Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 141121
تاریخ انتشار : 24 دی 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 316

احياء و حاکميت ولايت فقيه

ولايت فقيه به عنوان يکي از مباني فکري و اعتقادي اصولي ما در مسأله حکومت اسلمي مطرح بوده و استمرار امامت و رهبري رسول خدا و ائمه معصومين(ع) در جامعه اسلامي محسوب مي گردد. اصولاً يکي از ويژگي هاي بارز و مشخصه هاي مهم حکومت اسلامي، وجود ولايت فقيه در رهبري و رأس جامعه مي باشد و بدون آن حکومت اسلامي مفهومي ندارد و به فرمايش حضرت امام خميني(ره): «قضيه ولايت يک چيزي نيست که مجلس خبرگان ايجاد کرده باشد. ولايت فقيه يک چيزي است که خداي تبارک و تعالي درست کرده است، همان ولايت رسول الله است و اينها از ولايت رسول الله هم مي ترسند. »(١) از ابتداي انقلاب تاکنون مخالفين اسلام، اعم از داخلي و قدرت اي استکباري خارجي، به جد مخالف اين نهاد مهم و اصلي حکومت اسلامي ـ که ارمغان بزرگ حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامي مي باشد ـ بوده و هستند. آن ها از اين که رهبري جامعه در اختيار يک فقيه عادل، مدير، مدبر، شجاع، باتقوي و اسلام شناس که به دنبال حاکميت بخشيدن به اسلام ناب محمدي(ص) مي باشد، نگران هستند، آن ها از ظلم ستيزي و استکبارستيزي فقيه هراس دارند. آن ها مي دانند که وجود ولايت فقيه، تعارض جدي با ولايت شيطاني و طاغوتي آن ها دارد و با حاکميت ولايت فقيه به حاکميت ضد اسلاميان پايان داده شده و کنار زده مي شوند. امروز يکي از محورهاي عمده مخالفت استکبار غرب، مخصوصاً آمريکاي ستم پيشه و صهيونيسم جنايتکار با انقلاب اسلامي ايران، مخالفت شديد آن ها با اصل ولايت فقيه است. اين مخالفت کينه توزانة آن ها، خود دليلي گويا بر حقانيت اين اصل و تأثير آن در مبارزه با استکبار و استثمار است. مخالفت جدي دشمنان قرآن و اسلام با ولايت فقيه و تأکيد حضرت امام و مردم بر اين اصل، دليل مهم ديگري نيز دارد و آن اقتدار و اختيارات مهم و گستردة ولي فقيه است. حضرت امام(ره) که طراح اصلي اين تفکر در نظام سياسي جمهوري اسلامي بوده و موجب تثبيت و تصويب آن در ساختار حکومت اسلامي ايران شده است، در مورد اختيارات ولي فقيه مي فرمايد: «اگر فرد لايقي که داراي اين دو خصلت (شرايط رهبري) باشد به پا خاست و تشکيل حکومت داد، همان ولايتي را که حضرت رسول اکرم(ص) در امر ادارة جامعه داشت دارا مي باشد و برهمة مردم لازم است که از او اطاعت کنند. اين توهم که اختيارات حکومتي رسول اکرم(ص) بيشتر از حضرت امير(ع) بوده يا اختيارات حکومتي حضرت امير0ع) بيش از فقيه است، باطل و غلط است. البته فضائل حضرت رسول اکرم(ص) بيش از همه عالم است و بعد از ايشان فضائل حضرت امير(ع) از همه بيشتر است. لکن زیادی فضائل معنوی، اختیارات حکومتی را افزایش نمی دهد... وقتی می گوییم ولایتی را که رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، برای هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه(ع) و رسول اکرم(ص) است. زیرا این جا صحبت از مقام نیست. بلکه صحبت از وظیفه است. ولایت یعنی حکومت و ادارة کشور و اجرای قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است. نه این که برای کسی شأن و مقام غیرعادی به وجود بیاودر و او را از حد انسان عادی بالاتر ببرند. به عبارت دیگر ولایت مورد بحث یعنی حکومت و اجرا و اداره، برخلاف تصوری که خیلی افراد دارند، امتیاز نیست، بلکه وظیفه ای خطیر است. »(٢) این دیدگاه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تجلی یافته است. اصل 5 قانون اساسی مقرر می کند: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهدة فقیه عادل و باتقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن می گردد.» اصل 110 قانون اساسی نیز به وظایف و اختیارات رهبری که بسیار مهم و تعیین کننده نیز می باشد، اشاره دارد. در این اصل آمده است: «وظایف و اختیارات رهبر: - تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام. - نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام - فرمان همه پرسی - فرمندهی کل نیروهای مسلح - اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها - نصب و عزل و فبول استعفاء الف – فقهای شورای نگهبان ب – عالی ترین مقام قوه قضاییه ج- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران د – رئیس ستاد مشترک هـ ـ فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و – فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی - حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه - حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست. از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام. - امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم... - عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوانعالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی براساس اصل هفتاد و نهم. - عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه...» بدین ترتیب به اهمیت و جایگاه تعیین کنندة ولایت فقیه در حکومت اسلامی پی می بریم. وجود چنین اصلی در حکومت اسلامی و دارابودن اختیارات مذکور، موجب تضمین اسلامی بودن نظام و حاکمیت یافتن قوانین و احکام شرع مقدس اسلام و رعایت منافع و مصالح ملت و کشور می شود. ولایت فقیه تضمین کنندة اسلامیت نظام و نیز حافظ استقلال و عدم وابستگی کشور به شرق و غرب می باشد. و به تعبیر حضرت امام(ره): این فقیه است که زیر بار دیگران و تحت نفوذ اجانب نمی رود و تا پای جان از حقوق ملت و از آزادی و استقلال و تمامیت ارضی وطن اسلام دفاع می کند. فقیه است که به چپ و راست انحراف پیدا نمی کند. »(٣) این ولایت فقیه است که با انحرافات مقابله کرده و نظام اسلامی را از گرفتارشدن به انوع کجرویها باز می دارد. بنابراین زنده شدن این اصل فراموش شده و حاکمیت یافتن آن در حکومت کشور عزیز ما، دستاورد بسیار مهم و ارزشمندی از بوستان دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران محسوب می شود. البته ولایت فقیه به مفهوم دیکتاتوری یک شخص نیست، بلکه برعکس، ولایت فقیه برای جلوگیری از دیکتاتوری است. ولی فقیه خود بیش از دیگران مقید به چارچوب ها و ضوابط شرع مقدس اسلام است. در همین رابطه حضرت امام خمینی(ره) می فرماید: «شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمی خواهد به مردم زورگویی کند. اگر یک فقیهی بخواهتد زورگویی کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد... در اسلام قانون حکومت می کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهی، نمی توانست تخلف بکند... اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصی بود که از او می ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرت ها که دست او آمد، دیکتاتوری بکند، اگر او یک شخص دیکتاتور بود آن وقت فقیه هم می تواند باشد. اگر امیرالمؤمنین ـ سلام الله علیه ـ یک آدم دیکتاتوری بود، آن وقت فقیه هم می تواند دیکتاتور باشد. دیکتاتوری در کار نیست. می خواهیم جلوی دیکتاتوری را بگیریم... جلوی دیکتاتوری را ما می خواهیم بگیریم... ولایت فقیه ضددیکتاتوری است، نه دیکتاتوری. »(٤) قانون اساسی اصولاً با شرایطی که برای ولی فقیه و رهبر در نظر گرفته است، زمینه را به گونه ای فراهم کرده است که فرد صالح و واجد شرائط بتواند آن را تصدی کند. ویژگی ها و خصوصیات در نظر گرفته شده، عملاً موجب می شود که ولی فقیه به هیچ وجه نتواند جنبه دیکتاتوری به خود بگیرد. اصل 109 قانون اساسی شرایط رهبری را چنین بیان می کند: «شرایط و صفات رهبر: 1- صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه 2- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام 3- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری...» وجود چنین اوصافی در رهبر، یقیناً هر گونه نگرانی در مورد دیکتاتوری و سایر موارد را از بین می برد. پی نوشت: ١-صحیفه امام، جلد١٠، ص ٣٠٨. ٢- مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، آیین انقلاب اسلامی، گزیده ای از اندیشه و آراء امام خمینی(ره)، ص ١٤٩. ٣- در جستجوی راه از کلام امام، دفتر دهم، ص ٣٦. ٤- صحیفه امام، جلد ١٠، صفحه ٣١٢و ٣١١، سخنرانی مورخ ٣٠/٧/١٣٥٨ * منبع : کتاب ٩٢ دستاورد انقلاب اسلامی ایران، ص ١٤٣