Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 126745
تاریخ انتشار : 11 اردیبهشت 1388 0:0
تعداد بازدید : 185

عصر شکوفایی - ٢١

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری
مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *** *فصل اول: نماد ستمشاهى *تحقير نخبگان ملت ايران در طول يكى دو قرن از كاروان علم و تمدن عقب افتاد و كشور به دست بيگانگان و دشمنان يا دست‏نشاندگان آنها اداره شد، منشا اين همه، ناآگاهى بود. ملت و جوانان و قشرهاى مختلف را در بى‏خبرى و ناآگاهى نگه مى‏داشتند تا نفهمند بر سر كشور چه دارد مى‏آيد. كسانى كه اگر به نقطه‏اى از دنيا نگاه مى‏كنند، جز نگاه طمع‏كارانه نيست - يعنى استعمارگران - در طول دو قرن در سرتاسر كشور ما به دنبال منافع و اهداف شيطانى خودشان هر كارى توانستند، كردند و براى اين‏كه مانعى بر سر راه آنها نباشد، مردم را در غفلت نگه داشتند. خود بيگانگان نمى‏توانند مردم را غافل نگه دارند؛ ابزار آنها در اين كار، حكومت‏هاى وابسته و فاسد بود؛ حكومت قاجار و حكومت پهلوى. اينها اگرچه از مردم ايران بودند، اما شريك دزدان راه بودند؛ اگرچه خودشان وابسته به اين ملت و مرهون بار سنگين منّت اين مردم بودند، اما براى بيگانه كار مى‏كردند. بيگانه هم منافع آنها را تضمين كرده بود؛ قاجاريه يك‏طور منافع‏اش به وسيله بيگانگان تضمين مى‏شد، حكومت منحوس و وابسته و فاسد پهلوى هم يك‏طور ديگر. مردم را ناآگاه نگه داشتند و هر كارى مى‏توانستند، با اين مردم كردند. انقلاب اسلامى و نهضت وسيع مبارزات اسلامى در ايران به رهبرى امام بزرگوار ما و روحانيون آگاه و مبارز و روشنفكران مؤمن و متدين توانست موج بيدارى را در اين كشور به‏وجود بياورد، كه منتهى شد به حركت انقلاب. انقلابِ يك ملت چنان قدرتى دارد كه مستحكم‏ترين دژهاى استكبار را درهم مى‏شكند، و شكست. انقلاب اسلامى دژ استبدادى رژيم پهلوى را كه پشت به قدرت استعمارى آمريكا و انگليس داشت، از بين برد و به دنبال آن، حكومت مردمى و اسلامى به وجود آمد. جمهورى اسلامى را شما مردم بوجود آورديد. جمهورى اسلامى يعنى حكومتى كه خارجى در آن دخالت نمى‏كند؛ خودرأيى و استبداد بر آن حاكميت ندارد؛ طبقه ويژه اشراف در آن دخالت نمى‏كند؛ خان‏سالارى در امور مردم دخالت نمى‏كند. روزى كه ما در جيرفت بوديم، مردم از خان‏ها مى‏ناليدند. خان‏ها آلت دست رژيم منحوس پهلوى بودند؛ آنها هم آلت دست آمريكا بودند؛ يعنى سلسله مراتب فساد وجود داشت. جمهورى اسلامى، يعنى نظامى كه در آن، دربار حكومت طاغوت نيست؛ دخالت بيگانه نيست؛ دخالت خان و خان‏زدگى نيست؛ حكومت مردم و شايستگان است. در جمهورى اسلامى، رسيدن به مقامات مؤثر در سلسله مراتب حكومتى، تابع صلاحيت‏هاست. هر كه صلاحيت دارد، بايد در ميدان‏هاى فعاليت و تلاش و مسؤوليت جلو برود؛ از هر نقطه كشور و از هر قشر اجتماعى باشد؛ و همه اينها با هدايت اسلام و الهام‏گيرى از متون الهى و قرآنى صورت مى‏پذيرد. اين، معناى نظام جمهورى اسلامى است. فاصله انداختن بين فقير و غنى، بين اشراف و غيراشراف، و امتياز دادن به يك قشر خاص، با نظام جمهورى اسلامى سازگار نيست. هر بخشى از نظام جمهورى اسلامى در هر نقطه‏اى از نقاط اگر به يكى از اين آفت‏ها مبتلا شود، از صراط مستقيم جمهورى اسلامى و نظام اسلامى خارج شده و بايد اصلاح شود.١ ملت ايران بايد از اعماق دل به دو سلسله پادشاهى پهلوى و قاجار، لعنت بفرستد كه اين دو سلسله خبيث، دو بالِ مملكت و پيكره عظيم اين ملت كهن، با هوش و با استعداد را بريدند. نه علم و نه كار، هيچ كدام را براى اين ملت فراهم نكردند. كارى‏كه بود، كارهاى بى‏ارزش يا كم‏ارزش بود. علمى كه بود، علم تقليدى و دستِ دوم بود. آن كارى را كه از دل مى‏جوشد و حقيقتا پوشش و حليه حيات مى‏بخشد و كارهاى اساسى در مملكت صورت مى‏دهد، ترويج نكردند. هرچه توانستند، قلع و قمع هم كردند و بساط علمى را كه از دل مى‏جوشد و در آن ابتكار هست، برچيدند. آن خاندان‏ها اين جرائم را دارند. نتيجه اين شد كه ملّت ايران كه در مسابقه علم و پيشرفت تمدّن و دانش و تجربه، يا از ديگران جلوتر بود يا اقلا كسرى نداشت، سال‏ها عقب ماند. حال ما بايد تلاش و كوشش كنيم كه بالاخره گليم خودمان را از آب بيرون بياوريم. ان‏شاءاللَّه به همّت شما مردم، اين‏كار را خواهيم كرد؛ كه نشانه‏هايش الان هم پيداست. اوّل خانواده قاجار - از ناصرالدّين شاه به بعد - بعدش هم خانواده پهلوى - اين پدر و پسر - حقيقتا چوب حراج به موجودى اين ملت و كشور و سرمايه‏هاى معنوى‏اش زدند. »تلك امّة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم«. آنها رفتند و سر و كارشان با خداست. سزاى اعمالشان را هم مى‏بينند. حالا نوبت من و شماست. »و لكم ماكسبتم«. البته از اوّل انقلاب تا امروز، حقّا و انصافا، در زمينه علم و كار، خيلى تلاش شده است. اگر كسى اين را انكار كند، مثل اين است كه بگويد الان به چه دليل روز است؟ اين قدر واضح است. اگر كسى به سطح كشور نگاه كند، افزايش دانش‏آموز، معلّم، استاد، متخصّص، دانشجو و كارگاه‏هاى فراوان، كار كشاورزى، صنعتى، كارهاى دقيق و برجسته، ابتكارها و اختراع‏هاى زيادى مى‏بيند كه در اين پانزده سال، اسلام براى اين ملت آورده است. من و ما هم نمى‏توانيم بگوييم اين كارها را ما كرديم. اين دستاوردها، مالِ اسلام است. خاصيت ايمان، خاصيت حضور مردم و مردمى بودنِ حكومت است.٢ پي نوشت : ١ - بيانات مقام معظم رهبرى در اجتماع بزرگ مردم جيرفت، 17 ارديبهشت 1384 ٢ - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگران و فرهنگيان نمونه، 13 ارديبهشت 1374 ادامه دارد...