Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 128836
تاریخ انتشار : 21 خرداد 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 36

فردا همه رأي مي دهيم

سرويس سياسي ـ اجتماعي: سيل جمعيت تو را با خود مي برد به سمت ميدان ها و خيابان هايي كه پر از صداي تپش قلب ها و شور و نشاط انتخابات است. دختران و پسران پوستر به دست، طرفدار نامزدهاي مختلف، پيرزنان و پيرمرداني كه از سراسر تهران فقط براي تماشا آمده اند، مشت هايي كه به آسمان مي كوبند تا حق خود را ـ نه كم و نه زياد ـ بگيرند، ترافيكي كه بي سابقه است، همه، اين را به ياد تو مي آورد كه ما بايد در انتخابات شركت كنيم و شكوهي ديگر بيافرينيم. اين شور و حال آنقدر تازگي دارد كه بعضي از مردم دوربين به دست به ثبت لحظه ها مي پردازند تا به دوستاني كه نيامده اند و شايد فردا باور نكنند اين همه شور را، نشان دهند كه چه هنگامه اي برپا بود. در اين روزها نمي توان بي تفاوت بود و به ميان مردم نرفت، پس جمعيت را مي شكافيم تا حرف ها را بشنويم، كه همه از ضرورت حضور گسترده در پاي صندوق هاي رأي حمايت مي كند. جميله، چهل ساله و روانشناس باليني مي گويد: من در تمام انتخابات هاي دوره هاي پيش شركت داشتم، اما شوروحالي را كه در اين دوره در مردم مي بينم خيلي بيشتر شده است. دليل آن را هم اين مي دانم كه مردم خواستار تغيير هستند. وي مي گويد: مسائل اقتصادي براي مردم مهم است، اما به نظرم آنچه مهم تر است مسائل سياسي، آزادي اجتماعي و فرهنگي است. اين روانشناس مي گويد: حضورم در اينجا، در ميان اين جمعيت، به اين دليل است كه شركت در انتخابات را وظيفه خودم مي دانم. محمدي، معلمي است كه از آراي خاموش خواهش مي كند كه بي تفاوت نباشند. او در ميان اين همه جمعيت فرياد مي زند تا من صدايش را بشنوم. او مي گويد نمي خواهم از زير بار شركت در انتخابات شانه خالي كنم؛ نمي توانم نسبت به اوضاع كشورم منفعل باشم؛ فكر مي كنم آگاهي سياسي مردم هم بالا رفته است. اين معلم ميانسال مي گويد: 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد، هر روز شعور سياسي مردم افزايش مي يابد. محمدي مي گويد: نامزد موردنظرم را مدت هاست كه مي شناسم و حالا وظيفه خودم مي دانم كه به او رأي بدهم. بابك، دانشجوي سال آخر مهندسي عمران، از آراي خاموش دوره قبل است. او مي گويد: برايم فرقي نمي كند كداميك از نامزدها رئيس جمهور شود. اين جوان بيست و چهار ساله مي افزايد: من از رئيس جمهوري آينده مي خواهم كه شرايط را به همان وضعيت چند سال پيش برگرداند. ما از او مي خواهيم كه همه چيز را عادي كند. اين دانشجو درباره مناظره ها مي گويد: مناظره ها خيلي خوب بود و من فكر مي كنم آراي طرفداران هر نامزد را تثبيت كرد. ندا، كامپيوتر خوانده و كارمند است. او مي گويد اگر انتخابات سالم برگزار شود، يقين داريم نامزد مورد نظرمان رأي مي آورد. اين جوان بيست و پنج ساله مي گويد: اصلاً فكر نمي كردم اين همه جمعيت در يك روز دور هم جمع شوند. شور و هيجان اين دوره واقعا تازگي دارد و من فكر مي كنم بايد آن را به فال نيك بگيريم. فاطمه، روانشناس چهل و چهار ساله، كه تازه به جمعيت ملحق شده است، مي گويد: شور و هيجان اين دوره اصلاً قابل مقايسه با دوره هاي پيش نيست و من دعا مي كنم نامزد مورد نظرم رأي بياورد. شهاب كارمند است و 38 سال دارد. او مي گويد: با اين جمعيتي كه در اين محل مي بينم اطمينان دارم كه نامزد ما پيروز مي شود. اين كارمند مي گويد: ما علاوه بر نان، آزادي انديشه و آزادي بيان هم مي خواهيم، مگر ما بيشتر از يك بار در اين دنيا زندگي مي كنيم. سيمين 34 سال دارد و آرايشگر است. او مي گويد: در اين سالها، يك بار هم رأي نداده ام، اما اين بار وظيفه خودم مي دانم چون كسي را كه انتخاب كرده ام دلسوز واقعي مردم است. سميرا كه چهار سال پيش فارغ التحصيل شده، مي گويد: راي مي دهم چون معتقدم كه كشوري اسلامي با فرهنگ و تمدن چند هزارساله شايسته روزها و وضعيت بهتري است. موج به راه افتاده در خيابان هاي شهر تهران كه در اين روزهاي آخر تا شب ادامه داردو خستگي ناپذير تا سپيده دم طول مي كشد، اختصاص به جوانان ندارد. سالمنداني را هم در ميان اين جمعيت مي بينم كه پر انرژي شعار مي دهند و همراه جوانان زمزمه مي كنند. و نيزنوجواناني كه هنوز به سن قانوني براي راي دادن نرسيده اند. آنها همه بويژه راي اولي ها و آراي قانوني را به پاي صندوق هاي راي فرامي خوانند. سعادتي، زن 59 ساله اي كه با عصا راه مي رود، مي گويد: تا وقتي كه نفس مي كشم، خودم را عضوي فعال از مردم وطنم و اين گروه جوان پرنشاط مي بينم. تا وقتي كه نفس مي كشم، سرنوشت كشورم برايم اهميت دارد و دعا مي كنم آگاهي سياسي مردم ما آن قدر بالا برود كه هرگز در انتخاب رئيس جمهورشان تيرشان به خطا نرود. سعادتي را مي بينم كه پس از گفتگو، عصازنان به سوي جمعيت مي رود و جوانان را هم به همراهي و همسرايي دعوت مي كند و اجازه نمي دهد دختران و پسران جوان، شعارهاي توهين آميز بر زبان بياورند و مي گويد: اين كار به وجهه نامزدمان آسيب مي رساند. مرادي، پيرمرد 66 ساله اي كه از اين همه شور به هيجان آمده است، مي گويد: اي كاش كسي كه رئيس جمهور مي شود، مردم را از ياد نبرد. مردم هم فقط مردم معمولي نيستند. نويسنده ها، اهالي سنيما و بقيه هنرمندان، دانشجويان، فعالان حقوق زنان و ... هم بايد حقوق شان محفوظ باشد، چون اين افراد، هسته مركزي در يك جامعه هستند كه ناديده گرفتن شان فرهنگ را به پرتگاه مي اندازد و در نتيجه، مانع پيشرفت واقعي كشور مي شود. مرادي كه خود را مستندساز و نقاش معرفي مي كند، مي گويد: در اين چند ماه خيلي از آراي خاموش را توانسته ام روشن كنم. پيرنظر، 47 ساله، كارشناس ارشد فلسفه مي گويد: خوشبختانه من در خانواده اي مذهبي بزرگ شدم و شناخت لازم را از اسلام حقيقي و محمدي(ص) دارم. دين ما امر به معروف و نهي از منكر به صورت آشكار و توهين آميز و تحقيركننده را منع كرده است. او مي گويد: خداوند به همه بندگانش قوه تشخيص داده و راه درست را براي آنان معين كرده است. او مي گويد: نگاه رئيس جمهور بايد مثل نگاه احترام آميز خداوند به انسان به عنوان اشرف مخلوقات باشد، نه پايين تر.