Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 135719
تاریخ انتشار : 19 مهر 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 5

كارنامه ديروز و رسالت امروز ما بخش نخست

گفت وگوي اختصاصي با اميرسرتيپ ستاد دكتر احمدرضا پوردستان
فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران
گفت وگوي اختصاصي با اميرسرتيپ ستاد دكتر احمدرضا پوردستان فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران اشاره : هيبت صلابت توانمندي در او موج مي زند فرمانده اي مقتدر كه در راس يكي از مهمترين نيروهاي نظامي اين مملكت سرافراز يعني نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران با تجربه اي كه از گذشته اش در دوران ايثار دارد مديريت مي كند. بسيجي است و خاكي . اخلاص را در روحيه اش مي بيني . آنقدر گرم سخن مي گويد كه گويا سالهاست با تو همكلام شده است . گنجينه اسرار است اسراري كه به آن افتخار مي كند خاطرات دوستان و يارانش . چون ديگر همرزمانش تركش هايي در بدن دارد كه از بيان آن فراري است . به پاي صحبت هايش نشستيم و هر آنچه شنيديم قلمي كرديم . اميد آنكه در نظرتان مقبول افتد. جا دارد در اينجا از زحمات مسئولين روابط عمومي نيروي زميني علي الخصوص جناب سروان سعيد اميري و همچنين جناب سرهنگ رحماني كه زحمت هماهنگي اين گفت و گو را متقبل شدند تشكر و قدرداني نمائيم . يكي از كارهاي با ارزش و مهمي كه اين روزها در نيروي زميني ارتش در حال اجراست تدوين وچاپ كتب روزشمار دفاع مقدس است كه در نوع خود كاري ماندگار به حساب مي آيد اگر ممكن است در آغاز گفت و گو در اين مورد و اولويت آن در نيروي زميني براي ما بفرمائيد. فرماندهان ما در دوران دفاع مقدس كه الان بازنشسته هستند حاضر شدند بيايند وقت بگذارند باوركنيد ما امكانات چنداني نتوانستيم در اختيارشان بگذاريم در يك فضاي محدود روزنامه هاي آن زمان را از آرشيو عقيدتي سياسي هاي خودمان آورديم كنارشان رفرنسها و كتاب هايي كه بوده را جمع كرديم و خودشان هم گزارش هايي را كه داشتند آوردند و ثمره اش اين شد كه روز شمار جنگ را دارند تدوين مي كنند و پيش بيني اين است كه يك مجموعه هشتاد و چند جلدي از اين روز شمار جنگ منتشر شود كه تا به حال 12 جلد آن تدوين شده است . جا دارد اينجا از آقاي حسينيان رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي تشكر كنم كه همكاري خوبي باما داشتند و زحمت چاپ آن را به عهده گرفتند و وقتي از آن مركز كتاب بيرون بيايد بعنوان سند تاريخي خواهد ماند. تاكنون چند جلد از اين كتب آماده شده است الحمدلله تاكنون نزديك به 40 جلد اين روز شمار آماده شده كه در حال چاپ هست و ظرفيت مركز اسناد آنقدر نيست كه بتواند به سرعت چاپ كند چون اين كتاب يك فرآيندي را بايد طي كند تا در مسير چاپ قرار گيرد. الحمدلله كار خوب پيش مي رود و ما هركدام از اين دوستان عزيز را كه پيدا مي كنيم دعوتشان مي كنيم كه با اين هيئت معارف همكاري داشته باشد. اين كار شما دو مزيت به دنبال دارد يكي اينكه هم مي توانيم از گنجينه اسراري كه در وجود اين فرماندهان و رزمندگان هست استفاده كنيد و هم خود اين عزيزان بعد از بازنشستگي احساس سرخوردگي نمي كنند. چون بعضي كه بازنشست مي شوند احساس مي كنند به دردنخور هستند.اين كار شما واقعا كار با ارزشي است . يكي از اهدافي كه خود من در اين قضيه به دنبالش هستم همين است من در سفرهاي استاني حتما با بازنشستگان يك ديدار دارم . و ضمن اينكه اظهار علاقه ومحبت خودم و مجموعه نيروي زميني را در جمع بازنشستگان عنوان مي كنم از آنها هم مي خواهم كه خاطرات خودشان را حتما مكتوب كنند. چون يك ذهنيتي وجود دارد چون نظامي ها عمدتا مرد عمل و عملگرا هستند و كمتر دنبال تاليفات و نوشتن بودند. احساس مي كنند كتاب نوشتن يك ساز و كار و فرآيند سنگيني دارد تا بتوانند اين كار را انجام دهند. من اين را خدمتشان عرض مي كنم كه شما روزي يك صفحه يا حتي دو خط از خاطرات جنگ بنويسيد كه خاطرات بسيار ارزشمندي است و اين ها را براي ما ارسال كنيد ما ويراستاري آن را انجام مي دهيم و به نام خودتان چاپ مي كنيم . و مي گويم شما از اين طريق خدمتي به جنگ و دفاع مقدس مي كنيد. چون اين فرهنگ را به آيندگان منتقل خواهيد كرد و خودتان جاويدان مي شويد يعني شما اگر در قيد حيات هم نباشيد نام و ياد شما در اين كتابخانه تا ابد باقي خواهد ماند كه الحمدلله اين هم بستري شد تا ما بتوانيم در كارمان سرعت بگيريم . اگر چه به عظمت كاري كه در هشت سال دفاع مقدس انجام شد ما كم كار كرديم . براي ما مسجل است كه جنابعالي چقدر دغدغه دفاع مقدس و حفظ خاطرات آن را داريد ولي خوانندگان ما بدون ترديد علاقمندند تا بدانند فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران چقدر براي دفاع مقدس دغدغه دارد. بااين مقدمه كه نقش نيروي زميني ارتش در دفاع مقدس بعنوان يكي از نيروهاي موثر واقعا مغفول مانده . بعنوان مثال مي توانيم به عمليات والفجر هشت اشاره كنيم كه علي رغم نقش اساسي اين نيرو اما هيچ سخني در اين باره تاكنون ذكر نشده است . بحث نظام جمهوري اسلامي ايران در جايگاه خودش بحث بسيار كليدي و حياتي است و هر چقدر كه نظام اهميت دارد طبيعي است كه دغدغه هاي ما به همان اندازه بايد بيشتر باشد. احساس مي كنم ما آن ارزشهاي دفاع مقدس و ارزشهايي كه حضرت امام (ره ) براي ما ترسيم كردند را بايد به نسل هاي بعدي منتقل كنيم اين نيست كه ما تهديداتي را داشتيم با آن مقابله كرديم و آن تهديدات تمام شد و رفت . بلكه اين تهديدات كماكان ادامه دارد هر روز به يك صورتي خودش را نشان مي دهد. ما براي آماده بودن و براي مقابله با اين تهديدها بايد جوان هاي خودمان را آماده كنيم جوان هاي خودمان را تجهيز بكنيم من احساس مي كنم كه بايد آن روح حماسه آن روح رشادت و ايثار و آن فداركاريهايي كه در هشت سال دفاع مقدس داشتيم به نسل هاي بعدي منتقل شود و تلاش كرديم در مجموعه نيروي زميني در بضاعت و توان خودمان اين كار را انجام بدهيم . مستحضر هستيد ما خيل عظيمي از جمعيت نيروي مان راجوانان و نسل سومي هاي انقلاب تشكيل مي دهند. عزيزاني كه بعنوان نيروهاي وظيفه مي آيند و در اين سازمان خدمت مي كنند اولين رسالت و ماموريت ما انتقال اين فرهنگ به اين عزيزان است كه به آنها بگوئيم پدران شما برادران شما براي دفاع از مملكت چه رشادت هايي را به خرج دادند و چه ايثارگريهايي انجام دادند .و بعد بااعزام و ارسال نفراتمان به مدارس دانشگاه ها و جاهايي كه براي سخنراني دعوت مي كنند بتوانيم اين فرهنگ را انتقال دهيم كه جوان هايمان آن روح را دريافت كنند و آماده باشند تا اگر خداي ناكرده تهديدي كشور ما را مورد خطاب قرار داد و كشور ما مورد تهديد قرار گرفت بتوانند با آن تهديد مقابله كنند. لذا اين دغدغه همه دلسوزان نظام است . و كساني كه علاقمند به اين نظام هستند و دوست دارند اين نظام مستحكم و پا برجا بماند. و اما مطلب دوم در مورد مظلوميت نيروي زميني و مغفول ماندن نقش آن در دفاع مقدس من فكر مي كنم ناگفته هاي زيادي در جنگ وجود دارد كه اگر آنها بازخواني شود و به مردم ما گفته شود مردم عظمت كار نيروي زميني را درجنگ خواهند فهميد. البته اين مختص نيروي زميني نيست نيروي هوايي نيروي دريايي سپاه و بسيج هم همينطور است . شايد ما درباره جنگ كتاب ها مقالات سخنراني هاي زيادي را داشتيم ولي حق رزمندگان ادا نشده و ما نتوانستيم آن عظمت و كاري كه در 8 سال دفاع مقدس آفريده شده را خوب بيان كنيم من گوشه اي از فعاليت هاي نيروي زميني را خدمت شما عرض كنم . اين موضوع شايد بعنوان يكي از نكات منفي مطرح مي شود كه روزهاي اول جنگ عراقي ها آمدند و قسمت هاي وسيعي ازخاك مملكت ما را اشغال كردند در حالي كه هيچ اتفاقي از طرف ما نيفتاد. در صورتي كه اينگونه نبود و اين زمان نقطه اوج فعاليت هاي نيروي زميني و يك حركت بسيار ارزشمند نيروي زميني در آن مقطع حساس و تاريخي كشورمان بود. زماني كه در خردادماه و تيرماه سال 1359 درگيريهاي مرزي شروع مي شود و نيروهاي مرزي عراق با پاسگاه هاي ژاندارمري ما درگير مي شوند . بنابر طرحي كه بود اين نشان مي دهد كه ما براي دفاع از مرزها طرح داشتيم يگان هايي از لشكر 12 ويگان هايي از لشكر 81 مي آيند در مرز مستقر مي شوند و پاسگاه هاي ژاندارمري را تحت كنترل عملياتي خودشان مي گيرند. يك مقداري كه اين درگيريها زياد مي شود يك گردان از تيپ 84 خرم آباد و يك گردان از تيپ 37 زرهي شيراز در كنار اين مدافعين مرز قرار مي گيرند اين ها چه گردان هايي هستند گردان هاي لشكر 92 ـ لشكر 81 تيپ 37 ـ گردان هايي هستند كه عده و عده كافي ندارند چون شرايط آن زمان و دولت موقت و دولت بني صدر آمده بود خدمت سربازي را به نصف تقليل داد نقل و انتقالات بي رويه صورت گرفته بود. اگر نگاه كنيد مي بينيد لشكر 92 براي حركت تانك هايش با كمبود خدمه مواجه بود يعني توپچي كم داشت راننده تانك كم داشت خدمه توپخانه نداشت يعني در اين شرايط با يك توان رزمي شايد 50 درصدي رفتندو در نوار مرزي مستقر شدند و يك لايه دفاعي راتشكيل دادند كه يك دفاعي كه هيچ پشتيباني نداشت . اين نيروها با اين عده وعده در مقابل كشوري ايستادند كه تا بن دندان مسلح بود. الحمدالله شما اهل مطالعه هستيد و مي دانيد كه صدام حسين 10 سال روي ارتش كار مي كردو ارتش را تجهيز نمود و 12 لشكر زرهي و مكانيزه در پناه بالگردها و هواپيماهاي جنگنده آمدند به اين لايه دفاعي زدند و اين لايه دفاعي اينقدر قدرت و استقامت داشت كه ارتشي را كه آمده بود3 روزه به تهران برسد راتا آن حد اجازه جلو آمدن نداد . اين كار كمي نبود و بايد نويسندگان بيايند بنويسند و فيلم سازان بيايند فيلم بسازند. چون اين كار بسيار عظيم و شگرفي بود و كاري بود كه در نوع خودش بي نظير بود. اين يكي از ناگفته هايي است كه من كمتر ديدم در مورد آن مطلب نوشته شود. يا عمليات والفجر هشت كه خودم افتخار داشتم بعنوان فرمانده گروهان در آن شركت داشته باشم . اين پاسخ خوب و مستدلي است براي كساني كه مي گويند ارتش جمهوري اسلامي ايران به ويژه نيروي زميني در ابتداي جنگ هيچ نقشي را ايفا ننموده حال اگر مورد خاص ديگري به ذهنتان مي آيد بفرمائيد. همان زمان بالگردهاي پايگاه مسجد سليمان هوانيروز آمدند به كمك همين نيروها تعداد زيادي از بالگردها آمدند تانك هاي مستقر در آن منطقه را منهدم كردند. شماخودتان آن زمان كجا بوديد من آن زمان درخوزستان بودم . در دانشگاه افسري هم قبول شدم ولي بخاطر اينكه روزنامه نمي آمد اطلاع نداشتم در دانشگاه افسري قبول شدم . لذا در كنار نيروهاي مردمي اهواز افتخار داشتم كمك كنم و پشتيباني كنم . و به عينه مي ديدم كه بالگردهاي هوانيروز جانانه تانك هاي دشمن را يكي پس از ديگري مورد هدف قرار مي دادند و يك عامل قوي بازدارنده بود. اينها همه حركت هايي است كه روزهاي اول جنگ انجام شد و جلوي آن هجوم بي امان و گسترده گرفته شد . بعد مي بينيم 140 فروند هواپيما نيروي هوايي اهدافي را در عمق خاك عراق هدف قرار مي دهند . آن كسي كه اهل فن باشد متوجه مي شود تجهيز و آماده كردن 140 فروند هواپيما كار واقعا پر مشقت وسختي است و نشان مي دهد ارتش براي مقابله با حركت رژيم بعثي عراق آمادگي لازم را داشت هر چند دولت بني صدر با سياست هاي غلط آن را ضعيف كرد و تلاش كرد اين ارتش نتواند در كنار بازوي بسيار قوي اي بنام سپاه قرار بگيرد منسجم كار كند با همه اين تمهيدات ارتش بحمدالله توانست به آن رسالت و ماموريتي كه در ابتداي جنگ داشت خوب عمل كند. بفرمائيد كي صداي شيپور جنگ را شنيديد و كي وارد صحنه نبرد شديد من احساس مي كنم شيپور جنگ بعد از انقلاب اسلامي نواخته شد زماني كه در 22 بهمن 57 انقلاب اسلامي در ايران به پيروزي رسيد. شيپور جنگ صدايش درآمد و مقدماتش در كشور عراق تهيه شد. خب كشورهاي استكباري منافع شان در جمهوري اسلامي ايران دستخوش تحولاتي شد و به عبارتي قطع شد لذا براي جاري و ساري كردن آن منافع تلاش هاي زيادي كردند و ترفندهاي زيادي را در دستوركار گذاشتند بحث ترور محاصره اقتصادي منزوي كردن جمهوري اسلامي مطرح بود و يكي پس ازديگري پرده ها اجرا مي شد و نهايتا جنگ تحميلي عراق كه من فكر مي كنم اين شيپور بعد از پيروزي انقلاب نواخته شد و بعنوان يك ذخيره نگه داشته شد وقتي كه بقيه سناريوهاي دشمن به نتيجه اي نرسيد اين پرده آخر وسنگين ترين پرده آغاز شد و از خرداد ماه و تيرماه با اعزام يك سري از جاسوس ها و نيروهاي خودفروخته عراق بويژه در خوزستان و انفجار خطوط نفتي و انفجارهايي كه بوقوع مي پيوست اين كار انجام شد بعد درگيريهاي مرزي را شاهد بوديم كه نيروهاي مرزباني عراق با پايگاه هاي ژاندارمري ما درگير مي شدند تا نهايتا در 31 شهريور سال 1359 با12 لشكر زرهي و مكانيزه حركت خودش را آغاز كرد . من هم افتخار داشتم همان لحظات آغازين جنگ در جنگ حضور داشته باشم . همانطور كه كه قبلا عرض كردم آن زمان در آزمون هاي دانشگاه افسري قبول شده بودم اما اطلاع نداشتم . و در بسيج و در پايگاه جوادالائمه (ع ) فعال بودم . خدا رحمت كند مرحوم شهيد علم الهدي راكه از دوستان و هم محله اي هاي ما بودند كه و مي آمدند سركشي هم مي كردند. من يادم است آقاي غرضي كه استاندار خوزستان بودند يك روز اعلام كردند كه 200 تانك عراقي آمده و در نزديكي هاي اهواز در جايي بنام جنگل دژباني آب تيمور مستقر شدند ما هم كه سلاح دفاعي نداشتيم من يادم است آن زمان كه در بسيج بوديم ابتدا با چراغ قوه و چوب هايي كه تهيه كرده بوديم در خيابانها نگهباني مي داديم و نظم برقرار مي كرديم بعد كه يك مقداري پيشرفته تر شديم از بچه هاي لشكر 92 آمدند و سلاح هاي (ام يك ) در اختيار ما گذاشتند مثلا مسجد ما 4 يا 5 قبضه سلاح (ام يك ) داشتيم و هر دو سه نفري با يك سلاح (ام يك ) نگهباني مي داديم . و بچه هاي لشكر آمدند به ما آموزش دادند و زماني كه آقاي غرضي اين مطلب را اعلام كردند ما با همان وسايل ابتكاري خودمان آمديم سه راهي درست كرديم كوكتول مولوتوف درست كرديم خيابان ها را سنگربندي كرديم و خودمان را آماده اين هجوم نموديم . ضمن اينكه به فاصله كوتاهي گردان هاي توپخانه نيروي زميني هم آمدند. البته آن موقع ما نمي دانستيم چيست ولي كارهاي مهمات رساني آنها راانجام مي داديم . يا خانواده هايي كه در شهر بودند و غذا درست مي كردند غذا را برايشان مي برديم . بالاخره هر كسي هر طوري كه مي توانست سعي مي كرد به رزمندگان خدمت كند و جلوي اين هجوم وحشيانه را بگيرد. اهل كجاي خوزستان هستيد من اهوازي هستم . ناگفته هاي زيادي از جنگ وجود دارد كه اگر آنها بازخواني شود و به مردم گفته شود مردم عظمت كار نيروي زميني را در جنگ متوجه خواهند شد ما نتوانستيم آن عظمت و كاري كه در 8 سال دفاع مقدس آفريده شده را خوب بيان كنيم شيپور جنگ درست بعد از پيروزي انقلاب اسلامي زماني كه در 22 بهمن سال 57 انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد نواخته شد و مقدماتش در كشور عراق فراهم گرديد. گفت و گو از : حسين زكريائي عزيزي * منبع : www.jomhourieslami.com، یکشنبه 19 مهر 1388