Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 129237
تاریخ انتشار : 30 خرداد 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 83

ما توانستیم - 18

اکبرمظفری
*اشاره : کتاب «ما توانستيم» به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام اكبر مظفري نوشته شده و براي اولين بار در سال گذشته منتشر شد. «ما توانستیم» شامل دو فصل با عناوین : ١ - عوامل توانایی ٢ - ما توانستیم می باشد که هر فصل دارای یک اشاره و ده موضوع مختلف است. تنها منابع این کتاب بیانات مقام معظم رهبری می باشد. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب به ترتیب این کتاب را بر روی سایت اینترنتی خود قرار می دهد. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *** *فصل دوم : ما توانستیم *مردم‏سالارى دينى‏ پيش از پيروزى انقلاب اسلامى، مردم‏سالارى به مفهوم تجسّمِ اراده مردم در عرصه اداره كشور، هرگز وجود خارجى و سابقه تاريخى نداشت. «رژيم طاغوت و رژيم‏هاى قبل از آن در ايران، مردمى نبودند. مردم هيچ كاره بودند. يك نفر به كمكِ انگليس‏ها آمده بود، در تهران كودتا كرده بود و خودش را پادشاه ناميده بود. بعد هم كه خواست از ايران برود - يعنى خواستند او را ببرند، چون پير شده بود و به دردشان نمى‏خورد - پسرش را جانشين خودش كرد! آخر اين پسر كيست و چيست؟! پس مردم چه كاره‏اند و رأى آنها چيست؟! اينها اصلاً مطرح نبود. قبل از آنها هم قاجاريه بودند. يك فاسد مى‏مرد، يك فاسد ديگر به جاى خودش مى‏گذاشت. مردم در اداره و تعيين حكومت، هيچ كاره محض بودند»1 و اصلاً به حساب نمى‏آمدند و لذا نمى‏توان ردى از نقش‏ مردم را در شاكله نظام‏هاىِ سياسىِ ايرانِ قبل از انقلاب يافت. تنها در انقلاب اسلامى بود كه جايگاه اراده، خواست و رأى مردم، تعريف و نهادينه شد و با تبلور در قانون اساسى اعتبار و رسميت يافت. انقلاب بنابر ماهيتِ اسلامى خود، در همان روزهاى نخستين پيروزى، بر حق انتخاب مردم صحه گذاشت و با استخراجِ آن از منابعِ انديشه اسلامى، صريحاً عنوان كرد كه: «مردم‏گرايى در نظام اسلامى، ريشه اسلامى دارد. وقتى ما مى‏گوييم در نظام اسلامى، امكان ندارد كه مردم ناديده گرفته شوند، پايه و اساسِ حق مردم در اين انتخاب، خود اسلام است؛ لذا مردم‏سالارى ما... داراى فلسفه و مبناست. چرا بايد مردم رأى دهند؟ چرإ؛ بايد رأى مردم داراى اعتبار باشد؟ اين متكى بر احساسات تو خالى و پوچ و مبتنى بر اعتبارات نيست؛ متكى بر يك مبناى بسيار مستحكم اسلامى است.»2 انقلاب به پشتوانه همين باور قطعى و ريشه‏دارِ اسلامى، حتى ماهيت وجودى خود را نيز، در معرض انتخاب مردم قرار داد. يعنى در يك نظرخواهىِ عمومى، «اصل نظام را مردم انتخاب كردند؛ تدوين كنندگان قانون اساسى را مردم انتخاب كردند؛ قانون اساسى را مردم تصويب كردند؛ در دوره‏هاى متعدّد، مردم پاى صندوق‏هاى رأى رفتند و رؤساى جمهور و نمايندگانِ مجلس را آزادانه انتخاب كردند»3 و با واسطه يا بى‏واسطه، اراده خود را در مراكز ثقلِ تصميم‏گيرى سارى و جارى نمودند. لذا نظام اسلامى در طولِ عمر كوتاهش، آن‏قدر به آراى عمومى مراجعه كرد كه در اين ورطه حتى از كشورهاى مدعى دموكراسى نيز پيشى گرفت؛ به طورى كه «در طول بيست و پنج سال، حداقل بيست و پنج انتخابات در اين كشور برگزار شده است و مردم پاى صندوق‏ها رفته‏اند و گزينه‏ها و خواست خودشان را تحقق بخشيده‏اند»4 و اين در كشورهاى مدعى دموكراسى نيز، كم‏سابقه يا بى‏سابقه است. مردم‏سالارى در ساختار سياسى نظام اسلامى، از عمقِ آموزه‏هاى دينى برمى‏خيزد و به همين دليل داراى پشتوانه اجرايى است؛ يعنى امكانِ ابتلا به آسيب‏هاى رايج مردم‏سالارى غربى را ندارد. ملتِ ايران اين حياتِ طيبه را مديونِ انقلاب است. «انقلاب، ايران را از آزادترين نوع دموكراسى برخوردار كرد... دموكراسى يعنى مردم‏سالارى؛ يعنى حكميّت و معيار بودن رأى مردم در شيوه سياسى حكومت و اداره كشور. اين كارى است كه انقلاب به صورت معجزه در ايران انجام داد... ملت ايران به بركت انقلاب توانست با كرامت خودش آشنا شود، بينديشد، تصميم بگيرد و اقدام و انتخاب كند.»5 ما «توانسته‏ايم مردم‏سالارى، حضور مردم در انتخابات، در تعيين رئيس جمهور، در تعيين نمايندگان مجلس و حضور در عرصه‏هاى سياسى و تصميم‏گيرى را در كشورمان شاهد باشيم، اين هنر بزرگ نظام اسلامى است.»6 البته ما «اين مردم‏سالارى دينى را آسان به دست نياورديم. ملت ما در اين راه مجاهدت كرده است و جان‏هاى طيّب و طاهر و پاكيزه‏اى در اين راه قربانى شده‏اند»7 تا اين آرمانِ والا و متعالى محقق شده است. امروز مردم‏سالارىِ دينى به معناى تمام كلمه، به گونه‏اى در ساختار سياسى نظام اسلامى تعبيه شده است كه از بالاترين مسئول سياسى - ولى فقيه - تا پايين‏ترين مسئولان كشورى با رأى و نظر مستقيم يا غيرمستقيم مردم انتخاب مى‏شوند و مديريت بخش‏هاى مختلف جامعه را به عهده مى‏گيرند. به عبارتى مراجعه به آرا و نظر مردم در جهت‏دهى به روند امور جامعه، جدّى، تأثيرگذار و تصميم‏ساز است و به همين دليل مى‏تواند الگوىِ مناسبى براى كشورهاىِ خسته از دموكراسى غرب و استبدادزده شرق باشد. پی نوشت: 1 - بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران، 23 ارديبهشت 1379 . 2 - بيانات مقام معظم رهبرى در اجتماع زائران مرقد امام خمينى‏قدس سره، 14 خرداد 1380 . 3 - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار اعضاى مجلس خبرگان، 15 شهريور 1380 . 4 - بيانات مقام معظم رهبرى در اجتماع بزرگ مردم كرمان، 11 ارديبهشت 1384 . 5 - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار اساتيد و دانشجويان استان زنجان، 22 مهر 1382 . 6 - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران نظام اسلامى، 15 مرداد 1382 . 7 - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسئولان نظام اسلامى، 5 آذر 1382 . ادامه دارد...