Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 127879
تاریخ انتشار : 2 خرداد 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 31

رئیس مجلس خبرگان در خطبه هاي نماز جمعه تهران

فتح خرمشهر يك دستاورد عظيم نيروهاي مسلح است

آيت الله هاشمي رفسنجاني گفت: ما بازگرداندن خرمشهر را تبديل خونين شهر به خرمشهر را بايد فتح الفتوحمان حساب كنيم و بايد از رزمندگانمان تشكر كنيم كه در اين عمليات جانانه جنگيدند و براي هميشه ممنون باشيم و از شهدا و جانبازان و آزادگان و مفقوداني كه در اين جنگ و جنگهاي ديگر آمدند در تاريخ ما ثبت شدند و از خانواده هايشان هم بايد تشكر كنيم و پاسدار شرافت و عظمت آنها باشيم...
بخش خبري : نماز عبادي سياسي جمعه تهران ديروز به امامت آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري در دانشگاه تهران اقامه شد. به گزارش خبرنگاران ما در اين مراسم معنوي و سياسي دكتر علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي به عنوان ناطق پيش از خطبه ها به ايراد سخن پرداخت . سخنان رئيس مجلس دكتر علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي ديروز در مراسم نماز جمعه تهران به عنوان سخنران پيش از خطبه ها گفت كه مبارزه انتخاباتي جنگ نيست . وي گفت كه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري يعني چگونگي اجرا و نياز به نظريه پردازي هاي گوناگون نداشته و مجادله بر سر فلسفه هاي سياسي هم نيست . رئيس مجلس گفت : تفاوت نامزدها و تفاوت برنامه هايشان بايد روشن و معنادار باشد تا مردم دقيقا بتوانند انتخاب كنند. وي افزود : همه معتقدند كه نقد دولت مفيد است لذا از يكسو نبايد نقد دولت سياه نمايي تلقي شود و از سوي ديگر بايد بدانيم كه سياه نمايي نيز لطماتي به تصور مردم به انقلاب مي زند. رئيس مجلس با اشاره به تاكيد رهبر انقلاب در كردستان مبني بر حضور پرابهت در انتخابات رياست جمهوري و انتخاب اصلح گفت : ما بايد فضاي پروسه انتخابات را نوعي توانمندسازي شرايط سياسي كشور بدانيم . وي سپس از سوم خرداد روز آزادسازي خرمشهر بعنوان يكي از معجزات پس از پيروزي انقلاب ياد كرد و آنرا يك حادثه بسيار مهم خواند كه هنوز هم ابعاد كامل آن روشن نشده است . نماينده مردم قم در خانه ملت گفت : اگر شما تاريخ انقلاب را ورق بزنيد نشان مي دهد كه هدف گيري اصلي بني صدر مبارزه با آيت الله خامنه اي و شهيدان رجايي و بهشتي و آيت الله هاشمي رفسنجاني و تمام نيروهاي انقلابي بود. اين موضوع هدف گيري بني صدر بود و مرتب نيز با مجلس و نخست وزيري آقاي رجايي مخالفت مي كرد و ميدان درگيري او در داخل بسيار وسيع بود. رئيس قوه مقننه تصريح كرد : بني صدر به هيچ وجه اجازه نمي داد كه نيروهاي انقلاب مانند سپاه و بسيج وارد صحنه جنگ شوند تنها شهيد چمران تلاش هايي را و عده محدودي به صورت چريكي انجام مي دادند اما عرصه وسيع جبهه ها خالي بود و فقط نيروهاي نظامي كلاسيك ما حضور داشتند كه ارتشيان انصافا مقاومت كردند و نگذاشتند ارتش عراق جلوتر بيايد اما حمله ما را سامان نمي داد. وي گفت كه عامل اصل پيروزي جنگ رهبري امام خميني (ره ) بود و بر فتح خرمشهر نمي توان نامي جز معجزه گذاشت . سپس رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و امام جمعه موقت تهران آيت الله هاشمي رفسنجاني در ميان ابراز احساسات پرشور نمازگزاران تهراني به ايراد خطبه هاي نمازجمعه پرداخت . خطبه اول بسم الله الرحمن الرحيم ـ الحمدلله رب العالمين والصلوه و السلام علي رسول الله و علي آله الائمه المعصومين اعوذبالله من الشيطان الرجيم . و اذن في بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيه اسمه اوصيكم عبادالله بتقوي الله فانه من يتق الله و يكفر عنه سيئاته و يعظم له اجرا. براي ما بندگان خدا در راه رسيدن به قرب الهي هيچ سرمايه اي به اندازه تقوا كارساز نيست و اميدواريم همه بتوانيم حراست كنيم از تقوا و براي خودمان ملكه پرهيز از گناهان و انجام وظايف را تامين كنيم . مستمعان ما حتما يادشان است كه بحث من مدتي است تقريبا در تمام سال گذشته درباره شكل گيري نظام بر محور قرآن است و از بخش عبادات شروع كرديم و در عبادات هم از نماز و آخرين فصل مربوط به نماز كه مطرح شد مسجد است . و دو خطبه در مورد عظمت مسجد و آثار مسجد و احكام مسجد كه مربوط به قرآن است تا بحال ايراد كردم . البته اگر مي خواستم وارد روايات شوم خيلي معارف اهل بيت در اينجا بسيار بالاست منتهي من بحث قرآني دارم فقط گاهي براي توضيح يك مطلب از قرآن به روايات هم متوسل مي شوم و امروز هم خطبه ام در ادامه بحث مسجد است و اميدوارم كه در اين خطبه اين بحث را فعلا تمام كنم . فكر مي كردم ديگر احتياجي به يك خطبه نيست اما مراجعاتي كه در اين مدت از طرف مردم و ائمه جماعات داشتيم و حوزه قم احساس كردم كه بايد كمي بيشتر حرف بزنم و بعلاوه ما در مجمع تشخيص مصلحت نظام بصورت تصادفي هفته گذشته رسيديم به سياستهاي كلي فرهنگي مساجد و چند بند را تصويب كرديم كه خدمت رهبري مي رود و اگر ايشان تاييد كردند ابلاغ مي فرمايند كه آنها محور حركت آينده است و بسياري از آنچه كه از دو خطبه گذشته و اين خطبه مطرح مي شود روحش در اين بندها هم آمده كه محور حركت ما در آينده درباره مساجد خواهد بود. آنچه كه تا بحال گفتم فهرست نكات مهمش ايسنت كه اولا گفتم تقريبا از زمان آدم تا امروز در همه اديان مسجد بوده حالا گاهي اسمش مسجد است و گاهي معبد است ولي اسم مسجد هم با دلالت قرآن بوده است . و دوم اينكه مسجد در اسلام ساخت مسجد از مدينه شروع شد. در مكه كه پيغمبر بودند با مسجدالحرام و كعبه نيازي به مسجد جديد نبود و شرايط ساخت مسجد هم نبود و سوم اينكه گفتيم دو جور مسجد مي شود داشت يكي مسجد مفيد و به تعبير قرآن تاسيس بر محور تقوا و اخلاص الهي و ديگري مساجدي كه مي تواند به عنوان دكان و پايگاه منافع مادي بخشي از افراد وجود داشته باشد كه آنكه اسلام مي خواهد مسجدي است كه اخلاص در آن باشد و براي خدا باشد. نكته ديگر اين بود كه مساجد را نمي توان به دست كفار يا افراد فاسد سپرد بايد انسانهاي با صلاحيت مديريت مساجد را در اختيار داشته باشند و نكته ديگر اينكه ما چهار مسجد ويژه داريم كه اينها فوق العاده مي دارند. كه مسجدالحرام است و مسجدالنبي و بيت المقدس و مسجد كوفه هستند. كه اين چهار مسجد احكام ويژه خودشان را دارند و در آراستگي مساجد يك بحثي كرديم و اينكه بايد آراسته و مورد استقبال و پرجاذبه براي مردم باشد و همچنين از گناه بزرگ تخريب مساجد يا منع كردن مردم از استفاده از مساجد باز نكاتي را عرض كرديم و بحث آخري كه پيش آوردم در مورد اين بود كه در زمان پيغمبر بخاطر اينكه اماكن عمومي نبود ادارات و مراكز حكومتي كم كم بوجود مي آمد خيلي كارها در مسجد انجام مي شود بعدا بتدريج جدا شد و بيشتر به عبادت و تعليم و تربيت و اينها در مسجد ماند گاهي افراط به حدي رسيد كه خيلي حتي مسائل آموزشي و اينها را هم از مسجد دور كردند كه ما بايد فكري كنيم كه مساجدمان همه آنچه كه از منابعمان كه در مسجد مي توان استفاده كرد آنها را در آينده بياوريم كه خطبه اي كه امروز مي خوانم يك تعدادي از آن به اينها هم مربوط مي شود. آيه اي كه اول صحبتم خواندم مضمونش اينست كه خداوند اجازه داده كه بعضي از اماكن و بيوت را به رفعت و عظمت برسانند هم رفعت مادي و هم رفعت معنوي و خودش هم تفسير كرده كه چه هدفي از اين هست . اين آيه در سوره نور و آيه نور است . خداوند تشبيه مي كند وجود مقدس خود را به يك مشعل درخشنده و نورافكني كه در محفظه هاي شيشه اي و در سه درجه اي محفوظ است و در يك درخت زيتون استوار است و به همه اطراف نور مي فرستد نه شرقي است و نه غربي و اين نور است كه بايد انسانها را هدايت كند و به خداوند نزديك كند. بعد از اين آيه ظرفي را براي اين نور معرفي مي كند و مي فرمايد تلالوي نور خداوند در بيوتي است كه خداوند به اذن خدا (كه به معناي اراده الهي است ) تعلق گرفته است كه دنيا عظمت و رفعت داشته باشند و ذكر خدا هميشه (صبح و شام ) در آنها توسط انسانهايي كه مقهور منافع مادي نيستند در آنجا ذكر خدا بلند مي شود. يعني آن هدايت گري نور الهي در اين ظرف تحقق پيدا كند. حالا اين ظرف چيست در روايات ما و روايات اهل سنت بيشتر از ما آنها بيشتر روي مسجد تكيه كردند ولي در روايات ديگري هم اهل سنت و هم شيعه بيوت انبيا و ائمه و اولياهم اضافه شده است كه اين مصداق بيوتي است كه با آن نور خداوند ارتباط پيدا مي كنند و نور خداوند از اين مراكز به مردم مي رسد و اين نور خداوند همان هدايت است . يك نكته اي اينجا بگويم كه در اين روايات كه در تفسير اين آيه بيوت آمده است يك روايتي است جالب كه اين را من از منبع شيعه هم نقل نمي كنم از منابع اهل سنت نقل مي كنم خيلي جاها هست من جمله در تفسير ذوالمنصور براي علامه سيوطي است كه خوب اهل قرآن و تفسير با آن آشنا هستند. در اين تفسير مي گويد كه وقتي كه پيغمبر اين آيه را قرائت فرمودند يك نفر بلند شد و سئوال كرد اين بيوت كجا هستند و كدام هستند حضرت فرمودند بيوت انبيا. ابابكر آنجا نشسته بود و بلند شد اشاره كرد به خانه علي بن ابيطالب و حضرت زهرا(س ) و گفت يعني اين هم از مصاديق اين آيه است پيغمبر فرمودند اين از افضل ترين مصاديق است . خوب اين روايت را كتابي مثل درالمنصور از بزرگان آورده است از انس به مالك و بريده . من اينجا فقط يك نكته مي خواهم عرض كنم به تند روان اهل سنت يعني سلفي ها و وهابيها كه اينقدر همت شان را گذاشته اند كه مخالفت كنند كه بقاع متبركه اي كه قبور ائمه آنجا هست و مردم استفاده نكنند چه جوابي در مقابل اين آيه و اين تفسير. حالا اگر مي خواهند خودشان بروند منابع اهل سنت را ببينند و روايات را ببينند اينها بقاع متبركه و خانه هاي انبيا البته بيش از همه آنها مساجد چون خانه خدا مقدم بر خانه ديگران است ولو انبيا باشند. مردم بايد در آنها حضور پيدا كنند و تلالو انوار الهي را ببينند و اميدواريم كه با منطق و بحث اساسي فكري علماي اسلام اين مساله را حل كنند. البته ما اينجور افراطي نيستيم كه هر كس و هر گروهي را بخاطر اينكه يك محله اي را خوشنام كنند يك چيزي بنام امامزاده را در آن درست بكنند و آنجا را استفاده كنند نه بايد موارد مشخص و مثبت ريشه دار باشد كه بشود از آن استفاده كرد و انحرافي در آن نباشد ما هم به بقاع متبركه در مصوباتمان توجه كرديم . به هر حال با اين چيزي كه عرض مي كنم خيلي روشن مي شود فهميد كه اين مراكز جاي نورافشاني است حالا نقطه بسيار مهم اينست كه آن دستوراتي كه ما درباره مساجد داريم اينست كه مساجد يك نهاد و شبكه گسترده اي است كه هرجا جمعيتي باشد آنجا بايد باشد. شما چنين چيزي در هيچيك از نهادهاي ديگر نداريد. طبق دستورات صريح منابع ديني ما يعني ما بايد ببينيم مراكز جغرافيايي و جمعيتي اسلامي را نگاه كنيم و استانداردي هم براي جمعيت در نظر بگيريم مثلا براي هر 2 هزار و 3 هزار جمعيت هر منطقه يك مسجد يا يك فاصله جغرافيايي مثلا 5 كيلومتر يا 3 كيلومتر كه مردم بتوانند پياده از خانه اشان يا با وسايل آسان به مسجد برسند اگر ما بخواهيم اسلامي باشيم و قرآني باشيم پايه سراسر كشورمان اينجوري باشد نمي شود يك روستا بدون مسجد باشد نمي شود در محلات يك شهر مسجد نباشد نمي شود در مسيري كه انبوهي از مردم با وسايل عمومي مي روند و در جاهايي كه مي ايستند مسجد نباشد. و حتي در جاهايي كه مردم در حال حركت هستند مثل قطار و يا هواپيما مسجد يك چيزي است كه عجين شده با برنامه اسلامي و بسيار هم مهم است اين فقط يك نقطه عبادي نيست حالا من بعد از اين خطبه خطبه هاي بعدي را وارد مي شوم در مورد مساله جماعت كه با مسجد اين خيلي تلازم دارد. ببينيد اين شبكه عظيم گسترده اي كه در همه جغرافياي دنياي اسلام و در همه مراكز جمعيتي اسلام و با تناسب فاصله و جمعيت اگر وجود داشته باشد و اگر آنطور كه در بخش ديگر بحث عرض مي كنم مديريت اين مسجد به يك عالم متقي عادل پيش نماز و مدير و مدبر واگذار شود كه او آنجا را اداره كند چنين شبكه اي را شما كجا مي توانيد پيدا كنيد. همه مردم مسلمان سروكار پيدا مي كنند با آنجا و آثار فراواني از اين شبكه وجود مي آيد و استحكام ملي استحكام ديني انساني ارتباط انساني حل مشكلات اجتماعي و خيلي چيزهاي در بحثهاي مبسوط علما خدمت شما خواهند گفت اين طور شبكه اي است . فقط مساجد بزرگ مجلل نيست يك مسجد روستايي كوچك هم همان بيوت مجلل و مرتفع است و اين نهاد و اين شبكه را گذاشته اند براي اينكه اسلام بناست تا قيامت بماند و بناست حكومت جهاني شود بناست همه بشر را پوشش دهد اگر اين شبكه وجود داشته باشد ما كه آثار مسجد را در انقلابمان خوب ديديم الجزايريها وقتي پيروز شدند. نماينده اشان به ايران آمده بود در مسجد آيت الله طالقاني اسلامبول سخنراني مي كرد آنجا يك حرفي زد كه ما آن موقع خيلي جوان بوديم تكان داد ما را ايشان گفت ببينيد وقتي كه فرانسويها آنجوري استثمار كردند و اشغال كردند الجزاير را و مبارزات ما شروع شد. همه چيز را از ما گرفتند جز مساجد را. ما فقط مسجد داشتيم و با مسجد قيام كرديم و در مسجد جهاد كرديم و پيروزيمان در مسجد شد و فرانسه مقتدر را شكست داديم با مسجد. و ما خودمان در ايران بخوبي ديديم شبكه مساجد و مبلغان و بخشي از نيروهاي صالح كه در مسجد جمع مي شدند و يا بخشي ائمه جماعات كه حاضر به مبارزه بودند با آن سرعت استبداد شاه و سلطه آمريكا را شكستيم و واقعا كار عظيمي در تاريخ شد. اين نمونه كوچكي است اگر اين شبكه و اين نهاد به شكل واقعي همانجور كه اشاره كردم شكل بگيرد ما مطمئن هستيم كه در آينده اين فضا تضمين جدي براي تداوم و تكالم و پاكي و سلامت جامعه اسلامي خواهد بود. و لذا ارزش دارد خدمت كردن در اين مراكز. من فقط يكي دو نمونه عرض كنم تا ببينيد سابقه در معبد چه بوده است . از هر مقامي مي تواند در اين مسجد خدمتگزاري كند. سوره آل عمران را بخوانيد آنجائيكه قران در مورد حضرت مريم مي فرمايد كه ما در حضرت مريم كه همسر حضرت عمران بود و ايشان هم نبي بودند وقتي كه شوهرشان فوت كرد تصميم گرفتند آنچه كه در رحم دارند نذر كنند كه در مسجد و در معبد مخصوص مسجد باشد يعني تمام زندگي اش نذر شد كه در خدمت معبد باشد. اين رسم در قديم بوده و حالا در بين ما نيست شايد هم نياز نيست ولي در آن موقع بوده است . و از خداوند خواست كه اين نذر را بپذيرد. وقتي كه بچه متولد شد ديد دختر است آن موقع مرسوم نبود كه دختران را در خدمت مسجد ببرند با حسرت گفت خدايا اينكه مرد نشد! و از خدا ندايي شنيد يا به قلبش آمد هرگونه بود قرآن مي فرمايد خداوند فرموده اند نداشته باش اين دختر اين زن از آن مردهايي كه شما در نظرت هست بالاتر است و عظمت بالايي دارد. و خداوند اين نذر را پذيرفت و مريم تحويل معبد شد و براي خدمت به معبد. در دوراني كه به بلوغ رسيد و مشغول عبادت و خدمت بود حضرت ذكريا كه باغبان حضرت عمران بود ايشان با قرعه چون همه مسابقه گذاشته بودند كه متكلف رشد مريم شوند. از بزرگان دين قرعه انداختند و قرعه بنام حضرت ذكريا شد و ذكريا متكفل اداره و تربيت مريم بود وقتي كه مي رفت در محراب سري به مريم بزند مي ديد كه آنجا غذا كنار مريم است . غذايي كه او نياورده است . غذا را كنترل مي كرد تا ببيند از كجا آمده است . مريم گفت خدا داده است كه ذكريا را متوجه مقام عظيم مريم كرد كه گويا از غذاهاي بهشتي است البته در قرآن نيست كه از غذاهاي بهشتي است ولي با اين تعبير از طرف خدا آمده از هر كجا. ذكريا كه بچه نداشت از خدا خواست كه اولادي به او بدهد تا اين افتخار را داشته باشد كه با دعاي او حضرت يحيي آمد و يحيي هم داستان ديگري دارد. و اين مريم است . اين مريم با اين عظمت و با نذر مادرش و قبول خداوند مي شود خدمتگزار معبد و مسجد. خود ابراهيم و اسماعيل افتخارشان اينست كه خدمتگزار بندگان هستند كه در اينجا نماز مي خوانند و سجده مي كنند. حضرت ابراهيم كه شخصيت عظيمي است كه ابوالانبيا است و همه اديان بزرگ كه به ابراهيم به نسب برسانند. و ابراهيم و اسماعيل مامور شدند بيت خدا را تجديد ساخت كردند. اين بزرگان با همه عظمت افتخار بزرگي كه قرآن برايشان مي گويد خدمت در مسجد و براي معبد و بيت الله است . در مورد پيغمبر هم چيزهاي زيادي است در موقع ساختن مسجد قبا و مسجد مدينه كه الان بنده وارد نمي شوم چون وقت گذشته است فقط يك نكته مي خواهم عرض كنم اين موقعيتي كه براي حضرت مريم عرض كردم از تهيه غذا از طرف خداوند ما در اسلام هم براي حضرت زهرا(س ) ديدند غذاهاي مطبوعي در خانه حضرت زهرا(س ) است و همان تعبيري كه ذكريا كرد در مورد مريم به حضرت زهرا(س ) فرمودند اين غذا از كجا آمده است جواب حضرت زهرا(س ) هم همين بود كه از خدا. و بعد اين شد دليلي كه پيغمبر شاكر باشد كه در فرزندان او و در امت او شخصيتي مثل زهرا(س ) باشد كه سرنوشتي مثل مريم عذرا دارد و مقداري بالاتر از جهاتي بخاطر اينكه اين شخصيت بزرگوار فرزند پيغمبر ما در ائمه معصوم و دوازده گانه و سلسله جليله سادات است و از نسل او اين همه عظمت در تاريخ اسلام و پشتيباني اسلام درآمده است . اين چيزهايي است كه ما از قرآن مي فهميم و يكي ديگر از آيات قرآن در سوره « طور » است كه بيت المامور است كه خدا به آن قسم خورده است . اين بيت المامور چيست كه خداوند به آن قسم خورده است بعضي ها گفته اند مسجد است و برخي ها گفته اند مساجد روي زمين است و بعضي ها گفته اند كعبه است بعضي ها هم گفته اند بيت مامور يك مركزي است در آسمان كه در آنجا به تعبير حضرت علي (ع ) روزي 70 هزار ملائكه وارد مي شوند براي عبادت خداوند و آن نقطه مقابلش كعبه است . من مي خواهم عرض كنم از كارهاي مهم ما اينست كه در حكومت اسلامي توجه بيشتري به مساجدمان بكنيم ما آنچه در شان مساجد است عمل نكرده ايم خيلي بيشتر بايد عمل شود از لحاظ جغرافيايي خيلي از اماكن ما مسجد ندارد. از لحاظ بهره برداري خيلي از مسجدهاي ساخته امام جماعت ندارد و درش بسته است و غبار گرفته است . از لحاظ مديريت خيلي از مساجد ما محتواي ضعيفي دارد و گاهي هم دكان مي شود براي افراد و گروهها كه از آنجا استفاده كنند مسجد با مديريت عالم عادل آگاه آشنا به اداره جامعه اسلامي به او سپرده شود كه در مصوبات مجمع تشخيص مصلحت نظام هم آمده كه انشاالله رهبري هم آنرا تصويب كنند و ابلاغ كنند. يك سياست كلي درباره مساجد داشته باشيم . چند بند از مصوبه مجمع را هم مي خوانم توسعه ظرفيت مساجد و بازگشت آن به جايگاه اصلي به عنوان ركن اساسي جامعه اسلامي بايد مسجد را با اين اميد به آن نگاه كنيم . اين چهار عنوان را آورديم يكي ترويج و تبيين جايگاه مسجد در جامعه تشويق و ترغيب مردم به ساخت و تجهيز مساجد بايد مردم بيايند و مسجدي كه مردم بسازند خيلي رونق بيشتري خواهد داشت البته حكومت هم بايد هر كمكي مي تواند بكند ولي بايد مردمي باشد. از طريق گسترش فرهنگ وقف نذر و ساير خيرات و مبرات . اين يك بخش بخش ديگر كمك موثر نظام به احداث توسعه تجهيز تعمير نگهداري مساجد متناسب با نيازهاي جغرافيايي و جمعيتي مبتني بر شاخص هاي مطلوب با بهره گيري از معماري و هنر اسلامي ايراني در كلانشهرها شهرها و روستاها. خطبه دوم بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام علي رسول الله و علي علي اميرالمومنين و علي صديقه الطاهره و سبطه الرحمه و علي ابن الحسين و محمد ابن علي و جعفر ابن محمد و موسي ابن جعفر و علي ابن موسي و محمد ابن علي و علي ابن محمد و حسن ابن علي و الخلف الهادي المهدي صلوات الله عليهم اجمعين . اوصيكم عبادالله و نفسي به تقوي الله و اتباع امره ونهيه . خطبه دوم را بايد خيلي مختصر كنيم براي جبران طولاني شدن خطبه اول . چند مناسبت مهم را از بين مناسبتهاي فراوان اين هفته عرض مي كنم . اول شهادت حضرت زهرا(س ) است بنا به بخشي از روايات . چون در روايات ما و اهل سنت حدود 13 قول در تاريخي رحلت حضرت زهرا(س ) است كه دو تاي آنها مشهورتر است 95 روز و 75 روز بعد از رحلت پيامبر(ص ) . حقيقتا سرنوشت حضرت زهرا(س ) با توجه به شخصيت شان و اشارات قرآني شان و وصاياي پيغمبر اكرم (ص ) و نقشي كه ايشان در همان عمر كوتاهشان در تحكيم اسلام ايفا كردند و نسلي كه از ايشان به جاي ماند كه ضامن بقاي اسلام خواهد بود. امت اسلامي بعد از پيامبر(ص ) بي صفايي كردند نسبت به حضرت زهرا(س ). آن دردانه الهي و نورچشم پيغمبر(ص ) و پاره تن پيغمبر(ص ) با آن همه سفارشات در آن 75 روز يا 95 روز به گونه اي زندگي كرد كه سراسر آن ايام خانه زهرا(س ) بيت الاحزان بود و مي دانيم چرا براي اينكه آن آرزويي كه زهرا(س ) داشت و خطبه اي كه در آن مسجد در حضور همه خواندند آرزوهايشان روشن است و موج مي زند و ديدند آن جوري نمي شود يك جور ديگري دارد پيش مي آيد. خشمگين دلخور و محزون از اين دنيا راحت شدند اما چه گذشت بر دل علي ابن ابيطالب (ع ) و فرزندانش . اين ديگر بر همه مشهود است و مي دانيد و من هم نمي خواهم اين بحث را طولاني كنم . همان مطالبي را كه در خطبه قبلي در مقايسه حضرت زهرا(س ) با حضرت مريم (ع ) عرض كردم خيلي چيرها را نشان مي دهد. اميدواريم اين زكيه مرضيه توجهي به اين پيروان اهل بيت به انقلاب اسلامي و به مردم شريف ايران كه با گذشت قرنها راه آنها را دارند احيا مي كنند و حكومت نوع اهل بيت را دارند در تاريخ ثبت مي كنند كه ان شاالله با عنايت آنها اين مجاهدتها و زحمتها به پايان بسيار خوبي منتهي بشود و تسليت عرض مي كنيم به همه محبان اهل بيت شهادت اين بانوي بزرگوار را. مساله ديگر رحلت آيت الله بهجت است كه حقيقتا از همان نمونه هاي ثلمه الاسلام ثلمه است كه لايسد هاشئي دانست . آن حالاتي كه ايشان داشتند و خيلي از انسانها را تربيت كردند و تربيت شدگان ايشان امروز در سراسر جهان حضور دارند و انوار ايشان به اين زودي ها خاموش مي شود. من اين مصيبت را در درجه اول به حوزه هاي علميه و مراجع و فرزندان و بيت ايشان و مقام معظم رهبري تسليت عرض مي كنيم و اميدواريم در آن مقام خوبي كه حضور دارند از دعاي خير به اين امت و انقلاب غفلت و كوتاهي نكنند. مسئله ديگر ما سفر مقام معظم رهبري است به كردستان كه واقعا سفر سازنده و مهمي بود و آثار با بركتي را براي انقلاب و ايران و جهان اسلام خواهد داشت . اولا بايد از مردم كردستان تشكر كنيم كه آن گونه كه شايسته حضور رهبري در بين آنها بود عمل كردند و سنگ تمام گذاشتند كه اين دليلي مي شود بر اينكه مردم كردستان علي رغم بمبارانهاي فراوان منفي همچنان صفاي باطن و وفاي به انقلاب و روحيات انساني و اسلامي و فرهنگيشان و اصالتشان محفوظ است و ثانيا رهبري در اين سفر مطالب و مسايل مهمي فرمودند همه آنها را شما شنيده ايد و بحث آن هم ادامه دارد دو نكته آنها خيلي مهم است براي تاريخ ما اسلام ما و ملت ما. اين موضوع اين تكيه ايشان است بر روي مسئله وحدت . هم وحدت نيروهاي داخلي و هم وحدت شيعه و سني .امروز بلاي بزرگ در كل كشورهاي دنيا اين اختلافات مذهبي است . نيروهاي ما دارد هدر مي رود. كينه توزي ها را زياد مي كند. انسانها را مبتلا مي كند به گناهان كبيره آنهايي كه دچار افراط و تفريط هستند. از قول ايشان اين تعبير كه خطر قرمزشان را اعلام كردند كه اهانت افراد به فرقه هاي ديگر را حرام كردند و اين را خط قرمز معرفي كردند بايد خيلي روي اين مسئله كار شود بايد صدا و سيما و علما و تريبون ها اين مسئله را بيشتر باز كنند. حقيقتا خط قرمز است . اين چون غير از خسارت هيچ چيز در آن نيست . ممكن است وقتي يك آدمي تعبير تندي نسبت به شخصيتي از شخصيت هاي مذهب مقابل مي كند بعضي از جهال خوشحال مي شوند دلشان قدري راحت مي شود ولي اين از آن راحتي هايي است كه دنبالش هزاران مصيبت مي آيد خونريزي ها و اتلاف وقتها و تشديدها و... البته وحدت داخلي هم همين طور است . ايشان اشاره كردند. ما در داخل وفاداران به انقلاب كه اكثريت قاطع مردم هستند بايد سعي كنيم اينها در مقابل هم حالت سعه صدر و تحمل همديگر را داشته باشند. اختلاف نظر هم قابل قبول و منطقي است . خدا هم خواسته است . خدا اينجور ما را خلق كرده است كه با تفاوت نظرها جامعه را تكامل بدهيم اما اين خواسته خدا نيست كه به كينه و قتل و طرد همديگر منجر بشود. ان شاالله اين نصايح ايشان عمل شود و حساب بيشتري باز شود. نكته ديگري كه ايشان مكرر تاكيد كرده بودند در اين صحبتهايشان و من هم يكي از عناويني كه قصد دارم درباره آن صحبت كنم همين مسئله انتخابات است . ايشان مدتها است كه در كليات انتخابات حرفهاي بسيار مهمي مي زنند كه درست از جايگاه رهبري است . اولا اينكه انتظار دارند مردم با همه وجود و با ابهت و پرشور در انتخابات شركت كنند و اين از مهم ترين خواسته هاي همه مان هست . من فكر مي كنم روي اين مسئله اجماع است . هم مجلس مي گويد هم دولت مي گويد هم قوه قضائيه مي گويد هم همه شخصيت هاي نظام مي گويند. صدا و سيما هم همين حرفها را منتشر مي كند. همه مان متفق هستيم كه به مصلحت نظام است كه انتخاباتمان پرشور و با ابهت و با حضور همه مردم برگزار شود. البته ممكن است وقتي مي گوئيم همه همه نباشند. ما جريانهاي ضد انقلابي داريم كه از اول پيروزي انقلاب هميشه انتخابات را تحريم مي كردند ما اولين رفراندومي كه كرديم براي تعيين نظام جمهوري اسلامي يك عده اي از همين گروهكها تحريم كردند شركت نكردند براي قانون اساسي كه مي خواستيم رفراندوم كنيم تحريم كردند. انتخابات رياست جمهوري در همه دوره ها اين ضدانقلابها تحريم كردند انتخابات مجلس هم همين طور. ما قبول داريم يك عده هستند به هر دليل يا كينه يا مزدوري يا بدفهمي از شركت مردم در انتخابات ناراحت هستند. اينها كم هستند و عده معدودي هستند. آن كه جاي تاسف است اين است كه كساني كه وفادار به انقلاب هستند و دوست انقلاب هستند و مي دانيم به خاطر بعضي از گلايه ها يا بي توجهي ها در انتخابات حضور پيدا نمي كنند. من در خطبه قبل هم گفتم . نه عقلا و نه شرعا و نه منطقا و نه محاسبه مادي و نه معنوي اين به نفع هيچ كس نيست . آن آقا يا خانمي كه نمي آيد چه نفعي از نيامدن مي برد. اگر بگوييم جزو دسته اول است كه هيچ اما اگر جزو دسته اول نباشد نيامدنش چه مسئله اي را حل مي كند. چه نفعي مي برد. بالاخره يك راي هم يك راي است . مجموعه آرا سرمايه عظيمي است كه مايه اعتبار و عظمت جامعه ما مي شود و امروز يكي از شاخص هاي بزرگ جوامع معتبر دنيا مقدار حضورشان در انتخابات است . اين مسئله را كم نگيريد. انسان يك ساعت وقتش را صرف مي كند مي رود و راي مي دهد. اين چه هزينه اي دارد و چه ضرري دارد مگر كسي كه دشمن انقلاب است . گفتم با او الان بحث نداريم . همه آنهايي كه كشورشان را دوست دارند آنهايي كه انقلابشان را دوست دارند هر دو قسمت اگر بيايند و انتخابات با عظمت برگزار شود دشمنان داخلي و خارجي ما مايوس مي شوند. اگر با وسعت مردم شركت كنند هر دولتي كه سركار بياورند و متكي به پشتيباني اين مردم باشد با اراده و قاطعيت بهتري مي تواند خدمت كند و خود مردم هم حمايت مي كنند و حامي دولتشان مي مانند. كارشكني نمي كنند دستورات دولت را عمل مي كنند. جاهايي مي فهمند دفاع مي كنند سيستم بسيار خوبي است كه در دنيا به شكل انتخاباتها آمده است . از لحاظ شرعي هم ما در اسلام قطعا بدون حضور مردم و اراده مردم حكومت اسلامي محقق نخواهد شد. ما افرادي را داريم كه فكر مي كنند به صرف اينكه فقيه جامع الشرايط به عنوان نايب امام زمان (عج ) در راس امور كشور است اينجا ديگر حكومت اسلامي شكل گرفته است . اگر مردم نباشند اين فقيه چگونه مي تواند كار بكند. اگر اراده مردم نباشد مگر مي شود حكومت تشكيل داد. مگر مي شود كاري كرد. بعلاوه مگر همين فقيه در قانون اساسي ما بدون اراده مردم نصب شده است . مردم خبرگان را انتخاب كردند و خبرگان رهبري را. بگذريم از شخص امام كه خودشان همه چيز انقلاب بودند و با مردم و بدون راي ديگران آمدند فقط با اراده مردم . ولي قانون اساسي ما اين است پس خود رهبري همان فقيهي كه مشروعيت نظام به او متكي است همان هم اگر آرا مردم را نداشته باشد نيست . بنابر اين حضور مردم در همه زمينه ها كارساز است و مشروعيت دهنده است . در اين ترديد نكنيم كه پايه انقلاب اسلامي و اعتبار جهاني ما و استحكام نظام ما منافع فرد فرد ما در اين است كه وارد ميدان انتخابات شويم و خوشبختانه امروز نامزدهايي كه از طرف شوراي نگهبان تاييد شده اند از همه سليقه ها هستند حالا يا مطلق يا به طور نسبي . كسي را دارند كه به او راي بدهند. از اين موقعيت استفاده كنيد چون صلابت و ابهتي كه رهبري از ما خواسته شكل بدهيم . حضور پيدا كنيم راي مان را در صندوق بريزيم مطمئن باشيد فرداي روزي كه ما اعلام بكنيم درصد بالاي بالاي 70 80 درصد مردم ما پاي صندوق آمده اند چند پله نظاممان در دنيا معتبرتر مي شود و دشمنان ما كه با حسادت دنبال اين هستند كه فاصله بيندازند بين مردم و مسئولان كشور و نظام اسلامي با ديدن اين آرا بالا تحقيقات خاكستر ياس بر سرشان ريخته خواهد شد. ان شاالله و يكي از لوازم جذب اعتماد مردم براي حضور قطعا اين است كه همه مقيد به قانون باشند. الان قانون انتخابات داريم بارها هم اين قانون اصلاح شده ممكن است اين قانون عيوبي داشته باشد. بالاخره قانون است . يادتان هست (امام ) يك بار فرمودند قانوني كه مجلس تصويب كند و شوراي نگهبان تاييد بكند اطاعتش واجب است و تخلف از آن حرام است . اين قانون واجب الرعايه است بخصوص براي مسئولان و نامزدها. فكر مي كنم بهترين كاري كه امروز مي توان كرد اين است كه هم نامزدها و هم طرفدارانشان چه افراد چه احزاب در حدود قانون فعاليت تبليغاتي بكنند و صدا و سيما هم به عنوان يك رسانه ملي كه اعتبارش با رضايت مردم و تشخيص مردم و اعتماد مردم بالا مي رود ازاين به بعد سعي كند اين دوره 20 روزه ايي كه ما داريم منصفانه و بدون جانبداري از هيچ طرف و بروفق قانون و بر مبناي وظيفه صدا و سيما عمل كند كه مردم مطمئن بشوند حالا كه مي آيند پاي صندوق راي ديگر آن تبليغات مسمومي كه هست كه آرايتان را ديگران مي برند ديگر آن اتفاق نمي افتد و ان شاالله اعتماد جديدي در جامعه ما خلق خواهد شد. بحث ديگر ما فتح خرمشهر است در سوم خرداد سال 61 كه حقيقتا يك دستاورد عظيم نيروهاي مسلح ماست كه بايد يك كمي روي آن حرف بزنيم البته خوشبختانه برادر گرانقدرمان آقاي دكتر لاريجاني در اينجا سنگ تمام گذاشتند و خيلي چيزها را گفتند كه ديگر لازم نيست ما تكرار كنيم . من دو سه نكته را عرض مي كنم . خرمشهر و دژ دزفول در تبليغاتي كه صدامي ها كرده بودند و ارزشي كه خودمان قائل شده بوديم شده بودند معيار پيروزي يا شكست . صدام قبلا گفته بود كه اگر خرمشهر را ايراني ها بگيرند من كليد بصره را هم به آنها مي دهم . اين قدر مطمئن بود كه خرمشهر را حفظ مي كند . خرمشهر را در ظرف 34 روز با فشار چند لشگر توانست از دست مردم بگيرد و بعد هم انبوه جمعيت را متمركز كرد. پل زد روي اروند براي اينكه به خاك خودش هم وصل بشود از طريق آب و از طريق بصره و تنومه هم از مسير شلمچه جاده حسابي داشت به سمت خرمشهر. اين طرف هم با رود كارون و بهمنشير را مانعي بود براي عبور و رفتن نيروهاي ما. يك قسمت باز هم كه بود آنجا را با استحكامات عجيب و غريب بسته بودند كه راه نفوذ نيروهاي ما به خرمشهر باز نشود . اما معجزه تاريخ اتفاق افتاد . قبلا سايت دزفول را از دستش گرفته بوديم و اينجا خرمشهر در عمليات 4 مرحله اي با اينكه ارتش صدام هوشيار هوشيار بود كه ما داريم به طرف خرمشهر مي رويم ولي با رشادت و صلابت و فداكاري رزمندگانمان به سرعت وارد خرمشهر شدند و بزرگترين فتحي كه ممكن بود از لحاظ سياسي و نظامي تحقق پيدا كرد و اين يك تحول عظيم شد در سياست جهاني و داخلي ما در مسئله جنگ . تا آن روز حاميان صدام فكر مي كردند هنوز دنبال هدف اصلي تجاوز به ايران هستند يا تضعيف حكومت يا سقوط حكومت ايران يا حداقل جدا كردن خوزستان از ايران . با آن حركتي كه انجام شد اينها ديدند هدفشان به دست نمي آيد. در اهداف تجاوز شكست خوردند. هدف ديگري جلو آمد و از اين به بعد جنگ را بايد در آن هدف تحليل و تفسير كرد. آنها احساس مي كردند آن نيروهايي كه با اين سرعت خودشان را به شلمچه و خرمشهر رسانده اند مشكلي ندارند كه خودشان را به بصره و آن طرف بصره و جاهاي ديگر برسانند. سياست متمركز شد بر حفظ رژيم بعث و فرسايشي كردن جنگ . اين چند سال بعد از فتح خرمشهر جنگ را با اين سياست پيش بردند. آنها همه امكانات را به كار گرفتند. چراغ سبز به هر جنايتي دادند كه ايران پيروز نشود. از اين به بعد جلوگيري از پيروزي ايران است . صحبت از شكست ايران نيست . صحبت از حفظ موجود نيمه جاني به نام حزب بعث در عراق بود و تا آخرين جنگ بايد اين جوري تفسير شود و لذا ما بازگرداندن خرمشهر را تبديل خونين شهر به خرمشهر را بايد فتح الفتوحمان حساب كنيم و بايد از رزمندگانمان تشكر كنيم كه در اين عمليات جانانه جنگيدند و براي هميشه ممنون باشيم و از شهدا و جانبازان و آزادگان و مفقوداني كه در اين جنگ و جنگهاي ديگر آمدند در تاريخ ما ثبت شدند و از خانواده هايشان هم بايد تشكر كنيم و پاسدار شرافت و عظمت آنها باشيم . اعوذبالله من الرحمن الشيطان الرجيم . بسم الله الرحمن الرحيم ـ اذاجا نصرالله و الفتح ـ ورايت الناس يدخلون في دين الله افواجا ـ فسبح بحمد ربك و استغفره انه كان توابا ـ والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته