Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 138770
تاریخ انتشار : 11 آذر 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 233

عصر شکوفایی - 28

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری
مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *فصل دوم : فجر پيروزى *فرهنگ و هویت ملى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى - كه انقلابى براساس يك هدف تعريف شده فرهنگى بود - كه به مقوله فرهنگ اهميت داده شد و به مقوله هويت ملى - كه خود هويت ملى يك كشور، فرهنگ است و خود اين جزو مصاديق و سطور برجسته فرهنگ يك ملت است - اهتمام ورزيده شد، بركاتى بر اين كار مترتب شد كه اين بركات به هيچ‏وجه ممكن نبود در اين كشور به وجود بيايد. اين نوآورى‏ها، اين پيشرفت‏هاى علمى، اين جسارتِ وارد شدن در عرصه‏هاى نوِ علمى و تحقيقى - كه امروز در كشور ما خوشبختانه مشاهده مى‏شود - به خاطر همين اعتماد به نفسى است كه از احياء هويت ملى پيدا شده است؛ اين را انقلاب به وجود آورد. قبل از انقلاب از هويت ملى و مليّت اسم زياد مى‏آوردند؛ اما به هيچوجه به معناى حقيقى كلمه، هويت ملى را تقويت نمى‏كردند. البته علت هم واضح بود؛ چون آن كسانى كه ايران را براى منافع خودشان مى‏خواستند و در كشور عزيز ما منافع خود را تعريف كرده بودند، مى‏دانستند كه اگر هويت ملى در اين كشور زنده شود، با منافع آنها ناسازگار خواهد بود و آنها نمى‏توانند به منافعى كه هدف گرفته‏اند، برسند. به همين دليل، هويت ملى در آن زمان در اين جا تضعيف شد. ما در كشور خودمان در وابستگى و اضمحلال هويت در مقابل بيگانگان تا آن جا پيش رفتيم كه افراد برجسته‏اى خجالت نكشيدند و پيشنهاد تغيير زبان و خط فارسى را دادند! البته روى تغيير زبان كمتر كار كردند؛ اما براى تغيير خط فارسى - خط يك كشور يكى از نقاط برجسته و از شاخص‏هاى مهم فرهنگى هر كشور است - در همين روزنامه‏ها و مطبوعات دوره طاغوت در كشور مإ؛ررك‏ك علنا و صريحا مطلب نوشتند، دفاع كردند و حرف زدند كه ما خط فارسى را تغيير بدهيم؛ آن هم با استدلال‏هاى كاملا مجادله‏آميز و مغالطه‏آميز و خلاف واقع. آنها تا اين حد پيش رفتند. كسانى كه رژيم پهلوى را روى كار آوردند، هيچ كدام از شاخصه‏هاى مليت را حاضر نبودند تحمل كنند. البته مليت ما از اول با اسلام آميخته بود؛ زبانمان، آدابمان، دانشمان و دانشمندانمان با اسلام آميخته بودند. در تاريخ مى‏بينيد كه دانشمندان برجسته و نام‏آور و ماندگار ما كسانى هستند كه دانش دين را در كنار دانش‏هاى معمولى زندگى دارا بودند؛ يعنى همه دانش‏ها از مجموعه دين برآمده است. البته اين به آن معنا نيست كه طلاب مدرسه دينى اين خصوصيت را داشتند؛ نه، جامعه، جامعه دينى بود. فرهنگ ما، دانش ما، رفتار ما و سنت‏هاى ما با دين آميخته است و بسيارى از آنها از دين سرچشمه گرفته است. وقتى با هويت ملى و شاخصه‏هاى آن مبارزه مى‏كردند، قهرا مبارزه با دين جزوش بود و چون دين و ايمان پشتوانه همه ارزش‏هاى انسانى است، طبعا با ايمان هم بشدت مخالفت مى‏كردند. اينها حاضر نشدند قبول كنند كه ما حتى لباس محلى داشته باشيم. ما ايرانى‏ها با چند هزار سال سابقه، لباس بومى نداريم و لباس محلى و بومى‏مان را نمى‏شناسيم، در حالى كه خيلى از كشورهاى ديگر دنيا دارند. البته لباس بومى، مانع پيشرفت هم نيست؛ اما ما نداريم؛ چون آنها نگذاشتند. اين، عمل به همان توصيه‏اى است كه مى‏گفت ايرانى بايد از فرق سر تا نوك پا فرنگى شود! ببينيد خودباختگى تا كجا... يك وقت هست كه يك انسان با ميل خود و بر طبق نياز و اشتها و ضرورت زندگى‏اش يك نوع غذا، يك نوع دارو يا ماده لازمى را انتخاب مى‏كند و آن را داخل جسم خودش مى‏كند؛ اين، گزينش است، كه چيز خيلى خوبى است؛ اما يك وقت هست كه يك نفر را مى‏خوابانند و ماده‏اى را كه نه براى او لازم است و نه او به آن ميل و اشتهايى دارد و نه برايش مفيد است، به زور در حلقش مى‏ريزند، يا به او تزريق مى‏كنند؛ اين، نامطمئن است؛ اين، تهاجم فرهنگى است؛ همان كارى كه با ملت ايران در طول سال‏هاى متمادى كردند. از سياست‏مدارانى كه وابسته بودند، از آنهايى كه با قراردادهاى مالى دهن‏شان را مى‏بستند، هيچ توقعى نيست؛ اما از شخصيت‏هاى علمى و فرهنگى در آن دوران اين انتظار و توقع بود كه اگر داراى هر عقيده‏اى هستند، ولو اسلام را هم قبول ندارند و ايمان اسلامى هم ندارند، براى هويت فرهنگى اين ملت ارج قائل شوند؛ اما ارجى قائل نشدند؛ دروازه‏ها را باز كردند و چشم‏ها را بستند و مجذوب و خيره شدند و ما را عقب انداختند. به خاطر همين، ما در ميدان علم و فناورى عقب مانديم. اين كه در عرف دوره جوانى من - كه حالا خوشبختانه آن طور نيست و خيلى فرق كرده - واقعا هر كالايى به صرف خارجى بودن، مطلوب بود و به صرف داخلى بودن نامطلوب، فرهنگ عمومى آن زمان‏ها بود و در داخل كشور هم جرئت و گستاخى كار علمى و تحقيقى و باز كردن بن‏بست‏ها و شكستن مرزهاى دانش اصلا قابل تصور نبود و كسانى كه در خودشان چنين استعدادى مى‏ديدند، به هيچ راهى جز اين كه در محيطهاى خارج از كشور كار كنند، فكر نمى‏كردند. اين كه ما خودمان بسازيم، خودمان توليد كنيم و خودمان ابتكار، اصلا متصور نبود. بنده از اطلاعات و گزارش‏هاى گوناگونى كه در اختيارم قرار گرفته، نمونه‏هاىِ عينى خيلى فراوانى را سراغ دارم كه شايد بعضى از شماها هم اين موارد را بدانيد. اما امروز نه، امروز خوشبختانه اين حالت دليرى و خوداتكايى و شجاعت وارد شدن در ميدان‏هاى گوناگون هست. اين فرهنگ را انقلاب عوض كرد. مقوله فرهنگ اين است. اين يك مثال و يك مصداق بود.1 *هويت اسلامى ما بعد از آن كه قرن‏هاى متمادى دچار استبداد و دو قرن تمام دچار سلطه بيگانگان بوديم به خود آمديم و امام بزرگوار توانست عزّت را به مردم ما برگرداند. انگليسى‏ها، روس‏ها و آمريكايى‏ها به ترتيب در اين كشور سيادت و حكمفرمايى حقيقى كردند. ولو به صورت ظاهر در رأس حكومت نبودند؛ اما كارها در دست آنها و همه چيز كشور در اختيارشان بود. مردم ما از حقوق، منابع، عزّت و طعم حقيقى دين خود محروم بودند. امام بزرگوار ما توانست سلطه بلند مدّت استبداد و استعمار را با برگشت به اسلام و تمسّك به اسلام، از سر كشورمان كم كند و به ما عزّت ببخشد؛ به مردم ما احساس هويّت اسلامى بدهد تا احساس كنند كه مى‏توانند روى پاى خود بايستند؛ مى‏توانند خودشان تصميم بگيرند و انتخاب كنند؛ مى‏توانند خودشان در مسائل سرنوشت ساز، لا و نعم بگويند. مردم ما قرن‏ها بود كه چنين چيزى را نچشيده بودند؛ اين را اسلام به آنها داد. در هر نقطه‏اى از نقاط دنيا كه حركت بيدارى اسلام تقويت شود و پا بگيرد و مردم و جوانان آن كشور احساس كنند كه به سمت اسلام نزديك مى‏شوند، همين تجديد هويّت و عزّت به وجود خواهد آمد.2 آيا ما مردم، همان مردم پانزده سال قبليم؟ پانزده سال قبل، در ايران چه خبر بود؟ در مشهد ما و شما چه خبر بود؟ جوانان چه طورى بودند؟ دانشگاه چه طورى بود؟ حوزه علميه چه طورى بود؟ حالا چگونه است؟ آيا اين تغيير، تغيير قابل تحقق در ظرف پانزده سال است؟ اين، غير از معجزه الهى و توجه معنوى و برقى كه از عالم غيب زده شد، چيز ديگرى است؟ اين انقلاب سر كشيد و رشد كرد. اولين اثرى كه اين انقلاب گذاشت، اين بود كه بناى صدوپنجاه ساله استعمار در سطح عالم را با خاك يكسان كرد. كدام بنا را؟ استعمار صدوپنجاه سال زحمت كشيده بود، تا روحيه مسلمانان را خُرد كند. مسلمان در دنيا، از قبل مسلمان بودن خودش، احساس شخصيتى نمى‏كرد. كداميك از شماها ديديد يا شنيديد كه در دوران طاغوت، كسى در نقطه‏اى از عالم - در اروپا، در آمريكا، در نقاط دوردست - گردنش را بالا بگيرد و با افتخار بگويد: »من مسلمانم؟« آن روز هم مسلمانى افتخار بود، اما كسى اين را احساس نمى‏كرد. روحيه‏ها را خُرد كرده بودند. انقلاب آمد، اين واقعيت را دگرگون كرد. مسلمانان در همه جاى دنيا، احساس هويت اسلامى كردند و روحيه گرفتند. براى همين است كه ما مى‏گوييم اين حركت انقلابى، ضربه خودش را به ابرقدرت‏ها زده است و كارى از آنها بر نمى‏آيد.3 پی نوشت: 1- بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كاركنان سازمان صدا و سيما، 28 ارديبهشت 1383 2- بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار كارگزاران نظام اسلامى، 29 ارديبهشت 1382 3- بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار علما و... استان خراسان، 15 خرداد 1369 ادامه دارد....