Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 135749
تاریخ انتشار : 19 مهر 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 9

از خدا آبادي ايران و سرافرازي ايرانيان را مي خواهم

پيرترين رزمنده دفاع مقدس حاج صفر قلي رحمانيان
پيرترين رزمنده دفاع مقدس حاج صفر قلي رحمانيان هفته دفاع مقدس يادآور رشادتها و از خود گذشتگي ملت بزرگ ايران در برابر متجاوزاني است كه رژيم ستمگر بعث و حاكم بر عراق را بازيچه خود قرار داد و او را تشويق به يورش به خاك ايران نمود. كشوري كه در طول تاريخ هيچگاه در مقابل متجاوزان به خاك جاودانه اش كوتاه نيامد و شيرزنان و شير مردانش همواره از اين بيشه دلاور خيز با از جان گذشتگي و شجاعت دفاع نمودند و همواره پوز متجاوزان را به خاك تباهي و خواري كشاندند. گرچه از ديرباز دشمنان به اين سرزمين پاك و خدايي چشم طمع داشتند ولي با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره ) و قطع دست بيگانگان از منافع بي شماري كه در اين كشور داشتند بر اين شدند تا سد پولادين انقلاب اسلامي را به خيال خامشان در هم شكنند و بار ديگر آب رفته را به جوي غارتگري خويش باز گردانند. اما غافل از اين كه اين بار روحي ديگر بر كالبد هميشه پوياي اين ملت دميده شده بود و آن چيزي نبود جز روح عزتمندي كربلاي حسيني كه حضرت امام خميني با روح الهي پرچمدار آن بود. جنگ آغاز شد و دشمن بعثي با حمايت همه جانبه ي قدرتهاي بزرگ جهاني و بسياري از كشورهاي ذبون منطقه ايران را مورد تاخت و تاز قرار داد و بخشي از ميهن عزيزمان را اشغال نمود و بسياري از هم وطنان ما را آواره ي شهرها نمود. دشمن مي پنداشت كه پس از پيروزي انقلاب ارتش انسجام و سازماندهي گذشته را ندارد و آنان به راحتي مي توانند طومار انقلاب را چند روزه در هم بپيچند و مزد خوش خدمتي خود را از استكبار جهاني طلب نمايد. اما بر خلاف تصورات غلط دشمنان كه مي پنداشتند تنها با دلاور مردان ارتش در ستيز خواهند بود خوشبختانه ملت بزرگ ايران با الهام از راه پر افتخار حضرت اما حسين (ع ) و فرزند پاكبازش حضرت امام خميني نداي هيهات منا الذله را سردادند و به تنها هدفي كه مي انديشيدند شكست دشمن و راندن او از اين مرز و بوم بود. در اين هنگام حضرت امام خميني فرمان حضور ملت را در صحنه هاي نبرد صادر و با تشويق همگان به پايداري آنان به استقامت در برابر متجاوزان دعوت نمودند. با صدور فرمان امام كوچك و بزرگ پير و جوان راهي جبهه ها شدند تا از كيان ايران اسلامي دفاع نمايند. يكي از اين دلاور مردان كه در آن زمان بيش از هفتاد سال از عمر پاكش مي گذشت كسي نبود جز پيرترين رزمنده دفاع مقدس حاج صفر قلي رحمانيان . اين شير مرد تاريخ دفاع مقدس كه اكنون با گذشت بيش از 103 سال از عمرش در شهرستان فسا در استان فارس زندگي ميكند و خير دنيا و آخرت خود و بستگان خويش را در پيروي از امام و پاسداري از انقلاب اسلامي و مرزهاي پاك ايران زمين ميداند. او با پيروي از رهبر و مقتداي خويش با فرزندان خود راهي جبهه ها شد تا به جهانيان بفهمانند كه ملت بزرگ ايران شايسته بزرگي و جاودانگي است . و هيچ متجاوزي در اين سرا جاي نخواهد داشت . او با قلبي پاك و دلي دريايي و ايماني راسخ نزديك به شش سال در جبهه ها ماند و هرگز از تشويق و ترغيب فرزندان و بستگان خويش براي پيوستن به صفوف رزمندگان غافل نشد. در جبهه ها و سنگرهاي نبرد نماز او زبانزد همه ي رزمندگان بود. با قامتي به استواري البرز و دماوند به نماز مي ايستاد تا آرش وجودش را با ياد و ذكر خدا از چله ي كمانش بر قلب دشمنان ايران تيري آتشين بنشاند. افتخار حضور در جبهه و دفاع از ايران در جان و تن او رسوب كرده بود به طوري كه با وجود آنكه در سالهاي پاياني جنگ به سن هشتاد سالگي رسيده بود بر خلاف اصرار همگان كه از او مي خواستند كه بخاطر كهولت سن از حضور در جبهه امتناع ورزد هرگز حاضر به پذيرش اين امر نشد و تنها با تكرار اين جمله كه تا جان در بدن دارم از حمايت اسلام عزيز و كشورم دست بر نخواهم داشت مخالفت خود را از ترك نمودن جبهه ها اعلام ميكرد و با اشتياق روز افزون همسنگران و فرزندانش را به پايداري و استقامت دعوت مي نمود. در بسياري از شبهاي عمليات نخستين نكته اي را كه به فرزندان خود يادآور ميشد اين جمله بود كه شما را حلال نخواهم كرد اگر در دل هراسي داشته و يا در حمله به دشمن پيشتاز نباشيد. تا اينكه جنگ پايان يافت و او با كوله باري از معنويت و ايثار به ديار خود بازگشت . تلاشهاي او نه تنهات با اتمام جنگ تحميلي پايان نيافت بلكه نقطه آغازي بود براي پاسداشت ارزش هاي الهي و انساني دفاع مقدس و ياران شهيدش . وي همچون راوي قصه هاي پر فراز و نشيب شاهنامه در هر كوي و برزن با چشماني اشكبار از فداكاري ها و از خود گذشتگي هاي همسنگرانش به نيكي ياد ميكرد و ديگران را نيز براي پاسداري و عمل به بدست آوردن ارزشها دعوت مي نمود و همواره بر اين پيمان استوار مانده بود. زيباتر و قابل تحسسين تر آنكه اين مرد راست قامت تاريخ دفاع مقدس عليرغم آنكه سالها بر اثر كهولت سن در بستر بيماري افتاده است و از انجام كارهاي ضروري خويش ناتوان و عاجز است هنوز دل در گروي جبهه ها و شهيدان دارد و روزگار خود را با ياد آن خاطره ها سپري مينمايد. گاهي كه به ديدار اين پير راه خدا ميروم بر چين و چروك سيمايش خاكريز جبهه ها و سنگرهاي حماسه و مناجات رزمندگان را ميبينم و از نزديك قنوت دلربا و عارفانه رزمندگان و ياران شهيدش را كه بر چهره پاك و بي آلايش او عيان است با چشماني حسرت بار به نظاره مي نشينم و چون از جبهه ها سخن به ميان مي آيد قطرات اشك از چشمانش جاري و محاسن سپيدش باراني ميشود و با حسرت و آه از آن شكوه و عظمت و ايثار و شهادت ها لب به سخن مي گشايد و با نگاهش دور دستها را نظاره ميكند گويي كه به خيل جواناني مي نگرد كه در سنگرهاي حماسه و غيرت روزگاري نه چندان دور حافظان عقيده و مرز و بوم اين ملت بودند و او شاهدي از آن زمانه افتخارآميز است . راستي ما كه اين همه از ارزشهاي دفاع مقدس و رزمندگان آن مي گوييم چه شده است كه اينگونه ايثارگران عرصه هاي جهاد و شهادت را به فراموشي مي سپاريم و لحظه اي با خود نمي انديشيم كه آيا كشورهاي استكباري از سرمايه هاي جنگي خود و كهنه سربازان خويش به اين شكل كه ما فراموش ميكنيم آنان اينگونه اند و يا اينكه به گونه ديگر عمل مي نمايند. چنانچه هر سال از كهنه سربازان خود كه در جنگ هاي ظالمانه شركت داشته اند با مراسم بزرگ به نيكي ياد ميكنند. ولي ما مجاهدان راه خدا را كه سر در سوداي الهي داشتند به آساني به دست فراموشي ميسپاريم و از وجودشان غافل ميشويم . راستي ما را چه شده است كه هنوز نتوانسته و يا نخواسته ايم از اين الگوهاي معنويت و شجاعت بر زخم هويت طلبي جوانان مرهمي بسازيم . چرا نقش برجسته ي حماسه آفرينان تاريخ و هويت اصيل ما جاي خود را به شمايل بازيگران سريالها دوبله شده بيگانه داده است . چرا افسانه هاي غير واقعي كشورهاي بيگانه كه براي حفظ آن قرنها تلاش نموده اند و با نقل سينه به سينه و يا مكتوب نمودن آن در حفظ و بقاي آن تلاش نموده اند مورد استقبال مردم ايران قرار مي گيرد و حماسه هاي ملي و ديني و واقعي ما كه جزئي از تاريخ گذشته ماست و از پوست و گوشت و خون برادران و خواهرانمان ساخته شده است روز به روز به دست فراموشي سپرده ميشوند آيا براي حفظ آن نياز به پرداخت هزينه هايي بيشتر از دوبله نمودن سريالهاي كره اي و يا چاپ تصاوير بازيگران بيگانه بر روي كيف و دفتر و كارتهاي تبليغاتي و تيشرت و... هستيم راستي ما كه هستيم در چه جايگاهي قرار داريم ديگران درباره ي ما و گذشته ي ما چه فكر ميكنند آيا وسيله اي هستيم براي رواج فرهنگ و داستانهاي افسانه اي و غير واقعي ملل مختلف و يا ابزاري براي تبليغات فرهنگ آنان هيچ به اطراف خود نگريسته ايم به همين كيف و دفتر دانش آموزان كه اين روزها كه ايام بازگشايي مدارس است و بازار پرفروشي نيز دارد نگريسته ايم به تصاوير روي آنها هيچ نگاه كرده ايم و آيا از خود پرسيده ايم كه چرا تصوير حماسه سازاني چون شهيدان همت باكري باقري و هزاران دلاور مرد نوجوان و پير مرداني چون پيرترين رزمنده دفاع مقدس خبري نيست و جاي خود را به تصاوير بازيگران سريالهاي خارجي داده است آيا همزماني هفته دفاع مقدس با بازگشايي مدارس فرصت خوبي براي ترويج فرهنگ فراموش شده ي ما نيست در اين وانفسا دست كم وزارتخانه هاي بازرگاني و آموزش و پرورش ميتوانند بر اين امر نظارت جدي داشته باشند. براي ما ننگ است كه دانش آموز دبستاني جومونگ را بهتر از سرداران شهيد بشناسد و زندگي نامه امپراطور آن را به خوبي بدانند ولي شوربختانه پيرترين رزمنده ميهن خود را نشناسند. رزمنده اي كه با معنويتي غير قابل توصيف عليرغم كهولت داراي دلي برنا و جوان ميباشد در دفاع از انقلاب اسلامي و ارزش هاي والاي آن چون كوهي سترگ پابرجا و استوار است و هنوز بر اين باور است كه اگر روزي بار ديگر تهديد دشمنان عملي شود با وجود آنكه قادر به راه رفتن نيست اما با صحبت نمودن با جوانان و ترغيب آنان به دفاع از آرمان هاي حضرت امام (ره ) گامي براي پايداري اين كشور بر ميدارد. وقتي اين پير مجاهد را با اين وضعيت جسمي ميبينم به خود مي آيم و با خود مي انديشم كه او چگونه به كارهاي شخصي خود مي پردازد ولي بهتر است بگويم كه توانايي انجام هيچ كاري را ندارد چه كسي كارهاي او را انجام مي دهد. وقتي كه خوب مينگرم مي بينم در جبهه ها رزمنده بودن تنها رفتن به ميدان هاي تير و توپ و تانك و خاكريز ختم نميشود و در جبهه هاي ديگر نيز هستند كه رزمندگان فداكار آن با عزت و احترام تمام براي بقا و راحتي زندگي گوهران افتخار آفرين دفاع مقدس جان نثاري ميكنند و در كنار حاج صفر قلي نيز دو دخت بزرگوار و ايثارگر و از هستي گذشته او به نام هاي زهرا و مريم را ميبينم كه مانند پروانه بر گرد وجود پدر مي چرخند و همه كارهاي او را با عشقي تحسين برانگيز انجام ميدهند. پرستاري شبانه روزي از انساني به جا افتاده امري بس مشكل و طاقت فرساست و همين امر سبب شده است تا اين فرشتگان رحمت كه اينگونه فداكارانه از پدر مجاهد و رزمنده نگهداري ميكنند خود نيز به انواع دردها در ناحيه پا و كمر دچار شوند واين در حاليست كه هنوز هيچ مسئولي به عيادت اين مجاهد نرفته تا بداند كه چگونه زندگي ميگذراند و چگونه به امورات خود ميرسد و چه كساني از او پرستاري ميكنند و مشكلات او و پرستارانش چيست . در آن ميان شايسته است كه از فردي وظيفه شناس سپاس گذاري نماييم كه فراتر از بضاعت خود گامي موثر جهت زنده نگه داشتن ياد و خاطرات رزمندگان و شهداي اين خاك برداشته اند . در سال 1386 به كوشش مركز فرهنگي دفاع مقدس خرمشهر و پشتكار بي وقفه خبرنگار برجسته جناب آقاي نادر دريابان كه در آن زمان مسئول اين مركز بود تمبر بزرگداشت حاج صفر قلي رحمانيان چاپ و در موزه آستان قدس رضوي نيز رونمايي گرديد و در همان سال نيز به ديدار مقام معظم رهبري رفتند و مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي در خصوص ايشان فرمودند كه از خداوند مي خواهم اين رزمنده ي پير را تا انقلاب مهدي حفظ نمايد. همچنين لباس هاي رزم و وسايل اين پير رزمنده در سنگرهاي دفاع مقدس به همراه عكس ايشان در موزه دفاع مقدس خرمشهر در غرفه اي به يادگار مانده است . آنگاه كه خواستم از اين پير فرزانه و مجاهد خداحافظي كنم گفتم حاج آقا در اين ماه مبارك دعايي كنيد او همچون گذشته دست هاي لرزانش را خاضعانه به آسمان بلند كرد و گفت : از خدا آبادي ياران و سرافرازي ايرانيان را ميخواهم . لازم به ذكر است معرفي پيرترين رزمنده دفاع مقدس اولين بار طي مصاحبه اي در صفحه جبهه و جنگ روزنامه جمهوري اسلامي منتشر گرديد كه ايشان از رهبر معظم انقلاب تقاضاي ديدار نمودند كه بعد از انتشار مطلب ايشان به ديدار رهبر معظم انقلاب نائل شدند. هنوز هيچ مسئولي به عيادت اين مجاهد نرفته تا بداند كه او چگونه زندگي مي گذراند و چگونه به امورات خود رسيدگي مي نمايد * منبع : www.jomhourieslami.com، یکشنبه 19 مهر 1388