Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 141453
تاریخ انتشار : 30 دی 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 26

ايران مي تواند الگوي مناسب حكومتي در قرن 21 باشد

خبرگزاري فارس: معاون مركز تحليلي و مطالعاتي "دين، حقوق و سياست " قرقيزستان، مدل حكومتي ايران كه اسلامي را الگوي مناسبي براي كشورهاي آسياي مركزي دانست. "حسين آسوبعلي اف " معاون مركز تحليلي و مطالعاتي "دين، حقوق و سياست " قرقيزستان در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاري "فارس " گفت: در شرايط پيچيده آسياي مركزي و وجود فضاي بي اعتمادي ميان كشورهاي منطقه، تداوم وضع به سود ثبات و همكاري منطقه اي نخواهد بود. وي اظهارداشت: عدم وجود مرز مشترك با منطقه و همچنين نژاد محور بودن سياست "پان تركيسم " آنكارا كه شركت تاجيكستان را به عنوان نماينده نژاد ايراني در همگرايي منطقه اي استثنا مي كند، به رغم داشتن اشتراكات قومي، فرهنگي و مذهبي با بيشتر ملت هاي منطقه با تركيه، اين كشور نتوانست به هسته اصلي همگرايي اقتصادي و سياسي كشورهاي آسياي مركزي تبديل شود. اين كارشناس قرقيز گفت: سياست ايران كه هدف توسعه همكاري با كشورهاي آسياي مركزي را دنبال مي كند، با وجود تلاش كشورهاي غربي براي محدود كردن آن، توانسته است تا حدودي جايگاه خود را در منطقه پيدا كند و در زمينه هاي مختلف روابط با آسياي مركزي از دورنماي مناسب رشد برخوردار شود كه البته در اين راستا مراودات نژادي، فرهنگي و مذهبي ميان ايران و كشورهاي آسياي مركزي نقش بارزي داشته است. وي در راستاي رفع اختلافات منطقه، تشكيل يك مجمع يا محور به ابتكار قرقيزستان و تاجيكستان را لازم دانست و افزود: وضع موجود، اين 2 كشور را به ميانجي گري بين 2 قطب تاريخي نفوذ در آسياي مركزي - يعني ايران و تركيه واداشته و تشكيل مكانيسم كارشناسي و مشاوره اي در زمينه هاي مختلف همكاري در آسياي مركزي ميان مردم متعلق به نژاد ايراني و تركي با هدف تامين ثبات و توسعه مشترك را ضروري كرده است. متن كامل مصاحبه با حسين آسوبعلي اف، معاون رئيس مركز مستقل تحليلي و مطالعاتي "دين، حقوق و سياست " قرقيزستان به شرح ذيل است: سئوال: آقاي آسوبعلي اف، مركز مستقل تحليلي و مطالعاتي "دين، حقوق و سياست " مدت هاست روي طرح جديد ژئوپوليتيكي كه در آن قرقيزستان و تاجيكستان داراي نقش فعالي خواهند بود، كار مي كند. آيا ممكن است جزئياتي از اين طرح را بيان كنيد؟ جواب: ابتدا با بگويم كه فارس نخستين رسانه اي است كه پس از همكاران اين مركز، اطلاعات دست اول از اين طرح و ايده را بدست آورده و به اطلاع خوانندگان خود مي رساند. دوران "كشف " آسياي مركزي بعد از فروپاشي شوروي نشان داد كه سياست هاي برخي از كشورهاي قدرتمند كه داراي علائق و ارتباط تاريخي، فرهنگي، نژادي و مذهبي با مردم منطقه مي باشند، رقابت براي نفوذ در آسياي مركزي را بدنبال داشت كه در نتيجه نه تنها در زمينه ارتباط كشورهاي تازه استقلال يافته با جهان خارج، بلكه در مورد همكاري هاي داخلي آنها نيز مشكلات فراواني ايجاد شد. مثلا تركيه به رغم داشتن اشتراكات قومي، فرهنگي و مذهبي با بيشتر ملت هاي منطقه نتوانست به هسته اصلي همگرايي اقتصادي و سياسي كشورهاي آسياي مركزي تبديل شود كه عدم وجود مرز مشترك با منطقه و همچنين نژاد محور بودن سياست پان تركيسم كه تاجيكستان را به عنوان نماينده نژاد ايراني در اين همگرايي مجزا مي كرد، امكان موفقيت طرح از سوي آنكارا براي آسياي مركزي را نداشت. در همين حال سياست ايران كه هدف توسعه همكاري با كشورهاي آسياي مركزي را دنبال مي كند، با وجود تلاش هاي كشورهاي غربي براي محدود كردن آن، تا حدودي توانسته است به تدريج جايگاه مناسب خود را در منطقه كسب و در زمينه هاي مختلف روابط با آسياي مركزي را دورنماي مناسبي ببخشد كه البته در اين راستا مراودات نژادي، فرهنگي و مذهبي ميان ايران و كشورهاي آسياي مركزي نقش پررنگي داشته است. در مجموع مناسبات تركيه و ايران با منطقه كه هر 2 داراي قرابت نژادي، فرهنگي و ديني با مردم آسياي مركزي هستند، موفق ارزيابي مي شود، با اين وجود بنظر مي رسد بدليل عدم انطباق منافع استراتژيك آنان با اين حوزه ها، از همه اين ظرفيت در راستاي همكاري واقعي ميان ملت هاي منطقه استفاده نمي شود. سوال: نقش كشورهاي منطقه و بويژه تاجيكستان و قرقيزستان را در اين موضوع چگونه ارزيابي مي كنيد؟ پاسخ: همان طور كه مي دانيم در آسياي مركزي سطحي از اختلافات داخلي وجود دارد كه عمده آن به رقابت قزاقستان و ازبكستان براي رهبري و پيشگامي در منطقه مربوط مي شود كه بطور مسلم نه تنها قرقيزستان بلكه تاجيكستان را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. تجربه سال هاي استقلال كشورهاي منطقه حكايت از آن دارد كه از فضاي دوستي و حسن همجواري كه در زمان شوروي سابق وجود داشت، جز شعار، اثري باقي نمانده است. در مورد قرقيزستان و تاجيكستان تحقق سياست زورگويانه همسايه هاي قدرتمند به يك واقعيت تبديل شده است. فشارهاي هميشگي ازبكستان و قزاقستان در رابطه با صدور انرژي (نفت و گاز) به اين 2 كشور، مشكلات مرزي و همچنين تلاش در جهت تحميل نظام استفاده از منابع عمده آبي در منطقه به صورتي كه براي تاجيكستان و قرقيزستان زيان آور است، به طور بسيار روشن وضع روابط ميان كشورهاي منطقه را بازگو مي كند. در چنين شرايطي قرقيزستان به اين نتيجه رسيده است كه در آسياي مركزي به استثناي تاجيكستان شريك ديگري ندارد كه بتواند مناسبات عادلانه و داراي حقوق برابر را با آن داشته باشد. اين واقعيت كه تركيه و ايران به عنوان 2 مركز تاريخي نفوذ در آسياي مركزي تاكنون نتوانسته اند از ظرفيت خود براي ايجاد فضاي ارتباط و همكاري ميان كشورها از نظر نژادي، فرهنگي و ديني استفاده كنند، اين حق را به كشورهاي آسياي مركزي مي دهد كه خودشان بر اساس قرابت تمدني، مبتكر راه اندازي روند همگرايي فرهنگي و سياسي دولت هايي باشند كه خود را متعلق به حوزه مشتركات ايراني و تركي مي دانند. 2 ملت تاجيك و قرقيز به عنوان نمايندگان نژاد قديمي ايراني و تركي در آسياي مركزي مي توانند اين نقش را بر عهده بگيرند. اين 2 ملت حق تاريخي دارند تا چنين مجمع يا محوري را ايجاد كنند و از اين طريق در توسعه همكاري به منظور شكوفايي متقابل و مشترك كشورهاي متعلق به تمدن واحد سهيم شوند كه در اين راستا وضعيت قرقيزستان و تاجيكستان، اين 2 كشور را به ميانجي گري بين 2 مركز ياد شده نفوذ واداشته و ضرورت واقعي تشكيل ابزارها و مكانيسم هاي كارشناسي و مشاوره اي در زمينه هاي مختلف همكاري در آسياي مركزي ميان مردم متعلق به نژاد ايراني و تركي با هدف تامين ثبات و توسعه مشترك را بيش از پيش ضروري مي نمايد؛ به همين دليل قرقيزستان و تاجيكستان بايد رسالت تاريخي خود را اجرا كنند. سوال: چه زمينه هاي همكاري در چارچوب اين مجمع مي تواند مورد توجه قرار گيرد؟ پاسخ: به نظر من همكاري در چارچوب اين مجمع مي تواند بخش هاي اصلي زير را فرا گيرد: گفتگو ميان فرهنگ ها، اشتراكات فرهنگي و ديني در روند ايجاد ساختار حكومتي (دولتداري) جديد، اقتصاد و تجارت، هيدروانرژي، سرمايه گذاري و حمل و نقل بخشي از اين زمينه ها هستند. با توجه به نظريه مقدماتي مجمع، اين زمينه ها مبنايي خواهد بود تا با استفاده از آن بتوان به اجراي طرح اصلي براي قرقيزستان كه مناسبات همگرايانه با تاجيكستان در عرصه هاي مختلف داشته و براي هر 2 كشور از اهميت استراتژيك در عرصه هاي اقتصادي، تجاري، هيدروانرژي، سرمايه گذاري و حمل و نقل برخوردار است، دست يافت. در اين ميان تاجيكستان نقش كشور ترانزيت براي راه يافتن به ايران، جذب سرمايه ها، ظرفيت هاي اقتصادي و علمي را بر دوش خواهد داشت. گذشته از آن ايجاد و گسترش همكاري و همگرايي در زمينه هاي آب و انرژي، حمل و نقل، ارتباطات، صنايع و كشاورزي، به اجرايي شدن توافق ايجاد شوراي همگرايي تاجيكستان و قرقيزستان كمك خواهد كرد و دستاورد مهم استراتژي 2 كشور در شرايط پيچيده ژئوپوليتيكي آسياي مركزي خواهد بود. سوال: شما چه واكنش هايي را از طرف ساير كشورهاي منطقه در برابر اين ابتكار پيش بيني مي كنيد؟ پاسخ: به احتمال زياد كشورهاي منطقه اين ابتكار را نپذيرفته و مورد انتقاد شديد نيز قرار خواهند داد؛ ولي اين طرح مي تواند در راستاي منافع تاجيكستان و قرقيزستان باشد تا تلاش هاي خود را براي پياده كردن منافعشان متمركز كنند و همزمان در جهت بين المللي كردن اين مجمع تلاش كنند، هرچند مسلم است كه تحقق چنين اهدافي زمان بر خواهد بود. همچنين توسعه همكاري هاي نزديك و 2 جانبه با ايران و همزمان انجام اقدامات رسانه اي جهت تبليغ هرچه بيشتر اين ايده مي تواند فرصت لازم را براي تدوين فعاليت موثر اين مجمع با توجه به شرايط مناسبات 2 جانبه و منطقه اي فراهم سازد. در عين حال بايد يادآور شد كه نكته مهمّي كه مي تواند در همكاري 2 كشور نقش موثري ايفا كند، نقش "اشتراكات فرهنگي و مذهبي در روند ساخت دولتداري جديد در تاجيكستان و قرقيزستان " است. رشد 2 كشور از نظر ظرفيت هاي هم سطح آسياي مركزي در پي فروپاشي شوروي سابق نشان مي دهد كه در شرايط از بين رفتن نقش محوري و مديريتي استعمار روسيه، روند تشكيل حاكميت (دولتداري) نوين گرفتار بن بست شده است. مدل يا نوع تشكيل و رشد حاكميت (دولتداري) منطقه كه از كشورهاي غربي كپي برداري شده، ناپايداري خود را در شرايط جامعه هاي سنتي آسياي مركزي نشان داد. اجراي مدل حاكميت (دولتداري) دموكراسي غربي كه نه تنها ويژگي هاي فرهنگي، ملي و مذهبي مردم را در نظر نگرفته بلكه برعكس، تخريب جوامع سنتي و نهادينه كردن ارزش هاي تمدن بيگانه را دنبال مي كند، به طوريكه انزجار بيشتر مردم كشورهاي منطقه را بدنبال خواهد داشت. همچنين بيشتر ايده هاي غربي براي مردم منطقه نامفهوم و بيگانه است و ساخت دولت و جامعه براساس و مبناي مدل هاي غربي در شرايط اصلاحات ناموفق دموكراتيك و وضع موجود اقتصادي منطقه، ديگر با حمايت ملت هاي منطقه مواجه نخواهد شد. بنابراين مسلم است كه كشورها به مدل هاي جديد جايگزين براي توسعه دولت و جامعه نياز دارند تا نه تنها ويژگي و خصوصيات فرهنگي و ملي، بلكه تعلق ديني و تمدني آنها را نيز مد نظر قرار دهد. بيشتر جمعيت تاجيكستان و قرقيزستان پيروان يك مذهب بوده و در آميختگي عناصر فرهنگي ايراني و تركي در هر 2 ملت بوضوح ديده مي شود. به همين دليل ما بر اين باوريم كه فرهنگ جداگانه اسلامي تاجيكي يا قرقيزي وجود ندارد، بلكه فرهنگ تاجيكي و قرقيزي هريك بخش هايي از فرهنگ اصيل اسلامي هستند كه در رديف ديگر ملت ها با تنوع خود سيماي كلي تمدن اسلامي را شكل داده اند. بدون شك اسلام نه تنها در زندگي اجتماعي جوامع نقش كليدي دارد، بلكه از طريق معرفي حقوق و موازين اصولي و زندگي ساز خود در روند ايجاد حكومت (دولتداري) ملي در آسياي مركزي نيز تاثير خواهد گذاشت. سوال: در اين زمينه نقش ايران به عنوان يكي از 2 مركز تاريخي نفوذ در منطقه را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ پاسخ: ايران سنت و تجربه چندقرن حكومت (دولتداري) از جمله در شرايط امروزي موفق ترين مدل حكومت اسلامي را در اختيار دارد. قرقيزستان در بلند مدت در سطوح مختلف اجتماعي نيازمند فراگيري مباني بنيادي حكومتي (دولتداري) است كه با سنت هاي مذهبي و فرهنگي آن هيچ گونه مخالفت و مغايرتي نداشته باشد. توسعه جامعه قرقيز در دوران جديد مسلماً نبايد خود را محدود به چارچوب دموكراسي غربي كند، بلكه بطور بنيادي و علمي به مطالعه راه ها و طرق جايگزين رشد ملت و دولت مشغول شود. بنابراين قرقيزستان درباره شيوه هاي سازماندهي جامعه و دولت با در نظر گرفتن عنصر اسلام به دانش هاي ريشه اي در اين زمينه نياز خواهد داشت و در اين روند ايران به عنوان كشور داراي ارتباط نزديك با مردم آسياي مركزي مي تواند نقش بسيار بزرگي را بر دوش گيرد. تاريخ داراي چرخش دوره خاص خود است و شايد دقيقاً در قرن 21 ايران شانس تبديل شدن دوباره به مركز جاذبه علمي و فرهنگي و همچنين قرار گرفتن در كانون انتقال تجربه پيشرفته در زمينه ايجاد حكومت (دولتداري) نوين با حفظ منافع ملي و تمدني براي كشورهاي منطقه را به خود اختصاص دهد.