Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 127243
تاریخ انتشار : 19 اردیبهشت 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 122

فرانسه، جمهوري اسلامي مي‏شود

گزارشی از رشد اسلام در اروپا
گزارشی از رشد اسلام در اروپا تا سال 2025 از هر پنج فرانسوي يک نفر مسلمان خواهد بود و نرخ رشد جمعيت اگر به همين منوال ادامه يابد فرانسه تا 40 سال ديگر به يک کشور اسلامي تبديل خواهد شد. کارشناسان آمار، با مقايسه رشد دو جمعيت "مسلمان" و "مسيحي" در فرانسه، معتقدند که اين کشور حداکثر تا 40 سال آينده به کشوري با اکثريت جمعيت مسلمان تبديل خواهد شد. تعداد اعضاء هر خانواده در فرانسه 1.8 نفر است؛ اما تعداد متوسط اعضاء هر خانواده مسلمان در اين کشور 8.1 مي‏باشد. فرانسه زماني به کثرت کليساها شهرت داشت؛ اما امروزه تعداد مساجد فرانسه بيشتر از تعداد کليساها است. هم‏اکنون 30 درصد کودکان و جوانان زير 20 سال در فرانسه مسلمان هستند و اين نرخ در شهرهاي بزرگي مانند "پاريس"، "نيس" و "مارسي" 45 درصد کودکان و جوانان زير 20 سال را شامل مي‏شود. نتيجه اينکه تا سال 2025 از هر 5 فرانسوي يک نفر مسلمان خواهد بود و نرخ رشد جمعيت اگر به همين منوال ادامه يابد به يک کشور اسلامي تبديل خواهد شد. اين در حالي است که وضعيت بسياري از کشورهاي غربي ديگر نيز شبيه به فرانسه است: نرخ افزايش جمعيت مسيحي در بريتانيا 1.6درصد، در يونان 1.3 درصد، در آلمان 1.3 درصد، در ايتاليا 1.2 درصد و در اسپانيا 1.1 درصد است. ميانگين رشد جمعيت مسيحيان در 31 کشور اتحاديه اروپا 1.38 درصد است ؛ در حالي که جمعيت‏شناسان و کارشناسان آمار معتقدند که اگر رشد جمعيت يک کشور در 25 سال متوالي کمتر از 2.5 درصد باشد نجات فرهنگ و تمدن آن کشور امکان‏پذير نخواهد بود. برخي سازمان هاي مسيحي مي‏گويند که نوادگانشان فرهنگ آنها را نخواهند ديد بلکه آنها در جوامع اسلامي چشم به جهان خواهند گشود. واتيکان نيز رسماً اعلام کرده است که اينک جمعيت مسلمانان در جهان، از جمعيت کاتوليک‏ بيشتر شده و در ظرف 5 الي 6 سال ديگر اسلام بزرگ‏ترين دين جهان خواهد بود. براساس اين آمار و ارقام جمعيت اروپا بايد خيلي کم باشد ولي مي‏بينيم که جمعيت اين قاره رو به افزايش است! چرا؟ به اعتقاد «فرّخ صديقي» پژوهشگر پاکستاني مقيم اروپا، علت اين پديده را بايد در "مهاجرت مسلمانان به اين قاره" و "بي‏توجهي آنها به دانست. به عنوان نمونه: انگلستان: جمعيت مسلمانان در انگليس 30 سال قبل، 82 هزار نفر بوده که هم اکنون اين جمعيت 2.500.000 نفر است. در انگليس بيش از يک هزار باب مسجد وجود دارد که بيشتر اين مساجد در کليساهاي خريداري شده از مسيحيان تأسيس شده است. هلند: نيمي از کودکاني که هر سال در هلند به دنيا مي آيند، مسلمان مي باشند و چنانچه اين روند ادامه يابد نيمي از جمعيت هلند را در 15 سال آينده مسلمانان تشکيل خواهند داد. روسيه: جمعيت مسلمانان روسيه 23 ميليون نفر است و 40 درصد نيروهاي ارتش اين کشور را در چند سال آينده مسلمانان تشکيل خواهند داد. بلژيک: 25 درصد جمعيت بلژيک مسلمانان هستند و نيمي از کودکاني که هر سال در اين کشور به دنيا مي‏آيند مسلمان هستند. آلمان: اخيراً دولت آلمان اعلام کرده است که کنترل کاهش جمعيت اين کشور اينک ديگر ممکن نيست و ممکن است اين کشور تا سال 2050 به يک کشور مسلمان تبديل شود. دولت آلمان معتقد است که جمعيت 5.2 ميليوني مسلمانان اروپا در 20 سال آينده به دو برابر افزايش خواهد يافت. اتحاديه اروپا هشدار داده است که تا سال 2025 تعداد متولدين سالانه کشورهاي اروپا را کودکان مسلمان تشکيل خواهند داد. جالب اين است که در خارج از اروپا نيز وضعيت مشابهي حکمفرما است: آمريکا:جمعيت مسلمانان آمريکا در سال 1970 ، يکصدهزار نفر بود ؛ اما در سال 2008 به 9 ميليون نفر بالغ شده است. رشد جمعيت مسيحيان در آمريکا 1.6درصد است که البته مجموع نرخ رشد مسيحيان به دليل مهاجرت گسترده اتباع کشورهاي آمريکاي لاتين به 2.11 درصد مي رسد و اين نرخ رشد حداقل رشد ضروري براي حفظ يک تمدن به شمار مي‏رود. کانادا: رشد جمعيت مسيحيان در کانادا 1.6 درصد است و حفظ يک فرهنگ و تمدن رشد جمعيت کشور مربوطه بايد 2.11 درصد باشد. اسلام در اين کشور بسرعت در حال گسترش است. از سال 2001 تا 2006، يک ميليون و ششصد هزار نفر به جمعيت کانادا اضافه شد که يک ميليون و دويست هزار نفر از آنها از ديگر کشورها مهاجرت کرده و در اين کشور اقامت کرده‏اند. پيش از اين نيز «هنري کيسينجر» در سال 1990 در مقاله‏اي نوشته بود: «در ده سال آينده افزايش چشمگير جمعيت مسلمانان، بزرگ‏ترين خطر براي آمريکا خواهد بود و آمريکا بايد براي جلوگيري از اين خطر با "همکاري صادقانه و مخلصانه حکومت‏هاي کشورهاي اسلامي" (!) اقدامات گسترده‏اي به عمل آورد و در همه کشورهاي اسلامي استفاده از ابزارها و داروهاي کنترل‏کننده جمعيت رواج پيدا کرد». منظور کيسينجر از "همکاري صادقانه و مخلصانه حکومت‏هاي کشورهاي اسلامي" اجراي برنامه‏هاي کنترل جمعيت بود؛ لذا تعداد زيادي از گويندگان، خطباء، رسانه‏ها و نويسندگان نيز در قبال دريافتي‏هايي، به اين موج پيوستند و کوشيدند به مسلمانان بقبولانند که در صورت کنترل جمعيت مي‏توانند به لحاظ صنعتي و اقتصادي در سطح کشورهاي غربي قرار بگيرند. براي تقويت اين موج «ان. جي. او. هاي پرورش‏يافته نيز به کار گماشته شدند و به دورترين روستاهاي کشورهاي اسلامي نيز دسترسي پيدا کردند و پيام غربي‏ها را در قالب خيرخواهي به مسلمانان ابلاغ کردند و هنوز هم بسياري از کانال‏هاي تلويزيوني در لابلاي برنامه‏هاي خود به اين مهم مي‏پردازند. ولي اين يک واقعيت است که ابزارها و تبليغات غرب نتوانست از افزايش جمعيت مسلمانان جلوگيري کند. آنچه در اين ميان بسيار مهم است اينکه سازمان‏ها، نهادها و مراجع تشيع بايد با بهره‏گيري از اين شرايط نسبت به شناساندن پيام مکتب اهل‏بيت(ع) به مردم اروپا و آمريکا تلاش بيشتري کنند. بي‏شک اين مکتب با وجود بنيان‏هاي عقلاني و آموزه‏هاي فطري، بيشترين نزديکي را با خاستگاه‏هاي تفکر مردم غرب دارد و بسيار زودتر از انديشه‏هاي عامي، سلفي و وهابي مورد قبول آنها قرار خواهد گرفت؛ مشروط بر آنکه بموقع اقدام شود. *منبع : www.tabnak.ir ، شنبه ١٩ اردیبهشت ١٣٨٨