Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 138944
تاریخ انتشار : 15 آذر 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 68

در آستانه فرارسیدن عید ولایت

ایران اسلامی غرق جشن و شادمانی شد

از غدیر خم آفتابی طلوع می کند که انوارش بر همه خلقت تا دورترین ذرّات می تابد، آفتابی که هرگز به غروب فرو نخواهد نشست...
از غدیر خم آفتابی طلوع می کند که انوارش بر همه خلقت تا دورترین ذرّات می تابد، آفتابی که هرگز به غروب فرو نخواهد نشست. زمان : روز هیجدهم ذیالحجه سال دهم هجری ( حجه الوداع ) . مکان : محلی به نام غدیر خم ؛ بین مکه و مدینه محلی به نام «جُحفه» هست و «غدیر خم» در همین جا قرار دارد، چون این آبگیر به شکل خُم رنگرزان بود و برخی از قبایل صحرایی گاه در آن جامه های رنگ کرده خویش را می شسته اند، آن را «غدیر خم» نامیده اند. آیه غدیر : جبرئیل بر پیامبر نازل شد و این آیه را خواند : «ای پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، ابلاغ کن؛ و اگر ابلاغ نکنی پیامش را نرسانده ای. و خدا تو را از [گزندِ} مردم نگاه می دارد». رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن هنگام و در زیر آفتابی سوزان پس از بازگشت از حجه الوداع کاروان حاجیان را نگه می دارد و پیام را ابلاغ می کند ؛ پیامبر به راستی بر عظمت و ضرورت این پیام واقف بود، که مردم را در آن گرمای سوزان نگه داشت و علی (علیه السلام) را پیش خود خواند. دست او را گرفت و بلند کرد و با صدایی رسا فرمود: «هر کس که من تاکنون مولای او بودم، از این پس علی مولای اوست.» آن گاه در حق آنان که علی (ع)را یاری کنند دعا فرمود و در حق آنان که او را ترک گویند و بی یاور گذارند، نفرین کرد. در تاریخ آمده است :آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در غدیر خم عمامه خود را، که «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار دادند. آری انتظار غدیر خم پس از سال ها برای یافتن راز خلقتش در آن بیابان خشک ، با توقف آن کاروان در کنارش و ترنم سخنان پیامبر به سرآمد . نسیم کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، منادی وحی الهی و رسول پیام های خدایی، همه جا را از عطر ستایش خدا پر کرد. کلام او ، وحی خداوند بود و امامت علی حکم الهی ؛ و غدیر خم بر خود می بالید و هنوز هم پس از سال ها از جانب غدیر خم نسیم ولایت می وزد و دل و جان را زنده می دارد.