Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 128706
تاریخ انتشار : 18 خرداد 1388 0:0
تعداد بازدید : 35

در سازمان پژوهش‌هاي علمي و صنعتي ايران

بالتوري شکارگر،حشره اي براي مقابله با آفت «شته» توسط محققان ایرانی

در اين روش با تکثير نوعي حشره به نام «بالتوري» و رهاسازي آنها در مزارع مي توان جمعيت شته ها را در مزارع به حداقل و تعادل رساند. بالتوري ها حشراتي از جنس کريزوپا ها هستند که مي توانند با خوردن شته ها، مزارع و باغ ها را از وجود آنها مصون نگه دارند... محمد جواد قاسمي از پژوهشگران سازمان پژوهش هاي علمي و صنعتي ايران روش هاي بيولوژيکي جديدي را براي کنترل آفات گياهي معرفي کرد. اين پژوهشگر از ابداع دو روش بيولوژيکي براي کنترل برخي از حشرات آفت و موذي خبر داد. ابداع روش مبارزه بيولوژيکي با شته يکي از اين روش ها است. در اين روش با تکثير نوعي حشره به نام «بالتوري» و رهاسازي آنها در مزارع مي توان جمعيت شته ها را در مزارع به حداقل و تعادل رساند. بالتوري ها حشراتي از جنس کريزوپا ها هستند که مي توانند با خوردن شته ها، مزارع و باغ ها را از وجود آنها مصون نگه دارند. شته ها در مزارع و باغ ها بر روي انواع گياهان به ويژه گل هايي مثل گل رز و نيز کلم به فراواني ديده مي شوند در بعضي مواقع جمعيت آنها به حدي مي رسد که خسارت هاي سنگين و غير قابل جبراني را به کشاورزان وارد مي سازند، ولي با وجود بالتوري شکارگر مي توان جمعيت شته ها را کنترل کرد در حالي که هيچ آلودگي ناشي از سموم شيميايي متوجه سلامت انسان و محيط زيست نشود. از ديگر روش هاي ابداعي ارائه شده مبارزه بيولوژيکي با مگس خانگي است. وجود مگس در محيط زندگي دليلي بر پايين بودن سطح بهداشت عمومي است و گونه هاي اين حشره مي توانند طيف وسيعي از انواع بيماري ها را ايجاد کنند. علاوه بر اين، مزاحمتي که توسط مگس هاي خانگي ايجاد مي شود و نيز خسارت هايي که بر اثر آلوده شدن مواد غذايي توسط اين حشرات پديد مي آيد، باعث شده است که کنترل آنها به عنوان يکي از مسائل بهداشتي مورد توجه پژوهشگران قرار بگيرد. ولي مشکل اصلي در کنترل اين حشرات مقاوم شدن مگس خانگي به سموم شيميايي و مهم تر از همه بوجود آمدن مسموميت هاي ناشي از اين سموم در انسان ها است. از اين رو روش هاي بيولوژيکي براي کنترل اين حشره پيشنهاد شده است. مگس خانگي اولين حشره اي بود که از سال 1972 به حشره کش ها مقاوم شد و در حال حاضر سمومي که استفاده مي شود بر روي اين حشرات اثري ندارد از اين رو بايد از روش هاي بيولوژيکي استفاده شود. با توجه به اين مسأله رهاسازي گونه اي از زنبور به نام اسپالانژيا تنها راه مبارزه بيولوژيکي با اين حشره است که توسط پژوهشگر نامبرده ارائه شده است و در پژوهشي که انجام داده اند موفق به توليد اين زنبور در آزمايشگاه شدند که با رهاسازي آنها مي توان به صورت بيولوژيکي مگس هاي خانگي را کنترل کرد به گونه اي که هيچ خطري متوجه سلامت انسان و محيط زيست نشود. زنبورهاي اسپالانژيا، حشرات پارازيت بزرگي هستند که به عنوان يك دشمن طبيعي مگس هاي خانگي در كانون هاي توليد و تكثير مگس مانند مرغداري ها، دامپروري ها و مراكز جمع آوري زباله فعاليت مي کنند. بنابر اين مي توان با برنامه ريزي صحيح براي پرورش و تكثير اين زنبورها در آزمايشگاه و در نهايت رهاسازي آنها در مکان هايي که مگس توليد مي شود، اقدام به كنترل مگس خانگي كرد. اين زنبور شفيره مگس ها را سوراخ مي کند و پس از خوردن محتويات آن تخم خود را داخل شفيره مي گذارد. در حال حاضر با وجود اينکه پژوهشگران در زمينه مبارزه بيولوژيکي و توليد محصولات ارگانيک تلاش هايي انجام داده اند. ولي همچنان در مزارع از سموم دفع آفات استفاده مي شود. اين در حالي است که خطرات ناشي از باقي ماندن سموم دفع آفات کشاورزي در محصولات مي تواند از نظر سلامتي تهديد جدي به شمار آيد. به همين دليل دولت براي رفع اين مشکل با حذف سوبسيد از سم کشاورزي در صدد کاهش مصرف سم در مزارع برآمد ولي از سوي ديگر جايگزين مناسبي براي سم معرفي نشد از اين رو همچنان براي از بين بردن آفات از سم استفاده مي شود. در ايران استفاده از سموم کشاورزي از سال 1940 با ورود سم «ددت» به کشور رايج شد. در حال حاضر نيز برخي شرکت هاي دانش بنيان پژوهش هايي در اين زمينه آغاز کرده و موفق به توليد محصولات ارگانيک شده اند ولي به دليل قيمت هاي بيشتر نسبت به محصولات غير ارگانيک مردم تمايل زيادي به خريد اين محصولات ندارند. اين امر سبب شده است تا نقش اين شرکت ها به شرکت هاي توليد کننده روش هاي مبارزه بيولوژيکي تبديل شود. در زمينه مبارزات بيولوژيکي و تکثير حشرات مفيد در محيط هاي آزمايشگاهي دشواري هاي زيادي وجود دارد که در مرحله اول بايد با شيوه تکثير آنها درآزمايشگاه آشنا شد. البته تنها اين دانش کافي نيست زيرا تکثير برخي از حشرات در آزمايشگاه بسيار دشوار و به فن آوري هاي پيشرفته در اين زمينه نياز است. استفاده از سموم کشاورزي سبب مي شود که محصولات غذايي به سموم شيميايي آلوده شوند و اين آلودگي ممکن است مسموميت هاي شديد و بيماري هاي ديگري از جمله آلرژي، سرطان و ناهنجاري هاي ژنتيکي را در انسان ايجاد کند. علاوه بر انسان ها، حيوانات اهلي و حيوانات وحشي نيز دچار بيماري هاي ناشي از اين سموم شيميايي مي شوند. وجود اين مواد آلاينده در چرخه زيستي طبيعت به صورت ماندگار به سير خود ادامه مي دهد و عواقب خطرناکي را به دنبال دارد. همچنين سموم شيميايي براي دفع آفات با ورود به سيستم آب هاي زيرزميني و رودخانه ها و درياها باعث آلودگي پايدار آب ها مي شوند. از اين رو به کارگيري فن آوري مبارزه بيولوژيکي علاوه بر کنترل آفات به روش آسان و ارزان سبب سالم سازي محيط زيست، بهداشت و سلامتي انسان و بهبود اقتصادي مي شود.