Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 127924
تاریخ انتشار : 3 خرداد 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 8

نقش ايران در جغرافياي سياسي و فرهنگي جهان اسلام

خبرگزاري فارس: امت مسلمان ايران از صدر اسلام مورد توجه رسول خدا و خاندان عترت بوده است؛ چنان كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده اند: «بهره ايرانيان از اسلام، از همه ملت هاي ديگر بزرگ تر است». نيز آن حضرت فرموده اند: «سعادتمندترين غير عرب ها به اسلام، ايرانيان اند». امت مسلمان ايران از صدر اسلام مورد توجه رسول خدا و خاندان عترت بوده است؛ چنان كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده اند: «بهره ايرانيان از اسلام، از همه ملت هاي ديگر بزرگ تر است». نيز آن حضرت فرموده اند: «سعادتمندترين غير عرب ها به اسلام، ايرانيان اند». آن خاتم رسولان تأكيد كرده اند: «اگر ميوه ي دين به ستاره ثريا آويخته باشد، حتماً مردمي از فرزندان ايران زمين آن را مي چينند». (1) حضرت علي (عليه السلام) نقل كرده اند از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) شنيدم كه خطاب به اعراب مي فرمودند: «سوگند به خداوند متعالي همچنان كه در آغاز، شما رژيم حاكم بر ايران را ساقط نموديد، در آينده ي تاريخ، ايرانيان نظام سياسي شما را از بين خواهند برد». (2) نيز امام صادق (عليه السلام) روايت كرده اند: حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) چنين فرمودند: «شما (اي اعراب!) با ايرانيان بر اساس تنزيل وحي و قرآن نبرد مي كنيد و جهان به پايان نمي رسد تا روزي كه آنان با شما بر اساس تأويل وحي مي جنگند». (3) ايرانيان بر اساس روايتي، زمينه ساز حكومت حضرت مهدي (عج) هستند؛ چنان كه مصطفاي پيامبران مي فرمايند: «مردي از شرق قيام مي كند و مقدمات را براي انقلاب موعود جهاني فراهم مي سازد». (4) نخستين ايراني مسلمان، سلمان است كه از سوي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به شرف «سلمان منا اهل البيت» نايل گرديد. بعد از او، ايرانيان مقيم يمن به اسلام روي آوردند. در هنگامه ي بعثت، ايران گرفتار ظلم، جهالت، خرافات و ستم پادشاهان ساساني بود تا آن كه خورشيد اسلام اين كشور را از تاريكي رهانيد و سپاه اسلام در دو جنگ قادسيه به سال 15 ق.، و نهاوند در سال 21 ق، قواي دولت ساساني را درهم شكستند و ايران را فتح كردند و از آن پس، فرهنگ اسلامي در اين سرزمين به طور شگفت انگيزي گسترش يافت. اسلام سبب گرديد تا ايراني با نيروي معنوي و توانايي هاي دروني به دانش و معرفت روي آورد و چنان در تمدن اسلامي تأثير گذاشت كه قرن ها آسيا، آفريقا و اروپا را از نظر فكري و معنوي تغذيه مي كرد. ايرانيان در دستگاه رهبري جهان اسلام نفوذ پيدا كردند، مقامات قضايي را به دست آوردند و مراكز علمي و حوزه هاي اسلامي متعددي نيز به دست آنها تأسيس شد. وقوع انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (رحمه الله)، موجب گرديد تا مسلمانان جهان اميدوار شوند و از حصارهاي اسارت آور بيرون آيند و مبارزات خود را بر ضد ستم و استكبار استوار سازند. كشورهاي اسلامي و مسلمانان ديگر نواحي جهان با الهام از اين حركت اسلامي، ابرقدرت ها و طرفداران آنان را در موجي از هراس، ناتواني و نگراني فروبرده اند. امام خميني (رحمه الله) فرموده اند: «انقلاب اسلامي ايران با تأييد خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است. ان شاء الله با گسترش آن، قدرت هاي شيطاني به انزوا كشيده خواهند شد و حكومت مستضعفان برپا و زمينه براي حكومت جهاني مهدي (عج) مهيا خواهد شد». «اين انقلاب اسلامي ايران، چنان در دنيا چهره پيدا كرده است كه همه قدرت هاي بزرگ را به وحشت انداخته است كه مبادا به چهره واقعي آن همه جا توجه كنند و يك وقت ابرقدرت ها ببينند كه ممالك اسلامي و ممالك ديگر از دست آنها رفت. از اين جهت كوشش مي كنند هسته مركزي (آن) را بكوبند». (5) ايران با 1/648/195 كيلومتر مربع مساحت، بخش وسيعي از فلات ايران را دربر مي گيرد و در نيمه جنوبي منطقه معتدله شمالي در جنوب غربي آسيا قرار دارد. شرقي ترين نقطه آن، كوهك در مرز پاكستان و غربي ترين نقطه اش، بازرگان در مرز تركيه است. بين اين دو مكان، 79 دقيقه اختلاف زمان وجود دارد. ايران همچون پلي ميان آسياي مركزي و غربي و نيز برآمدگي اي است كه دشت هاي آسياي مركزي را به فلات آسياي صغير و اروپا پيوند مي دهد. ايران، 807 كيلومتر با دو جمهوري آذربايجان و ارمنستان مرز خشكي و آبي دارد. اين مرز در خراسان شمالي با تركمنستان 1206 كيلومتر است. ضمناً با همسايه هاي شمالي 657 كيلومتر مرز آبي دارد. طول مرز ايران با افغانستان، پاكستان، عراق و تركيه به تريتب 945، 978، 1609 و 486 كيلومتر است. مهم ترين ناهمواري هاي ايران را ارتفاعات زاگرس، البرز، كوههاي منفرد مركزي و شرقي، و ناهمواري هاي خراسان تشكيل مي دهد. منابع آب ايران غالباً در نواحي شمالي، غربي و شمال شرقي جاري است و معروف ترين آنها سفيد رود، ارس، اترك، كارون، زاينده رود، كرخه و... مي باشد. درياي مازندران در شمال ايران قرار دارد و خليج فارس و درياي عمان، يك سوم كناره هاي جنوبي ايران را تشكيل مي دهد. ايران به دليل عرض جغرافيايي گسترده، و نيز ناهمواري ها و دوري و نزديكي به دريا، داراي آب و هوايي متفاوت است، ولي سه نوع اقليم و آب وهواي صحرايي و نيمه صحرايي، كوهستاني و خزري را مي توان در اين كشور ناظر بود. واژه ايران كه در فارسي ميانه به صورت اران بوده، از صورت قديم آريانا، يعني سرزمين آريايي ها گرفته شده است. در سال 1314 ش، بر اساس تقاضاي دولت وقت ايران، نام «رسمي» ايران به جاي پارس، پرشا و... براي اين قلمرو تثبيت گرديد. ايرانيان جزو دسته شرقي هند و اروپايي اند. زبان مردم ايران فارسي است، ولي استفاده از لهجه ها و گويش هاي گوناگون در نقاط مختلف متداول است. بر اساس اصل دوازده قانون اساسي جمهوري اسلامي، دين رسمي ايران اسلام و مذهب جعفري اثني عشري است، ولي ديگر مذاهب اسلامي داراي احترام كامل هستند. 99/38 درصد ايرانيان مسلمان هستند كه اكثريت آنان شيعه اند. مركز ايران تهران است و از شهرهاي مذهبي آن مي توان مشهد مقدس، قم، ري و... را نام برد. روز ملي ايران دوازده فروردين، سال روز استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران است. مهمترين ذخاير معدني ايران، نفت و گاز است، ولي اين كشور در توليد محصولات كشاورزي و دامي گام هاي موثري برداشته و در به دست آوردن محصول گندم به استقلال كامل رسيده است. گسترش صنايع سنگين از جمله فولاد، ذوب آهن و ماشين سازي، از جمله تلاش هاي اين كشور پس از پيروزي انقلاب اسلامي است. احداث و توسعه سد سازي نيز اين كشور را به سوي ترقي اقتصادي سوق داده است.(6)* ايران به منزله مركز مذهب تشيع هيچ دليلي نمي توان يافت كه مركز بودن ايران براي تشيع را ضروري و اجتناب ناپذير سازد. هيچ عنصري از مذهب تشيع اين مسئله را الزامي نمي كند، و محض نمونه، نقشي همانند نقش محوري مكه براي ايران به رسميت نمي شناسد. امروزه، ايران، نه يگانه مركز مذهبي تشيع، كه صرفاً مهمترين مركز آن است، و اين اهميت را از آنجا به دست آورده كه بر حسب اتفاق، محل سكونت مراجع شده است. تثبيت جايگاه قم، به منزله مركزي مهم براي تحصيل، اساساً در اين قرن صورت گرفت، و هيچ دليل مذهبي اي براي عنايتي اين چنين به قم وجود ندارد. همان گونه كه پيش تر گفتيم، از نظر تاريخي، ايران حتي مركز اصلي تشيع نيز نبوده است؛ بر خلاف كشور عراق كه به يمن اماكن مقدسش، از جمله آرامگاه دو امام برجسته شيعيان، [ امام ] علي (عليه السلام) و [ امام ] حسين (عليه السلام)، از همه شرايط لازم براي آنكه مركز تشيع باشد، برخوردار است. صرفاً در سال 1500 و در ابتداي دوران صفوي بود كه تشيع به منزله مذهب حكومتي ايران برگزيده شد؛ تصميمي كه مستلزم مبارزه اي گسترده براي شيعه كردن اكثريت سني اتباع ايران بود. كربلا و نجف در عراق، از دير باز مركزهايي براي دانش پژوهي شيعيان به شمارمي آمدند، اما ايران تا آن زمان چنين نبود. به تدريج كه ايران طي قرنهاي شانزده تا بيست، جايگاه خود را به مثابه يگانه دولت رسمي شيعه در جهان اسلام تثبيت مي كرد، قدرت و نفوذش بر تشيع نيز به ناگزير افزايش يافت. در اين روند، كم كم نشانه هاي تأثير عميق و منحصر به فرد فرهنگ ايراني را بر آداب شيعي، و نه چندان بر الهيات آن، مي توان مشاهده كرد. با اين همه، تا اواخر قرن بيستم، هيچ جاي ايران، جز اصفهان، نمي توانست در آموزش تشيع با كربلا و نجف برابري كند. از اين روست كه تا دوران صفويه، شيعيان عرب كوچك ترين مشكلي براي سازش ميان تشيع و عربيت خود نداشتند. تنها از اين زمان به بعد بود كه ايران به منزله قدرتي حكوlتي براي شيعيان عرب اهميت يافت؛ هر چند اهميت عراق به منزله ي مركز جهان تشيع، باز هم بسيار بيشتر بوده است. با اينكه در ايران زيارتگاه هاي نسبتاً مهمي همچون اصفهان (7) و مشهد وجود داشتند، و مراجع و روحانيون بزرگ شيعه غالباً در آن زندگي مي كردند، اين كشور در انديشه شيعي عرب نقش چندان برجسته اي نداشت. فرهنگ ايراني هر چند شيعي بود، فرهنگي بيگانه به شمار مي آمد. صرفاً در دهه 1970 بود كه آزار و اذيت شيعيان به دست رژيم بعث به ويژه صدام حسين، آزادي تحقيق و نهاد روحانيت را از ميان برد و بيشتر روحانيون برجسته شيعه مجبور شدند اين كشور را ترك، و به ايران مهاجرت كنند. نفوذ قم به منزله مركزي براي بيان ديدگاه مذهبي شيعيان، در دوران آيت الله خميني بسيار افزايش يافت، به ويژه آنكه تحت رهبري وي تفاسير تازه و جسورانه اي از مكتب تشيع مطرح شد. امروزه به سبب سياستهاي ظالمانه دولت عراق، بيشتر روحانيون برجسته شيعه ناچار به ايران پناه برده اند؛ زيرا در كشوري كه در آن صدام هرگز در اعدام و ترور پي در پي روحانيون عالي رتبه شيعه ترديد نكرده است، در امان نيستند. در نتيجه، در دوران حكومت صدام، كار عراق به آنجا رسيد كه با كمال حماقت و به صورتي يك جانبه، مرجعيت مذهبي شيعيان را به ايران واگذاشت. حكومتهاي عربي ديگر نيز، با كوته نظري مشابهي، كاري براي مقابله با برتري مذهبي ايران و تقويت مراكز داخلي مرجعيت و تحصيل علوم شيعي انجام ندادند. اگر دانش پژوهي شيعي در عراق از سال 1970 رو به افول نهاد، در بحرين، كويت و عربستان سعودي تقريباً وجود خارجي ندارد، و در لبنان نيز، فقط در اين اواخر در حال پديدار شدن است. به همين دليل، امروزه شيعيان چاره اي ندارند جز اينكه در زمينه بيان ديدگاههاي مذهبي (يا حتي سياسي ـ مذهبي) شيعه تا حدي رهبري ايران را بپذيرند. از اين رو، پيروان مراجع مختلف براي نظر خواهي از آنان، گاه به ايران مسافرت مي كنند. مسئله اصلي، تعيين نوع قدرتي است كه يك مرجع بر مقلدانش اعمال مي كند. در واقع، حتي ميان انديشمندان روحاني، طيفي از اعتقادات به چشم مي خورد كه در يك سوي آن ديدگاهي به شدت اقتدارگرايانه قرار دارد. اين ديدگاه، فقيه را برگزيده خدا مي شمارد، (8) و سخن او را تقريباً در همه حوزه هاي زندگي غير قابل چون و چرا قلمداد مي كند. آيت الله خميني همچون گروهي ديگر از فقها نماينده اين انديشه است. در مقابل، بر پايه تفاسيري آزادانه تر، خداوند به آدميان عقل عطا كرده و بدين وسيله به آنان اختيار داده است تا از ميان تفاسير گوناگوني كه فقهاي مختلف از انديشه سياسي اسلام به دست داده اند،آنچه را درست مي دانند (حتي از طريق انتخابات عمومي) برگزينند. (برخي مجتهدان برجسته و جديد شيعه، همچون محمد باقر صدر از عراق يا محمد جواد مغنيه از لبنان، بحثهاي قوي فقهي و كلامي اي در حمايت از نظريه ي اخير ارائه داده اند كه دقيقاً در تقابل با ايدئولوژي حكومتي و رسمي ايران است. (9) به طور كلي، يك مقلد براي نظر خواهي در امور مذهبي يا درباره به كار بستن احكام مذهبي در امور روزمره ـ كه وقتي ناظر به روابط بين يك حكومت ظالم سني و جامعه شيعي باشد، به سادگي به عرصه سياست كشيده مي شود ـ به مرجع خود مراجعه مي كند. بنابراين در سطح رسمي و نظري، برخي از مراجع طالب اطاعت محض از فتاوا در سطحي وسيع اند؛ در حالي كه برخي ديگر، حوزه هاي بيشتري را به اختيار افراد وا مي گذارند. در مقام عمل، آزادي رفتار حتي بيش از اين است. در همه مذاهب، در سطح زندگي روزمره ميزان پايبندي يا اهتمام مؤمنان به پذيرش اصول مذهبي و ديدگاه هاي رهبران ديني شان، درجات گوناگوني دارد. كسي نمي تواند براي تاثير مذهب و تفاسير آن بر زندگي شخصي افراد، زندگي جامعه، و موضع سياسي جامعه درباره موضوعاتي كه براي رفاه حال آن اهميت دارند، به روشني حدي را معين سازد. بنابراين شيعيان براي ديدگاههاي مراجعشان در حوزه هاي گوناگون زندگي اهميت يكسان قائل نيستند. (در تشبيهي هر چند ناقص مي توانيم به ديدگاه كاتوليكها اشاره كنيم كه تعاليم واتيكان را به درجات متفاوت مي پذيرند، مثلاً شايد بسياري از ايتاليايي ها تعاليم واتيكان را در باب كنترل جمعيت نپذيرند، اما خود را كاتوليكهايي مي دانند كه با جديت به وظايفشان عمل مي كنند.) از اين روي، به منزله يك اصل، كلام مراجع شيعه نه فقط مشتمل بر تفسير اصول مذهبي است، بلكه مي تواند در برگيرنده نوعي تفسير باشد كه موضوعات اساسي زندگي سياسي را تحت تأثير قرار مي دهد. افزون بر اين، برخي مراجع درباره مسايل سياسي به راحتي و تفصيل اظهار نظر مي كنند، حال آنكه برخي ديگر ترجيح مي دهند فقط در باب موضوعات و تفاسير مذهبي سخن بگويند. امروزه با اقامت بسياري از مراجع مهم در ايران، مسئله «سياسي شدن» آموزه هاي مذهبي پيچيده تر شده است و به سختي مي توان تأثير انديشه سياسي يا منافع حكومت ايران را از تفاسير مذهبي و نگرش يك مرجع خاص تفكيك كرد. با اين همه، اگر امروزه شيعه اي بخواهد از مرجعي همچون آيت الله سيستاني، كه كمتر سياسي است (10) تقليد كند، لزومي ندارد رهبري سياسي يا ايدئولوژيك حكومت ايران را در موضوعي كه مرجعش به آن معتقد نيست، بپذيرد. بسياري از شيعيان به صراحت اعلام مي دارند كه بين اظهارات مرجعشان در مورد مسائل مذهبي، و نظرات او در باب مسائل سياسي روز به دقت تفاوت قائل مي شوند؛ و براي تصميم گيري درباره آنچه مناسب و پذيرفتني است، به انديشه خود استناد مي كنند.** تحول دروني تفكر اسلام شيعي در ايران اگر بپذيريم كه دگرگوني هاي سياسي و اجتماعي مي توانند زمينه اي فراهم كنند كه تفاسير نادرست از آموزه هاي مذهبي، كه سالها بر جامعه تسلط داشتند، كنار گذاشته شوند و تصوير اصلي از آن آموزه ها دوباره مطرح شود، مي توان گفت: در ايران هم عوامل متعددي منجر به تفسير نوين انقلابي و راديكال از تشيع و اسلام شيعي شد، به گونه اي كه توانست نقش ايدئولوژي انقلاب اسلامي را ايفا كند. در واقع، در طول يكصد سال اخير، برداشت سنتي شيعه از بسياري مقولات و مفاهيم مذهبي به تدريج تغيير كرد. بخشي از اين تحول ناشي از آگاهي فكري مردم و بخشي مربوط به تحولات سياسي ـ اجتماعي جامعه بود، قسمتي نيز به نقش اجتهاد يعني ابزار مقطعي و ذاتي مذهب تشيع براي انطباق با تحولات تازه برمي گشت. حاصل اين تحول كنار گذاشتن رضايت به تقدير و سرنوشت و كشيده شدن به سوي مبارزه و عمل بود. (11) نقش امام خميني (رحمه الله) و روند ايدئولوژيك شدن تشيع در فرايند انقلاب اسلامي، اسلام شيعي به مثابه ايدئولوژي، راهنماي عمل و رهايي ساز جلوه گر شد. در اين زمينه، نقش امام خميني (رحمه الله) به عنوان ايدئولوگ انقلاب اسلامي برجسته است. مهم ترين اقدام ايشان در اين زمينه، ايجاد تغييرات اساسي در تفكر اجتهادي شيعه نسبت به سياست بود؛ از جمله، ابطال نظريه «جدايي دين از سياست»، تحريم تقيه و سكوت در برابر ظلم شاه، حمله به دربار و نهاد سلطنت، و ادامه مبارزات تا تغيير نظام سلطنتي به يك حكومت اسلامي. مبناي اين تغييرات تفسير جديدي بود كه امام راحل (رحمه الله) از مفاهيم، آموزه ها و نمادهاي اسلام شيعي ارائه داد و تصويري از اسلام ترسيم كرد كه ضد استعمار، ضد بي عدالتي و جهل، ضد تبعيض هاي طبقاتي و امپرياليسم بود. در واقع، قرائت ايشان از عناصر و آموزه هاي اسلام شيعي دست كم در برخي موارد، چهره اي ايدئولوژيك بدان بخشيد، به گونه اي كه تمامي دقايق و عناصر آرماني، انساني و انقلابي ساير ايدئولوژي هاي سياسي ـ اجتماعي نوين و رهايي بخش را د ر خود انعكاس مي داد. در اين ايدئولوژي انقلابي، اسلام را به عنوان مكتبي توحيدي معرفي مي كند كه غناي مفهومي و محتوايي آن تمامي زوايا و زمينه هاي زندگي انسان و شئون فردي، اجتماعي، مادي و معنوي او را در بر مي گيرد. ايشان سياست را همنشين ديانت ساخت و هر دو را با سيمايي عرفاني زينت مي داد و در كنش اجتماعي، هر سه را در جايگاه نظريه راهنماي عمل نشاند. (12) محورهاي اساس اين ايدئولوژي عبارت بودند از: تأكيد بر ابعاد سياسي اسلام شيعي و جنبه هاي ضد استبدادي و ضد امپرياليستي آن، تاكيد بر مبارزه و پذيرش سختي و مشقات، ارائه تصويري تاريخي از حكومت اسلامي و تأكيد بر ضرورت تشكيل آن، پرهيز از تفرقه ميان مسلمانان و تأكيد بر وحدت ميان اهل سنت و شيعيان. (13) *** پي نوشتها: 1 ـ حسام الدين هندي، كنزالعمال، ج 12، ص 90. 2 ـ نهج السعاده، ج 2، ص 703. 3 ـ علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 67، ص 174. 4 ـ محمد محمدي ري شهري، تداوم انقلاب اسلامي ايران تا انقلاب جهاني مهدي، ص 37. 5 ـ در جستجوي راه از كلام امام، دفتر دهم، ص 447. 6 ـ آشنايي با كشورهاي جهان (ايران)، سعيد بختياري، رشد جغرافيا، شماره 29، گلي زواره، غلامرضا، جغرافياي جهان اسلام، مركز انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1385، صص 208 ـ 211. 7 ـ اصفهان هرگز به منزله زيارتگاه براي شيعيان مطرح نبوده است. البته از دوران صفويه علماي بسياري در آن مي زيسته اند و يكي از مراكز مهم تجمع علماي شيعه بوده است. 8 ـ همه انديشه وران شيعي فرد صاحب فتوا را چنان با ارج و مقام مي دانند كه نظراتش براي مقلدانش واجب الاتباع تلقي مي شود؛ اما هيچ يك بر اين باور نيستند كه فقيه برگزيده خداست، بلكه معتقدند فقيه بايد حكم خدا را بازگو كند و حكم خدا بايد اطاعت شود. فقيهي كه چنين نكند و بر اساس هواي نفس فتوا دهد از مقام خود فرومي افتد و اطاعتش حرام مي شود. پس در واقع تبعيت از حكم خداست و فقيه عادل صرفاً حكم خدا را استنباط مي كند و خود نيز مكلف است بدان عمل كند. 9 ـ نويسنده بدون شناخت كافي از مرجعيت شيعه اظهار نظر كرده است. مرحوم محمد جواد مغنيه كه بيش از پيروزي انقلاب اسلامي با روش امام خميني (رحمه الله) در مبارزه عليه شاه موافق نبود، پس از پيروزي انقلاب در ميان جمع كثيري از طرف داران خود در لبنان اعلام داشت كه ما همگي مجنون بوديم و امام خميني تنها غافل دوران است و وي همه را به تبعيت از امام خميني تشويق كرد. شهيد سيد محمد باقر صدر نيز كه اساساً مشيي متفاوت با مرحوم مغنيه داشت، صرفاً در روش مبارزه امام خميني اختلاف نظر داشت. او معتقد بود همچون اخوان المسلمين ابتدا بايد كادرسازي كرد و از طريق نخبگان تربيت شده و با ايجاد يك تحول بنيادين فرهنگي به تغيير حكومت و اسلامي كردن آن دست يافت. شهيد سيد محمد باقر صدر نيز پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بر درستي روش امام خميني گواهي داد و آمادگي خود را براي عزيمت به ايران اعلام داشت و به همگان توصيه كرد كه «در امام خميني ذوب شويد، همانگونه كه او در اسلام ذوب شده است». در بحث ميزان آزادي مقلدان، همه مراجع شيعه يكسان مي انديشند. مقلد هر مرجعي مكلف است كه از نظرات مرجع خود كه البته آن را آزادانه برگزيده است، پيروي كند. در مسايل حكومتي در صورت وجود حكومت اسلامي شيعي همه اختيارات حاكم اسلامي در اختيار رهبر اسلامي قرار مي گيرد و مراجع نيز از او تبعيت خواهند كرد. در صورت نبود حكومت اسلامي، حكم هر يك از مراجع براي همه شيعيان لازم الاتباع خواهد بود. 10 ـ كمتر سياسي بودن آيت الله سيستاني از نوع تعامل ايشان با تحولات كنوني در عراق هويداست! مراجع نجف و شخص آيت الله سيستاني نشان دادند كه مرجعيت شيعه هميشه در سياست دخالت داشته است؛ زيرا نمي توان در خدمت مردم و در كنار آنان بود و از مهمترين مسائل مبتلا به آنان يعني مباحث سياسي و اجتماعي به دور بود. 11 ـ حمزه امرايي، انقلاب اسلامي ايران و جنبش هاي اسلامي معاصر، ص 35. 12 ـ حميد اخوان مفرد، ايدئولوژي انقلاب ايران، ص 233. 13 ـ فاضلي نيا، نفيسه: ژئوپلتيك شيعه و نگراني غرب از انقلاب اسلامي، مؤسسه شيعه شناسي، 1386، صص 75 و 76. فهرست منابع: 1 ـ فاضلي نيا، نفيسه: ژئوپلتيك شيعه و نگراني غرب از انقلاب اسلامي، مؤسسه شيعه شناسي، 1386، صص 75 و 76. 2 ـ فولر،اي فرانكه: شيعيان عرب، مسلمانان فراموش شده، ترجمه خديجه تبريزي، انتشارات مؤسسه شيعه شناسي، قم، 1384، صفحات، 151 - 154. 3 ـ گلي زواره، غلامرضا، جغرافياي جهان اسلام، مركز انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1385، صفحات 208 ـ 211. منبع: كتاب نگاهي به تاريخ -تاريخ عمومي جهان اسلام -تاريخ كشورهاي اسلامي * منبع :www.farsnews.com، یکشنبه ٣ خرداد ١٣٨٨