Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 127887
تاریخ انتشار : 2 خرداد 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 10

آغاز فصلي نو، در حيات استان كردستان

سرويس شهرستانها: سفر رهبر انقلاب به كردستان و به خصوص زمان انجام و طول ايام و تحركات و برنامه هاي آن، نشان مي دهد كه اين سفر تا چه اندازه از اهميت برخوردار است و بايد از اين فرصت براي پيشگيري و مقابله با خواست هاي بدخواهان، تفكيك ساده انديشان از بدخواهان و تسريع در تصوير چهره اي فرهنگي از كردستان كه دلخواه جمهوري اسلامي است، استفاده كرد. به نظر من پايان سفر رهبري به اين استان، فصلي نو در حيات استان كردستان خواهد بود و آغاز اين راه، بايد برنامه ريزي شده باشد. اين استان پس از انقلاب تاكنون سه دوره تاريخي داشته است. يكي روزهاي نخستين انقلاب، يكي روزهاي جنگ تحميلي و پس از آن و ديگري از سفر رهبر انقلاب به اين سو؛ يعني از امروز و فردا به بعد... پيروزي انقلاب به شكل طبيعي معادلات قدرت را در داخل كشور و در منطقه به هم ريخت. معادله قدرت و امنيت در كردستان و ديگر استان هاي كشور هم به همين نسبت به هم خورد و برخي بدخواهان تلاش كردند كه از اين حادثه براي خود فرصت سازي كنند؛ آن هم نه در جهت منافع استان بلكه در جهت منافع احزاب و سازمان هايي كه بيشترشان پشتوانه برون مرزي داشتند و از سوي بيگانگان حمايت مي شدند. در اين شرايط كردستان هم مثل برخي نقاط ديگر در چهارگوشه كشور، از مناطقي بود كه چنين فضايي را تجربه مي كرد و قسمتي از پتانسيل نيروهاي انقلاب را به خودش معطوف كرد. اين نقطه آغازي بود كه كردستان را از مسير رشد فرهنگي هميشگي اش جدا كرد. كردستان به دليل تاريخ ممتد و پربار ادبيات كردي در دل فرهنگ و تمدن ايراني، به خاطر جغرافيا و آب و هواي بي مانندش و زمستان زيبا و تابستان دلپذيرش، هميشه سرشتي فرهنگي داشت. مردمان كردستان هم اهل ادبيات و نقش آفريني در ادبيات و حماسه و باورهاي ديني و مذهبي بوده اند. اين بستر واقعي و ذات كردستان بوده است اما آن فرصت طلبي تاريخي به جاي توسعه و تعميق اين وضع، گروه هاي جدايي طلب سياسي و واحدهاي امنيتي و مسلحي درست كرد كه با تمام گروه ها و جريان هاي اصيلي كه خواستار حفظ بستر طبيعي رشد و ثبات كردستان بودند، به مقابله برخاست. اولين قربانيان اين مساله هم مردمان بومي كردستان بودند. اگر به اسناد مراجعه كنيد، گمانم اولين شهدا را پس از انقلاب اسلامي، كردستان در مبارزه با جدايي طلبان و ضد انقلاب تقديم جمهوري اسلامي كرده است. چون تاريخ شهادت كردها پس از انقلاب، نزديك ترين تاريخ به پيروزي انقلاب اسلامي است. تاريخچه دوم كردستان به زمان جنگ تحميلي بازمي گردد. رژيم بعث عراق با يك راهبرد سه گانه به ايران حمله كرد و براي يورش خود، سه منطقه را در نظر گرفته بود. منطقه جنوب، منطقه مركزي و غرب براي پيشروي در دل خاك ايران و شمال غرب براي درگير كردن و تحليل بردن نيرو و توان دفاعي جمهوري اسلامي. از ديد آن ها كردستان مي توانست توان رزمي ما را به خود مشغول كند و ما را از مقابله مؤثر با حملات عراق باز بدارد. آن ها چنين مأموريتي براي كردستان تعريف كرده بودند اما اولين واحد و يگاني كه در كنار سپاه شكل گرفت و به مقابله با اين مأموريت توطئه آميز پرداخت، «پيشمرگان مسلمان كرد» بودند. اين بومي سازي كميته هاي انقلاب اسلامي و سپاه پاسداران در برابر ضدانقلاب و رژيم بعث عراق بود كه مردم منطقه را براي دفاع از ميهنشان پاي كار آورد. ضدانقلاب و بعثي ها هم با ناجوانمردي با اين نيروها برخورد مي كردند و كار به آن جا كشيد كه از تسليحات شيميايي در مقابل كردهاي منطقه در سردشت و حتي حلبچه عراق استفاده كردند. همان گونه كه در استان خوزستان برخلاف انتظار صدام كه فكر مي كرد مردم بومي با شاخه هاي گل از او استقبال خواهند كرد، مردم عرب به مبارزه جانانه براي نگه داشتن مرزها و شهرها پرداختند، كردها هم در طول دفاع مقدس اجازه ندادند توان رزمي ايران بيش از اندازه صرف آرام سازي كردستان بشود. ما عمليات هاي بزرگي مانند كربلاي 10 را در كردستان داشتيم كه منجر به آزادسازي حلبچه شد. ضمن اين كه كردهاي آن سوي مرز هم در همكاري با كردهاي كردستان ايران، قسمتي از توان رزمي ما را در دل خاك دشمن شكل مي دادند. اين يعني ديگران نتوانستند تجانس و هماهنگي را ميان نيروهاي بومي كرد و نيروهاي انقلابي مسلمان برهم بزنند. در اين دو مقطع- به خصوص در دولت موقت و بعد از آن در دولت بني صدر- فرصت هاي فراواني براي رشد طبيعي كردستان از دست رفت. با ادامه جنگ و حتي خاموشي آن در مرزها، ناامني در كردستان همچنان به خاطر دخالت بيگانگان و تبادلات مشكوك مرزي ميان ايران و عراق، وجود داشت و اجازه نمي داد كه فرهنگ تبديل به اولويت اول استان بشود. اين وضع تا سقوط صدام و جايگزيني آمريكا به جاي حزب بعث ادامه داشت. بنابراين تحميل شرايط امنيتي به كردستان يك تحميل غيربومي و ذات مردم كردستان در برابر تهديدهاي بيروني، فعال بوده است. شرايط دروني و بروني كردستان به گونه اي بود كه اجازه نمي داد زيبايي هاي طبيعي و فرهنگي كردستان از گردوهاي لذيذ تا شعر دلپذيرش ديده شود اما امروز مي توان فصل ديگري را آغاز كرد. مسير انتقال از حساسيت امنيتي به سمت مهد فرهنگي شدن كردستان در منطقه فراهم شده است. در واقع سفر مقام معظم رهبري به كردستان پايان بخش اين دو دوره است. ايشان در بياناتشان قوميت و تنوع فرهنگي و سرزميني را نه يك تهديد بلكه يك فرصت ارزشمند شمردند و اين همان نهالي است كه از اين پس بايد در كردستان بارور شود. اما مسئول آن كيست؟ دو گروه: 1- مركزيت و سازمان تصميم گيري و اجرا در كشور كه بايد بدانند در اين استان به دلايلي كه گفته شد، عقب ماندگي هايي وجود دارد و صرف نظر از پشت هم اندازي يا فرافكني مسئوليت ها همه بايد آينده را ببينيم. بايد با ترسيم يك برنامه زمانمند و دقيق شكوفه هاي رشد و بالندگي در كردستان يكي يكي جوانه بزنند... 2- مردم كرد كه بي شك سنندجي پيشرفته تر از اربيل و مهابادي علمي تر از سليمانيه عراق مي خواهند و بايد براي رسيدن به آن تلاش داشته باشند و با حفظ وحدت و همكاري با نهادهاي مرتبط، به پيش بروند. اگر هردوي اين دو گروه به مسئوليت هايشان به خوبي عمل كنند، رسيدن به افق ترسيم شده توسط رهبر معظم انقلاب براي استان كه رشد سرمايه هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كردستان است، دور از دسترس نخواهد بود. اما چه چيزي در برابر اين خواست مانع است؟ دو چيز: يكي سستي و كاهلي ما و ديگري اراده دشمن. هر دو هم يك معنا دارند: وضعيتي را حاكم مي كنند كه نمي توان در آن به اهداف تعيين شده رسيد و هم مردم كرد و هم تمامي مردم ايران از آن متضرر مي شوند. بنابراين و با توجه به اين تاريخچه، بايد دقيقاً بدانيم چرا چنين آسيب هايي بروز كرده و ديگر اين كه بدانيم امروز فرصت جديدي پيش روي ماست و بايد از آن براي گذار كردستان از تهديدسازي براي ايران به تحريك بيگانگان، به فرصت سازي آن توسط مردم بومي براي رساندن پيام انقلاب استفاده كنيم. كردستاني كه انسان هاي شريفي چون پيشمرگان كُرد و مسيح كردستان يعني شهيد بروجردي در آن زيسته اند، داراي چنين ظرفيتي هست. مردم كردستان رسولان انقلاب اند. بيگانگان مي خواهند تصوير منفي اي در ذهن مردم كرد نسبت به جمهوري اسلامي ايجاد كنند؛ درحالي كه از عصر امام خميني(ره) تاكنون جمهوري اسلامي هيچ گاه به كردها چنين نگاهي نداشته است. نه در نيت قلبي اش و نه در رفتار حكومتي اش. كردها از نظر ما ذاتاً از نزديك ترين اقوام به هويت و فرهنگ اصيل ايراني، كمترين چالش با تشيع و سِلم ترين نسبت به باورهاي ديني و متعصب ترين مردم نسبت به ارزش هاي الهي و دفاع از كيان ميهن اسلامي هستند. امروز از مأذنه هاي كردستان اذان اهل سنت پخش مي شود و اين عميق ترين پيامي است كه يك رهبر روحاني مي تواند به مردم بخشي از ايران بدهد؛ يعني ما و شما از صميم قلب شعار واحدي داريم. زيرا اذان از بزرگ ترين نمادهاي فرهنگ و آيين ماست. در حالي كه بدخواهان و خوش نيتان كج فهم مخالف چنين جرياني بودند، هزينه اين تصميم را رهبر معظم انقلاب پرداختند تا نماد گذار از اولويت امنيتي ساخته و پرداخته بيگانه به اولويت فرهنگي مورد نظر جمهوري اسلامي ايران در كردستان باشد. اگر خار و خاشاك در مسير رود، اجازه بدهند كه اين جويبار زيباي ابراز مكنونات قلبي فارغ از دعواي مذهبي از قله ها به دشت هاي كردستان برسد، مي تواند فضاي استان را دگرگون كند. اين خيلي مهم است كه از ديدگاه جمهوري اسلامي، قوميت ها و مذاهب در ايران، فرصت اند، تهديدند يا آسيب! هنگامي كه رهبر معظم انقلاب مي فرمايند قوميت ها فرصت هستند، اين يك انتخاب و آغاز يك راه است كه مسئولان مركزي و مردم بومي بايد در كنار هم آن را بپيمايند. البته ما از تنش زايي بيگانگان در مرزهاي خودمان و تهديدآفريني هاي آن ها ناآگاه نيستيم اما امروز سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد و ديگر مثل روزهاي اول انقلاب نيست كه هنوز آماده تشكيل حكومت باثبات نبوديم؛ مثل روزهاي جنگ هم نيست كه اولويت اول ما مساله جنگ باشد. امروز ما، هم آماده حاكميت هستيم، هم تجربه فراواني در كوله بار خود داريم. موضوع اول و اولويت اصلي مان آباداني ايران است؛ بر ترفندهاي دشمن مسلطيم و از آمادگي لازم و كافي براي مقابله با تهديدات برخورداريم. دشمن هم ما را تجربه كرده و مي داند كه نمي تواند به سادگي در ميدان هاي مبارزه با ما به اهدافش دست يابد. همچنين ما تحليل درستي از شرايط داريم كه حاصل نگاه از دور نيست بلكه برآمده از حضور در ميدان و برخورد نزديك با واقعيات است. اگر جز اين باشد، داعيه اي نيست كه رهبر معظم انقلاب در اين شرايط كه ديگران مستمراً مي خواهند القا كنند كه بحراني و ناآرام است، به كردستان سفر كنند. مگر نمي شد همين پيام را از تهران به مردم كُرد داد!؟ مجموعه اين عوامل ما را در برابر تهديدات دشمن، آماده كرده است. البته هزينه زيادي براي رسيدن به اين نقطه پرداخته ايم و شايد زمان و فرصت هاي زيادي را هم از دست داده ايم اما امروز ايران اسلامي بر سكوي افتخار و عزت در منطقه است و مردم كرد هم نمادي از اين عزت و اقتدار ملي هستند. همه ما مصمم هستيم كه چشم انداز ايران اسلامي را براي اول شدن در منطقه محقق كنيم و كردستان هم بخشي جدانشدني از اين عزم ملي براي حركت در مسير پيشرفت و عدالت است. *دريادار علي شمخاني عضو شوراي راهبردي روابط خارجي ويژه سفر رهبر معظم انقلاب اسلامي به كردستان منبع: دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي خامنه اي منبع : روزنامه اطلاعات، شنبه ٢ خرداد ١٣٨٨، ص ٧