Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 135430
تاریخ انتشار : 13 مهر 1388 0:0
تعداد بازدید : 13

تحليلى بر ره‏آورد انقلاب اسلامى در روابط بين‏الملل

مصطفى مصلح‏زاده *مصطفى مصلح‏زاده *مقدمه پس از جنگ جهانى دوم كه استعمار شكل جديدى پيدا كرد و با تكنولوژى هسته‏اى، فضايى و كامپيوترى به ميدان آمد، ديگر نيازى به شكل قديمى استعمار در همه جا نبود، بلكه بسيارى از رهبران كشورها يا «وابسته» بودند و يا به دليل ترس از ابرقدرت‏ها، تن به خواست‏هاى آنها مى‏دادند. در اين زمان، استعمار، يك سيستم بين‏المللى مدرن با ظاهرى حقوقى، علمى و انسانى ايجاد كرد كه عمدتا، نيازى به كاربرد جنگ براى تسليم رهبران نبود.(2) ولى در عين حال، چنانچه دولت‏هايى، تسليم سيستم جديد نشده و به نوعى ناسازگارى و آشوب‏سازى متهم شوند، در ابعاد مختلف اقتصادى، سياسى، نظامى و تبليغاتى، تحت فشار سيستم قرار مى‏گيرند كه نهايت آن در سقوط دولت‏هايى مانند دولت آلنده و قوام نكرومه متجلى مى‏شود. پس از جنگ جهانى دوم و انقلاب چين كشورهايى كه به بلوك سوسياليزم معروف شدند، به عنوان مبارزه با اين سيستم استعمارى خود را از دايره اين سيستم بيرون كشيده و براى خود «ورشو» و «كومكون» را تأسيس كردند و به اتكاى قدرت صنعتى شوروى از غرب روگرداندند.(3) لذا كشورهاى جهان سوم كه يكى پس از ديگرى از يوغ استعمار مستقيم و غير مستقيم غرب خارج مى‏شدند به دليل ضعف‏هاى همه جانبه (اقتصادى، نظامى، ايدئولوژيك، علمى و...) به دنبال پناهگاه مى‏گشتند كه تنها ملجاء خود را بلوك سوسياليزم، كه قدرت اتمى نيز پيدا كرده بود، مى‏ديدند اما پس از گذشت چند سال، غير از منفور بودن استالينيزم، عملكرد رهبرى بلوك شرق نيز نشان داد كه در پى منافع خود است نه فريادرسى كشورهاى ضعيف جهان سوم، زيرا در مقابل زورگويى غرب هر جا كه صلاح او نباشد، يا فقط حمايت لفظى مى‏كند و يا دخالت نمى‏كند و يا حتى با غرب سازش مى‏كند، مانند جنگ اعراب و اسرائيل و يا كمك به سقوط دولت مصدق و ...) لذا در دهه پنجاه بعضى كشورهاى جهان سوم با اين ياس از شرق و با اميد رسيدن به يك قدرت سوم در جهان، به تشكيل «جنبش عدم تعهد» دست زدند، اما عملاً به دليل وجود همان سيستم بين‏المللى، اين كشورها يا به گردونه غرب وارد شدند يا به گردونه شرق. بنابرين بعضى با ميل و بعضى با اكراه و اجبار سيستم. زيرا، «تنها ماندن» همان، وزير پاى يكى از اين 2 فيل تنومند له شدن، همان. مثلاً كوبا كه پس از انقلاب 1959 و خروج از گردونه غرب تا 2 سال، تقريبا خواهان روابط عادى با غرب و شرق بود، از سال 61، با حمله ضد انقلابيون (كه آمريكا آشكارا از آنها حمايت مى‏كرد) به خليج خوك‏ها مجبور شد، جهت پيدا كردن يك حامى قوى ديپلماتيك و تسليحاتى، به شوروى رو آورده و تقريبا جزئى از بلوك شرق شود. (4) در عين حال، جهان پس از جنگ جهانى دوم به سيستم دو قطبى تبديل شد. كشورهاى استقلال يافته، عليرغم وابستگى‏هاى كم و زياد خود، بالاخره تغييراتى به نفع خود در سيستم بين‏المللى ايجاد كردند مثلاً، قطعنامه‏هايى به نفع خود، بر عليه استعمار نو در مجمع عمومى سازمان ملل به تصويب رساندند كه اكثرا مورد حمايت شرق بود.(5) دولت‏هاى مهم جهان سوم كه جهت استقلال با سيستم امپرياليستى مبارزه كرده‏اند، عبارتند از: هند (1949)، يوگسلاوى (1945)، اندونزى (1946)، ايران (1951) ويتنام (1954) تانزانيا (1962) الجزاير (1962) كوبا (1959) غنا (1957) گينه (1958) كره شمالى (1945) سوريه (1960) عراق (1958) يمن جنوبى (1967) ليبى (1969) شيلى (1971) گواتمالا() كه در پايان دهه 70 زيمبابوه (1979)، ايران (1979) ونيكاراگوا (1979) كه به ليست اضافه شدند. از جمع مذكور، شش دولت اندونزى (سوكارنو) الجزاير (بن بلا) كنگو (لومومبا) غنا (نكرومه) شيلى (آلنده) گواتمالا (آربنز) ايران (مصدق) با كودتاى امپرياليستى سرنگون شدند و هند و يوگسلاوى با اتخاذ سياست موازنه مثبت، از مبارزات خارج شدند و ويتنام كه سالها با فرانسه و آمريكا در داخل مبارزه كرده بود، سعى نكرد اين قهرمانى را به صحنه بين‏المللى بكشاند و در كامبوج متوقف شد. مصر نيز پس از ناصر، به دامن غرب افتاد. گينه، سوريه، تانزانيا، زيمبابوه و نيكاراگوا، در اثر فشارهاى بين‏المللى و مسائل داخلى كم كم استحاله شدند و يا از فعاليت مهم سياسى، نظامى، فرهنگى، اقتصادى در سطح جهان دست برداشتند و تنها كوبا، ليبى، كره شمالى و ايران باقى ماندند كه هنوز در اين سيستم مستحيل نشده‏اند. (6) دولت‏هاى انقلابى براى سيستم جهانى، از نهضت‏هاى آزادى بخش، بسيار خطرناكترند زيرا، از قدرت مالى خود و امكان حضور در كنفرانس‏ها و سازمان‏هاى بين‏المللى و با وجود سفارتخانه‏هايشان و با نفوذ وسايل ارتباط جمعى داخل خود (هنرى، سياسى و ...) و با قدرت نظامى و عملى خود، مانند متخصصين و كارشناسان مختلف در جهت مبارزه با اين سيستم بهره مى‏برند و عليرغم تفاوت‏هايى كه اين كشورها با هم دارند؛ معمولاً فشارهاى مشابهى از طرف امپرياليزم بر آنها وارد مى‏شود، مانند جنگ مستقيم يا غير مستقيم از طريق استان‏هاى مرزى به وسيله چريك‏هاى ضد انقلاب و يا دولت‏هاى همسايه، محاصره اقتصادى و نظامى، شانتاژهاى تبليغاتى؛ تحت عناوين عدم رعايت حقوق بشر يا حامى تروريسم و... خصوصيت منحصر به فرد ايران بين دولت‏هاى انقلابى، ارائه يك فرهنگ و جهان‏بينى جديد در سطح جهانى است. و حدود 1 ميليارد مسلمان «بالقوه» آمادگى بسيج را تحت عنوان اين ديپلماسى جديد دارند. آن هم «بسيج عقيدتى» كه مؤثرترين نوع بسيج است و بسيار وحدت آفرين و كارساز مى‏باشد. به همين دليل، ايران در ميان كشورهاى انقلابى جهان، بيشتر براى سيستم خطر دارد. بنابراين بيشتر از همه، مورد نظر سيستم است. آرى، زمانى كه «سوسياليزم بنيادگرا» در اثر ضعف‏هاى ايدئولوژيك، اقتصادى با رويزيونيسم در فلسفه وپراتيك مواجه شد و از تب و تاب افتاد و چشم‏هاى اميدوار، از آن رو گردان شد، ناگهان «اسلام بنيادگرا» سربرون آورد و مبارزه‏اى نو را آغاز كرد. *فصل اول: تمهيدى نظرى بر تحليل موقعيت جهانى ايران الف: ايران قبل از اسلام و انقلاب اسلامى 1 ـ ايران طى 12 قرن قبل از اسلام (639م ـ 559 ق.م) : اولين امپراتورى بزرگ تاريخ در ايران، توسط كوروش هخامنشى تاسيس شد، بعدها كه يونان و روم توانستند رقيب ايران شوند، تا پايان دوره ساسانيان (7) ايران كماكان يك ابرقدرت جهان به شمار مى‏رفت، لذا ايران موقعيت سياسى نظامى بالايى در تاريخ قديم جهان داشته است. 2 ـ ايران طى 6 قرن، از تسلط مسلمانان تا حمله مغولان (1221 ـ 639م) (616 ـ 17ه) : در اين دوره، ايران حكومت مركزى مستقلى نداشت و گاه حكومت‏هاى محلى مانند؛ طاهريان، علويان آل زيار، آل بويه صفاريان، سامانيان، غزنويان، غوريان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان بر قسمت‏هايى، يا تمام ايرانِ دوره ساسانى، مسلط بودند كه عمدتا تحت لواى خلفاى عباسى حكومت مى‏كردند.(8) ولى همين حكومت‏ها، باعث به وجود آمدن نظريه‏هاى سياسى جديدى شد كه دولتهاى خودجوش محلى با پذيرش لواى خليفه (سكه و خطبه به نام خليفه) از نظر شرعى مورد تأييد است. به هر حال ايران از مراكز مهم و سرنوشت ساز امپراتورى عباسى بشمار مى‏رفت و علاوه بر نقش سياسى افرادى مثل ابومسلم و برمكى‏ها، دانشمندان ايرانى بيشترين نقش را در تمدّن عظيم اسلامى داشته‏اند فلذا چهره ايران را در اين قسمت تاريخ جهان نيز درخشان كرده‏اند و تحقيق بسيارى در مورد اختراعات علمى و ابداعات فكر اين دانشمندان لازم است تا حقيقت آنچه كه غرب در تاريخ جهان بنام خود ثبت كرده مكشوف گردد. 3ـ ايران طى سه قرن دوره مغول كه آغاز افول تمدّن اسلامى ايران بود (1500 ـ 1221م) (919 ـ 616 ه) : و هر چند كه پس از وحشيگرى‏هاى چنگيزى بعضى از شاهان ايلخانى و تيمورى، مقدارى از تئورى اسلام را به خود گرفتند، اما ديگر ريشه‏هاى تمدّن اسلامى را خراب كرده بودند. 4 ـ ايران از صفويه تا انقلاب اسلامى (4 قرن) (1979 ـ حدود 1500م) (1399 ـ 906ه) : در اين دوره حكومت مركزى مستقل و قوى در ايران تشكيل شد، ولى باناكامى در اصلاحات شاه عباس، نادرشاه، قائم مقام و اميركبير، عقب ماندگى و ضعف ما در مقابل عثمانى و اروپا (كه طعم غارتگرى‏هاى چنگيز و مغول را مانند ايران نچشيده بودند) باعث آغاز و رشد روز افزون وابستگى شد (9). به رغم اينكه ايران به دلايل داخلى و خارجى، جزئى از نادر كشورهايى بود كه به صورت مستعمره و يا تحت الحمايه استعمارگران، در نيامد اما رفته رفته ويروس «ضعف حكام» و عاقبت وابستگى سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى كشور در زمان قاجار آنچنان رشد كرد كه سلسله پهلوى عامل كاملاً وابسته به استعمار كشور را حدود نيم قرن در اختيار گرفت. علت مهم داخلى كه به استعمار اجازه تثبيت نمى‏داد، همان فرهنگ ظلم ستيز شيعه بود كه در صد ساله اخير، ايران را قيام خيزترين كشور جهان كرد. يعنى در چين، قيام بوكسورها و انقلاب 1949، در هند، قيام 1875 و انقلاب 1949، در شوروى، قيام 1905 و انقلاب 1917، در ليبى، قيام عمر مختار، در فلسطين، قيام عزالدين قسام و امروز قيام مداوم فلسطينى‏ها، در عراق، قيام علماى شيعه به رهبرى ميرزاتقى شيرازى در 1920 و نيز قيام پس از جنگ عراق و كويت، در ويتنام، قيام ضد فرانسوى و ضد آمريكايى طولانى، در فيليپين و اندونزى قيام‏هاى ضد اسپانيايى و ضد هلندى روى داد، و در آفريقا و آمريكاى لاتين هر كشور معمولاً يك قيام ضد استعمارى آزاد شدند. در ايران، قيام تنباكو (1890) مشروطه (1906) ملى كردن نفت (1950) 15 خرداد (1963) و انقلاب اسلامى (1979)، هر كدام درسى براى مبارزان آن زمان در جهان بوده است. يعنى به طور متوسط هر 20 سال كه استعمار مى‏رفت كه به اعماق ايران راه يابد ضربه يك قيام بزرگ مردمى، او را تا مدتى گيج مى‏كرد و موجب تغيير و تأخير در برنامه‏هاى استعمارى مى‏شد. لذا ميوه ايران تلخ‏ترين ميوه براى استعمار بوده است. مثلاً استعمار روسى كه در اثر نهضت مشروطه ضربه اساسى خورده بود، با كودتاى 1908 محمد على شاه، خواست سلطه خود را اعاده و تثبيت كند كه با قيام تبريز و اصفهان و ... كاملاً شكست خورد. استعمار انگليس وقتى خواست از طريق قرارداد 1919 ايران را ببلعد با مخالفت اپوزيسيون قوى ايران به رهبرى شهيد مدرس مواجه شد، آن گاه مجبور شد، با كودتاى 1921 رضاخان به ايران جنگ اندازد، اما با قيام ملى كردن نفت اخراج شد. آمريكا با كودتاى 1953، محمد رضا شاه وارد شد و قيام 15 خرداد را سركوب كرد اما با انقلاب اسلامى، به طور شگفت انگيزى دستش قطع شد. ب ـ موقعيت استراتژيك ايران در جهان 1 ـ واقع شدن ايران در خاورميانه به عنوان مهم ترين منطقه استراتژيك جهان. 2 ـ طولانى‏ترين مرز با خليج فارس و كنترل تنگه هرمز و نفت صادراتى از خليج فارس تنگه هرمز در رديف مهم ترين كانال ها و تنگه‏هاى جهان است (پاناما ـ سوئز ـ جبل الطارق ـ باب المندب ـ هرمز) زيرا، منطقه خليج فارس علاوه بر اينكه در حال حاضر حساس ترين نقطه خاورميانه است به دليل بالاترين ذخيره و توليد نفت نسبت به مناطق ديگر، مهم ترين منطقه جهان به شمار مى‏رود.(10) اگر اسرائيل را جزئى از جهان سوم محسوب نكنيم پهلوى مهم ترين عامل آمريكا در جهان سوم بود. ژاندارم اين منطقه و دومين كشور اوپك بود، ولى با انقلاب اسلامى ايران و با سقوط پهلوى، قضيه برعكس شد و به قول نيكسون رئيس جمهور اسبق آمريكا «ايران كه از نزديكترين ياران ما بود، ناگهان به يكى از مراكز دشمنى با آمريكا تبديل شد». با انقلاب ايران قيمت نفت تا 300% افزايش يافت و رشد شديد تورم و بيكارى در غرب، وحشت غرب را برانگيخت و آنها توطئه‏هايى را در داخل و خارج اوپك عليه اين مسأله آغاز كردند تا قيمت به مقدار اوليه خود برگردد. اين هدف در اوايل سال 1986 محقق شد و بعد از آن اوپك فقط توانست چند دلار به قيمت نفت بيفزايد. ج ـ تأثيرات انقلاب اسلامى در سيستم بين‏المللى ايران نقش مهمى براى آمريكا و بلوك غرب داشت، لذا آمريكا پايگاه‏هاى مهم نظامى و استراق سمع در ايران داشت.(11) و دكترين نيكسون نيز موانع فروش مدرن ترين سلاح به ايران و حتى آواكس را نيز، از ميان برداشته و سيل سلاح‏هاى مدرن آمريكايى به ايران سرازير بود. اما پس از انقلاب، ايران با لغو پيمان سنتو نوار امنيتى به دور كمونيسم را پاره كرد (ناتوـ سنتو ـ سيتو ـ آنزوس) و حصار قدرت غرب از تايلند و تركيه بى حفاظ شد. با خروج تدريجى مستشاران آمريكايى در ايران و ملى كردن شركت‏هاى آنها و گروگانگيرىِ جاسوسانِ سفارتِ آمريكا كه قطع رابطه را به دنبال داشت، تقريبا تمام انگشت‏هاى رسمى دست قدرتمند آمريكا در ايران قطع شد. اين بار برخلاف هميشه كه آمريكا، شوروى را در مقابل خود داشت و همه حركت‏ها و پيمان‏هايش، بر محور ضد روسى تنظيم مى‏شد، حال با ظهور قدرت جديد در منطقه، معيار جديدى بر ارزش‏هاى جامعه آمريكا افزوده شد و «حركت‏هاى ضد ايرانى» سرلوحه اهداف منطقه‏اى آمريكا قرار گرفت مانند: ـ تشكيل نيروى واكنش سريع، كه طى 40 سال جنگ سرد و رقابت با شوروى بى‏سابقه بود. ـ تشكيل شوراى همكارى خليج كه نه براى جلوگيرى از نفوذ شوروى، بلكه نوار امنيتى در مقابل نفوذ انقلاب ايران بود. ـ تجديد روابط با عراق و حذف نام عراق از ليست حاميان تروريسم، كه بر محور دشمنى مشترك با ايران انجام شد (در طول جنگ عراق با ايران) ـ تأسيس پايگاه‏هاى جديد آمريكا در شرق تركيه و پايگاه هوا دريايى پاكستان تنها در جهت رفع كمبود ناشى از تعطيل پايگاه‏هاى آمريكا در ايران نبود بلكه، افزايش قدرت نوار امنيتى به دور ايران هم در نظر بود. ـ تحويل آواكس‏ها به عربستان (چند سال زودتر از موعد مقرر) و فروش بى سابقه تسليحات به كشورهاى جنوب خليج و عراق، از طرف آمريكا و فرانسه (12) و انگلستان، در راستاى استراتژى ضد ايرانى غرب قابل توجيه بود، نه ضد روسى. اما اين اقدامات تأمينى و بقيه آنها كه يكى پس از ديگرى انجام شد، مانع نفوذ انقلاب ايران نشد و براى اولين بار در مردم عراق و خليج فارس، تفكر انقلاب ايران نمايان شد: ـ در عربستان قيام تسخير مسجدالحرام (1980) ـ در عراق و كويت مبارزات شديد و مسلحانه در 1980 و پس از آن ـ در بحرين كودتاى ناموفق انقلابيون در اوايل دهه هشتاد و نهضت شيعيان در 1994 ـ در لبنان كه از طرف اسرائيل مورد تجاوز قرار گرفت (1982)، حزب الله طرفدار ايران ظهور كرد و ناگهان به بمب ساعتى عليه غرب و اسرائيل تبديل شد. ـ در مصر و سودان، كه سادات و نميرى خواستند با سپر دفاعى «اسلاميزاسيون» خود را در مقابل انقلاب، به اصطلاح واكسينه كنند، اتفاقا توسط انقلابيون مسلمان ساقط شدند. ـ در پاكستان ضياءالحق مجبور شد به همان سياست متوسل شود و مدتى توانست روى موج انقلاب اسلامى مردم سوار گردد زيرا؛ رابطه خيلى خوبى با ايران برقرار كرد و خشم انقلابى مردم نسبت به شخص او بسيار كم شد (13) اما شعار مرگ بر آمريكا در پاكستان رواج يافت، چنانچه؛ در سفر رئيس جمهور ايران به پاكستان همراه عظيم‏ترين استقبال از يك رئيس جمهور در خارج از كشورِ خود كاملاً عيان شد ـ در مراكش و تونس، فشار شديدى از سوى طرفداران انقلاب اسلامى بر شاه حسن و بورقيبه وارد شد كه در يكى از اين قيام‏ها شاه حسن با نشان دادن عكس امام خمينى در تلويزيون، كه در تظاهرات مردم بدست آمده بود، به ارتباط انقلابيون با ايران اعتراف كرد، مقارن با اجلاس فارس، بورقيبه نيز نتوانست بالاخره باقى بماند و با يك كودتاى اصلاح طلب بالاخره كنار زده شد. ـ در ديگر كشورهاى اسلامى مانند الجزاير، مالزى و اندونزى و حتى كشورهاى اروپايى، اصول گرايان، اسلامى همه جا پس از انقلاب اسلامى ايران در صحنه جامعه، يك قطب مهم سياسى اجتماعى را تشكيل دادند كه مهم تر از همه، پيروزى اسلام گرايان در انتخابات سراسرى الجزاير (مرحله اول) در اوايل دهه نود بود كه با كودتاى نظاميان، مانع از حكومت اسلام گرايان شدند ،اما در تركيه، اسلام گرايان توانستند در انتخابات شهردارى‏هاى كشور در چند شهر بزرگ، به پيروزى برسند. د ـ موقعيت ديپلماتيك جمهورى اسلامى ايران در جهان حال در يك بررسى استقرايى، مى‏خواهيم ببينيم ديپلماسى ايران چه موقعيتى و چه خصوصياتى دارد كه اين گونه جهان غرب را به وحشت انداخته است و همه ساله كتابها، مقالات و كنفرانس‏هاى زيادى در جهان؛ به اسلام بنيانگرا و شيعه اختصاص داده شده و مى‏شود. برخى از خصوصيات ديپلماسى ايران 1ـ بهره‏گيرى از توده مردم در ديپلماسى : مثلاً حركت توده‏اى حجاج و زائرين عتبات در راهپيمايى‏ها و انتخابات (رأى‏گيرى رياست جمهورى در خارج از كشور) و فعاليت‏هاى دانشجويان خارج از كشور، حركت‏هاى سياسى ورزشكاران ما در كشورهاى ديگر، به حدى كه فدراسيون فوتبال (فيفا) به تحريك آمريكا در پذيرفتن فوتباليست‏هاى ما در مسابقات جهان، شرط گذاشت كه فعاليت سياسى نشود. 2 ـ ديپلماسى ايران مقهور قدرت‏ها نيست و در مقابل هر ضربه، سعى مى‏كند به جاى عقب نشينى ضربه متقابل بزند، حتى اگر طرف مقابل، يك ابرقدرت باشد. مانند پاسخ شديد به انگليس و فرانسه در جنگ سفارتخانه‏ها در بهار 1987، كه غير قابل تصور بود(14) و در تاريخ 40 ساله اخير جهان، جرأت چنين كارى را هيچ كشور مستقل جهان سومى نداشته است. مقايسه كنيد با مقابله به مثل ضعيف شوروى در مقابل اخراج ديپلماتهايش از آمريكا، در مقابل اخراج 55 ديپلمات روسى، فقط اخراج 5 ديپلمات آمريكايى. و همچنين قياس كنيد، با مقابله به مثل ضعيف ليبى در مقابل اخراج ديپلماتهايش از اروپا در بهار 1986 و بسان جنگ 8 ساعته دريايى ايران با آمريكا، در 29 فروردين 1367 پس از حمله آمريكا به اسكله سلمان و حال مقايسه كنيد با مقابله به مثل ضعيف شوروى در تجاوز ناو آمريكايى به مرزهاى دريايى شوروى در سال 1986 خصوصيت ديگر ديپلماسى ايران اين است كه به جاى برخورد انفعالى، گاه خود اقدام به تهاجم مى‏كند. در اين مورد مى‏توان از حضور ايران در كنفرانس‏هاى بين‏المللى نام برد اعم از، كنفرانس بهداشت، كشاورزى، توسعه و عدم توسعه، ورزشى، اتمى، صنعتى، فقر و گرسنگى، سياسى، حقوقى، مسأله زنان، خلع سلاح، حقوق بشر، نژادپرستى و ... باشد؛ معمولاً حمله اصلى ايران به سيستم حاكم و ابرقدرت‏ها؛ خصوصا غرب است. چرا كه غرب را باعث اصلى تمام مشكلات و مصائب مى‏داند و از نژادپرستى مخفى غرب، در جهت اثبات برترى غرب در لواى علم و سياست سخت انتقاد مى‏كند و حتى به اينكه نام مسابقات جهانى ورزشى، «المپيك»(15) باشد اعتراض مى‏كند. خصوصيت ديگر ديپلماسى ما اين است كه از شكست يا بى‏نتيجه بودن و يا مخالفت كشورهاى ديگر در مورد فعاليت‏هاى خود مأيوس و درمانده نمى‏شود، چه بسا در بحران گروگان‏گيرىِ، جاسوسانِ آمريكايىِ سفارت آنها و انزواى شديد ايران در اتهام جنگ‏طلبى عليه عراق و فشار شديد بين‏المللى در پذيرفتن قطعنامه‏هاى سازمان ملل و نظريات كميسيون حقوق بشر و سازمان عفو بين‏المللى(16) و تنها ماندن ايران در اوپك در سال 1983(17) و شكست طرح ايران در اخراج اسرائيل از سازمان ملل كه چند سال در مجمع عمومى مطرح كرديم، اين خصوصيت را نمايان مى‏كند و آخرين نمونه آن، فشار همه جانبه بين‏المللى عليه ايران به دليل حمايت از انتفاضه است. همچنين ايران از موقعيت‏هاى خود و توبه دشمنانش مغرور و دلباخته نشده و اصول خود را گم نمى‏كند، مثلاً؛ وقتى كارتر طى نامه محرمانه‏اى در پاييز 1358 از امام درخواست ختم ماجراى گروگان‏گيرى را كرد، كه در آن نوعى التماس يك ابرقدرت از يك كشور جهان سوم و نوعى توبه آمريكا از گذشته خود نهفته بود. امام از موضع قاطع و انقلابى به موضع نرمش و سازشِ طمع كارانه و كوته بينانه نيفتاد و كماكان خواستار احقاق كامل حقوق ايران و توبه رسمى آمريكا شد و حتى امام نامه محرمانه را، افشا كرد و كاخ سفيد را در وضعيت نامطلوب قرار داد. مهم تر از آن ردِّ در خواست مذاكره مك فارلين، نماينده مخفى و خصوصى رئيس جمهور آمريكا با رئيس جمهور يا رئيس مجلس و يا نخست وزير، در شهريور 1365 بود، در حالى كه او با كيك آشتى و هديه آسمانى، انجيل توسط ريگان امضاء شد و هديه آتشينى مانند كُلت؛ جهت ذوب كردن يخ‏هاى روابط ايران و آمريكا، مخفيانه تا ايران آمده بود تا هيچ‏گونه مانعى بر سر راه مذاكره نبيند و پيام مخصوص رئيس جمهور را برساند. اين نوع توبه در تاريخ آمريكا پس از جنگ جهانى سابقه نداشته است، بلكه برعكس ياد شهروند آمريكايى مثل كيسينجرويك افسر آمريكايى و يا يك عضو كنگره آمريكا بدون اين هديه‏ها و پيام مخصوص رئيس جمهورى، به راحتى مى‏تواند در چين با هواكوفنگ و در اردن با شاه حسين و در خليج فارس به احكام منطقه ملاقات كند. چنانچه فالين خود گفته بود: اگر من براى خريد پوست به شوروى رفته بودم به راحتى مى‏توانستم در 1 روز، 3 بار با گورباچف ملاقات كنم. همچنين در مقايسه انقلاب ايران و نيكاراگوا همه مى‏دانند كه نيكارگوا براى حل مسأله ضد انقلابيون خواستار مذاكره مستقيم با آمريكا شد، ولى آمريكا حاضر به مذاكره نشد و مى‏گفت: نيكاراگوا، خود با ضد انقلابيون مورد حمايت آمريكا مذاكره كند. در حالى كه بالعكس آمريكا در ايران خود براى مذاكره التماس كرد!! آرى بسيارى از رهبران انقلابى جهان، با يك چراغ سبز ابرقدرت‏ها سرو دل مى‏بازند و خود و اصول خود را در اختيار آنها مى‏گذارند: «اما سه زر»، انقلابى بزرگ آفريقا، طرح «دو گل» جهت استقلال و پيوستن به گروه آفريقا ـ فرانسه را با طمع و كوته بينى مى‏پذيرد، «كشيش موزوروا»، در دهه 70 با امتيازات مختصرِ «يان اسميت» از مبارزه عليه دولت نژاد پرست «رورودزيا» دست مى‏كشد، «جعفر نميرى»، سودان را به دامن آمريكا مى‏اندازد و ....... 3 ـ صراحت ايران در ديپلماسى به جاى نفاق و وعده‏هاى دروغ چشمگير است و به دليل عدم سازش و انعطاف ناپذيرى در اصول و مبانى عقيدتى خود، به تندروى(18) معروف شده است. مثلاً شهيد رجايى در پاسخِ تبريكِ ميتران ـ رئيس جمهور سوسياليست فرانسه ـ به مناسبت انتخابش به رياست جمهورى ايران در تابستان 1360؛ صريحا انتقادات مردم و دولت ايران را از حركت‏هاى دولت فرانسه مطرح كرد و آن را حتى غير منطقى با فرهنگ و تمدن درخشان چند سده گذشته فرانسه دانست. و نيز يك اقدام بى سابقه ايران كه جالب است اينكه؛ در تهران خيابان مجاور سفارت انگلستان را «بابى سندز»(19) و همچنين نام بيمارستان شوروى و خيابان مقابل درب سفارت شوروى را «ميرزاكوچك خان» (قربانى خيانت‏هاى شوروى به نهضت جنگل زمان رضاشاه) گذاشته‏اند و خيابان‏هاى چرچيل و روزولت و فرانسه و... را نيز تغيير نام داده‏اند. در مورد سازش ناپذيرى در اصول موارد بسيارى را مى‏توان نام برد كه به چند مورد اشاره مى‏كنيم: ـ ما در عين رابطه نزديك اقتصادى با ژاپن و نياز به تكنولوژى آنها، زمانى كه وزير خارجه ژاپن در سال 84 اعلام كرد كه جهت ميانجيگرى در جنگ ايران و عراق قصد سفر به تهران را دارد، دولت ايران رسما از پذيرفتن ايشان خوددارى كرد تا او هدف سفر را رسما تغيير داده و پذيرفته شد؛ ـ و يا زمانى كه اوپك تصميم گرفت اجلاس خود را براى اولين بار در يك كشور صنعتى در ژاپن تشكيل دهد، تنها كشورى كه از قهر ژاپن هراسى نداشت و ضرر خود را بر تغيير اصول اوپك ترجيح داد و مخالفت كرد ايران بود بنابراين چنين تغييرى را مانع شد (سال 1985)؛ آقاى هاشمى رفسنجانى نيز در ژاپن (سال 85) اعلام كرد كه ما براى گرفتن امتياز از قدرتمندها دست از اصول خود بر نمى داريم ـ عدم حضور رئيس جمهور ايران در مجلس دعوت نخست وزير زيمبابوه (موگابه)، فقط به دليل اصول اسلامى ـ كه حضور در مجلس شراب و گناه را ممنوع مى‏شمارد ـ عليرغم اينكه از نظر ديپلماتيك براى ايران خيلى سنگين تمام مى‏شد نيز مؤيد اين ادعاست و همين اقدام را وزير خارجه ايران در آلمان فدرال نيز انجام داد (1994). 4 ـ يكى از خصوصيات ديپلماسى ما رعايت اصل «عزت نفس» است كه بايد تواضع داشت، اما نه به قيمت سوء استفاده و تكبر و طمع طرف مقابل؛ مثلاً برخورد ايران با تركيه و پاكستان و كشورهاى جنوب خليج فارس در مبادلات تجارى و رفت و آمدهاى ديپلماتيك، و در عين حال برخورد قاطع با پاكستان در مورد درگيرى‏هاى سنى و شيعه در شهر كويته؛ ـ توقيف يا حمله موشكى به كشتى‏ها يا اسكله‏هاى خليجى‏ها در عكس العمل نسبت به حمايت آنها از عراق، طى سالهاى 84 و 85 به بعد در عين اينكه پيشنهاد انعقاد قرارداد صلح و عدم تعرض را در خليج فارس مى‏نمود (ايران و اعضاى شوراى همكارى خليج)؛ ـ پاسخ منفى ايران به وزير كشور تركيه در مبارزه 2 جانبه با كردهاى 2 كشور ايران و تركيه؛ ـ سياست «تأليف قلوب» نيز همواره مورد توجه بوده است؛ مانند كمك به گرسنگان اتيوپى (سال 85)، سيل زدگان بنگلادش و تركيه، كمك به مردم يمن جنوبى پس از جنگ داخلى، (سال 86) كمك به مسلمانان سرى لانكا (سال 1366) و كمك به مردم مسلمان بوسنى هرزوگوين در جنگ با صرب‏هاى وحشى طى سالهاى ميانى دهه 90؛ به طورى كه رئيس جمهورى بوسنى اين كمك‏هاى ايران را از همه كشورها مهمتر و بيشتر دانست. ـ سياست حمايت از اقليت‏هاى مسلمان در كشورهاى غير اسلامى نيز همواره مورد توجه بوده است؛ اشاره به مذاكرات رئيس مجلس با مسئولين چين (سال 1364) اشاره به مذاكرات رئيس مجلس با كاردار فرانسه (سال 1364) اشاره به مسافرت‏هاى روحانيون به اين كشورها و ملاقات‏هاى رسمى با مسلمانان؛ مانند مسافرت توليت آستان قدس رضوى به چين (سال 1367) اشاره به اعتراضات رسمى نمايندگان و رئيس مجلس؛ به طور جداگانه به دولت هند در كشتار مسلمانان (سال 136) و تخريب مسجد بابرى اشاره به اعتراض رسمى وزارت خارجه به درگيرى پليس و شيعيان پاكستان (تير ماه 1364)؛ اشاره به مذاكرات رئيس جمهور ايران با رئيس جمهور فيليپين در تهران، راجع به مسلمانان فيليپين (اسفند 1373)؛ 5 ـ ايران در كنار حمايت سياسى ـ اقتصادى از نهضتهاى آزاديبخش و هسته‏هاى حزب‏الله در جهان، به مصداق «لايكلف الله نفسا إلاّ وسعها» در حد توان با امكانات محدود به وظيفه خود در مقابله با امكانات گسترده تبليغى جهان زورمدار و نيز تهاجم فرهنگى غرب عمل كرده است؛ از جمله بحث آزاد تلويزيونى درباره ماركسيسم، بين نظريه پردازان ماركسيسم و اسلام در سال‏هاى (1358 و 1359) 6 ـ از سال‏ها قبل از پيروزى انقلاب و بعد از پيروزى «وحدت جهان اسلام در مقابل جهان كفر»، دكترين رهبران ايران بوده و هست. البته يك مسأله هميشه مطرح بوده كه چون در سيستم ديپلماسى امروز، وحدت، صرفا از كانال دولت‏ها امكان‏پذير است و با توجه به اينكه، اكثر دولت‏هاى اسلامى، غير مردمى هستند، چگونه اين دكترين را بايد اجرا كرد، يعنى چه مقدار بايد به دولتها نزديك شد تا جهت وحدت كليه مسلمانان بهره بردارى كرد و چه مقدار بايد با آنها مخالفت كرد تا مؤيد آنها محسوب نشويم. اين بحث هم از جهت تاريخى (ديپلماسى پيامبر) وهم از جهت عقلى و نقلى (حديث) وهم از جهت فن ديپلماسى، قابل بررسى است كه طرح آن خود جزوه‏اى جداگانه مى‏طلبد. ـ نقطه حساس اين ديپلماسى ما زمانى بود كه سعود الفيصل وزير خارجه عربستان به ايران سفر كرد (خرداد 1364) گفته شد كه ايران از مواضع انقلابى خود دست برداشته و متحد ارتجاع شده است (20) در حاليكه «حفظ اصول» را مى‏توان در مذاكرات مسئولين با سعود الفيصل تشخيص داد؛ رئيس مجلس گفت: در مورد جنگ، جز اينكه حزب بعث كيفر ببيند، راه ديگرى وجود ندارد؛(21) نخست وزير بيان داشت: عليرغم اشتراكاتى كه بين ايران و عربستان وجود دارد، بايد دانست وقتى در يك كشور، انقلاب صورت مى‏گيرد؛ اين انقلاب زبان جديدى دارد كه بايد براى فهم آن تلاش بيشترى نمود؛ ـ مورد ديگر اجراى اين تز، رابطه بسيار نزديك با تركيه و پاكستان است كه تا كنون مسافرت‏هاى مهمى در سطح رياست جمهورى، نخست وزيرى و وزراى خارجه و قراردادهاى بسيار وسيعى خصوصا با تركيه در سطح 3 ميليارد دلار داشته‏ايم. (22) حال به گوشه‏اى از مذاكرات «تورگوت اوزال» با يكى از مسئولان ايران دراسفند ماه 1366 توجه مى‏كنيم «دولت تركيه به احساسات دينى ملت خود بايد بيشتر احترام بگذارد». 4444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444444 انتظار ما ملت مسلمان تركيه از دولت آن كشور، حمايت كامل از مبارزات ملت مسلمان فلسطين است كه، به شعائر مذهبى و آثار فرهنگ و خط و تاريخ اسلام توجه كند و خط و فرهنگ و زبان اسلامى نيز مانند گذشته، رسمى، قوى و نيرومند شود. و از مسلمان ترك اروپاى شرقى و غربى كاملاً حمايت نمايد. جنابعالى كه فرد مسلمانى هستيد، انتظار مى‏رود در راه تقويت اسلام قدم برداريد. اگر صدام جان بگيرد و تقويت شود به هيچكدام از كشورهاى اسلامى، حتى تركيه رحم نخواهد كرد و به تجاوزات خود ادامه خواهد داد. (23) 7 ـ استفاده ايران از روشهاى عمومى ديپلماتيك: الف : اعزام مبلغ، جهت رساندن مكتب انقلاب به خارج از مرزها، به مناسبت‏هاى 22بهمن و غيره ؛ ب : چاپ مجلات و كتب و ارسال فيلم‏ها به زبان‏هاى خارجى و تماس با مردم كشورها از طريق سفارتخانه‏ها و مراكز فرهنگى در خارج؛ ج : ارسال پيام‏هاى كتبى و شفاهى براى مسئولين ساير كشورها، مانند؛ پيام رئيس مجلس به رؤساى پارلمان‏هاى جهان در به كارگيرى سلاح شيميايى از طرف عراق و پيام رياست جمهورى به سران كشورهاى اسلامى در مورد اجازه دادن و تأييد مردم، براى راهپيمايى روز قدس 1367؛ پيام‏هاى مختلف وزير خارجه، به دبير كل‏هاى سازمان ملل، سازمان كنفرانس اسلامى و جنبش عدم تعهد در مورد جنگ يا مسأله فلسطين و بوسنى. د : مسافرت‏هاى مختلف مسئولين به كشورهاى ديگر مانند سفر رئيس جمهور به سوريه، ليبى، الجزاير، پاكستان و كشورهاى خط مقدم جنوب و آفريقا سفر نخست وزير موسوى به تركيه، كوبا، نيكاراگوا، و اروپاى شرقى و نيز سفر رئيس مجلس به كره شمالى، هند، ليبى، سوريه، چين و ژاپن و متقابلاً سفر وزير خارجه آلمان غربى، ژاپن، عربستان، و نخست وزير تركيه، بلغارستان و شخص دوم الجزاير، ليبى و نيكاراگوئه به ايران و رئيس جمهور پاكستان، تركيه، فيليپين، رومانى، ازبكستان، تركمنستان و ...؛ ه: تشكيل كنفرانس‏هاى بين‏المللى در داخل، در رابطه با: جنايات آمريكا، بهداشت و پزشكى، اتحاد مبارزان عراق، كنفرانس انديشه اسلامى، مسائل قضايى، جنبش‏هاى آزادى بخش و هسته‏هاى حزب الله ائمه جمعه سراسر جهان نهج البلاغه، حج، علم و تكنولوژى در جهان اسلام، اخلاق پزشكى و ... و كمك در برگزارى سمينارهاى بين‏المللى حج در كانادا، تايلند، سرى‏لانكا، سيرالئون، آلمان غربى، انگلستان، پاكستان و... و : شركت در كنفرانسهاى بين‏المللى در جهت استفاده از تريبون آنها، براى رساندن اعتراض مظلومان به سيستم ظالمانه بين‏المللى ز : بستن قراردادها و پيمان‏هاى مختلف اقتصادى، سياسى، نظامى و فرهنگى، مانند؛توسعه اكوويا پيمان استراتژيك با ليبى. پس به طور كلى با در نظر گرفتن زير و بم‏هايى در ديپلماسى كه طبيعى هر انقلاب است مى‏توان گفت كه: «ديپلماسى ايران مورد نقض مهمى برماكياوليسم حاكم بر ديپلماسى معاصر است» ايران در عين حال كه طبق اصول اوليه ديپلماسى‏خواستاراحترام متقابل به حاكميت، آزادى در مرزهاى كشور هاست و البته جنگ را جدا از ديپلماسى نمى‏داند، با مسائل مستحدثه ديپلماتيك، در چارچوب مكتب اسلام برخورد مى‏كند؛ مثلاً كمك به مستضعفين و مبارزين در كشورهاى ديگر در عين اعتقاد به عدم دخالت در امور داخلى كشورها (24) ـ اعلام تفاوت بين خشونت مقدس و خشونت توجيه‏ناپذير مظلوم عليه ظالم(25) مثلاً گروگان‏گيرى، هواپيما ربايى يا بمب گذارى كه در آن غير مقصرين متضرر شوند، از نوع دوم محسوب مى‏شود. خصوصيت مهم ديپلماسى ما عدم سازش در برابر ظلم، است كه به اشكال مختلف ظهور مى‏كند: الف: مبارزه براى محو دولت اسرائيل (استراتژى آزادى قدس) حركت‏هايى از قبيل؛ اعلام روز جهانى قدس، تلاش در جهت اخراج اسرائيل از سازمان ملل و ديگر سازمان‏هاى بين‏المللى، قرار دادن سمبل قدس در دفتر ملاقات‏هاى رسمى رياست جمهورى و سالن وزارت خارجه، تهيه فيلم‏هاى ضد صهيونيستى و تمبر و سكه و پوستر و سرودهاى ياد بود قدس، نزد يكى با جبهه پايدارى، كمك به مبارزين لبنان و فلسطين، قطع رابطه با مصر، جايگزينى دفتر نمايندگى ساف در ساختمان نمايندگى اسرائيل زمان شاه، و غيره همه در جهت اين استراتژى است؛ ب: قطع رابطه با آمريكا و عدم برقرارى رابطه عليرغم تمايل آمريكا؛ ج: قطع رابطه با آفريقاى جنوبى و رابطه نزديك با كشورهاى خط مقدم جنوب آفريقا تا زمانى كه تبعيض نژادى در آفريقاى جنوبى برقرار بود؛ د: مبارزه با تسلط فرهنگ نژاد پرستانه و استعمارى غرب در داخل و خارج مانند؛ تغيير نام كارخانجات داخلى و يا پيشنهاد تغيير نام آبشار ويكتوريا به Victoryتوسط رئيس جمهور ايران در زيمبابوه و همچنين پيشنهاد حذف رسميت و عموميت زبان انگليسى در هند، توسط رئيس مجلس ايران. ه: مبارزه براى بالا رفتن قيمت نفت (و به دست گرفتن رهبرى گروه مترقى در اوپك) كه خود نوعى مبارزه مستقيم عليه كشورهاى صنعتى است كه مصرف كننده اصلى نفت هستند و وقتى اين مبارزه به نتيجه‏اى نرسيد،ايران ابتكار هماهنگى بين توليد كنندگان و مصرف كنندگان را به خود اختصاص داد تا شايد از اين طريق قيمت نفت به حد مطلوب برسد. و: حمايت از نهضت‏هاى مردمى و ضد استعمارى در جهان كه گاه در سطح تبليغاتى و سياسى است مانند كرس، كالدونياى جديد، ايرلند شمالى، مصر، هند، السالوادر، شيلى، فيليپين، الجزاير و غيره (26) و گاه حمايت به سطح بالاترى كه اقتصادى و يا نظامى است هم مى‏رسد مانند؛ عراق، لبنان و انتفاضه فلسطين و به طور كلى، اعتقاد به جهاد و شهادت؛ به عنوان مهم‏ترين راه از بين بردن ظلم و فساد كه كمتر دولتى مى‏تواند در اين سياست پايدار بماند، چه بسا كه، اختلاف لنين و تروتسكى در انقلاب شوروى و اختلاف مائووليوشائوچى در انقلاب چين و اختلاف ژيروندن‏ها و ژاكوبن‏ها در انقلاب فرانسه جلوه‏اى از تقابل راديكاليزم و رفورميسم بود؛ اما انقلاب ايران در حفظ استراتژى انقلابى در سيستم بين‏المللى، بالاترين ركورد را در تاريخ انقلابها دارد. فصل دوم گاه شمار تحولات روابط بين‏المللى (دوره اول؛ بهمن 1357 تا آبان 1358) ـ پيروزى انقلاب: شاه مهم ترين مهره آمريكا در جهان سوم (27) سقوط كرد در حالى كه قيمت نفت 300% افزايش يافت؛ ـ تعطيل پايگاههاى نظامى و مراكز استراق سمع آمريكا در ايران؛ ـ برقرارى رابطه سياسى با ساف و جايگزين شدن ساف در دفتر اسرائيل در تهران؛ ـ ملّى شدن شركت‏ها و بانك‏هاى غربى؛ ـ تقليل اعضاى سفارت آمريكا در ايران از حدود هزار نفر به 71 نفر؛ ـ خروج تدريجى مستشاران غربى خصوصا آمريكا؛ ـ لغو پيمان سنتو و قطع زنجيره نظامى غرب به دور (روسيه ـ شوروى) (ناتو ـ سنتو ـ سيتو ـ آنزوس) ـ لغو پيمان مودت 1955 و 1959 بين ايران و آمريكا؛ ـ لغو كنسرسيوم نفت ايران؛ ـ طرح مسأله عدم رعايت حقوق بشر در ايران توسط سناى آمريكا پس از اعدام 21 نفر از عوامل رژيم شاه ـ عدم پذيرش سفير پيشنهادى آمريكا از طرف ايران (والتركاتلر) كه قرار شد لينگن به عنوان كاردار موقت به تهران بيايد؛ ـ جنگ داخلى در كردستان و مناطق ديگر، با دخالت (روسيه ـ شوروى) از طريق كمونيست‏هاى ايران و همچنين دخالت آمريكا، (28) ـ قطع رابطه با مصر همراه با كليه كشورهاى اسلامى (بايكوت مصر به دليل پيمان صلح با اسرائيل)؛ ـ قطع ارسال نفت به آفريقاى جنوبى؛ ـ قطع ارسال گاز به شوروى به دليل ارزان بودن قيمت آن؛ ـ مبارزه شديد داخلى با كمونيست‏ها به دليل فعاليت‏هاى نظامى آنها در كردستان و شمال ايران؛ ـ مبارزه فرهنگى باكمونيسم و ماركسيسم از طريق وسايل ارتباط جمعى، خصوصا بحث آزاد تلويزيونى مسلمان و ماركسيست‏ها؛ ـ اعلان علنى قصد صدور انقلاب توسط رهبرى (عليرغم مخالفت دولت)؛ ـ ملاقات‏هاى لينگن با مقامات ايران براى مشكلات روابط ايران و آمريكا؛ ـ وزير خارجه ايران در ملاقات با وزير خارجه آمريكا در نيويورك (يزدى ـ ونس)، ايران در پى صدور انقلاب به خليج فارس نيست و روحانيون نظرات شخصى خود را گفته‏اند ـ سفر شاه به آمريكا به عنوان معالجه بيمارى با ميانجيگرى را كفلر و تصويب كارتر؛ ـ در ملاقات بازرگان ـ برژينسكى در الجزاير، آمريكا به شاه اجازه فعاليت سياسى را نمى‏دهد. دوره دوم ـ (آبان ماه 1358 تا تيرماه 1367) 1ـ تصرف سفارت آمريكا ـ تظاهرات عيد قربان، عليرغم مخالفت دولت موقت انجام شد و مردم به طرف سفارت آمريكا رفتند؛ ـ تصرف سفارت آمريكا در تهران توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام (13 آبان 58 ـ 4 نوامبر 79)؛ ـ آغاز بحران گروگان‏گيرى ديپلمات‏ها و گسترش شعار مرگ بر آمريكا و آتش زدن پرچم آمريكا؛ ـ امام در پيام 13 آبان، لزوم اعتراض به آمريكا تا شاه را برگرداند ـ كارتر مى‏گويد كه تسليم تروريسم نمى‏شويم؛ ـ استعفاى دولت موقت و آغاز دولت شوراى انقلاب؛ ـ بنى صدر وزير خارجه شد؛ ـ هيچ كشورى از ايران حمايت نكرد بلكه حتى ليبى عمل گروگان‏گيرى را محكوم كرد؛ ـ لغو يك طرفه قرارداد 1921 بين ايران و (روسيه ـ شوروى) از طرف ايران (فصل 5 و 6 قرارداد)؛ شش روز پس از تصرف سفارت آمريكا!! (19 آبان 58). آغاز ميانجيگرى‏ها براى حل بحران ـ امام در ملاقاتِ نماينده پاپ فرمودند: انتظار داشتيم صداى پاپ را در حمايت از مظلوميت مردم ايران هم مى‏شنيديم؛ ـ عدم موفقيت رمزى كلارك (دادستان قديم آمريكا) در ايران؛ او در پاريس با امام ملاقات كرده بود، ولى در ايران حتى نتوانست با دانشجويان ملاقات كند؛ ـ عرفات در سفر به تهران، دو مقام برجسته فلسطينى را براى مذاكره به داخل سفارت فرستاد، ولى دانشجويان حاضر به مذاكره با عرفات در خارج سفارت نشدند و تلاش عرفات با شكست مواجه شد؛ ـ نمايندگان مخصوص كارتر در راه تهران: امام فرمودند: هيچ مقام مسؤول ايرانى حق ملاقات با نمايندگان مخصوص كارتر در تهران ندارد و بدين ترتيب نمايندگان كاتر از نيمه راه باز گشتند. ـ شكست تلاش اعضاى كنگره آمريكا در سفر به تهران در ملاقات با بنى صدر؛ ـ شكست تلاش نماينده يونسكو در سفر به تهران در ملاقات با بنى‏صدر؛ ـ كورت والدهايم؛ دبير كل سازمان ملل در تماس با بنى صدر مى‏گويد: هم گروگان‏ها آزاد شوند و هم گروه بررسى جنايات شاه پس از اجلاس شوراى امنيت سازمان ملل، تشكيل شود و آمريكا نيز تلويحا پذيرفته بود. ـ در اين زمان به سفارت آمريكا در پاكستان حمله شد و آتش سوزى به راه افتاد ـ در كشورهايى مانند؛ بنگلادش، تركيه و هند نيز، حمله يا تظاهراتى عليه آمريكا صورت گرفت؛ ـ بنى صدر و اكثريت شوراى انقلاب، موافق حضور ايران در شوراى امنيت بودند تا گروه بررسى جنايات شاه تشكيل شود؛ ـ امام با حضور ايران مخالفت كرد و رسيدگى به جرايم شاه را فقط در ايران ممكن دانست؛ ـ با استعفاى بنى صدر، قطب زاده وزير خارجه شد و ايشان به جاى شرط مجرم شناختن شاه در قالب آزادى گروگان‏ها، شرط استرداد شاه را مطرح كرد؛ ـ شوراى امنيت بدون حضور ايران، ايران را محكوم كرد؛ ـ شكست گوتزالس در ميانجيگرى؛ ـ شكست پالمه در ميانجيگرى؛ ـ شكست برونوكرايسكى در ميانجيگرى؛ ـ نمايندگان نوفل لوشاتو در پارلمان فرانسه، پس از ملاقات با امام و بنى صدر شكست خوردند؛ ـ شاه به پاناما رفت و اظهار اميدوارى كرد كه با اين خروج، مسأله ايران و آمريكا مرتفع گردد؛ ـ آغاز ميانجيگرى دوستان قطب زاده در تهران (2 تاجر آرژانتينى به‏نام‏هاى بورگئى و ويلانن) كه با نماينده كارتر (هاميلتون جردن) نيز تماس داشتند. ـ سفر والدهايم به تهران وعدم پذيرش او توسط امام؛ او در ملاقات با بنى صدر و قطب زاده گفت: ابتدا آزادى گروگان‏ها سپس كميسيون بررسى جنايات شاه؛ ـ فرار 6 آمريكايى پناهنده به سفارت كانادا از ايران؛ ـ سرگرمى مقامات ايران به انتخابات رياست جمهورى؛ ـ اكثريت شوراى انقلاب و امام با طرح جديد دبير كل كه اعضاى كميسيون بررسى جرايم شاه به تهران بيايند و با گروگان‏ها ملاقات كنند، موافق بودند ـ كميسيون به تهران آمد؛ ـ پيروزى بنى صدر در انتخابات رياست جمهورى؛ ـ قطب زاده گفت: اگر دانشجويان مانع شوند گروگان‏ها را از آنها مى‏گيريم؛ ـ بنى صدر گفت: اگر دانشجويان مانع شوند، از رياست جمهورى استعفا مى‏دهم؛ ـ دانشجويان گفتند: گروگان‏ها را به شوراى انقلاب تحويل مى‏دهيم، اما اكثريت شوراى انقلاب مخالفت كرد؛ ـ امام فرمودند: به شرط اينكه كميسيون، جنايات شاه و آمريكا در ايران را محكوم كند، مى‏توانند، با گروگان‏ها ملاقات كنند. ـ شرط امام را آمريكا پذيرفت ولى كميسيون نپذيرفت و تهران را ترك كرد؛ ـ كارتر گفت: چنانچه گروگان‏ها طى 4 روز به دولت تحويل شوند حاضريم شاه در پاناما توقيف گردد (با فرستادن اسناد جرايم شاه به پاناما) ـ قصد فرار شاه از پاناما ـ عدم موفقيت قطب زاده (وزير خارجه) در تحويل گرفتن گروگان ها از دانشجويان و پايان مدت چهار روز و فرار شاه از پاناما ـ نامه خصوصى كارتر به امام را دفتر، امام افشا كرد و آمريكا نيز ناچارا آن را تكذيب نمود. ـ نامه خصوصى كارتر به بنى صدر: اگر گروگان‏ها را تحويل بگيريد، از تحريم جديد ايران خوددارى مى‏كنيم؛ ـ شوراى انقلاب؛ چنانچه آمريكا هيچ تحريك جديدى نكند گروگان‏ها را تحويل مى‏گيريم، تا نهايتا پارلمان تصميم بگيرد؛ ـ مخالفت امام با تحويل گروگانها به شوراى انقلاب؛ ـ محاصره اقتصادى ايران توسط آمريكا و بلوكه كردن اموال ايران؛ ـ بحث تحريم بين‏المللى ايران در شوراى امنيت سازمان ملل، باوتوى روسيه ـ شوروى مواجه شد. ـ قطع رابطه آمريكا با ايران؛ ـ افزايش پايگاه‏هاى آمريكا در تركيه و پاكستان؛ آمريكا اعلام كرد عليه ايران اقدام نظامى نمى‏كند تا ايران و اروپا را فريب دهد، شايد كه اروپا با تحريم اقتصادى موافقت كند، ملاقات هيأتى از جامعه اقتصادى اروپا با بنى صدر براى اينكه هيأتى از صليب سرخ با گروگان‏ها ملاقات كنند؛ ـ مخالفت دانشجويان با اين ملاقات؛ ـ تحريم اقتصادى ايران توسط اروپا؛ ـ آشوب در دانشگاه و در امجديه تهران (ورزشگاه روبروى سفارت آمريكا) توسط گروههاى سياسى ظاهرا ضد آمريكايى!!؛ ـ عمليات نجات گروگان‏ها كه از درياى عمان آغاز شده بود و به قصد امجديه تهران، در طبس عقيم ماند. ـ سوريه، ليبى، الجزاير و ساف عمليات آمريكا را محكوم كردند؛ ـ بلوك شرق: محكوميت آمريكا همراه نرمش نسبت به آمريكا؛ ـ مصر و اروپاى غربى از آمريكا حمايت كردند؛ ـ تشكيل دادگاه لاهه براى بررسى مسأله گروگان‏ها، اما ايران صلاحيت آن را به رسميت نشناخت؛ ـ محكوميت ايران در لاهه؛ ـ مصوبه مجلس ايران در مورد گورگان‏ها و 4 شرط براى آزادى آنها؛ ـ تشكيل كنفرانس بررسى جنايات آمريكا در تهران و شركت نمايندگانى از 50 كشور جهان ـ كودتاى بختيار در هيجدهم تير ماه 59 با شكست مواجه مى‏شود؛ ـ مرگ مشكوك شاه و از دست رفتن خواسته اصلى دانشجويان. 2 ـ تجاوز عراق به ايران در 31 شهريور59 (22 سپتامبر80) حدود سه هفته قبل از انتخابات رياست جمهورى آمريكا اشغال هزاران كيلومتر خاك ايران از پنج استان مرزى، با به كارگيرى ارتشى با لشگر مجهز، حدود 3 هزار تانك و صدها هواپيما ـ قطعنامه 479 شوراى امنيت سازمان ملل: خواستار جلوگيرى از تشديد جنگ مى‏شود! (6 مهر 59 ـ 28 سپتامبر) بدون اينكه خواستار عقب نشينى متجاوز شود!! 14 آبان نيز رئيس شوراى امنيت سخنرانى كرد ولى خواستار عقب نشينى نشد؛ ـ شكست سخت كارتر در انتخابات رياست جمهورى آمريكا از ريگان، كانديداى جمهورى خواهان كه براى اعاده حيثيت و اعمال قدرت آمريكا شعار مى‏داد چون معتقد بود كارتر، آمريكا را در قبال ايران سخيف كرد.(29) ـ عزيزى مسؤول دفتر اجرايى دولت رجايى: حال بايد گروگان‏ها آزاد شوند و بهره‏اى از نگه داشتن آنها نداريم، اما آمريكا نمى‏خواهدتا آنها آزاد شوند،چرا كه مى‏خواهند عليه ايران تبليغ كند؛ ـ ميانجيگرى الجزاير براى حل مسأله گروگان‏گيرى 3 ـ امضاى بيانيه الجزاير بين دولت ايران و آمريكا در الجزاير 29 دى 59 (19 ژانويه 81) 1 ـ تصفيه نهايى مالى بين ايران و آمريكا: آمريكا دارايى‏هاى ايران را بدهد و ايران هم قرض خود را نقدا بپردازد، البته 1 ميليارد دلار از اموال ايران به عنوان تضمين پرداخت دعاوى آمريكا نزد بانك سوم بماند. 2 ـ عدم دخالت آمريكا در امور داخلى ايران. 3 ـ براى دريافت اموال شاه، به دادگاه آمريكا مراجعه شود. 4 ـ اتباع طرفين مى‏توانند عليه دولت مقابل به داورى لاهه مراجعه كنند. 5 ـ و چنانچه در انتخاب سرداور به توافق نرسيدند، دبيركل ديوان داورى لاهه نظر دهد، (با توجه به اينكه در زمان مورد نظر دبيركل وجود نداشت طبق قانون، رئيس ديوان عالى هلند، سرداور را انتخاب كرد كه كاملاً انتخابش به نفع آمريكا بود) ـ عليرغم تلاش‏هاى دولت كارتر، آزادى گروگان‏ها در زمان دولت كارتر انجام نشد و در رياست جمهورى ريگان پس از 444 روز گروگان‏ها آزاد شدند؛ ـ لغو تحريم اقتصادى ايران توسط اروپا؛ ـ ادامه قطع رابطه سياسى و تحريم اقتصادى ايران توسط آمريكا ـ برقرارى رابطه ديپلماتيك بين آمريكا و عراق و خروج نام عراق از ليست آمريكايى كشورهاى حامى تروريسم (در عوض، ايران در اين ليست قرار گرفت)؛ ـ اولين حمله عراق به كشتى‏ها در خليج فارس در هشتم خرداد 1360 (21 مى 1981) به يك كشتى پانامايى صورت گرفت. 4 ـ تحولات داخلى ايران و حذف كليه كاركرد گرايان از قدرت سياسى ايران و قدرت نمايى نظامى ـ انفجار 7 تير و 8 شهريور، يكى از بى سابقه‏ترين اقدامات تروريستى عليه يك دولت و سكوت مراجع بين‏المللى؛ ـ فرار بنى صدر و رهبر سازمان تروريستى مجاهدين خلق به فرانسه و فرود آنها در يك فرودگاه نظامى در فرانسه؛ نامه تبريك ميتران (رئيس جمهور فرانسه) به رئيس جمهور جديد ايران (رجايى) و پاسخ شديد الحن رجايى، به دليل پناهندگى فراريان ايران و در نتيجه تيرگى روابط ايران و فرانسه ) ـ عمليات ثامن الائمه و از بين رفتن محاصره آبادان در پنجم مهر ماه 1360؛ ـ عمليات طريق القدس آزادى بستان در هشتم آذر ماه 1360؛ كه عراق رسما حمله به كشتى‏ها و چاههاى نفتى رادر يازدهم اسفند ماه 1360 به عنوان موقعيت نظامى اعلام كرد؛ ـ عمليات فتح المبين آزادى، 2400 كيلو مترى از غرب شوش و دزفول، خصوصا ارتفاعات و سايت‏ها و رادارها (2/1/61)؛ ـ عمليات الى بين المقدس آزادى خرمشهر در سوم خرداد 1361؛ ـ عقب نشينى عراق از كليه مناطق اشغالى، غير از چند منطقه استراتژيك 5 ـ آغاز تهاجم ايران به داخل خاك عراق و موضع برتر ايران در جهان امام، نظر فرماندهان سپاه پاسداران را به عنوان نظر كارشناسى پذيرفت و با ورود به خاك عراق موافقت كرد. ـ قطعنامه 514 شوراى امنيت و در خواست آتش بس و عقب نشينى به مرزها!! همچنين اعزام نيروهاى ناظر سازمان ملل‏در تاريخ بيست و يكم تير ماه 1361، كه براى اولين بار، سازمان ملل به عقب نشينى اشاره مى‏كند، زيرا ديگر ايران در داخل خاك عراق است، نه عراق در خاك ايران؛ ـ عمليات رمضان در منطقه شلمچه عراق در بيست و سوم تير ماه 1361، كه به نتيجه‏اى نرسيد ـ قطعنامه 522 شوراى امنيت و تكرار در خواست‏هاى قبلى، به فاصله يكماه و نيم بعد؛ شهريور 61؛ ـ عمليات محرم؛ در منطقه فكه كه 85 كيلومتر از عراق در تاريخ دهم آبان 1361 تصرف شد؛ ـ بيانيه رئيس شوراى امنيت و تكرار در خواستهاى قبلى در دوم اسفند 1361؛ اولين حملات موشكى عراق به شهرهاى مسكونى ايران از جمله در دزفول فروردين ماه 1362 (آوريل83)؛ هشدار ايران به سازمان ملل، قبل از حملات هوايى عراق به شهرهاى پيرانشهر، گيلانغرب، بانه، مريوان، انديمشك در هيجدهم ارديبهشت 1362؛ گزارش هيأت اعزامى سازمان ملل از تخريب هويزه، خرمشهر، قصر شيرين، به ميزان نود تا صد در صد و ديگر، شهرها توسط نيروهاى مكانيزه عراق، طى اشغال آنهادر پنجم خردادماه 1362؛ هشدار مجدد ايران به سازمان ملل، در مورد حمله هوايى عراق به شهرها در بيستم مرداد1362؛ عمليات والفجر 4، در منطقه بانه و مريوان و تصرف ارتفاعاتى كه رابطه گروههاى چريكى كردستان ايران را با عراق قطع مى‏كرد (27/7/62)؛ ـ آغاز مقابله به مثل ايران، پس از 3 سال حمله عراق به كشتى‏ها (30) و آغاز جنگ نفتكشها (مارس 84)؛ ـ انزواى ايران در اوپك و پايين آوردن قيمت نفت از 36 دلار به 28 دلار عليرغم مخالفت ايران؛ ـ طرح ايران در اخراج اسرائيل از سازمان ملل در مجمع عمومى موفق نشد و سالهاى بعد نيز اين قضيه تكرار شد؛ ـ اعلان ژاپن در اقدام ميانجيگرى بين ايران و عراق و سفر وزير خارجه ژاپن به تهران به همين منظور با مخالفت ايران رو به رو شده و هدف سفر رسما عوض شد؛ ـ عمليات خيبر تصرف جزاير نفتى مجنون (3/12/63)؛ ـ عمليات بدر و پيشروى در منطقه مجنون و رسيدن به رود دجله، اما عقب‏نشينى دوباره به مجنون به دليل استفاده شديد و گسترده از انواع سلاح شيميايى توسط عراق (20/12/63)؛ ـ آغاز توقيف كشتى كشورهاى متحد عراق يا حمله موشكى ايران به اسكله‏هاى جنوب خليج فارس ـ سخنان مهم دبيركل سازمان ملل در نقد سيستم بين‏المللى، به دليل برخورد ناعادلانه با ايران (4/2/64 ـ مارس 84)؛ ـ شوراى امنيت بدون ذكر نام عراق كاربرد سلاح شيميايى عليه سربازان ايران را محكوم كرد. (7/2/64)؛ ـ وزير خارجه عراق گفت: اعلاميه شوراى امنيت، بيانگرگرايش تسليم شدن بر فشار ايران است. سفر سعود الفيصل وزير خارجه (روسيه ـ شوروى) آمريكا به تهران (2/3/64)؛ عمليات كربلاى يك (آزادى مهران) در يازدهم تيرماه 1364؛ والفجر هشت، تصرف فاو، و قطع ارتباط مستقيم عراق با خليج فارس در بيستم بهمن ماه 1364؛ 6 ـ سقوط قيمت نفت به پايين‏ترين حد خود طى 8 سال (كمتر از 10 دلار) ـ استراتژى «دفاع متحرك» در بهار 65 از طرف عراق و حملات در 3 منطقه (جنوبى، ميانى، شمالى)؛ ـ پيشروى به داخل ايران در فكه، مهران و حاج عمران؛ ـ پاتك‏هاى ايران و باز پس‏گيرى مناطق فوق (شكست كامل استراتژى جديد عراق)؛ ـ «جنگ همه جانبه» از طرف عراق (بمباران پالايشگاهها ـ نيروگاهها ـ كارخانه‏ها و بنادر ـ ...)؛ ـ اجلاس سران عدم تعهد و تغيير محل از بغداد به دهلى نو؛ به دليل نا امن نشان دادن بغداد از طرف ايران؛ ـ 3 عمليات موفق ايران وعدم حضور صدام در اجلاس سران عدم تعهد، به دليل ترس از عمليات نهايى. 7 ـ غرب و اعراب خواهان نزديكى به ايران ـ روابط نزديك فرانسه و ايران پس از نخست وزيرى شيراك؛ ـ سفر غير رسمى اليورنوث و مك فارلين به تهران همراه پيام و هديه ريگان (31) براى مسؤولين رده اول ايران و رؤساى سه قوه. نخست وزير و وزير خارجه هيچ‏كدام حاضر به مذاكره نشدند، مذاكره با يك نماينده مجلس و فروش تعدادى سلاح به ايران و آزاد كردن بعضى سلاح‏هاى بايكوت شده؛ با توجه به اينكه ايران رسما خواهان آزادى گروگان‏ها شده بود؛ ـ تلاش براى آزاد شدن دو گروگان بيروت؛ ـ پذيرش طرح ايران در اوپك و تعيين سقف توليد نفت و قيمت آن؛(32) ـ پيام‏هاى رهبران مهم خليج فارس براى بهبود روابط با ايران؛ طرح مسأله جانشينى صدام حسين. 8 ـ افشاى سفر محرمانه مقامات آمريكا به تهران و آغاز جنگ بين‏المللى عليه ايران ـ سخنرانى رئيس مجلس در افشاى سفر مك فارلين به تهران در سالگرد تصرف سفارت آمريكا (13 آبان 65) و در سخنرانى‏هاى بعدى افشاى گذرنامه‏هاى جعلى و هداياى شخصى ريگان به خبرنگاران خارجى؛ ـ آغاز بحران طولانى ايران گيت در آمريكا؛ ـ طرح مسأله عدم رعايت حقوق بشر در ايران در مجمع عمومى سازمان ملل و تصويب رسيدگى مخصوص به وضع حقوق بشر در ايران؛ ـ سردى روابط بين آمريكا و اروپا به دليل نزديكى محرمانه باايران براى حل مسأله گروگان‏ها در لبنان عليرغم؛ توصيه آمريكا به اروپا در عدم نزديكى به ايران و همچنين استفاده آمريكا از گذرنامه‏هاى جعلى اروپايى؛ ـ آغاز عمليات طولانى كربلاى پنج؛ كه به تصرف شلمچه ختم شد 19/10/65؛ ـ آغاز دور ديگرى از جنگ شهرها در حد بسيار وسيع و طولانى توسط عراق (همراه با عمليات كربلاى 5)؛ ـ حمله موشكى به بغداد پاسخگوى حملات هوايى به تهران نبود؛ ـ عمليات كربلاى هشت در ادامه كربلاى پنج و عدم موفقيت آن، به دليل سلاح‏هاى شيميايى عراق. 9 ـ سال 66 و ضربه‏هاى بين‏المللى به ايران جهت به مذاكره كشاندن و امتياز گرفتن از ايران ـ جنگ سفارتخانه‏ها بين ايران و فرانسه و انگليس؛(33) ـ تصويب قطعنامه 598 در شوراى امنيت سازمان ملل؛ به اتفاق آرا (22 ژوئن 1987 ـ 1 تير 66)؛ در تاريخ سازمان ملل، براى اولين بار پنج عضو دايم شوراى امنيت، جلسه خصوصى تشكيل دادند تا عليه يك كشور به توافق برسند!! محتواى قطعنامه لزوم آتش بس ـ بازگشت به مرزهاى بين‏المللى (با توجه به تصرف بخشهايى از عراق توسط ايران) مبادله كامل اسرا (اسراى ايران كمتر از عراق بود) ـ تعيين متجاوز آغاز كننده جنگ كمك بين‏المللى براى بازسازى مراكز تخريب شده در جنگ، اقدام دبير كل جهت ايجاد يك امنيت منطقه‏اى (خليج فارس) لشكر كشى عظيم آمريكا به خليج فارس در كنار (روسيه ـ شوروى) و بعضى اعضاى ناتو(34) (قبل از آمريكا، به در خواست كويت، (روسيه ـ شوروى) چند ناو براى حفاظت از نفتكشهاى كويت در قبال حمله ايران آورده بود) (تجمع نيروى دريايى آمريكا در خليج فارس حتى از نيروى دريايى آمريكا در جنگ ويتنام بيشتر بود) ـ تعداد كشورهاى مقابل ايران: 7 كشور خليج فارس + 7 كشور غربى (4 كشور از اعضاى دايمى شوراى امنيت) ـ در گيريهاى متعدد دريايى بين ايران و اعضاى ناتو ـ كشتار وسيع زائران ايرانى در عربستان (قتل حدود 400 نفر و جراحت هزاران نفر) 30 تير 66 ـ كنفرانس سران عرب در امان و تأييد عراق و عربستان و كشورهاى خليج فارس در مقابل ايران و حتى اولويت دادن به مبارزه عليه ايران نسبت به مبارزه با اسرائيل ـ آغاز قيام انتفاضه در اسرائيل توسط فلسطينى‏ها دسامبر 1987 ـ آذر 66 ـ طرح تحريم تسليحاتى ايران (جهت بايكوت كامل نظامى) در (سازمان ملل) ـ سفر تورگوت اوزال نخست وزير تركيه به تهران ـ تصرف حلبچه در پايان سال 66 توسط ايران (پاسخ عجيب ايران به يكسال تهاجمات بين‏المللى) (35) ـ بمباران شيميايى حلبچه توسط عراق ـ موضعگيرى دبير كل (سازمان ملل) عليه به كارگيرى سلاحهاى شيميايى توسط عراق ـ وزير خارجه عراق: از اظهارات دبير كل و ديگر مقامات شوراى امنيت در همدردى با ايران بيزاريم. ـ ادامه اختلافات شديد بين 2 جناح داخلى ايران به دليل انتخابات مجلس سوم شوراى اسلامى ـ هواپيما ربايى 15 روزه از كويت به مشهد و جّو شديد بين‏المللى عليه ايران 16/1/67 ـ انفجار مين زير ناو آمريكايى و اتهام آمريكا به ايران در مين گذارى حمله عراق به فاو و باز پس‏گيرى آن حمله همزمان آمريكا به اسكله سلمان در خليج جنگ دريايى 8 ساعته ايران از يك طرف آمريكا و انگليس از طرف ديگر پس از حمله به سلمان 29/1/67 تشديد فشار به ايران اعلان آمادگى كمك كشورهاى غربى به كليه كشتى‏هايى كه در معرض خطر ايران قرار مى‏گيرند. سفر رئيس جمهور ايران به چين و كره شمالى انتصاب رئيس مجلس (آقاى هاشمى) به جانشينى فرماندهاى كل قوا آمريكا پيشرفته‏ترين رزمناو خود را به خليج فارس آورد 24/3/67 عمليات بين المقدس 7 در شلمچه (شكل جديد از عمليات ايران: نابودى تجهيزات) 24/3/67 حمله ايران به نفتكش انگليس نامه 152 نماينده كنگره به شولتز براى حمايت دولت آمريكا از سازمان تروريستى مجاهدين خلق عليه ايران (20 ژوئن 3088 خرداد 67) حمله عراق به جزاير مجنون و شلمچه و پس از پس‏گيرى آنها حمله سازمان تروريستى مزبور و تصرف مهران (حمله مكانيزه نه چريكى) عقب نشينى كامل ايران به مرزهاى بين‏المللى 23 تير 67 دوره سوم ـ تير 67 تا سال 71 1ـ قبول قطعنامه 598 از سوى ايران ـ 27 تير 67 ـ حمله سراسرى عراق به داخل ايران (36) و تصرف چندين شهر و تكرار حوادث اوليه جنگ ـ حمله همزمان سازمان تروريستى مزبور به اسلام آباد و طرح 5 مرحله‏اى تا رسيدن به تهران. ـ بسيج عظيم مردمى در ايران و شكست سريع متجاوزان. ـ عقب نشينى عراق و پذيرش آتش بس (حدود 2 هزار Km از خاك ايران در اشغال ماند) 8 اوت 88 ـ آتش بس رسمى توسط (سازمان ملل) 20 اوت 88 ـ 29 مرداد 67 ـ تجديد رابطه ايران و فرانسه مذاكره رسمى براى بهبود كامل روابط ايران و انگليس و سفر هيأت 3 نفره پارلمان انگليس به تهران براى حل اختلافات مالى ايران و انگليس و پرداخت 1 ميليون پوند خسارت به ايران ـ پيشنهاد آمريكا براى مذاكره مستقيم با ايران و عدم پذيرش ايران مادامى كه اموال ايران هنوز در توقيف دولت آمريكاست ـ اولين دور مذاكرات 3 جنبه ايران، عراق، (سازمان ملل) (در سطح وزير خارجه) ايران عدم حمله به كشتى‏هاى جنگى عراق را پذيرفت. ايران عدم تصرف كامل اروند رود توسط عراق را نپذيرفت. ايران مبادله اسرا قبل از عقب نشينى را نپذيرفت. عراق عقب نشينى را نپذيرفت. ـ اتحاديه عرب از مواضع عراق حمايت كرد. ـ ورود عراق به صحنه جنگ در لبنان و حمايت از فالانژها در مقابل سوريه و ايران ـ عراق 200 تانك و نفر بر غنيمتى از ايران را به شاه اردن هديه كرد. 2ـ تهاجم فرهنگى ايران بر سيستم بين‏المللى و برخورد شديد سيستم ـ نامه امام به گورباچف در مورد اينكه: (روسيه ـ شوروى) به طرف سرمايه دارى غرب نرود، 11/10/67، مشكل (روسيه ـ شوروى) در نداشتن پشتوانه مذهبى است، ايران آماده از ارائه تئورى خود (مذهب اسلام) براى (روسيه ـ شوروى) است (در عين احترام به حسن همجوارى) ـ كنفراس پاريس در مورد سلاحهاى شيميايى از ايران و عراق هم دعوت كرد ولى عراق به دليل به كارگيرى سلاح شيميايى محكوم نشد. ـ كنفرانس بين‏المللى افغانستان در تهران: به جهت اتحاد كليه مجاهدين افغانى و كسب توجه و كمكهاى بين‏المللى به آنها 27/10/67 حكم اعدام سلمان رشدى از طرف امام به دليل نوشتن كتاب آيات شيطانى كه به پيامبر و قرآن و بسيارى از اعتقادات اسلامى اهانت كرده است. 25/11/67 اقدام مشترك جامعه اقتصادى اروپا عليه ايران همراه حملات شديد و توهين‏آميز به ايران توسط رهبران اروپايى ـ فراخوانى كليه سفرا از تهران ـ تحريم ديپلماتيك قطعنامه پارلمان اروپا: بايد پس از قطع رابطه ديپلماتيك و اقتصادى و تحريم سلاح، به جاى دولت ايران سازمان (تروريستى) مجاهدين خلق را به رسميت بشناسيم ـ سازمان كنفرانس اسلامى مرتد بودن رشدى را تأييد كرد (حكم اسلام در مورد مرتد، اعدام است) 23/12/67 ـ حمايت بسيارى از مسلمانان خصوصا در اروپا از حكم امام (با برپايى تظاهرات و...) ـ قطعنامه كنفرانس اعراب در مراكش و حمايت مجدد از مواضع عراق در مقابل ايران: خرداد 68 (صلح دايمى بشرط حاكميت عراق بر اروندرود ـ آزادى اسرا) ـ تركيه خواستار خروج سفير ايران مى‏شود. ـ تغيير قانون اساسى و تحول ساختار سياسى ـ حقوقى در ايران ـ تغيير رهبرى و رؤساى 3 قوه و كابينه ايران (تظاهرات عجيب و باور نكردنى مردم در تشييع جنازه رهبر انقلاب) ـ ادامه مذاكرات 3 جانبه صلح: ايران - آمريكا - (سازمان ملل) ـ مبادله نامه بين رؤساى جمهورى ايران و عراق ـ معاون وزير خارجه فرانسه در تهران براى حل اختلافات مالى 28/6/68 ـ وزير خارجه سوريه در تهران براى توافق در مسأله لبنان (با توجه به طرح اتحاديه عرب در مورد قانون اساسى لبنان) 29/6/68 ـ قتل قاسملو در اتريش در جلسه مذاكره با نماينده ايران آذر 68 ـ طرح عدم رعايت حقوق بشر در ايران را مجمع عمومى (سازمان ملل) دوباره بررسى كرد و چون ايران قول بازرسى زندانهاى خود را داد ايران محكوم نشد. ـ طرح دفاع هوايى آمريكا از عربستان در برابر تهديدات محلى (ايران) (37) نيويورك تايمز 19/11/68 قدرت نمايى عراق در سيستم بين‏المللى اعدام «باز رفت» روزنامه‏نگار ايرانى الأصل انگليسى در عراق اعدام يك سوئدى به اتهام جاسوسى براى اسرائيل در عراق عراق مثل ايران هدف جنگ تبليغاتى و تهديدهاى بين‏المللى قرار گرفت تهديد عراق در حمله شيميايى به اسرائيل در صورت هر نوع حمله اسرائيل به عراق تهديد عراق به كويت و امارات به دليل توليد نفت بيش از سهميه اوپك توجه امتياز طلبانه عراق به كويت (باج خواهى عراق از كويت به بهانه استخراج نفت از منابع عراق توسط كويت ولى به هدفِ بخشيده شدنِ كليه بدهيهاى عراق و به دست آوردن جزيره بوبيان) ـ اجلاس سران عرب در بغداد به رياست صدام 9 خرداد 69 ـ سفر مبارك به سوريه براى حل اختلاف سوريه و عراق (2بار) خرداد و تير 69 ـ مذاكرات مستقيم وزراى خارجه ايران و عراق اوايل تير ـ سفر وزير خارجه ايران به كويت 19 تير 3ـ حمله عراق به كويت (38) (3 هفته پس از سفر دكتر ولايتى به كويت) ـ 11 مرداد ـ 12 اوت 90 ـ آخرين نامه رئيس جمهور عراق به ايران در پذيرش كامل خواسته‏هاى ايران. (عقب نشينى كامل عراق و تبادل اسرا كه به سرعت انجام شد در صورتى كه عراق قبلاً فرصت زيادى را براى اين كار لازم مى‏دانست) ـ محكوم كردن تجاوز عراق به كويت از طرف ايران ـ تشديد جنگ تبليغاتى بين دشمنان ايران (يك طرف عراق، يك طرف شوراى همكارى خليج + ناتو) كه به تضعيف طرفين و افشاى جرائم آنها و تقويت ديپلماسى ايران منجر مى‏شد. ـ خوف غرب از قدرت فزاينده انقلاب اسلامى وزير خارجه يونان: رشد جنبشهاى اسلامى (مثل پيروزى بنيادگرايان در الجزاير) يكى از تهديدات عليه شمالِ توسعه يافته است. امروز حتى در كشورهاى غير اسلامى،نيروهاى اسلامى به صورت مخالفان بسيار قدرتمند شده‏اند فيليپين، سنگاپور، چين ـ شكست ميانجيگرى اعراب در حل بحران منطقه ـ جنگ 45 روزه غرب عليه مراكز اقتصادى و نظامى عراق ـ گروگان گرفتن غربى‏ها توسط عراق ـ حملات موشكى عراق به اسرائيل و عربستان و تهديد به حمله شيميايى ـ پيشنهاد عده‏اى از نمايندگان مجلس ايران براى ورود ايران در جنگ عليه آمريكا (به نفع صدام) ـ تايمزمالى: 207 شركت از 21 كشور غربى در ايجاد توانايى شيميايى عراق سهيم بوده‏اند 14/11/69 ـ اعلان بى طرفى ايران در جنگ و محكوميت تجاوز طرفين (تجاوز عراق به كويت و بمباران مناطق مسكونى توسط آمريكا) ـ آوارگى صدها هزار عراقى به ايران و تركيه ايران در پذيرش آنها هيچ گونه حد و مرزى قائل نشد (عليرغم مشكل اقتصادى خود) تركيه عليرغم كمكهاى فراوان اروپا و آمريكا در پذيرش آنها بسيار محدوديت و خشونت به خرج داد. ـ جامعه اقتصادى اروپا خواستار نقش ايران در امنيت منطقه شد. تبادل پيام بين رؤساى جمهور ايران و عراق و عدم پذيرش نظر ايران جهت عقب نشينى از كويت پذيرش طرح (روسيه ـ شوروى) توسط عراق: عقب نشينى بدون قيد و شرط ـ لغو قطعنامه مجازات و غرامت و تحريم عراق ـ حفظ حكومت و مرزهاى عراق غرب طرح (روسيه ـ شوروى) را نپذيرفت و براى عقب نشينى عراق التيماتوم تعيين كرد. پس از مدتى هراسِ غرب، حمله زمينى به كارگردانى آمريكا به عراق آغاز شد.(39) شكست فورى و 3 روزه عراق (50 هزار اسير + 3 هزار تانك غنيمتى) اشغال 15% خاك عراق و تسليم بى قيد و شرط عراق (40) تحريك فورى شيعيان و كردها در به دست گرفتن شهرهاى جنوب و شمال حمله خشن و كشتار عمومى ارتش عراق در شهرهاى فوق ـ آوارگى ميليونى مردم عراق در ايران و تركيه ـ برقرارى مجدد رابطه ديپلماتيك بين ايران و كانادا، تونس، عربستان، موريتانى، اردن، مراكش (اين كشورها خود رابطه‏شان را با ما قطع كرده بودند) ـ برقرارى رابطه ديپلماتيك بين ايران وانگليس (بدون پس گرفتن حكم اعدام رشدى از طرف ايران) ـ حجم عظيم سفر مقامات بالاى ديپلماتيك و اقتصادى كشورهاى جهان به ايران ـ تحميل مراسم دلخواه در حج از طرف ايران به عربستان ـ تضعيف بيانيه دمشق (پيمان امنيتى جنوب فارس + مصر و سوريه) توسط ايران ـ مخالفت ايران با حضور بيگانگان براى حفظ امنيت منطقه (طرح ايران: امنيت منطقه توسط كشورهاى منطقه طبق قطعنامه 598) ـ كمك و تشويق ايران در جهت آزاد شدن كليه گروگانهاى غربى در لبنان ـ مخالفت ايران با كنفرانس صلح خاورميانه به كارگردانى آمريكا (مذاكره مستقيم بين اسرائيل و همسايگان خود بدون پس دادن زمينهاى اشغالى) ـ اعزام هيأتهاى ديپلماتيك ايران به كشورها براى مقابله با كنفرانس فوق در مادريد. ـ تشكيل كنفرانس بين‏المللى حمايت از انتفاضه (انقلاب عليه اسرائيل) در تهران (هدف ايران: اسلامى كردن مسأله فلسطين در مقابل: عربى كردن آن توسط آمريكا) ـ محوريت ايران در اجلاس ششم سران كشورهاى اسلامى در سنگال و جو سازى عليه مذاكرات صلح در مادريد و واشنگتن ـ استقبال عجيب مردم سنگال و سودان از رئيس جمهور يك كشور خارجى (هنگام سفر رئيس جمهور ايران ـ به آن كشورها) ـ پيشرفت‏ها و بن بستها در مسير صلح خاور ميانه (اسرائيل وساف ـ اسرائيل واردن ـ اسرائيل و سوريه ـ اسرائيل و لبنان) ـ ادامه مخالفت ايران با مسير صلح خاورميانه ـ استراتژى مهار دو جانبه از طرف آمريكا جهت مهار همزمان ايران و عراق در منطقه. پى‏نوشت‏ها: 1. عضو هيئت علمى دانشكده روابط بين‏الملل 2- «شوراى روابط خارجى» در آمريكا، بعنوان تراست مغزهاى امپراتورى وسيع آمريكا، طرح‏هاى بلند مدت و كوتاه مدتى را براى چگونگى و مكانيسم‏هاى مختلف رشد اين سيستم بين‏المللى تهيه كرد كه بعدها «كميسيون سه جانبه» در طرحهاى دراز مدت، مكمل آن شد. 3- كومكون كه مى‏خواست علاوه بر استقلال: ايدئولوژى ماركسيسم را نيز مدنظر داشته باشد و 2 اصل «عدم بدهى كشورى به كشور ديگر» و لزوم «مبادله پاياپاى» را در سرلوحه مبادلات اقتصادى قرار دهد رفته رفته با مشكل مواجه شده و مجبور شدند اين اصول را كنار گذارند و نوعى روابط كاپيتاليستى بركومكون حاكم سازد و اما مشكلات ديگر مانند عقب ماندگى صنعتى نسبت به غرب و ضعف ارزى نيز باعث شد هدف اوليه هم مخدوش شود (استقلال از سيستم اقتصادى جهان) و آرام آرام به مبادله با غرب و وام گرفتن از آنها روآوردند و اين روند نهايتا با فروپاشى بلوك ماركسيستى پايان يافت. 4- با در خواست كمك كوبا، خروشچف تصميم گرفت موشك‏هاى قاره‏پيما در كوبا مستقر كند كه بحران موشكى سال 62 به وجود آمد. 5- در دهه هشتاد حتى يونسكو وفائو توانستند با اتكاى به اين مبارزات ضد امپرياليستى به مقاومت و تهاجم به سيستم بپردازند كه متأسفانه پس از چند سال فشار و شانتاژهاى بين‏المللى غرب، دوباره سيستم امپرياليستى بريونسكو مسلط شد. 6- البته لازم به ذكر است كه اگر عراق پس از جنگ خليج فارس به عنوان يك كشور جهان سومى مورد خشم سيستم قرار گرفته است، نه به دليل انقلابى گرى صدام، بلكه تجاوزگرى اوست. 7- غير از 82 سال اشغال ايران توسط مقدونى‏ها (فاصله دوره هخامنشيان و پارت‏ها يا اشكانيان) 8- به استثناى آل بويه، سلجوقيان و صفاريان؛ كه متصرفات و قدرت زيادى نيز داشتند و سلطه خليفه را قبول نداشتند. 9- البته دلايل ديگرى مانند؛ رفاه‏طلبى‏ها، خوشگذرانى و جدايى شاهان از مردم و نيز غير مردمى وحتى ضد مردمى بودن و بالاخره عدم حمايت مردم از آنهادر مقابل مشكلات داخلى و خارجى و ترس شاهان از برخورد با ابرقدرت‏ها نيز، عامل اين روند بودند. 10- با توجه به اينكه حيات غرب بستگى به تأمين انرژى دارد، ژرزف سيسكو معاون وزير خارجه آمريكا در 26 نوامبر 1969، در يكى از كميته‏هاى فرعى كميته بودجه سناى آمريكا گفته بود: امنيتِ انرژى، شالوده امنيتِ ملى ماست. 11- حتى پس از توليد موشكهاى دور برد كه مى‏توانست از زيردريايى‏ها (از اقيانوس هند، به داخل خاك شوروى) پرتاب شود، آمريكا كماكان از پايگاه‏هاى زمينى در ايران بهره مى‏برد. 12- فرانسه حتى سلاح استراتژيك «غير قابل فروش» خود را براى اولين بار «اجاره» داد، تا عراق به عنوان دشمن بالفعل ايران منابع نفتى ما را هدف گيرد. (هواپيماى سوپر اتاندار) 13- مردم پاكستان شديدترين فعاليت ضد آمريكايى را پس از 13 آبان 58 در خارج ايران انجام دادند. 14- ايران در مقابل اخراج ديپلمات‏ها و ضرب و جرح يك ديپلمات ايران در انگليس، و همچنين در خواست بازپرسى از ديپلمات ايران در فرانسه و محاصره سفارت ايران توسط پليس فرانسه، نه تنها مقابله به مثل كرد بلكه گاه شديدتر از آنها برخورد كرد. 15. مأخوذ از نام olympia در يونان 16- سالهاى 1986 به بعد، معمولاً مجمع عمومى سازمان ملل مصوباتى در نقض حقوق بشر در ايران داشته است. 17- در اين سال، اوپك با 12 رأى مثبت و رأى منفى ايران قيمت نفت را از بشكه‏اى 36 دلار، به 28 دلار تقليل داد. 1-Foundamentalism 18. مبارز قهرمان ايرلندى كه قربانى اعتصاب غذا در زندان‏هاى انگليس شد. 19- حتى اين سفر باعث شد ليبى تا مدتى نسبت به ايران تغيير موضع دهد. 20- روزنامه جمهورى اسلامى 2/3/1364 21- قرارداد سال 1985 22- روزنامه‏هاى عصر تهران 11/12/1366 23- برخى معتقدند كه رابطه اين 2 اصل، به اصطلاح از نوع تضاد آنتاگونيستى و غير قابل جمع است و اصلاً قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، دراينكه عدم دخالت در امور داخلى را به عنوان يك اصل اسلامى پذيرفته، اشتباه كرده است. 24- اين تفاوت مسأله‏اى بود كه متفكرينى از قبيل، فرانتس فانون در مورد آن اظهار نظر كرده‏اند، اما هنوز معيار مشخصى براى تمييز آنها ارائه نشده است و در عين حال ايران، مانع محكوميت حركت‏هاى آزادى بخش مظلومين تحت عنوان تروريسم مى‏شود كه آخرين مورد آن اجلاس سران كنفرانس اسلامى در مراكش بود (1373) و كوشش ايران باعث شد حركت‏هايى مانند انتفاضه، مشروع باشد با توجه به اينكه اين تمايز يك مسأله ارزشى است، هرمكتبى براى خود معيارى ارائه مى‏دهد كه بايد معيارهاى تشخيص ظالم از مظلوم و حد جواز مقابله به مثل و... طرح شود، ولى آنچه حتمى است محكوميت خشونت ظالم عليه مظلوم است وحق مبارزه قهرآميز با دولت متجاوز. 25- نام بردن از ماركوس پينوشه به عنوان ديكتاتور در اخبار راديو تلويزيون ايران در جهت اين سياست بوده است. 26- اسرائيل خارج از جهان سوم منظور شده است. 27- اسناد سفارت آمريكا، چاپ دانشجويان مسلمان پيرو خط امام ـ دو جلدمربوط به كردستان (جلد 31 و 32) 28- معمولاً رؤساى جمهور آمريكا، براى دوره دوم رياست جمهورى نيز رأى مى‏آورند، اما مسأله ايران اين سنت انتخابات را در آمريكا تغيير داد. 29- سال 81 ــــ 5 حمله عراق به كشتى‏ها سال 82 ــــ 22 حمله عراق به كشتى‏ها سال 83 ــــ 16 حمله عراق به كشتى‏ها 30- هداياى ريگان از اين قرار بود: يك جلد كتاب مقدس (انجيل) با امضاى شخص ريگان يك كلت يك كيك براى آشتى 31- سقف توليد نفت بدون حضور عراق، 5/16 ميليون بشكه در روز با قيمت 18 دلار در هر بشكه تعيين شد. 32- جنگ بين ايران و فرانسه با احضار يكى از اعضاى سفارت ايران به بازپرسى آغاز شد كه به محاصره سفارت‏هاى طرفين و قطع ارتباط انجاميد ـ ولى بين ايران و انگليس باضرب و جرح ديپلمات ايران در انگليس و مقابله به مثل ايران شروع شده بود كه به مسابقه اخراج ديپلمات‏ها انجاميد و در پايان فقط هر كشور يك نفر ديپلمات در كشور ديگر داشت. 33- انگليس ـ فرانسه ـ ايتاليا ـ هلند ـ بلژيك ـ و كمك مالى آلمان و ژاپن به اين لشكركشى. 34- سال 66 ديگر ايران توان حمله بزرگ زمستانى در جنوب را نداشت و عملياتهاى متعددى (كه بسيارى از آنها چريكى بود) به نام‏هاى فتح ظفر و كربلا و فجر در شمال مرزها انجام داد كه طى آن شهرهايى مثل ماوت به تصرف در آمد. 35- عراق به بهانه اينكه ايران واقعا صلح طلب نيست آتش بس را نپذيرفت و خواهان سركوب ايران شد (همان جمله‏اى كه ايران در سال 61 پس از عقب نشينى عراق در مورد صدام مى‏گفت كه واقعا صلح طلب نيست) ولى تاريخ نشان داد كه ايران صادق بود ولى عراق صادق نبود. 36- در زمان شاه، استراتژى آمريكا دفاع از ايران در مقابل تهديد (روسيه ـ شوروى) بود و امروز دفاع از عربستان در مقابل ايران، يعنى قبلاً دشمن اصلى در منطقه (روسيه ـ شوروى) بود، امروز ايران 37- دلايل تجاوز ـ 1 مشكل سياسى عراق در پايان جنگ با ايران به دليل اينكه ايران حاضر به دادن امتياز ارضى نشد و جنگ براى دولت عراق هيچگونه حاصلى را به دست نداد. 2 ـ مشكل اقتصادى عراق براى باز سازى و بدهى 40ميلياردى عراق به كويت وعربستان 3 ـ رياست‏طلبى عراق در جهان عرب و ژاندارمى منطقه 38- غرب عليرغم قدرت فوق العاده خود در تكنولوژى و تسليحات، از توان بالاى عراق در سلاحهاى شيميايى وحشت داشت لذا جنگ زمينى را خيلى دير شروع كرد تا در اين مدت بتواند مراكز اصلى عراق را نابود كند. در حاليكه ايران به عنوان كشور جهان سومى 8 سال با چنين قدرتى به تنهايى نبرد كرد. 39- تسليم: 1 ـ آزادى كليه گروگانهاى غربى قبل از آتش بس كامل 2 ـ عدم جو از پرواز هواپيماهاى عراق 3 ـ پذيرش كليه قطعنامه‏هاى (سازمان ملل) 4 ـ برسميت شناختن دولت كويت 5 ـ حضور ارتش بدون اجازه عراق در هر منطقه آشوب زده عراق خروج ارتش عراق از اين مناطق ـ عدم جو از تيراندازى پليس عراق در اين مناطق 6ـ نابودى سلاحهاى استراتژيك و شيميايى عراق به هزينه عراق!! و بازرسى دايم و آزاد كارشناسان (سازمان ملل) از هر نقطه در عراق 7ـ تحريم اقتصادى عراق و ممنوعيت فروش نفت مگر با اجازه ونظارت (سازمان ملل) در هزينه كردن مبالغ آن 8 ـ پرداخت غرامت جنگى از راه فروش نفت عراق زير نظر (سازمان ملل). *منبع : www.fajr.ir، فصلنامه اندیشه انقلاب اسلامی