Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 137770
تاریخ انتشار : 24 آبان 1388 0:0
تعداد بازدید : 7

اعطاي اعتماد به نفس به دانشمندان و محققان ايراني هنر ويژه امام خميني (ره )

مجيد زندي مجيد زندي حديث بسيار استخوان داري از حضرت علي (ع ) روايت شده كه آن حضرت فرمودند : « كفي بالمر جهلا الا يعرف قدره » يعني در جهل و ناداني انسان همين اندازه بس است كه قدر خودش را نشناسد. اين حقيقت غيرقابل انكار ملت هاي جهان سوم است كه خود را از آنچه هستند كمتر و كشورهاي توسعه يافته را از آنچه كه هستند بيشتر قوي تر و لايق تر مي دانند و همين تفكر سبب شده كه سرنوشت امروزي خود را به قضا و قدر نسبت دهند و هيچ تلاشي براي تغيير در زندگي خود انجام ندهند. خوشبختانه همه مي دانيم كه در اين زمينه امام خميني (ره ) براي ملت ايران سنگ تمام گذاشته است و براي اعتماد به نفس بخشيدن ملت ايران هيچگاه لحظه اي از ضعف و ناتواني و نتوانستن در پيشبرد كارها ابداعات اختراعات حكومت داري و... سخن نگفت و آنچه به ملت ايران آموخت اين بود كه ما هيچ از كشورهاي غرب و شرق كم نداريم و چه بسا آنچنان قدرتي داريم كه مي توانيم از آنها هم پيشي بگيريم ولي چه مي توان كرد كه دهه ها و حتي قرن هاست كه عده اي شعار ما نمي توانيم را براي ملت ايران زمزمه كردند و حتي اگر راه حلي براي پيشرفت توصيه مي كردند اصل حرف آنها اين بود كه ابتدا ما بايد از فرق سر تا نوك پا غربي بشويم و آنگاه بتوانيم به سمت تمدن گام برداريم ! البته نبايد اين حقيقت را هم فراموش كرد كه متاسفانه امام خميني (ره ) در اين زمينه اكنون در كشور ما مظلوم واقع شده است و هنگامي كه صحبت از پيشرفت ها و اختراعات و دست يابي به فناوري نويني همانند فناوري هسته اي مي شود دولت ها غافل از راه روشني كه امام (ره ) پيش پاي آنها قرار داده هر يك تلاش مي كنند خود را تنها فرد يا گروه موفق در موضوعات علمي و تحقيقاتي معرفي كنند. به همين منظور موضوع امروز بررسي سيره عملي و هويت ساز امام خميني (ره ) در زمينه اعطاي اعتماد به نفس به دانشمندان و محققان را مي خواهم در زمينه رهنمودهاي آن امام عزيز به شناسايي قدرت نهفته ملت ايران و شناساندن آن به مردم و به ويژه به نسل جوان معرفي كنم و به مناسبت 30 سالگي پيروزي انقلاب اسلامي و بيستمين سالگرد رحلت آن بزرگوار بدون هيچ شك و شبهه اي دستاوردهاي علمي از ساخت ماهواره اميد و ماهواره بر سفير ساخت سانتريفيوژ ارتقا علم و فن آوري در بخش توليد داروهاي نوتركيب و درمان بيماريها كاشت سلول هاي بنيادي توليد وسيع موشك ها و تجهيزات مدرن نظامي و... كه شرح آن بسيار گسترده خواهد شد همه و همه مرهون كلام و پيام و رهنمود امام به امت بود كه قدر خود را بدانيم و بدانيم ما چيزي كم نداريم . امام (ره ) در اين زمينه با مثال هاي مختلفي در تمامي مراحل انقلاب و به ويژه پس از آغاز جنگ تحميلي و مسايل مربوط به تحريم اقتصادي اين موضوع را به ملت و به ويژه جوانان سفارش مي كرد و مي گفت : « يك كشور وقتي آسيب مي بيند كه ملتش بي تفاوت باشد راجع به آسيب ها. آنوقت كه مملكت شما را آنها آمدند و همه آن كارهاي خلاف مصالح شما را مي كردند براي اين كه ملت يك ملتي بود كه خوابش كرده بودند مخمورش كرده بودند تهي كرده بودند ملت را از خودش خودش را اصلا نمي شناخت هرچه مي ديد غرب مي ديد هرچه مي ديد مراكزي كه مراكز قدرت بود مي ديد قدرت خودش را فراموش كرده بود. حالا كه شما خودتان را يافتيد و قدرت خودتان را فهميديد چي است قدرتي است كه در مقابل قدرت هاي بزرگ جهان يكسره قدرت هاي عالم اين قدرت غلبه كرد بر تمام قدرت هاي عالم و شما فهميديد كه خودتان قدرتمند هستيد و شما متكل به خدا هستيد و هركس متكل به مركز قدرت باشد قدرتمند است . البته نبايد فراموش كرد كه امام (ره ) اصل قدرت را قدرت معنوي و فرهنگي و آن علمي را ملاك پيشرفت مي ديد كه با تربيت و اخلاق همراه باشد به همين دليل همواره به فرهنگ اصيل اسلامي تاكيد مي كرد و روي سخن خود را نه تنها به ملت ايران بلكه براي همه مسلمانان و ملت هاي ستمديده جهان قرار مي داد و مي گفت : « مسلمان ها بايد خودشان را پيدا كنند يعني بفهمند كه خودشان يك فرهنگي دارند خودشان يك كشوري دارند خودشان يك شخصيتي دارند اينكه در ذهن جوان هاي ما كرده اند كه بايد مثلا « فلان مكتب در اينجا پياده بشود مكاتب شما چيزي نيستند » اينها همين تعليماتي است كه ابرقدرت ها در ايران پياده كرده اند. آنها يك همچو فرهنگي را براي ما درست كرده اند كه ما از خودمان بيخود بشويم و آن ها تمام چيزي را كه ما داريم و حيثيتي كه ما داريم ببرند. » رهبر فقيد انقلاب اسلامي از مايوس كردن جوانان ايراني براي جدايي آنها از تلاش وهمت علمي را بسيار نگران كننده به حال انقلاب و آينده ملت مي دانست و ريشه همه اين حركت ها را در تبليغات دروغين و وهم آميز غربي ها و غربزدگان داخلي مي ديد و مي گفت : « از جمله چيزهاي كه مانع دفاع مسلمين از كشورهايشان است تبليغات دامنه دار براي هرچه بزرگتر جلوه دادن قدرت هاي خارجي است . در سابق از انگليس به دست به اصطلاح روشنفكران و تحصيلكردگان غربزده يك غول ساخته شده بود به دولت هاي بي اطلاع و ملت هاي دربند تحميل كرده بودند كه اگر به يك فراش سفارتخانه انگليس يك حرف زشت زده شود ايران به باد فنا مي رود و پرچم سفارت بر سر خانه هر مجرمي كه افراشته مي شد از مجازات مصون مي گشت و... جرم اين خودباختگان ملي نما كمتر از مجرم اصلي نيست . » از جمله حساسيت هاي ديگر امام پس از فرهنگ سازي براي توانايي در فرهنگ سازي براي مصرف مصنوعات داخلي و تلاش براي بي نيازي از ساير كشورها بوده است كه مي گفت : « از جمله مسايلي كه به مسلمانان و مستضعفان جهان اجازه هيچ گونه فعاليت براي خروج از قيد و بند استعمارگران را نمي دهد و آنان را به حال ركود و عقب افتادگي نگاه مي دارد. تبليغات همه جانبه اي است كه غرب زدگان و شرقزدگان يا به امر ابرقدرت ها يا كوتاه نظري خود در سراسر كشورهاي اسلامي و استضعافي به راه انداخته اند و مي اندازند و آن است كه علم و تمدن و پيشرفت مختص به آنهاست و... در اثر اين تفكر كه بر ما تحميل كرده اند هرچيز اگرچه ممتاز باشد و از خودي باشد به همين جرم مشتري اش كم است و همين را اگر اسم غربي به آن بگذارند مشتري زياد پيدا مي كند. پارچه ايران حتما بايد در حاشيه اش حروف خارجي و لاتين داشته باشد تا مشتري پيدا كند. و مرض هايي كه در خود كشور به نحو شايسته معالجه مي شود بايد به خارج سفر كرد تا معالجه شود و اين باور در حالي كه بعضي دانشمندان و نويسندگان غيرمسلمان با شواهد زنده ثابت نموده اند كه تمدن و علم از اسلام به اروپا رفته و مسلمانان در اين امور پيشقدم بوده اند... اين چنين القا حس قدرت و توانايي به ما سبب شده كه جوانان دانشگاهي و انديشمندان حوزوي ما به خود آيند و با كمال جديت به دنبال اهداف بلند علمي بروند و خوشبختانه به بسياري از اهداف غيرقابل دسترس خود برسند. اين اعتماد به نفس دادن از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي در جامعه اثر خود را گذاشته بود و خودكفايي ملي در همه زمينه ها يكي از اولويت هاي اصلي دولت و يكي از خواسته هاي اصلي ملت گشته تا حدي كه فرهنگ ملي در اين زمينه احيا شده بود زيرا امام خميني (ره ) در هر سخنراني خود و در هر فرصتي كه به دست مي آورد اين حس خودباوري و اعتماد به نفس را به ملت تزريق مي كرد و به عنوان نمونه در جمع فرهنگيان مي گفت : فرهنگ اساس ملت است اساس مليت يك ملت است اساس استقلال يك ملت است و لهذا آنها كوشش كرده اند كه فرهنگ ما را استعماري كنند. كوشش كردند كه نگذارند انسان پيدا بشود آنها از انسان مي ترسند از آدم مي ترسند. كوشش كردند در اين سالهاي طولاني و خصوصا در اين پنجاه و چند سال كه رجال در ايران پيدا نشود. تحصيلات را به طوري قرار دادند كه رشد تحصيلي و انساني پيدا نشود. ما را همچو ترساندند همچو با تبليغات خودشان ماها را ترساندند كه از خودمان مي ترسيديم به خودمان اعتماد نداشتيم . اگر يك كسي مريض مي شد مي گفتيم بايد برود خارج در صورتي كه طبيب داشتيم . همچو با ما رفتار كردند و ما را لرزاندند و ما را تهي كردند كه اگر مي خواستيم يك زمين يك راهي را آسفالت كنيم مي گفتيم بايد از خارج بياوريم با اينكه داشتيم . بايد ارتش ما را خارجي ها اداره كنند بايد نفت ما را خارجي ها بيايند و اداره كنند با اينكه ما داشتيم . همه چيز آن براي اين بود كه ما را از آنكه بوديم تهي كردند مغزهاي ما را شستشو كردن اعتماد به نفس را در ما ازبين بردند. » اين نوع نگرش به امور كم كم در ميان جوانان ما رشد كرد تا جايي كه وقتي تحريم اقتصادي و خروج مستشاران نفتي نظامي مخابراتي و... از ايران انجام شد ملت ما نه تنها نترسيد كه امام خميني آن روز را روز شادي ملت ايران عنوان مي كرد و به همين دليل در سالهاي نخست و حتي قبل از انقلاب اين آيه از قرآن كه مي فرمود « ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما به انفسهم » ورد زبان هر سخنران و نويسنده دلسوزي شده بود كه مي خواست از غربزدگي و شرقزدگي فاصله بگيرد و با امام خود همكلام شود. همچنانكه امام خميني (ره ) نيز آن جو را به چنين مفاهيمي تكميل مي نمود كه : از اينكه احساس مي كنم طبقات جوانان غيور دانشجوي قديم و جديد داخلي كشور و خارج و روشن ضميران ساير طبقات ملت شريف مسلمان ايدهم الله تعالي از خواب گران چندصدساله كه به نغمه هاي خواب آور عمال خبيث استعمار بر ملت ها غلبه كرده بود بيدار شده اند و در فكر چاره هستند و از پيوستگي دانشجويان مدارس قديم و دانشگاهها و همكاري آنها و ساير طبقات بيدار در اين نهضت مقدس اسلامي كه به خواست خداوند متعال منتهي به قطع ايادي اجانب و استعمار خواهان و غربزدگان خواهد شد احساس مسرت و سربلندي مي كنم .... يك ملت وقتي كه يك مطلب را باور كرد كه مي تواند انجام بدهد انجام خواهد داد. اساس باور اين دو مطلب است باور ضعف و سستي و ناتواني و باور قدرت و قوه و توانايي اگر ملت اين باور را داشته باشد كه « ما مي توانيم » باورتان باشد كه خود ما هم مي توانيم صنعتي داشته باشيم و مي توانيم ابتكاري داشته باشيم همين باور توانايي شما را توانا مي كند. اساس اين باور است كه آنها از ما گرفته بودند آنها ما را از همه چيز تهي كرده بودند به طوري كه افكار ما باورهاي ما همه وابستگي داشت ... اگر كشاورزان ما باورشان اين باشد كه ما مي توانيم در كشاورزي به جايي برسيم كه صادر كنيم و وابسته به غير نباشيم بلكه ديگران به ما محتاج باشند مي توانند. اگر شماهايي كه در صنعت هستيد و در پرسنل صنعتي كار مي كنيد در ارتش اين باور را داشته باشيد و به تجربه به اين باور را امروز داريد كه مي توانيد صناع باشيد و مي توانيد كارهاي ابتكاري بكنيد خواهيد توانست ... » در هيمن زمان ها بود كه اولويت هاي اصلي براي ساخت وساز نوآوري و خلاقيت در كشور ما شكل گرفت و با شكل گيري جهادسازندگي نهضت سوادآموزي فعاليت دوباره صنعت نفت بدون حضور مستشاران خارجي فعاليت هاي سازندگي در ابعاد مختلف نيروهاي نظامي در صنايع دريايي و هوايي و زميني براي تامين نيازهاي دفاع مقدس اين حركت ها به مرور نتيجه داد و اگر اين مهم همواره مدنظر ما باشد بهتر مي توانيم از كارهايي كه در كشور شده است را پيگيري نمائيم و آن اينكه حتي روزي كشتي حامل سيم خاردار وارداتي به ايران توسط كشور شوروي سابق در رودخانه ولگا متوقف شد زيرا قصد داشت سيم خاردار را از طريق درياي خزر به ايران ارسال نمايد! امام خميني (ره ) براي اينكه تلاش براي خودكفايي ملي را درون ملت نهادينه كند باز هم چنين مي گويد : « شما اگر چنانچه باورتان باشد كه نمي توانيد صنعت بكنيد و نمي توانيد صنايع بزرگ و كوچك را و چيزهايي كه احتياج به غرب بوده است خودتان آن ها را درست بكنيد تا اين باور هست نمي توانيد كاري انجام بدهيد. اول بايد خودتان را درست كنيد اول بايد باورتان بيايد كه ما هم انسانيم ما هم قدرت تفكر داريم ما هم قدرت صنعت داريم اين قدرت در همه افراد بشر به قوه هست اگر اين باور براي شما پيدا شد و اين كارهايي كه شما كرديد ديديد كه آن حرف هايي كه گفته مي شده است تبليغات بوده است . » در اين نظرگاه امام خميني (ره ) فعاليت هاي توليدي در داخل كشور را همانند تلاش رزمندگان در مرزها مي داند و تلاش براي كار و كارآفريني را جهادي در درون مرزها مي داند و مي گويد : « همانطور كه سرحدات را قواي مسلح نگهداري مي كنند و با شجاعت و شهامت از اسلام دفاع مي كنند و جواناني پرارزش را از دست مي دهند معذالك با كمال شجاعت به دفاع از كشور و اسلام مشغول هستند در داخل كشور هم مجاهدين كارگر و مجاهدين كشاورز مجاهده مي كنند نظير همان مجاهدان آنها سرحدات را از آسيب حفظ مي كنند و شما متن كشور را از وابستگي حفظ مي كنيد. آنها مجاهد في سبيل الله هستند وشماها هم مجاهد في سبيل الله . همانطور كه خون آنها در پيش خداي تعالي مقدس است . اگر شما كارگران و كشاورزان سراسر كشور قيام كنيد به امري كه مصلحت كشور شما استقلال كشور شما آزادي شما به او بستگي دارد اين كشور به پيش خواهد رفت و آسيب نخواهد ديد. » در اين ديدگاه امام تنها تلاش در حوزه نظامي را ملاك تلاش براي توسعه نمي داند بلكه رونق توليد و كار در زمينه هاي صنعتي و كشاورزي را ملاكي براي صيانت كشور از آسيب ديدگي مي داند و چنين مي گويد : « بايد ملت اسلام ملت ايران بدانند كه اين قشرهاي ميليوني ملت كه در كارخانجات و امور كشاورزي مشغول خدمت هستند برگزيدگان خداي تبارك و تعالي هستند و مورد عنايت اسلام و صاحب اسلام هستند و بايد اين قشر فداكار پشتيبان آن قشرهاي فداكار ديگر كه در سرحدات مشغول جانبازي هستند باشند و پشتيباني همه از هم بكنند تا اينكه انشاالله اين كشور به خودكفايي برسد و فكر اين معنا كه « ما خودمان نمي توانيم » را از سر بيرون كنيد كه « ما مي توانيم » و شما برادران و عزيزان وقتي كه اراده كنيد براي خودكفايي قدرت اين مطلب را داريد. عمده اين است كه شما به بازوان قدرتمند خودتان اتكال كنيد و قشر كشاورز هم به بازوان قدرتمند خودش اتكال كند و با اتكال به خداي تبارك و تعالي و پشتيباني صاحب اين كشور امام زمان سلام الله عليه اين مقصد را به آخر برسانيد و خواهيد رسانيد. البته امام (ره ) مشكلات اجرايي اين حركت ها را هم مي دانست ولي همانند هر كار بزرگي كه رسيدن به آن هدف سخت است اين گونه معتقد بود كه نبايد دلسرد شد. همان ياس و دلسردي كه خواست قدرت هاي استعماري است كه در اين مرحله به شكل ديگري ظاهر مي شود كه كار توليد مشكلاتي دارد و از عهده هر كشور و ملتي ساخته نيست ! يعني دوباره همان دور باطلي كه تا قبل از آن بوده است كه امام خميني در يك جمله اي آن را بيان كرد و گفت : انشاالله اين استعدادها در پيچ و خم كوچه هاي اداره ها خسته و ناتوان نشوند. » امام علي (ع ) اوج جهل و ناداني انسان را زماني مي داند كه قدر خود را نداند و نشناسد امروز اين ضعف غيرقابل انكار ملت هاي جهان سوم است كه خود را از آنچه هستند كمتر و كشورهاي توسعه يافته را از آنچه كه هستند بيشتر قوي تر و لايق تر مي پيندارند در ابعاد توسعه علمي و فناوري مهمترين حركت امام خميني (ره ) در جامعه القا حس اعتماد به نفس به مردم ايران بوده است قدرتي كه اكنون بخشي از نشانه هاي بارز آن را در دستاوردهاي علمي ابداعات و اختراعات و به دست آوردن قدرت نظامي هوا وفضا پزشكي و... در منطقه شاهد هستيم از جمله حساسيت هاي امام خميني (ره ) در زمينه فرهنگ خودكفايي ملي فرهنگ سازي براي مصرف كالاها و مصنوعات ساخت ايران بوده است تا حدي كه استفاده از كالاهاي نامرغوب خارجي به جاي كالاي مرغوب ايراني را برآمده از تبليغات پرهياهوي قدرت هاي سلطه گر مي دانست . امام خميني (ره ) مي دانست كه ما در زمينه توليد ملي چه از لحاظ فرهنگي و چه از لحاظ فناوري و بازاريابي دچار مشكل هستيم و براي كسب آن بايد تلاش هاي فراواني از سوي دانشمندان و توليد كنندگان ايراني انجام شود كه در نهايت توجيه او چنين بود كه « انشاالله اين استعدادها در پيچ و خم كوچه هاي اداره ها خسته و ناتوان نشوند. » * منبع : روزنامه جمهوری اسلامی، یکشنبه 10 خرداد 1388