Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 129036
تاریخ انتشار : 26 خرداد 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 316

از روي ديوار تا سايت ايران كارتون!

گفت و گو با مسعود شجاعي طباطبائي
گفت و گو با مسعود شجاعي طباطبائي كاريكاتوريست مطرح بين المللي اشاره: «مسعود شجاعي طباطبائي» متولد 1343 تهران است و كارشناسي نقاشي و كارشناسي ارشد گرافيك دارد. شجاعي مثل همة كاريكاتوريست هاي قديمي با قلم زدن و طراحي روي كاغذ و تنها با ذوق و علاقه فردي، كاريكاتور را فرا گرفت و انقلاب نقطه پرتاب و جهش وي به سوي پيشرفت هاي شگرفي در زمينة كاريكاتور بود. او كار حرفه اي اش را با كشيدن كاريكاتور روي ديوار شروع كرد و در اين عرصه آنچنان اوج گرفت كه قله هاي پيشرفت و پيروزي را يكي يكي فتح كرد تا حالا بعد از 30 سال افتخارات و عناوين زير را در كارنامه هنري خويش بيابد: 3 جايزه داخلي كارتون (كاريكاتور) و 6 جايزه بين المللي، داوري يك جشنوارة داخلي و داوري 8 جشنوارة بين المللي كارتون، مدير مسئولي مجله كيهان كاريكاتور، سردبيري مجله ايران كارتون، مديريت سايت ايران كارتون، باني و دبير چندين دوره دوسالانه كاريكاتور ايران و... شجاعي هم اكنون مديرخانه كاريكاتور ايران است و اين گفتگو همانجا و در دفتر كار او انجام شده است. آگاه شدن از وضعيت كاريكاتور و كاريكاتوريست هاي ايراني بهانه اي بود تا به سراغ اين كاريكاتوريست مسئول و پيشكسوت برويم. *** س : به عنوان اولين سؤال بفرماييد چطور و از كي به طور حرفه اي به كشيدن كاريكاتور روي آورديد؟ ج : سال 60 – 1359 ديپلم گرفتم و همين كه خواستم براي كنكور آماده شوم، انقلاب فرهنگي صورت گرفت و دانشگاهها تعطيل شد. از يك طرف انقلاب شده بود و مردم انقلاب را از خودشان مي دانستند و از طرفي تازه جنگ شروع شده بود. خلاصه در اين حال و هواي خاص هر كس هركاري از دستش برمي آمد، براي مملكت و پيشبرد اهداف و آرمانهاي آن انجام مي داد. خب من هم يكي از همين مردم بودم و به نظرم رسيد حال كه امكان تحصيل در دانشگاه وجود ندارد از توانمندي كه در زمينه نقاشي و كاريكاتور دارم استفاده كنم تا به اصطلاح من هم كاري كرده باشم. خوشبختانه عرصه هم براي كار كاملاً فراهم بود. احساسم اين بود كه زبان هنر بهترين زبان براي انتقال مفاهيم و آرمانها و وسيله خوبي براي خدمت كردن است. بنابراين با كشيدن چهرة شهداء روي تابلوها و ديوارها شروع كردم. البته همزمان فكر كردم كه در زمينه كاريكاتور بهتر هم مي توانم كار كنم؛ چون از طرفي گرايش و علاقه شخصي خودم به سمت آن بيشتر بود و از طرف ديگر فكر مي كردم كه با زبان كاريكاتور مي توان بهتر، سريع تر و دقيق تر از هر زبان هنري ديگري مفاهيم مورد نظر را به مخاطبين منتقل كرد. س : در آن حال و هواي جنگ و انقلاب، از توانمندي تان در زمينه كاريكاتور چطور استفاده كرديد!؟ ج : شروع كردم به كشيدن كاريكاتورهاي بزرگي در ابعاد 3 در 3 متر بر روي ديوارهاي منتهي به فرودگاه مهرآباد. س : چرا كار روي ديوار و چرا ديوارهاي اطراف فرودگاه مهرآباد؟ ج : خب در آن حال و هواي خاص، كار روي كاغذ خيلي كارايي و نمود خاصي نداشت. بالطبع براي رسيدن به اهدافي كه در آن زمان داشتيم، كار بر روي ديوار خوب مي توانست جواب دهد و عموم مردم مخاطبش بودند و اين كه چرا از بين اين همه ديوار در سطح شهر ديوارهاي اطراف فرودگاه را براي اين كار انتخاب كرديم، دليل خاصي داشت. كاريكاتور يك زبان هنري بين المللي است و قابل فهم براي همه (از هر كشوري و هر زبان). در يك هم انديشي به اين نتيجه رسيديم كه اگر قرار است كاريكاتور كار كنيم، آن هم در ابعاد بزرگ و تأثيرگذار، بهترين جا فرودگاه مهرآباد است. چون آن زمان هر كسي وارد تهران مي شد، بعد از خروج از فرودگاه بايد از مسيري مي گذشت كه مسير انتخابي ما براي كشيدن كاريكاتورها بود. (و البته تنها مسير عبوري) و خواه ناخواه چشمش به آن كارها مي افتاد. از اين رو بهترين و تأثيرگذارترين مكان همانجا بود و البته در عمل هم ديديم كه حدس ما درست بوده و بيشتر از آن چيزي كه انتظارش مي رفت، اين كار مؤثر واقع شد. س : پس اين كاريكاتورها اولين كارهاي حرفه اي شما در اين زمينه بودند؟ ج : بله، من برخلاف همه، اولين كارهاي رسمي و حرفه اي ام را نه روي كاغذ كه با ابعاد بزرگ و روي ديوار كشيدم. س : نترسيديد كارهايي كه قرار است در ابعادي چنين بزرگ در معرض ديد عموم، اعم از داخلي و خارجي، قرار گيرد، به خاطر كم تجربه بودن در اين زمينه، در عمل خوب از كار درنيايد؟ ج : نه؛ آن زمان آنقدر سرپرشوري داشتيم كه به اين چيزها فكر نمي كرديم. ترس و واهمه اي در كار نبود. نه پشت جبهه و نه در خط مقدم. هركس هر كاري از دستش برمي آمد انجام مي داد. من هم به اين باور رسيده بودم كه مي توانم و بايد اين كار را بكنم. ذوق و شوق و علاقه و نياز در هر متني و هر جايي كارساز بود. س : گفتيد اين كاريكاتورها تاثيرگذار بوده و بازخورد خوبي هم داشته است. چطور متوجه اين بازخورد و تاثيرگذاري آنها شديد؟ ج : اين كه فكر مي كرديم بايد تأثيرگذار باشد به اين علت بود كه تمام خبرنگاران و افراد و مقامات سياسي و غيرسياسي كه از خارج به ايران مي آمدند، بايد بعد از خروج از فرودگاه و در بدو ورود به خاك ايران از اين مسير مي گذشتند. خب طبيعي است كه اولين برخوردشان با ايران و اولين چيزي كه به چشمشان مي آمد اين كارها بود و اغلب توجه شان جلب مي شد، اما من وقتي متوجه بازخورد شديد اين كارها شدم كه پايم به مجله اطلاعات هفتگي باز شد. آنجا وقتي به آرشيو اين نشريه (كه بسيار هم غني بود) قدم گذاشتم، متوجه شدم تعداد زيادي از اين نقاشي ها و كاريكاتورها در بسياري از مجلات و نشريات معتبر دنيا از قبيل فيگارو، تايمز، نيوزويك و... به چاپ رسيده و در بعضي موارد حتي روي جلد كار شده بود. يكي از نشرياتي كه به طور مفصل به اين موضوع پرداخته بود «فيگارو» بود كه در يكي از شماره هاي خود پرونده اي براي اين قضيه باز كرده و چندين صفحه را به اين موضوع اختصاص داده بود؛ به همراه چاپ تصاوير كاريكاتورها. عنواني را هم كه براي آن انتخاب كرده بود اين بود: «ميكل آنژي كه براي هزاران مرده كاريكاتور مي كشد.» البته اين عنوان خيلي خبيثانه بود، چون منظورش از هزاران مرده، شهداء بودند! يك جورهايي خواسته بودند با ارائه اين تصاوير و نوشته ها ما را به تمسخر بگيرند. خب طبيعي هم بود كه آنها دشمني شان را با ما در جنگ با كمك به صدام و در نشرياتشان اين گونه بروز دهند. براي ما اين مهم بود كه با دست خالي حرفمان را به گوش آنها برسانيم كه رسانده بوديم و آنها با امكانات خودشان به ارائه و تبليغ آن پرداخته بودند. حالا كنارش هرچه مي خواستند بنويسند. مسلماً به نفع ما كه نمي نوشتند. س : مگر سوژه كاريكاتورها چي بود كه تا اين حد به آن پرداخته بودند و حرص شان را هم درآورده بود؟ ج : موضوع آنها جنگ بود و هرچه مربوط به آن مي شد مثل شخص صدام و همة كشورهايي كه به او در اين جنگ كمك مي كردند؛ از قبيل آمريكا، رژيم صهيونيستي و برخي از كشورهاي اروپايي و عربي و خلاصه همة دست هاي دخيل پنهان و آشكار اين جنگ. س : كشيدن اين كاريكاتورها تا چه زماني طول كشيد؟ ج : تا سال 1362 يعني حدود 2 سال كه تعداد آنها هم تا اين زمان به 22 كاريكاتور رسيد. بعد هم دانشگاه ها باز شد و تصميم به ادامه تحصيل گرفتم. در آزمون ورودي دانشگاه شركت كردم و در رشته نقاشي دانشكدة هنرهاي زيبا قبول شدم و همزمان با ادامه تحصيل به طور جدي وارد عرصه كاريكاتور شدم. س : برگرديم به زمان حال و يكي از رويدادهاي مهم امروز كشور در عرصه كاريكاتور يعني برگزاري دوسالانه كاريكاتور ايران كه ظاهراً شما در شكل گيري آن نقش مهمي داشتيد، در اين باره توضيح مي دهيد؟ ج : بله، من و آقاي نيرومند براي برگزاري چنين جشنواره اي طرحي داشتيم كه آن را برديم خدمت آقاي صوفي ـ رياست وقت حوزه هنري ـ چون شنيده بوديم ايشان هم مايل هستند مسابقه كاريكاتوري را در سطح ملي برگزار كنند. ما طرحمان را براي برگزاري بين المللي اين مسابقه ارائه كرديم و در مقابل شك و ترديد ايشان نسبت به توانايي برگزاري مسابقه اي بين المللي، دلايل توانمندي خودمان را با اصرار مطرح كرديم و بعد از كلي بحث توانستيم ايشان را راضي كنيم و به اين ترتيب اولين «دوسالانه كاريكاتور ايران» به صورت بين المللي و با حضور 43 كشور در سال 1372 به دبيري آقاي نيرومند برگزار شد. اين روزها هم در حال تدارك برگزاري نهمين دورة آن هستيم. س : اين اتفاق را چطور ارزيابي مي كنيد؟ ج : از لحاظ آماري رشد بسيار خوبي داشتيم. تعداد كشورهاي شركت كننده در اين جشنواره از 43 كشور به 85 كشور رسيد. و الآن در بين 150 جشنواره اي كه به صورت سالانه و دوسالانه در دنيا برگزار مي شود، جشنواره كاريكاتور ايران جزو 3 فستيوال برتر دنياست (در كنار دو فستيوال برجستة ديگري كه در تركيه و پرتغال برگزار مي شود) نكته مهم ديگر اين كه از دوسالانه پنجم به بعد، از 5 ستـــاره، هر 5 ستاره به جشنوارة ما تعلق گرفت. س : در حال حاضر كاريكاتور ايران در سطح جهاني در چه رده اي است؟ ج : دوسالانه كاريكاتور ايران شايد نشان دهندة جايگاه واقعي كاريكاتور ايران در عرصه بين المللي باشد. همانطور كه عرض كردم ما جزو سه فستيوال برتر جهان هستيم. الآن بيشتر از 60 درصد كارهاي كاتالوگ دوسالانه مربوط به ايراني هاست (در حالي كه قضاوت و داوري هم در فضايي بسيار عادلانه و بين المللي صورت مي گيرد.) کاريكاتوريست هاي ايراني در سطح دنيا بسيار مطرح هستند. آنقدر كه بعضي از آنها را در دنيا به اسم و يا حتي اسم كوچك مي شناسند. كاريكاتوريست هاي ما به طور متوسط هر هفته دو جايزه از جشنواره هاي مختلف دريافت مي كنند. مصداق بارز اين حضور فعال و توانمند را به راحتي مي شود در گفته كاريكاتوريست هاي ديگر نقاط جهان يافت. به عنوان مثال كاريكاتوريستي از روماني به من گفت: «من از مسعود مي ترسم چون هر كاتالوگي كه به دستم مي رسد، وقتي ورق مي زنم، در اولين صفحات آن (كه معمولاً مربوط به برنده هاست) اسم مسعود آمده!» منظورش هم از مسعود، «مسعود ضيايي» بود، نه من! يك كاريكاتوريست خوش قريحة اصفهاني كه نزديك به 70 تا 80 جايزه بين المللي را برده و او به واقع مي خواست اشاره كند كه مسعود مجالي براي جايزه گرفتن ما نگذاشته است! س : ظاهراً سايتي هم در اين باره راه اندازي كرديد؟ ج : بله، از سال 2000 سايت «ايران كارتون لاتين» را راه اندازي كرديم كه سال گذشته به عنوان بهترين سايت مرجع در دنيا شناخته شد. اين سايت بيش از 42 ميليون بازديدكننده در سال دارد كه رقم بسيار بالايي است. البته چند سالي است كه سايت فارسي هم به آن اضافه شده كه هر دوي اين سايت ها بسيار معتبر و شناخته شده هستند. س : محتويات اين سايت چيست؟ ج : تمامي اخبار و اطلاعات مربوط به كاريكاتور از جمله برگزاري جشنواره ها، مسابقه ها، مصاحبه با هنرمندان كاريكاتوريست، معرفي كاريكاتوريست هاي برجسته ايراني و خارجي و خلاصه هر چيزي كه فكرش را بكنيد؛ از شير مرغ تا جون آدميزاد! س : برترين هاي كاريكاتور در دنيا چه كشورهايي هستند؟ ج : برزيل، ايران، تركيه و چين. البته لهستان هم كاريكاتورهاي خوبي دارد، اما با ويژگي هاي خاص خودش. س : بعضي ها معتقدند كپي كاري در كاريكاتور در حال حاضر رواج يافته و اين به معني هشدار براي پايين آمدن كيفيت كارها و سطح توانمندي واقعي كاريكاتوريست هاست، البته اين عده براي ادعايشان دلايلي هم دارند؛ از جمله اين كه در جشنواره ها در كنار كاريكاتوريست هاي باسابقه، حرفه اي و پيشكسوت ايراني و خارجي كه سالها تمرين و تلاش كرده اند، جوانان كم سن و سالي را مي بينيد كه كارهاي بسيار خوبي ارائه مي دهند و جوايزي را مي برند كه اين خودش بسيار رشك برانگيز است (چون كاريكاتور هم مثل نقاشي هنري است كه تمرين زيادي را آن هم در طي ساليان دراز طلب مي كند). و موارد و دلايل شك برانگيز ديگر! شما در جواب اين گروه و ادعاهايشان چه مي فرماييد؟ ج : جواب من به اين ادعاها اين است كه بيشتر از آن كه كپي كاري در كار باشد، بحث شباهت هاي ناگزير مطرح است. ما در دوسالانه كاريكاتور تهران هم شاهد اين قضيه هستيم. همزمان چند كار از كشورهاي مختلف و حتي قاره هاي متفاوت مي رسد كه موضوع آنها دقيقاً يكي است. حتي اجرا هم گاهي نزديك به هم است. اين بحث، بحث شباهت هاي ناگزير است، نه كپي كاري. البته نمي خواهم ادعا كنم كپي كاري وجود ندارد. متأسفانه وجود دارد، اما «خانه كاريكاتور» به عنوان جايي كه تبديل به مرجع شده و نظر تخصصي و كارشناسي مي دهد، تلاشش بر اين بوده كه نگذارد اين اتفاق گسترش پيدا كند. ولي تصور خود من اين است كه واقعاً به اين غلظت هم كه بعضي ادعا مي كنند نيست. بيشتر همان بحث شباهت هاي ناگزير است و آن هم به خاطر سن كم و تجربه ناكافي بچه هاست كه شايد با اولين ايده ها به نتيجه مي رسند. وقتي هم چنين مواردي پيش مي آيد، ما سريعاً آنها را روي سايت مي گذاريم ولي در همان حال كه شاهد اتفاقي مشابه هستيم، مي بينيم كه نوع نگاه و زاويه ديد و طراحي با هم فرق مي كند. نكتة ديگري هم كه در اين قضيه بي تأثير نيست مربوط به ديدن حجم بسيار زياد تصاويري است كه مي بينيم. به عنوان مثال منِ نوعي روزانه 100 كاريكاتور مي بينم، اين 100 كاريكاتور در پس زمينة ذهن من مي نشيند و وقتي مي خواهم طراحي كنم، ممكن است يكي از اين طرح هاي پس زمينه به ذهنم بيايد و فكر كنم اين طرح زاييدة ذهن من است. اين ديگر كپي نيست. به نظر من جايي كه هزاران هزار طرح و كاريكاتور توليد مي شود، بالاخره پيش مي آيد كه دو يا سه طرح شبيه و نزديك به هم باشند. بنابراين خيلي هم نبايد سخت گرفت. س : وقتي در مسابقه يا جشنواره اي (مثل همين دوسالانه كاريكاتور)، كاري به دست شما رسيد و متوجه شديد واقعاً كپي است و نه شباهت هاي ناگزير؛ آيا با آن برخورد مي كنيد يا به راحتي از كنار آن مي گذريد؟ ج : ما با كسي تعارف نداريم. اگر شباهت ناگزير باشد مي گوييم و اگر كپي كامل هم باشد، آن را روي سايت مي آوريم. اگر يك يا دو بار كپي صورت بگيرد، شايد قابل اغماض باشد، ولي وقتي بيشتر از اين تكرار شود و يك نفر سه يا چهار كارش شبيه كارهاي خارجي باشد، براي ما هم مشخص مي شود كه كپي است. بنابراين آن را روي سايت مي گذاريم و آن طرف هم دچار دردسر مي شود. بعضي ها هم به ما اعتراض كردند كه چرا سايت ايران كارتون، آنها را (به اصطلاح) افشاء كرده و اسم آنها را به عنوان كپي كار ذكر كرده است، ولي هدف ما واقعاً اين نيست كه هنرمندان و جوانان خودمان را زير سئوال ببريم. ما مي خواهيم به اين وسيله تذكري بدهيم تا جوان ما به خودش بيايد و از خلاقيت و هنر خودش استفاده كند؛ چون معتقديم جوانان ما اين توانايي را دارند و نيازي به كپي كاري ندارند. البته گاهي هم اتفاق افتاده كه دو كار شبيه به هم را در سايت كنار هم گذاشتيم و به كپي بودن آن اشاره كرديم، بعد از يكي دو سال، طرف آمده از ما تشكر كرده و گفته شما با اين كارتان مسير مرا عوض كرديد؛ يعني وقتي با اين كار به او شوك وارد كرديم، نشسته و فكر كرده كه: «چرا چنين اتفاقي افتاد؟... مگر من خودم نمي توانم خلاق باشم؟ و...». ما اميدواريم ديگر چنين بحث هايي پيش نيايد. هر چند انسان جايز الخطاست و ممكن است گاهي به اين صرافت بيافتد كه از طرح فلان استاد بزرگ كپي بردارد، اما در هر حال اميدوارم اين انگيزه در بچه ها ايجاد شود كه به خلاقيت وجودي شان اعتماد كنند. ما هم به آنها اعتماد مي كنيم. همانطور كه وقتي ما جوان بوديم، به ما اعتماد كردند و فضا را در اختيار ما گذاشتند. س : آيا اين اعتماد بيش از اندازه موجب جوان گرايي كاذب نمي شود؟ اين كه جواني تجربه دور و دراز يك استاد پيشكسوت را پشت سر نگذاشته و به قول معروف دود چراغ نخورده خود را استاد بداند؛ او را دچار حس خودبزرگ بيني نمي كند؟ وجود 1000 كاريكاتوريست در حال حاضر چه چيز را مي رساند؟ آيا اين نتيجه را القاء نمي كند كه بيشتر كميت كار براي شما مهم است تا كيفيت كار؟ ج : نه؛ من با اين حرف و اين نتيجه گيري خيلي موافق نيستم؛ چون به نظرم خيلي هم نبايد سخت گرفت. ما در حال حاضر 1000 نفر علاقمند به كاريكاتور داريم كه در اين زمينه فعاليت مي كنند، اما تعداد كاريكاتوريست هاي خوب ما ـ كه مجله ايران كارتون هم براي آنها ارسال مي شود ـ حدود 600 نفر است كه ممكن است يكي ـ دو درصد از اين جمع هم متأثر از كارهاي ديگران باشند. ولي درست نيست كه همه را از يك زاويه ببينيم و به قول معروف با يك چوب برانيم. بهتر است نيمه پر ليوان را ديد نه نيمه خالي آن را. س : بعضي معتقدند كارهاي مطبوعاتي يك جور كار بازاري و كم ارزش است و بالعكس كارهاي جشنواره اي، كارهايي ماندگار و باكلاس هستند! نظر شما چيست؟ ضمن اين كه اگر اشاره اي به تفاوت اين دو نوع كار بفرماييد، ممنون مي شويم. ج : من با اين نظر موافق نيستم و معتقدم هر كدام از اين دو نوع كار، جايگاه، ويژگي و ارزش خاص خودش را دارد. شايد حتي كاريكاتوريست مطبوعاتي جايگاه بالاتري هم داشته باشد. يك كاريكاتوريست مطبوعاتي بايد ذهن پويا و فعالي داشته باشد تا بتواند خيلي سريع مسائل روز را تحليل كند و آنها را در قالب طرح هاي كاريكاتوري عرضه نمايد. طوري كه مورد قبول نشريه هم قرار گيرد و اين خلاقيت زيادي مي خواهد. داشتن ظرافت طبع به علاوه سرعت عمل بالا كار اين كاريكاتوريست ها را سخت تر مي كند و كاريكاتوريست بايد به اصطلاح قَدَر، توانمند و حرفه اي باشد تا در انجام آن موفق باشد. اما كاريكاتورهاي جشنواره اي و نمايشگاهي هم ارزش خاص خودشان را دارند. اين كه بعضي مي گويند اين كارها ماندگارترند به اين خاطر است كه وابسته به مقطع زماني خاصي نيستند. در كارهاي جشنواره اي كاريكاتوريست وقت كافي دارد كه روي طرحش كار كند و با دقت و حوصله بيشتر و فرصت و انرژي كافي از تكنيك هاي مختلف بهره بگيرد تا به نتيجه خوبي برسد و مشكل خاصي ندارد، نه از نظر زمان ارائه و نه از لحاظ سوژه، طراحي، اجرا و.... از طرفي كارهاي مطبوعاتي به نوعي سفارشي هم هستند و اين مورد كه بعضاً كار را سخت تر هم مي كند در كارهاي جشنواره اي وجود ندارد. در كل، كار جشنواره اي دغدغه هاي كار مطبوعاتي را ندارد اما سختي هاي خودش را دارد. از اين نظر كه بايد غالباً بدون شرح و نوشته باشد. اما در كارهاي مطبوعاتي مي شود از شرح و نوشته هم استفاده كرد. از همة اينها كه بگذريم، برجسته ترين كاريكاتوريست هاي دنيا هم كساني هستند كه غالباً با مطبوعات سروكار دارند. س : الآن اين 600 كاريكاتوريست خوب ما بيشتر جشنواره اي هستند يا مطبوعاتي؟ ج : كاريكاتوريست هاي جوان ما بيشتر كارهايشان جشنواره اي و نمايشگاهي است و به خاطر همين در هر مسابقه اي كه شركت مي كنند جوايزي را به خانه مي آورند. روند آموزشي ما نيز در خانه كاريكاتور تقريباً در اين راستا بود، كه البته موفقيت آميز هم بوده و تعداد زياد آثار چاپ شده از هنرمندان ايراني در كاتالوگ هاي مختلف نشان دهندة همين امر است. س : خب، اين كه اكثر كاريكاتوريست هاي ما، كاريكاتوريست هاي جشنواره اي باشند و مهارتي در زمينه كار مطبوعاتي نداشته باشند، فكر نمي كنم اتفاق خيلي خوشايندي باشد؟ ج : چاره چيست، وقتي تعداد نشريات بسيار كم است و تعداد كاريكاتوريست ها بسيار زياد و جايي براي كار آنها نيست. به هرحال بايد جايي باشد براي بروز هنرشان. وقتي زمينه كار در مطبوعات فراهم نباشد، خب طبيعي است كه به جشنواره هاي داخلي و خارجي روي مي آورند (و اگر اين كار را هم نكنند، پس چه كنند؟!) س : پس اينطور كه مي فرماييد بازار كار كاريكاتوريست ها نبايد خيلي خوب باشد؟ ج : بله، دقيقاً همين طور است. اين يكي از مشكلات بزرگي است كه كاريكاتوريست هاي ما با آن مواجه اند. تعداد كاريكاتوريست هاي حرفه اي ما بسيار كم است (حرفه اي به اين معنا كه معيشت و زندگي شان از اين طريق مي گذرد). شايد تعداد اين گروه از 20 نفر هم تجاوز نكند. بنابراين اكثر كاريكاتوريست هاي ما به كارهاي ديگري از قبيل انيميشن، طراحي جلد كتاب و... روي مي آورند. س : اين امر فقط به خاطر تعداد كم مطبوعات است؟ ج : علاوه برتعداد كم نشريات كه باعث محدود شدن فضاي كار مي شود، عوامل ديگري نيز تأثيرگذار هستند، از جمله تعرفه هاي بسيار پايين در عرصه مطبوعات براي كاريكاتور كه تأمين كنندة مخارج زندگي نيست و ديگر اين كه اغلب مطبوعات به راحتي از كارهاي خارجي استفاده مي كنند، بدون اين كه هزينه اي بپردازند كه همين باعث مي شود اشتياقي براي استفاده از كارهاي داخلي و پرداخت هزينه نداشته باشند. شايد اگر چند اتفاق بيفتد، از جمله رعايت حق كپي رايت، بالا بردن تعرفة كارها و اين كه مطبوعات جايگاه و ارزش كاريكاتور را بدانند و به آن بهاء بدهند، كمي از مشكلات كاريكاتوريست ها كاسته شود و وضعيت كاري مطلوبتري را تجربه كنند. س : اين اتفاق ها چطور مي افتد و چه كسي بايد آنها را مطرح كند؟ آيا كاريكاتوريست ها مجمع يا انجمن صنفي دارند كه پيگير مسائل و مشكلات و حقوق آنها باشد؟ ج : نه متأسفانه ما انجمن صنفي خاص كاريكاتوريست ها نداريم. البته ما خودمان چند وقت پيش در كيهان كاريكاتور اساسنامة يك انجمن را مطرح كرديم اما تصور خود ما اين بود كه اگر مسعود شجاعي بخواهد بحث انجمن را هم پيش ببرد و مسئوليتش را برعهده بگيرد، مخالفت هايي صورت بگيرد. به هرحال اصلاً احساس جالبي هم نيست كه همةكارهاي كاريكاتور اين مملكت را بخواهد يك نفر انجام بدهد. از طرفي توانمندي من هم محدود است و سعي مي كنم اين توان محدود را بيشتر در كارهاي نتيجه بخش تر بگذارم. ما مي خواستيم بچه ها خودشان وارد صحنه شده و پرچمدار اين قضيه بشوند. س : خب شما به كاريكاتوريست ها پيشنهاد ورود به صحنه و انجام اين كار را داديد؟ ج : بله، ما بارها و بارها در سايت هاي مختلف اعلام كرديم كه بچه ها (اعم از تهراني و شهرستاني) خودشان بيايند وسط گود، ما هم كمكشان مي كنيم. به ساير دوستان هم پيشنهاد داديم، ولي متأسفانه به نتيجه نرسيديم. من هم ديگر بيشتر ازاين وقت و توان ندارم. خود سايت ايران وقت و انرژي زيادي از من مي گيرد؛ به علاوه مديريت نشريه كيهان كاريكاتور و... س : يعني اگر آقاي سعيد شجاعي نباشد، هيچ كاري پيش نمي رود؟ ج : متأسفانه اين مسأله هم مشكل بزرگي شده. به عنوان مثال همين دوسالانه كاريكاتور، دوره هاي پيش مسئوليت آن به عنوان دبير تقريباً به طور متناوب به عهده من و آقاي نيرومند بود، امسال كه آقاي نيرومند به خاطر مشغله زياد نمي توانند اين مسئوليت را برعهده بگيرند و من به خاطر گرفتاري زياد و مشكلات شخصي (از جمله جسمي) اعلام كرده ام اين دوره نمي توانم در خدمت كاريكاتوريست ها باشم، متأسفانه با نگراني شاهديم كه زمان فراخوان آن در حال عقب افتادن است و هيچكس ديگري هم جلو نمي آيد. باز هم ما مجبوريم خودمان بياييم وسط تا حداقل مقداري از كارها پيش برود تا انشاءالله دبير آن مشخص شود. س : شما مسئوليت هاي اجرايي زيادي داريد و آيا اين حجم از كار و مسئوليت لطمه اي به كار هنري شما (به عنوان يك كاريكاتوريست) وارد نمي كند؟ ج : چرا، دقيقاً همين اتفاق هم افتاد، حالا ديگر يكي از آرزوهاي من اين است كه افراد توانمندي باشند تا بتوانند مسئوليت هاي اجرايي را به عهده بگيرند تا بلكه از مسئوليت ها و كارهاي من كم شده و شرايطي فراهم شود تا بتوانم با خيال راحت به دغدغه هاي هنري خودم برسم. طرح هاي زيادي را اتود زده ام كه هنوز نرسيده ام آنها را اجرا كنم. س : شما انيميشن هم كار مي كنيد؟ ج : پسرم كار مي كند و من لذت مي برم! س : خودتان چي؟ ج : قبلاً براي مدت كوتاهي كار كردم. يك انيميشن ساختيم كه فستيوال هم رفت و چندين كارگاه هم در دانشكده هنرهاي زيبا و جهاد دانشگاهي برگزار كرديم. اما درحال حاضر انيميشين كار نمي كنم چون كاريكاتور و كارهاي اجرايي تمام وقت و انرژي مرا مصروف خود كرده است. س : اين روزها مشغول انجام چه كاري هستيد؟ ج : جدا از كارهاي روتين و هميشگي مثل به روز كردن سايت ايران كارتون و بقيه كارهاي اجرايي، دغدغه اصلي اين روزهاي من، برگزاري دوسالانه كاريكاتور است و انجام كارهاي مربوط به آن. س : زمان برگزاري اين دوسالانه در چه تاريخي است؟ ج : مهلت ارسال آثار تا 30 مهرماه سال جاري است و اول تا بيست و سوم آذر هم نمايشگاه آن در فرهنگستان هنر برگزار مي شود. بيست و سوم آذر هم مراسم اختتاميه آن خواهد بود. * منبع : ضمیمه ادبی فرهنگی روزنامه اطلاعات، سه شنبه 26خرداد 1388