت: 5 نفر از كساني كه با مراجعه به مركز بهبودي پيدا كرده اند، در همين مركز مشغول كارند و حقوق دريافت مي كنند. ارشد ادامه مي دهد: علاوه براين خدمات، تيم هاي دو نفره اي داريم كه محله ها و پارك ها را از سوزن ها و سرنگ هاي رها شده پاك مي كنند تا براي انهدام به شهرداري تحويل شوند و از طرفي زنان معتاد را تشويق به استفاده از خدمات مركز مي كنند. از آنجا كه اعضاي اين تيم ها از خود مردم محله هستند، بهتر مي توانند با آنها رابطه برقرار كنند و مردم نيز آنها را راحت تر مي پذيرند. با ارائه اين خدمات و نيز افزايش حس احترام به خود، اعتماد و عزت نفس آنها، از وضعي كه دارند ارتقا مي يابند. بنابراين هم به سلامت جامعه كمك مي شود و هم به خود معتادان. البته ارشد ارائه متادون، ناهار گرم و آموزش به اين زنان را كافي نمي داند. به گفته او وقتي زني از ناراحتي هاي دهان و دندان رنج مي برد ولي به دلايل بهداشتي و نيز به خاطر ديدگاه هاي فرهنگي رايج هيچ مركز بهداشتي و درمانگاهي حاضر به ارائه خدمات به آنها نيستند. در مورد ساير بيماري ها هم همين وضع را داريم. از طرف ديگر، به فرض انجام معاينات، براي تامين دارو و انجام درمان نياز به هزينه است و از طرفي زن معتاد خود قادر به پرداخت آن نيست و از طرف ديگر مركز با بودجه فعلي ياراي پرداخت اين هزينه ها را ندارد. *مشكلات مكان و هزينه خانه خورشيد، خانه كوچكي است. اما مخارج زيادي دارد. خانه اي به وسعت 120 متر با 4 اتاق كه با 5 ميليون تومان پول پيش و 450 هزارتومان اجاره، در اختيار مركز قرار دارد. قرار بود سازمان بهزيستي بخشي از هزينه هاي اين مركز را بپردازد، اما سال گذشته حتي يك ريال پرداخت نشد و اكنون همه مخارج توسط اداره كنندگان و نيز از محل كمك هاي مردمي تامين مي شود. اما دريافت حمايت مالي از مردم براي معتادان به خصوص زنان معتاد، به دليل مسايل فرهنگي و تابوهايي كه وجود دارد، بسيار مشكل است. گذشته از هزينه هاي خود مركز و خدماتي كه به زنان معتاد ارائه مي شود، 10 نفر به طور غير داوطلب اينجا كار مي كنند و حقوق مي گيرند. با همه اين اوصاف مشكل اصلي مركز، قبل از بودجه اندك، كمي جا و كوچكي مكان است. ارشد با مقايسه اين مركز با مراكز گذري كاهش آسيب در كشورهاي ديگر، مي گويد: براي اين كه بتوانيم بخش بيشتري ازخدمات مورد نياز را ارائه كنيم، بايد مكاني با 7 يا 8 اتاق داشته باشيم تا به كاهش آسيب زنان (نه فقط زنان معتاد) بپردازيم. در چنين محيطي به اتاق هاي جداگانه براي بازي كودكان و مهدكودك، ارائه خدمات پزشكي، مشاوره و روانشناسي، اشتغالزاييو حرفه آموزي ، كتابخانه و... نياز داريم. اما فضاي بسيار كوچكي كه در حال حاضر داريم، پاسخگوي نيازهاي مركز نيست و عملا جز اتاق كوچكي براي ارائه خدمات بهداشتي، اتاق كار و يك آشپزخانه كوچك، اتاق ديگري نداريم. حتي گاهي براي استفاده از كمك هاي مردمي هم به خاطر كمبود جا با مشكل مواجهيم. مديرعامل خانه خورشيد مي گويد: تا كنون همه تلاش ها براي دريافت كمك از سازمان ها و نهادهاي مرتبط مانند سازمان بهزيستي، سازمان اوقاف، آموزش و پرورش و شهرداري، بي نتيجه بوده است. *عف همكاري ارشد از ارتباطات بين بخشي هم گله مند است. او مي گويد: اوايل كار، نيروي انتظامي معتقد بود دليلي براي وجود اين تيم مددكاري در اينجا وجود ندارد. به علاوه مسئوليت حفظ امنيت ما هم به كارشان مي افزايد. آنها فكر مي كردند حضور ما كاري از پيش نخواهد برد و فقط ايجاد دردسر مي كند. او از بازديدهاي متعدد مسئولان نيروي انتظامي و شهرداري از اين مركز ياد مي كند و مي افزايد: هرچند همه آنها بسيار متاثر مي شوند اما تاكنون هيچ اقدام موثري براي حمايت از مركز و تسهيل انجام وظايف آن انجام نداده اند. با وجود درخواست هاي مكرر از شهرداري، براي در اختيار گذاشتن فضاي مناسب، تاكنون جوابي دريافت نشده است.البته حمايتهايي براي دريافت مواد غذايي و بن براي زنان مددجو و كمك به خانه خورشيد انجام داده اند نيروي انتظامي نيز تاكنون دستوري براي حمايت از مركز صادر نكرده است. در حالي كه بايد توجه داشت كاهش آسيب هاي اجتماعي كاري گروهي است. نيروي انتظامي به تنهايي قادر نخواهد بود به كلي اين آسيب ها را كنترل كند. از طرفي نوع كار آنها، برخورد است در حالي كه بهزيستي و بخش مددكاري اقداماتي را در جهت درمان انجام مي دهد كه هر چند زمان بر است ولي دوام بيشتر و حوزه نفوذ گسترده تري دارد. *آدم هاي ته خط بيشتر زناني كه به اين مركز مراجعه مي كنند در طول زندگي هرگز از حمايت و احترام برخورد نبوده اند، آنها بدون اعتماد به نفس و آزارها و رنج هاي متعدد زندگي را سپري مي كنند. و به قول خودشان هستند. اما اكنون كه خط را به سمت آن در پيش گرفته اند، شايد هيچ چيز بيش از انگ ها و نگاه هاي جامعه به آنها، آزارشان ندهد. نگاهي كه حمايت گر نيست. اين انگ ها و برچسب ها براي زنان معتاد بيش از مردان است به همين خاطر آنها نيازمند حمايت بيشتري هستند. اما متاسفانه رفتار افراد جامعه حامل چنين باري نيست. يكي از اين زنان معتاد عضو مركز تعريف مي كرد هنگامي كه همراه دختر 18 ساله معتادش به سينما رفته بود، به بهانه اين كه معتاد هستند، از ورودشان به سالن جلوگيري كردند. در حالي كه اين افراد به جاي استفاده از مواد مخدر به راه حلي فرهنگي براي غلبه بر اوضاع خود روي آورده بودند، چرا بايد آنها را از اين محيط راند؟ امروز مساله سلامت اجتماعي اهميت دوچنداني دارد. نمي توان تصور كرد مشكل يك منطقه جغرافيايي شهر در همان منطقه باقي مي ماند؟ اگر قادر نيستيم وضع اين افراد آسيب ديده را درك كنيم، دست كم براي سلامتي خودمان، بايد نقشي را در تامين سلامت اجتماعي برعهده بگيريم. سهم جامعه در درمان مشكل اعتياد و مسايل پيرو آن كه مي تواند همه را متاثر كند، چيست؟ * منبع : روزنامه اطلاعات، یکشنبه ٢٣ فروردین ١٣٨٨، ص ٥