Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 126058
تاریخ انتشار : 30 فروردین 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 7

توانمندى هاى سياسى ايران

اسماعیل کریم پور
اسماعیل کریم پور تصور می شد که حضور فعال نظامی آمریکایی ها و متحدان آنها در 2 کشور همسایه ایران، عراق و افغانستان به صورت مستقیم و همچنین حضور فعال و غیرمستقیم آمریکا در پاکستان و ترکیه به آسانی خواهد توانست تهران را متزلزل کند، اما چنین چیزی تا امروز اتفاق نیفتاد، بلکه برعکس واقعیت گویای حضور قدرتمند ایران در منطقه و تاثیرگذاری زیاد آن در شرق (خاور) میانه و مخصوصا عراق است. ایران یکی از بازیگران مهم بازسازی در افغانستان قبل از پرداختن به این اصل باید گفت رژیم منتخب امروزی عراق، دولت سیاسی ای است که در آن اکثریت به نمایندگان شیعه اختصاص یافته، لذا طبیعی است که این دولت نمی تواند در مقابل سیاست های تهران بی تفاوت باشد و تهران نیز نمی تواند بی تأثیر دراین زمینه باشد. در مسائل افغانستان نیز باید یادآور شد که این کشور با داشتن مرزهای مشترکی حدود 800 کیلومتر با ایران که نزدیک ترین کشور به ایران است و تعهدات بین المللی ایران در بازسازی افغانستان که بنا بر توافقات کنفرانس توکیو در مورد بازسازی افغانستان 750 میلیون دلار بوده و نیز تعهد ایران در کنفرانس پاریس درسال 2008 برای بازسازی افغانستان که به حجم 350 میلیون دلار می رسد نیز نمی تواند نقش ایران را در این کشور با وجود تلاش های غرب کمرنگ کند. ایران تنها کشوری در جهان است که مشترکات فرهنگی، مذهبی، تاریخی و زبانی آن با افغانستان تااین حد غنی است (زبان فارسی یکی از 2 زبان رسمی افغانستان است) لذا چگونه می توان با وجود چنین واقعیاتی از نقش و تاثیرگذاری ایران در منطقه چشم پوشی کرد؟ به دلیل غرور خاص و بی اساس، واقعیت نقش ایران از سوی غربی ها قابل پذیرش نیست و قصد ندارند بر شکست سیاست های خود در این خصوص صحه بگذارند، لذا تاکتیک جدید آنان سیاست انزوای اقتصادی ایران را مطرح و بیان کرده اند. درحالی که تصور می شد تحریم های اقتصادی ایران اعم از مالی، بانکی، صنعتی و بازرگانی با وجود تحریم های آمریکا که از 29 سال پیش به این طرف ایران را هدف قرار داده، حتما اقتصاد ایران را نابود خواهد کرد، نه تنها چنین مسئله و پیش بینی ای به واقعیت نپیوست، بلکه تاثیر عکس نیز به جا گذاشت. شدت تحریم های بانکی و پولی سبب شد تا سرمایه های نقدی جدید ایران ناشی از گرانی قیمت نفت که حدس زده می شود بالغ بر یکصد میلیارد دلار باشد، کاملا از تاثیرپذیری از بحرانات اخیر اقتصادی امروزی در امان ماند و باعث شد امروز ایران به یکی از معدود کشورهای دنیا که کمترین بدهی های خارجی در جهان را دارد، مبدل شود. درهمین حال، اگر نظری بر حجم مبادلات اقتصادی ایران با کشورهای جهان داشته باشیم می بینیم که درسال 2008 حجم کل مبادلات ایران با چین 35 میلیارد یورو بوده و براین اساس، حجم مبادلات به ترتیب 15 میلیارد یورو با روسیه، 15 میلیارد یورو با امارات و نیز در حدود 10 میلیارد یورو با ترکیه بوده که این خود نشان دهنده واقعیت اقتصادی و عدم تاثیر این تحریم ها بر اقتصاد ایران است. لذا پرسش امروز در رابطه با ایران، نباید فقط به انتخاب جهانیان در یک ایران دارای انرژی هسته ای یا یک ایران بدون انرژی هسته ای متمرکز شود، بلکه واقعیت حکم می کند اصلا چنین طرح و چنین انتخابی وجود نداشته باشد. *غرب نمی تواند ایران را نادیده بگیرد ایران یک کشور مستقل و دارای حق حاکمیت ملی و از امضاکنندگان توافقنامه بین المللی منع گسترش سلاح های هسته ای است. در حالی که کشورهای همجوار آن، پاکستان و حتی هندوستان هیچ کدام از امضاکنندگان توافقنامه منع گسترش سلاح هسته ای نیستند، اما اسرائیل در منطقه دارای سلاح هسته ای است و توافقنامه منع گسترش را امضا نکرده است و حتما به آن هیچ تعهدی ندارد. اگر قرار باشد جهان به دلیل و به بهانه جلوگیری از تشدید بحران هسته ای در دنیا، انتخابی داشته باشد بین پاکستان که دارای سلاح هسته ای است و هر لحظه بیم آن می رود که سلاح هسته ای این کشور به دست طالبان که در دامن پاکستان متولد شده و رشد کرده اند بیفتد و ایران که گمان می رود روزی به سلاح هسته ای دسترسی پیدا کند؛ کدام را انتخاب خواهد نمود؟ تنها جواب به چنین پرسشی پذیرش واقعیت ایران امروزی است و بس. اگر این واقعیت را بپذیریم که در جوار تمدن غرب، تمدن های دیگری مثل تمدن بابل در عراق یا تمدن پرسپولیس در پارس نیز وجود داشته است، بسادگی و بدون تامل خواهیم پذیرفت که نمی توان کشوری را نادیده گرفت که 70 میلیون جمعیت دارد و 65 درصد جمعیت آن زیر 30 سال است و امروز به تمام فناوری های روز دسترسی دارد و زبانش زبانی است (که سومین زبان مورد استفاده اینترنتی پس از زبان انگلیسی و چینی است). روایت معروفی است که هر انسان و هر ملتی، بعداز نان و آب ضرورت حیاتی دیگری هم دارد و آن احترام و پذیرش موجودیتش است. آیا می توان ملت ایران را از چنین حق طبیعی ای محروم کرد؟ از یک طرف نمی توان ادعای آوردن صلح پایدار در شرق میانه را طرح کرد و از طرف دیگر، یکی از پرجمعیت ترین، جوان ترین و غنی ترین کشورهای منطقه را نادیده گرفت آمریکا به خوبی و به سادگی بلد است از همبستگی و همفکری متحدان غربی خود استفاده کند، مخصوصا زمانی که قرار باشد با مشکلات دست و پنجه نرم کند. آمریکا توانسته است از غرب بخواهد فرزندان خود را به افغانستان یا عراق برای جنگ علیه تروریسم بفرستد. اما آیا می توان پذیرفت که به همین سادگی روی همبستگی و همکاری آمریکا برای بازسازی کشورهای ذکر شده حساب باز کرد؟ آیا آمریکایی ها آماده اند که بدون هیچ پیش شرطی بازار تجهیز کردن انرژی عراق را با غربی ها تقسیم کنند؟ درحالی که از یک طرف کشورهایی مثل چین یا روسیه به نحوی در ظاهر با تحریم های اقتصادی بالای ایران توافق می کنند، اما از طرف دیگر، درست پس از ترک سالن شورای امنیت سازمان ملل، مبادلات اقتصادی شان را با ایران چند برابر می کنند، این گونه می توان برداشت کرد که هدف اصلی حضور چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل درباره ایران فقط و فقط برای شناخت از شرایط و قوانین تحریم بالای ایران است تا بتوانند بسادگی پس از ختم مجلس شورای امنیت، قوانین متذکره را دور بزنند. مگر می شود کشوری را که با بیش از 12 کشور مختلف دنیا مرز مشترک دارد، بسادگی تحریم کرد؟ 12 یا 13 مرز مشترک به مفهوم 12 یا 13در خروجی یا ورودی است. همان طور که براساس روایت «یک فرق بین زن اصلی و زن رویایی وجود دارد» تمام کشورهای هم مرز با ایران این واقعیت را پذیرفته اند که به وسعت یک دریا میان تصمیم شورای امنیت سازمان ملل و واقعیت های اقتصادی و اجتماعی منطقه فاصله وجود دارد، لذا چگونه امکان دارد سومین قدرت صادراتی نفت دنیا را نادیده گرفت؟ بازنده اصلی این بازی مضحک غرب و مخصوصا فرانسه از یک طرف نمی توان ادعای آوردن صلح پایدار در شرق میانه را طرح کرد و از طرف دیگر، یکی از پرجمعیت ترین، جوان ترین و غنی ترین کشورهای منطقه را نادیده گرفت. مخصوصا کشوری که بنا بر حکم واقعیت ژئواستراتژیک منطقه ای، یکی از بزرگ ترین مرزهایش را با افغانستان و عراق، یعنی 2 کشوری که عملا آمریکا و جهان غرب درگیر جنگ در آن است را داراست. قطعا در نهایت بازندگان اصلی سیاست در انزوا قرار دادن ایران و بازی مضحک تحریم ها، مطمئناً نه کشورهای روسیه و چین خواهند بود و نه کشور ایران. آمریکایی ها خوب می دانند در اولین فرصت و به مجرد عادی شدن روابط ایران با آمریکا، تمام این بازار را خواهند گرفت و حتما مقدمات آن را تا امروز فراهم کرده اند. یکی از اصلی ترین بازندگان این بازی، اروپا و اروپاییان هستند که در بطن آن کشور فرانسه از همه بازنده تر است. سیاست احساساتی و سختگیرانه امروز فرانسه درباره ایران، شرکت های معتبر و بزرگ فرانسوی را به دردسر دچار و آنها را شدیدا ضعیف کرده است. شرکت هایی مثل توتال، رنو، پژو، لوگران، کارفور، والون، سوسیته ژنرال و شرکت های که بیش از دیگران حضور فعال داشتند، هر روز سهمشان را از بازار ایران کمتر و کمتر شده می بینند. لذا ادامه این سختگیری ها و تایید بر روند آن جز این که بستر مطلقیت گرایی را پربارتر و قوی تر از دیروز نماید پیامد دیگری نخواهد داشت. وقت آن رسیده که همین امروز با ایران بدون هیچ پیش شرطی و به صورت مستقیم و بدون هیچ واسطه ای باب مذاکره و صحبت را باز کرد. وقت آن است که با قبول واقعیت امروز یعنی طرف شدن با یک ایران جوان، یک ایران با قدرت در سطح منطقه، یک بازیگر تاثیرگذار در روند سیاست بین المللی، و یک بازار اقتصادی بزرگ، بکر و با آینده روشن، مشکلات را با این کشور حل کنیم. ایران امروز ایرانی است که سخت برای آزادی و خصوصی سازی اقتصادش تلاش می کند و برنامه های بزرگی را در این راه در دست دارد همان طور که کشور چین در 15 سال قبل این تلاش را کرد. ایران امروز می تواند پس از 30 سال تحریم آمریکا و تنها برای بازسازی ناوگان هوایی مسافربری اش تا 40 فروند هواپیمای مسافربری داشته باشد، ایران امروز می تواند ادعا کند که برای بازسازی و مدرن سازی کارخانه های تولیدی انرژی اش بیشتر از 150 میلیارد دلار در 10 سال آینده سرمایه گذاری کرده و ایران امروز تعهد کرده که امسال تا سقف یک میلیارد دلار در بازسازی عراق و تا 350 میلیون دلار در بازسازی افغانستان سرمایه گذاری کند؛ چرا با دیدن این واقعیات با ایران امروز این گونه برخورد می شود؟ یکی از دیپلمات های قدیم و کهنه کار آمریکا آقای برژینسکی که درسال 1979 سفارت آمریکا در چین را بازگشایی کرد، اخیرا بصراحت پذیرفته است که: «بیشتر از 3 دهه نفرت و کینه تقابل بین ایران و آمریکا هیچ سودی را به هیچ یک از دو طرف آمریکایی و ایرانی ارزانی نداشته است.» *منبع: روزنامه کیهان، يكشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۸، شماره ۱۹۳۳۹