Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 125787
تاریخ انتشار : 25 فروردین 1388 0:0
تعداد بازدید : 172

عصر شکوفایی - ١٩

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *** *فصل اول: نماد ستمشاهى *تحقير نخبگان اين كشور در ظرف اين دو، سه قرن، از لحاظ علمى و از لحاظ صنعتى، به اين وضعى رسيده كه مشاهده مى‏كنيد. البته - خوشبختانه - شما آن روزها را نديديد؛ شما امروز را مى‏بينيد كه بحمداللَّه حركتى شده و پيشرفتى كرده‏ايم. آن روزهاى قبل از انقلاب، حقيقتا محيط علم و صنعت و پيشرفت و امثال اينها، براى هركسى كه مطّلع مى‏شد، گريه‏آور بود. اگر احيانا كسى هم پيدا مى‏شد كه داراى استعداد خوبى بود، چاره‏اى نمى‏ديد جز اين كه بلند شود از اين جا برود! سوداگران مغزها، مغزهاى برجسته و فعّال را به كشورهاى خودشان مى‏بردند و كشورهايى چون كشور ما را از اين مغزها خالى مى‏كردند؛ در واقع به آنها كمك مى‏شد. ما يك عقب ماندگى داريم كه اين را ان شاءاللَّه بايد شما جبران كنيد.١ قبل از انقلاب آن كس كه مى‏خواست يك خرده براى خودش و براى علمش زندگى كند، گُمِ گُم بود؛ مگر آن كسى كه مى‏خواست يك كار مثلا تملّق‏آميزى بكند و يك چيزى بگويد، او جلو مى‏آمد؛ والاّ كسى كه واقعا مى‏خواست در زندگى علمى خودش باشد، اصلا كسى به او كمترين اعتنايى نمى‏كرد. من يك وقت در زمان رياست جمهورى به مركز سُرم‏سازى كرج رفتم، ديدم يك عده از اين دانشمندان پيرمرد در آن جا هستند؛ كه يكى از آنها هم به گمانم جزو همين كسانى بود كه از طريق راديو با او صحبت شد. من از لهجه‏اش فهميدم كه نجف‏آبادى است. پيرمرد از كار افتاده‏اى بود؛ گريه‏اش گرفت! ديد كه رئيس جمهور آمده با او دست مى‏دهد و مى‏گويد: آقا! احوال شما چه طور است؟ اصلا چنين چيزى در زندگى او سابقه نداشت كه يك مقام كشورى جلو بيايد و با تواضع با او حرف بزند و قدر علم او را بداند. مى‏ديد كه من قدر علم او را مى‏دانم و به او به عنوان يك عالم، حقيقتا و قلبا - نه تصنّعا - احترام مى‏كنم؛ اين واقعا برايش چيز عجيبى بود. اصلا اين چيزها در گذشته مطرح نبود.٢ عدالت بايد واقعيت خودش را در جامعه نشان دهد؛ و اين ممكن است؛ كما اين‏كه انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى بخش‏هايى از عدالت را كه در دوره‏اى اجراى آن در ايران جزو محالات شمرده مى‏شد، محقّق كرد. يك روز بود كه در كشور ما امكان دستيابى به مراكز سياسى براى كسانى كه وابسته به آمريكا نبودند، قبل از آن وابسته به انگليس نبودند، وابسته به قدرت‏هاى فاسد نبودند، وابسته به آن دربار فاسد نبودند، جزو محالات بود. مردم عادى كاره‏اى نبودند. كسى به ذهنش هم خطور نمى‏كرد كه بتواند بدون اين آلودگى‏ها و وابستگى‏ها، در مجموعه فلك سياست و قدرت در اين كشور تاثيرى بگذارد؛ اما امروز همه آحاد اين كشور مى‏بينند كه اگر بخواهند و اگر شرايط لازم را در خودشان فراهم كنند، به بالاترين مقامات سياسى اين نظام نايل مى‏شوند. يك روز بود كه در اين كشور عدالت اجتماعى براى كسى قابل تصوّر نبود؛ اما امروز بخشى از آن محقّق شده است. پس ما مى‏توانيم. با همّت مردم، مى‏شود كارهاى زيادى كرد.٣ *پي نوشت: ١ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار نخبگان علمى سراسر كشور، 19 مهر 1378 ٢ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با اعضاى گروه دانش صداى جمهورى اسلامى ايران، 15 بهمن 1370 ٣ - بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران، 26 اسفند 1379 ادامه دارد...