Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 139924
تاریخ انتشار : 28 آذر 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 223

خودباوري اقتصادي و حركت در جهت خودكفايي

قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، رژيم بر كشور، حكومتي غير مستقل و وابسته به قدرتهاي استكباري غربي مخصوصاً كشور آمريكا بود. از نتايج و پيامدهاي اجتناب ناپذير چنين رابطه اي، وابستگي اقتصادي كشور به دولتهاي غربي بود. اصولاً قدرتهاي توسعه طلب و سلطه جوي غربي بويژه آمريكا، به رژيم پهلوي اجازه نمي دادند كه اگر هم بخواهد بتواند در جهت خودكفايي اقتصادي گام بردارد. رژيمهاي سلطه طلب غربي روابط سياسي و اقتصادي خود را با رژيم پهلوي به گونه اي تنظيم كرده بودند كه هميشه دولت ايران از نظر اقتصادي وابسته و متّكي به آنها باشد و بتوانند از اين اهرم در جهت فشار بر رژيم پهلوي به منظور وادار كردن به تبعيت از سياستهاي خود استفاده كنند. قدرتهاي سلطه جو براي دستيابي به اين مقصود از نظر رواني و فكري نيز با تبليغات و بستر سازيهاي گستردة خود، به متخصصين امر باورانده بودند كه آنها توان و استعداد رسيدن به خودكفايي و استقلال اقتصادي را ندارند. آنها با القاء روحيه خودكم بيني در بين متخصصين رژيم پهلوي، اين احساس را در بين آنان به وجود آورده بودند كه نسبت به خارجيها(مخصوصاً غربيها) بشدّت احساس حقارت و ضعف كنند. به بركت پيروزي انقلاب اسلامي ايران به اين خفت و خواري پايان داده شد. اصولاً يكي از اهداف مهم انقلاب كسب استقلال و هويّت در زمينه هاي گوناگون اجتماعي بود. لذا همانند ساير حوزه هاي فرهنگي، سياسي، نظامي در حوزة مسائل اقتصادي نيز تلاش جدّي به عمل آمد تا به سمت استقلال اقتصادي حركت شود. بديهي است بدون گام برداشتن در جهت استقلال اقتصادي، پشتوانه لازم و كافي براي دستيابي به ساير استقلالها از جمله استقلال سياسي و فرهنگي وجود نخواهد داشت. لذا در قانون اساسي نيز « جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد كشور(1) » به عنوان يكي از ضوابطي كه اقتصاد جمهوري اسلامي ايران بر اساس آن استوار مي باشد. ذكر گرديده است. به همين دليل، از همان ابتداي پيروزي انقلاب در رهبري و مسؤولين نظام اين عزم جزم وجود داشت كه با يد در جهت استقلال و خودكفايي اقتصادي گام برداشت. البته فشارهاي قدرتهاي استكباري مخالف انقلاب و نظام اسلامي از جمله محاصره اقتصادي و ساير تضييقات، آن هم در سالهاي اوّليه انقلاب كه همراه با مشكلات و معضلات گوناگون داخلي و خارجي بود، مزيد بر علت شده و مسؤولين نظام اسلامي را در جهت خودكفايي و استقلال اقتصادي مصمم تر كرد. تلاش براي خودكفايي در قانون اساسي نيز كه منشور نظام اسلامي مي باشد مورد تأكيد جدّي قرار گرفت. بند 13 اصل سوم قانون اساسي يكي از وظائف دولت جمهوري اسلامي ايران را « تأمين خودكفايي در علوم و فنون و صنعت و كشاورزي و امور نظامي و مانند اينها» دانسته و در بند 9 اصل 43 نيز در بيان ضوابطي كه اقتصاد كشور بر اساس آن استوار مي باشد، مقرر مي دارد : « تأكيد بر افزايش توليدات كشاورزي، دامي و صنعتي كه نيازهاي عمومي را تأمين كند و كشور ر به مرحله خودكفايي برساند و از وابستگي برهاند. » بديهي است در اين جا مدعي نيستيم كه ما به استقلال و خودكفايي اقتصادي رسيده ايم، بلكه نظام اسلامي واقعاً از نظر فكري و جهت گيري و سياستگذاري، به دنبال استقلال و خودكفايي اقتصادي است و در اين راه نيز گامهاي زيادي برداشته شده است كه به اين اقدامات، ابتكارات و خلاقيتها و سازندگيها اشاره خواهيم نمود. پاورقي: 1- بند 8 اصل 43 قانون اساسي. *منبع : كرانه هاي نور، جلد 2.