Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 138929
تاریخ انتشار : 14 آذر 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 4

55سال استکبارستیزی

امام پس از پیروزی انقلاب، دانشجویان را مسؤل نگهبانی از انقلاب اسلامی می دانستند و همواره به دانشجویان سفارش می كردند برای اینكه بتوانند در قلب نهضت قرار داشته باشند و عامل حركت نهضت باشند، نباید خود را از عموم مردم جدا كنند... طاهره ناطقی، گروه اندیشه - جریانهای دانشجویی از لحاظ پویایی و حساسیت در مراتب موثر جریانهای اجتماعی جای می گیرند. دانشگاه در اساس فضایی برای کسب آگاهیهای علمی و توام با آن محیطی مناسب جهت آشنایی پیرامونی با دانش های اجتماعی مانند آگاهی سیاسی و مکانی برای باروری و رشد توانایی و استعدادها و نوعی مکان تمرین برای مشارکت آتی بصورت مستقیم تر در سطوح مختلف اجتماع ، محسوب می شود. دانشجو قشری است با ماهیت پویا ، آگاه و روشنفکر ، مروج اندیشه ها سرنوشت ساز و آماده تغییر. سازمان دادن به پتانسیل دانشجو یی با ماهیت مذکور در قواره جنبش دانشجویی با علائق گوناگون امری مثبت در فرایند توسعه ی سیاسی ـ اجتماعی است. نقش سیاسی دانشجو در كلام امام به دو بخش قبل و بعد از انقلاب تقسیم میشود. امام خمینی در قبل از انقلاب اسلامی نقش دانشجویان را در تحولات سیاسی، اساسی ترین نقشها میدانند. مبارزه علیه نظام حاكم و تلاش برای پیشبرد نهضت و تحول و كمك به مردم در ایجاد تحول، از جمله نقشهایی است كه امام برای دانشجویان قائل بود. ایشان همچنین نقش سیاسی دانشجو را در مصادیقی همچون افشای نقشههای استعمار و دشمنان كه در خارج از كشور از رژیم سلطه حمایت میكردند و با ایجاد تحوّل، ضدیت ومخالفت میكردند،مهم میدانستندومیفرمودند: «دانشجویان با استبداد مخالفند، با حكومتهای دست نشانده و استعماری مخالفند، با قلدری و غارت اموال عمومی مخالفند، با حرام خواری و دروغپردازی مخالفند». ایشان همچنین در مخالفت با طرح كاپیتولاسیون، خطاب به دانشجویان فرمودند: «بر جوانان دانشگاهی است كه با طراوت با این طرح مفتضح مخالفت كنند، با آرامش و با شعارهای حساس،مخالفت دانشگاه را به ملتهای دنیا برسانند». حضرت امام پس از انقلاب اسلامی همواره از دانشجویان میخواست در صحنههای سیاسی از جمله انتخابات و دیگر فعالیتهای سیاسی به عنوان یك قشر تأثیر گذار حضور فعال داشته باشند. ایشان در سخنانی از اینكه دانشجویان از سیاست كناره بگیرند، اظهار ناراحتی نموده و فرمودند: «در دانشگاه بعضی از اشخاص رفته اند و گفته اند كه دخالت در انتخابات، دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است. تا حالا میگفتند كه مجتهدین در سیاست نباید دخالت كنند، این منافی با حق مجتهدین است، آنجا شكست خورده اند، حالا عكسش را دارند میگویند، این هم روی همین زمینه است. اینكه میگویند انتخابات از امور سیاسی است و امور سیاست هم حق مجتهدین است هر دویش غلط است. انتخابات سرنوشت یك ملت را دارد تعیین میكند، انتخابات به فرض اینكه سیاسی باشد و هست، سرنوشت همه ملت را تعیین میكند یك دانشجوی جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت كند». امام پس از پیروزی انقلاب، دانشجویان را مسؤل نگهبانی از انقلاب اسلامی میدانستند و همواره به دانشجویان سفارش میكردند برای اینكه بتوانند در قلب نهضت قرار داشته باشند و عامل حركت نهضت باشند، نباید خود را از عموم مردم جدا كنند، زیرا در آن صورت مردم به دانشجویان اعتماد نمیكنند. به عبارت دیگر امام پس از پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر نقش سیاسی، بر نقش فرهنگی و اجتماعی دانشجویان نیز تأكید داشتند، زیرا ایشان تحول به معنای عام را فقط تحول سیاسی نمیدانستند بلكه معتقد بودند تحول سیاسی مقدمه ای برای تحول فرهنگی و جایگزینی ارزشهای الهی، به جای ارزشهای طاغوتی است. از این رو نقش دانشجویان را در تغییر ارزشهای حاكم در گذشته و تبدیل آنها به آرمانها و اعتقادات الهی بسیار اساسی می دانستند و میفرمودند: «اكنون ای جوانان عزیز و ای دانشجویان. امروز و فرداهای امت و اسلام؛ استقلال و آزادی و به شما عزیزان سپرده شده و مسئولیت بزرگی به عهده همه گذاشته شده است. همه ملت و خصوصاً دانشجویان مسلمان كه رهبران آینده هستند مسئول نگهبانی از این امانت بزرگ الهی میباشند». امام چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی برای دانشگاه اهمیت ویژه ای قایل بودند و اعتقاد داشتند: «ترقی مملكت به دانشگاه است» . ایشان معتقد بودند رژیم پهلوی باعث شده بود دانشگاهها پیشرفت نكنند، لذا میفرمودند: «اینها دانشگاهها را با هر قدرتی كه داشتند عقب نگه میداشتند، نمیگذاشتند كه اساتید ما، درست بچه های ما را تعلیم كنند این هم برای این بود كه میدیدند اگر چنانچه دانشگاه بطور صحیح عمل كند، مستقل باشد، بعد كه این جوانها كه از دانشگاه بیرون بیایند ضد استعمار بیرون میآیند». چنانچه ملاحظه میشود در اندیشه ی امام، دانشگاه نقشی اساسی را در دادن فكر سیاسی ـ اجتماعی به دانشجو دارا میباشد، از این رو میفرمودند: «نقش دانشگاهها در هر كشوری ساختن انسان است. ممكن است از دانشگاه انسان خارج بشود كه یك كشور را نجات بدهد و ممكن است كه یك انسان درست بشود كه كشور را به هلاكت بكشاند». از نظر حضرت امام، اساتید دانشگاه ضمن انجام وظایف استادی میتوانند در تربیت دانشجویان نقش مؤثری ایفا نمایند. ایشان میفرمایند: «ما اساتید دانشگاهی را میخواهیم كه آن اساتید بتوانند مغزهای جوانهای ما را مستقل بار بیاورند.» ایشان همچنین خطاب به اساتید دانشگاهها میفرمایند: «اساتید دانشگاه اگر واقعاً علاقه مندند كه این كشور دوباره برنگردد به اوضاع سابق، باید مواظب باشند. دانشگاهی ها، اساتید مواظب خودشان باشند، در تربیت و مواظب بچه ها و جو آنها باشند در كارهایی كه میكنند». ایشان یكی از مهمترین روشنگریهای دانشجویان را آگاه ساختن مردم از نقشه های استعماری میدانند و معتقدند دانشجویان عموماً ضد استعماری هستند. 16آذر 1332را شاید بتوان نقطه عطفی در اقدامات حماسی و انقلابی جوانان ایرانی علیه زیاده خواهیها و زورگوییها و سلطه طلبیهای استکبار و استعمار به شمار آورد. این حرکت آگاهانه نشان دهنده درک درستی بود که دانشجویان انقلابی و در صحنه و بیداراز شرایط حساس و تاثیر گذار آن دوره داشته و نسبت به جلوگیری از اجرای یک اقدام مضر و تحقیر آمیزاحساس تکلیف نموده اند. ملت ایران بارها پس از آن حادثه شوم شرارت و خباثت را در رفتارهای دیکتاتور مآبانه استکبار با گوشت و خونش لمس کرد و به این باور درست رسید که در رابطه با آمریکا تنها نقش یک قربانی را بازی خواهد کرد و نفعی از ارتباط نخواهد برد و آنچه در این رابطه دو طرفه عایدش می شود از دست دادن اقتدار و استقلال در رای و حقارت در برابر خواسته های ریاست طلبانه است. اقدامات خصومت آمیزی را که شیطان بزرگ در طول چندین سال قبل و پس از انقلاب در تقابل با ملت بزرگ ایران انجام داده است می توان با اغماض از بسیاری جزئیات در چندین مورد فهرست وار اشاره کرد: 1. قرار دادن ناسیونالیسم و لیبرالیسم در مقابل اسلام و انقلاب و حمایت از لیبرال ها و ملی گراها بلافاصله پس از پیروزی انقلاب؛ 2. قطع روابط سیاسی با ایران در فروردین 1359 پس از اشغال لانۀ جاسوسی. 3. تجاوز نظامی به خاک ایران در اردیبهشت 1359 (واقعۀ طبس). 4. طراحی و سازماندهی کودتای نوژه در تیرماه 1359. 5. تحریک عراق به جنگ با ایران در شهریور 1359. 6. حمایت سیاسی، حقوقی و تبلیغاتی از بنی صدر در خرداد 1360. 7. به کار گیری «خط مشی مهار» یا Containment Policy علیه ایران. 8. حمایت از تحرکات تجزیه طلبانه در کردستان، ترکمن صحرا، آذربایجان، خوزستان و سیستان و بلوچستان. 9. سکوت در برابر موج عظیم اعمال ترورسیتی منافقین و گروه های مارکسیستی علیه جمهوری اسلامی ایران از 30 خرداد 1360 به بعد. 10. ارائه کمک های وسیع مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و مستشاری به عراق در جریان جنگ تحمیلی و مجهز ساختن عراق به سلاح های شیمیایی و میکربی. 11. حمایت مستقیم از نفتکش های عراق و سایر کشورهای عرب منطقه از طریق ایجاد اسکورت نظامی برای آنها از سال 1364 الی 1367. 12. ورود به جنگ با ایران به نفع عراق با حمله به سکوهای نفتی ایران در سال 1366. 13. حمله به چند فروند از ناوگان نیروی دریایی ایران در خلیج فارس در سال 1366 و منهدم ساختن نیمی از توان دریایی ایران در اوج جنگ تحمیلی در سال 1366. 14. ممانعت از دستیابی ایران به پیروزی های بزرگ در جنگ تحمیلی از طریق حمایت مستقیم از عراق و تصویب قطعنامۀ 598 در سال 1366. 15. دخالت مستقیم در جنگ و حمایت از عراق برای باز پس گیری جزیره فاو در فروردین 1367. 16. سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیج فارس توسط ناو وینسنز در تیرماه 1367 که منجر به شهادت 400 نفر گردید. 17. گنجاندن موضوع، علیه ایران در اجلاس سرای هفت کشور صنعتی موسوم به .G7 18.اعمال فشار همه جانبه بر ایران برای پذیرفتن قطعنامۀ 598. 19. مخالفت آشکار با پیروزی ایران در جنگ تحمیلی. 20. تشدید تحریم های اقتصادی علیه ایران در دورۀ زمامداری جورج بوش. 21. ممانعت از اجرای قرارداد احداث نیروگاه اتمی بوشهر میان ایران و آلمان. 22. ممانعت از دستیابی ایران به غرامت های ناشی از جنگ تحمیلی. 23. اعمال «سیاست مهار دوگانه » علیه ایران در سال 1372 (Dual Contianment policy)؛ 24. تحریک امارات متحده عربی برای مطرح ساختن ادعاهای ارضی علیه جزایر سه گانۀ ایرانی در خلیج فارس در سال 1372. 25. طراحی «قانون داماتو» علیه ایران در مجلسین نمایندگان و سنا (کنگره) در سال 1372. 26. مخالفت شدید با قرارداد تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر توسط روسیه در سال 1373. 27. تصویب «طرح بنجامین گیلمن» و لغو قرارداد کونگو با ایران در اسفند 1373. 28. مخالفت با عبور خطوط لولۀ نفت و گاز و راه های ترانزیت آسیای میانه از ایران و حمایت از خط باکو- جیحان و فشار بر ترکیه برای لغو قرارداد 20 میلیارد دلار خرید گاز از ایران. 29. صدور فرمان های اجرایی به وسیلۀ کلینتون علیه ایران با هدف افزایش دامنۀ تحریم ها در اردیبهشت 1374. 30. جنجال آفرینی های وسیع برای معرّفی ایران به عنوان طراح و سازندۀ انفجار ظهران در عربستان در آبان 1374. 31. اعمال تحریم علیه شرکت های خارجی سرمایه گذاری در منابع انرژی از تیر 1357. 32. فشار مستمر بر اتحادیۀ اروپا و ژاپن برای قطع روابط اقتصادی با ایران از سال 1357. 33. معرفی ایران به عنوان بزرگترین مانع روند صلح خاورمیانه پس از کنفرانس های مادرید و اسلو بویژه در سال 1357. 34.بهره برداري از رأي دادگاه ميكونوس براي تخريب روابط اتحاديه ي اروپا با ايران . 35معرفي ايران به عنوان مجري انفجار بوئنوس آيرس در آرژانتين. 36. معرفی ایران به عنوان طراح انفجار مرکز تجارت جهانی در نیویورک و انفجار هواپیما بر فراز لاکربی. 37. قطع همکاری ایران در افغانستان با حمایت از «طالبان» و حاکم ساختن آنها بر مقدرات مردم افغانستان و ایجاد یک کانون مهم برای تولید و صدور مواد مخدر. 38. ایجاد تحرک وسیع برای تخریب روابط پاکستان با ایران. 40. تصویب بودجه در کنگرۀ آمریکا برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی ایران در اردیبهشت 1377. 41. تصویب تأسیس یک رادیو به زبان فارسی علیه ایران به نام «رادیو آزادی» در کنگرۀ آمریکا در اردیبهشت 1377. 42. قراردادن نام ایران در فهرست کشورهای یاغی و حامی تروریسم. 43. گنجاندن وضعیت نقض حقوق بشر در ایران در دستور کار مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1368. 44. از سال 1368 تا کنون آمریکا همواره بانی قطعنامه علیه وضعیت حقوق بشر در ایران در مجمع عمومی و کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل بوده است. 45. اعمال تحریم ارسال تکنولوژی های دو منظوره علیه ایران در اجلاس سران هفت کشور صنعتی اروپا. 46. تصویب قانون مجازات صادرکنندگان فن آوری های موشکی و هسته ای به ایران در کنگرۀ آمریکا در خرداد 1377. 47. خارج ساختن ایران و شرکتهای ایرانی از کنسرسیوم های کشف، استخراج و تولید نفت و گاز دریای مازندران. 49. مقابلۀ جدی با هرگونه همکاری ایران در بوسنی و هرزگوین علی رغم کمک های بی شایبۀ جمهوری اسلامی ایران به مردم مسلمان بالکان. 50. ممانعت از اعطای وام توسط بانک های جهانی و کشورهای ثروتمند به ایران. 51. تخریب روابط ایران و ترکیه و ایران و آذربایجان. میانه و 52. ممانعت از بسط روابط و گسترش نفوذ ایران در آسیای قفقاز. 53. مخالفت شدید با آزمایش های موشکی ایران بویژه پس از پرتاب موشک شهاب 3 در تیر 1377. 54. مخالفت با هرگونه اقدام حفاظتی جمهوری اسلامی ایران نظیر دستگیری اغتشاش گران، جاسوسان، عوامل ضد انقلاب، توقیف نشریات مخرب، محاکمۀ جاسوسان یهودی و اقدام کنندگان علیه امنیت ملی کشور. 55. ترویج مستمر سکولاریسم ولائیسم در کشور برای تخریب فرهنگ اسلامی. 56. ایجاد هماهنگیهای ویژه و پدید آوردن بخش مخصوص میان سیا، موساد، یشن بت، اینتلیجنت سرویس و سرویس اطلاعاتی کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا به منظور مقابلۀ جدی با خرید کالاهای ویژه و اقلام استراتژیک توسط جمهوری اسلامی ایران و همچنین تکنولوژی های دو منظوره. 57. به رسمیت نشناختن دولت جمهوری اسلامی ایران و برنامه ریزی حساب شده برای تأثیر بر افکار عمومی مردم ایران در جهت تطهیر موقعیت گذشته و حال آمریکا. 58. ایجاد هماهنگی و وحدت رویه میان کلیۀ طیف های ضد انقلاب در خارج از کشور. 59. ایجاد هماهنگی و وحدت رویه میان جریان های مخالف قانون اساسی در داخل کشور. 60. ایجاد ارتباط و به وجود آوردن نوعی وحدت استراتژیک میان ضد انقلاب داخل و خارج با مخالفین قانون اساسی. 61. طراحی فروپاشی جمهوری اسلامی ایران به سبک فروپاشی شوروی. 62. سرمایه گذاری برای ایجاد مطبوعات مجری طرح فروپاشی. 63. نفوذ در مراکز دانشگاهی و میان اساتید از طریق شبکۀ جهانی روشنفکران. 64. ایجاد هماهنگی میان روشنفکران سکولار با منورالفکرهای به اصطلاح مذهبی. 65. برنامه ریزی برای تخریب شخصیت چهره های دلسوز کشور و نیروهای استقلال طلب و مخالف سلطۀ آمریکا. 66. برنامه ریزی برای سوق دادن جامعه به سوی آنارشیم و هرج و مرج طلبی. 67. تلاش برای دامن زدن به اختلاف های داخلی و تبدیل اختلافات دیدگاهی به تخاصمات فرسایشی. 68. برنامه ریزی برای حذف اسلامیت از جمهوریت و جداکردن دین از سیاست و جایگزین کردن دنیاطلبی افراطی و غوغاسالاری و جو شعاری بر فضای عمومی کشور. محورهای68گانه فوق الذکر به گونه ای کاملاً استدلالی و منطقی بیانگر پوچ بودن تبلیغات غوغاسالارانۀ آمریکا و نیروهای وابسته به غرب در چارچوب جنگ روانی برای مقصر جلوه دادن جمهوری اسلامی ایران در کشمکش های موجود میان دو کشور ایران و آمریکا و طرح مسئلۀ مواضع ضد امپریالیستی به دلیل مصارف داخلی است. واقعیت انکار ناپذیر این است که ملت ایران مظلومانه به دلیل پافشاری بر حق حاکمیت خود و اتخاذ مواضع استقلال طلبانه با نفی سلطه گری و سلطه پذیری و پافشاری بر اسلام و فرمان های الهی آماج حملات و تهاجمات سلطه گران و ظالمان جهان قرار گرفته است. از اقدامات خصمانه ای که آمریکا اخیرا علیه جمهوری اسلامی انجام داده است می توان شاهد جدیدی بر نظریه گرگ صفتی آمریکا و استفاده از سیاست صداقت ظاهری و مشی خائنانه باطنی ارائه نمود 1-بودجه 55 ميليون دلاري پنتاگون که به منظور جنگ نرم عليه ايران چندي پيش در کنگره آمريکا به تصويب رسيده بود، در آستانه 13 آبان- سالروز تسخير لانه جاسوسي و روز ملي مبارزه با استکبار جهاني- توسط باراک اوباما امضا و تبديل به قانون شد اين لايحه که بند 1261 تا 1266 بودجه دفاعي پنتاگون را شامل مي شود . قانون قربانيان سانسور در ايران»! ناميده شده است. بودجه مذکور قرار است براي نفوذ در ايران، مقابله با فيلترينگ سایتهاي ضد ايراني، آموزش الکترونيکي ايرانيان مخالف نظام و شبکه سازي اينترنتي براي آنان با هدف براندازي نرم هزینه شود. در بند1262اين قانون نيز که در 3 بخش تصويب شده 15 ميليون دلار به گسترش ارتباط ايرانيان با شبکه هاي فارسی زبان خارج کشور و پخش اطلاعات از طريق راديو، تلويزيون، اينترنت، موبايل، خدمات پيام کوتاه و ساير وسايل ارتباط جمعي اختصاص يافته است چندي قبل هم کنگره آمريکا به عنوان «هزينه سياست هاي ضد ايراني کاخ سفيد» يک بودجه 77 ميليون دلاري در اختيار ضد انقلاب داخلي قرار داد. سياست هاي خصمانه و ضد ايراني دولتمردان آمريکا چه در زمان جمهوري خواهان و چه اکنون که يکسال از حاکميت دمکراتها بر کاخ سفيد مي گذرد نشان مي دهد، دستمال سفيدي که از دور و به نشانه دوستي در دستان اوباما تکان مي خورد، آنقدرها هم تميز نيست و چيزي بيش از يک تغيير تاکتيکي در سياست ها- بخوانيد دشمني ها -ي آمريکا در قبال ايران را نشان نمي دهد. رهبر انقلاب طي سخناني در جمع دانش آموزان و دانشجويان که به مناسبت سالروز 13 آبان ايراد نمودند، با اشاره به برخي اظهارات به ظاهر آشتي جويانه اخير مقامات آمريکايي فرمودند: «هرگاه آمريکايي ها لبخند ظاهري زده اند، پس از دقت و بررسي مشخص شده خنجري نيز در پشت خود مخفي کرده اند و نيت آنها عوض نشده است.» اگر نگاهي به کتاب قطور جنايات آمريکا عليه ملت ايران بيندازيم، خواهيم ديد آمريکا با قدرت هرچه تمام تر همه پل هاي ارتباط با ايران را پشت سر خود خراب کرده و بيش از نيم قرن شرارت و دشمني راهي براي بازگشت باقي نگذاشته است. اينها يادآوري گزيده هايي از ليست بلند و سياه جناياتي بود که آمريکا عليه ملت ما مرتکب شده و متاسفانه اين روزها از ذهن و حافظه تاريخي برخي از سياسيون کشورمان ظاهراً به طمع مذاکره و برقراري رابطه مجدد، پاک شده است. اين جنايات در کنار دشمني هاي ديگر آمريکا مانند حمله به هواپيماي مسافربري، اتهاماتي چون نقض حقوق بشر، سنگ اندازي در مسير توسعه ، پيشرفت کشور و دستيابي به فناوري هسته اي ، اعمال تحريم ها، انزواي ايران، ، تصويب بودجه هاي کلان براي حمايت مستقيم و آشکار از معاندين و مخالفين جمهوري اسلامي و تلاش مستمر براي ايجاد جنگ رواني و براندازي نرم، همه و همه کارنامه سياهي از آمريکا در ذهن تاريخي ملت ايران بر جاي گذاشته که آب هفت بحر نيز آن را پاک نمي کند! می بینیم که استکبار از خباثتش دست بر نداشته است و پس ازگذشت بیش از پنجاه سال از حرکت خودجوش دانشجویی در آذر 32 همچنان رفتار استکباری و تحقیر آمیزش را با شیوه های شکلی متفاوت ادامه می دهد. بنابر این وظیفه همه اقشار جامعه علی الخصوص دانشجویان حفظ روحیه استکبار ستیزی و عدم اعتماد و اطمینان به شگردهای مختلفیست که برای قرابت روابط سیاسی ارائه می شود. از آنجا که دانشجو نقش اول تاثیر گذاری در جامعه را در حوادث سیاسی و اجتماعی مختلف بر عهده دارد و بر طیف های دیگر جامعه تاثیر غیر قابل انکاری دارد دور از انتظار نیست که همواره نوک حمله جریانهای مخالف قرار می گیرد و بیشترین هجمه ها به این جبهه وارد می شود زیرا شکست این جبهه از آن نظر که بقیه جبهه ها به آن پیوستگی و وابستگی دارند به دیگر حوزه ها نیز تسری میابد. حفظ آگاهی سیاسی و مذهبی و اجتماعی و تلاش در جهت شناخت شیوه های تقابل دشمن استعماری با حرکتهای آگاهانه و آرمان خواهانه مسئولیتیست که دانشجو را از انفعال و سستی در برابر حرکت مخرب و هجومی دشمن بر حذر می دارد وسیالیت در آگاهی و بصیرت مداوم را در اندیشه سیاسی اش تزریق می کند وروح مبارزه دائمی و خستگی ناپذیر با استکبار را در کالبدش می دمد. * منبع : www.snn.ir، شنبه 14 آذر 1388