Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 138116
تاریخ انتشار : 1 آذر 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 13

عدالتخواهي در سيره علوي

مصطفي ياسيني
پيرامون گفتمان پيشرفت و عدالت مصطفي ياسيني مقام معظم رهبري در سخناني، تحقق عدالت اجتماعي را در سايه نزديکي به رفتار اميرالمومنين علي (ع) دانسته و فرموده اند: “ما مي توانيم در سايه نزديکي به اميرالمومنين (ع) به آرزوي بزرگ کشور و ملت مان و نظام جمهوري اسلامي يعني عدالت اجتماعي نزديک شويم”. از اين رو شايسته است متناسب با مجال اين نوشتار، به نمونه هايي از رفتار عدالت محور حضرت، اشاره کنيم. با يک نگاه گذرا به سيره عملي اميرالمومنين (ع) مي توان دريافت که تا چه اندازه عدالتخواهي، ظلم ستيزي و مبارزه با تبعيض در نظر حضرت از اهميت برخوردار بوده است. از آنجا که در زمان خليفه سوم املاک و اموال مسلمين به اطرافيان ونزديکان عثمان بخشيده شده بود، حضرت پس از رسيدن به خلافت در نخستين سخنراني عمومي خود فرمودند: “سوگند به خدا اگر بخشيده عثمان را پيدا کنم آن را به جايگاه اصلي اش برمي گردانم، اگرچه ببينم که به مهر زنان يا بهاي کنيزکان رفته باشد، زيرا در عدالت گشايش براي عموم است و آن کس که عدالت بر او گران آيد، تحمل ستم براي او سخت تر است”1(). مخاطب امام کساني بودندکه در سالهاي پيش از خلافت اميرالمومنين(ع)، بر بيت المال مسلمانان دست درازي کرده و براي رسيدن به مطامع دنيوي خود از آن بهره برده بودند. ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه، به نمونه هايي ازغارتگري بيت المال از سوي اطرافيان ونزديکان عثمان وبي عدالتي هاي وي اشاره کرده است2(). آن حضرت در بيان شريفي به طور صريح، عدالت گرايي و حق خواهي را از وظايف حاکم اسلامي و حقوق مردم بر وي دانسته، مي فرمايند: “آگاه باشيد که حق شماست بر من که... حق شما را از موضع آن به تاخير نيفکنم و تا آن را نرسانم وقفه اي در آن روا ندانم و همه شما را در حق برابر دانم”3(). در بيان ديگري حضرت، به شدت ظلم گريزي خويش را به تصوير کشيده و ضرورت عدالتخواهي حاکم اسلامي را اين گونه توصيف فرمودند: “سوگند به خدا، اگر شب را تا به صبح به روي خار بگذرانم و مرا در غلها به بند بکشند، برايم از آن بهتر است که خدا و رسول را در قيامت ملاقات کنم در حالي که بر بعضي از بندگان ستم کرده، چيزي از مال دنيا غصب کرده باشم. چگونه به کسي ستم نمايم براي نفسي که با شتاب به اندراس و کهنگي روي نهاده است و دور زماني در زير خاک خواهد ماند! “4(). برخورد انعطاف ناپذير و پرصلابت آن حضرت در برخورد با برادرش عقيل، که تقاضاي امتيازي از بيت المال نموده بود، نمونه بارزي از اهتمام آن حضرت بر اجراي عدالت و ظلم گريزي است. ايشان در فرازي از خطبه224 نهج البلاغه، واقعه را اين چنين بيان مي دارد: “سوگند به خدا، من عقيل را ديدم که وضعيت او بسيار سخت و دشوار و بسيار درويش حال و مستمند بود. از من درخواست کرد که يک صاع ازگندم شما را بدو دهم در حالي که کودکانش را از پريشاني با موهاي غبارآلود و رنگ هاي تيره ديدم؛ عقيل درخواست خود را تکرار مي کرد و من گفتارش را گوش مي دادم، بطوري که فکر مي کرد من دين خود را به او فروخته، از روش عدالتمندانه خويش رويگردان شده ام. آهن پاره اي برايش در آتش گداختم و نزديک او بردم تا عبرت گيرد؛ چنان که از درد آن همچون بيمار، ناله وشيون سرداد و نزديک بود از اثر آن بسوزد. به او گفتم: اي عقيل، آيا از آهن پاره اي که آدمي آن را براي بازي خود سرخ کرده ناله مي کني و مرا بسوي آتشي که خداي قهار از روي خشم برافروخته مي کشاني؟ آيا سزاوار است تو از اين رنج اندک بنالي و من از آتش دوزخ ننالم؟” اين يک سند و يک شاهد گويا از عدالت علي (ع) است که نه تنها خود به آن عمل مي کند، بلکه در اجراي آن براي نزديکان نيز بيم ندارد. تقسيم مساوي بيت المال و امتياز ندادن به خويشاوندان خود در توزيع بيت المال، شاهد ديگري است براينکه حضرت تا چه اندازه نسبت به رعايت اصل عدالت اهتمام و توجه داشتند: “روزي برادر زاده حضرت، عبدالله بن جعفر خدمت ايشان رسيد و از اوضاع اقتصادي خود شکوه کرد و گفت: عمو جان شايسته است که امر فرمايي مقداري از بيت المال براي اداره زندگي به من داده شود. سوگند به خدا براي اداره زندگي چيزي در منزل ندارم، جز آنکه گوسفند يا الاغ خود را بفروشم. حضرت پاسخ دادند: چيزي بر تو نزد من وجود ندارد و بيت المال مسلمين را هم نمي توانم به شما ببخشم، مگر آنکه به عموي خود دستور دهي تا از بيت المال دزدي کند”5(). پي نوشتها در دفتر روزنامه موجود است. * منبع : /www.resalat-news.com، شنبه 30 آبان 1388