Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 141679
تاریخ انتشار : 4 بهمن 1388 0:0
تعداد بازدید : 7

انقلاب اسلامي وانسجام جنبش هاي اسلامي

خبرگزاري فارس:هر چند انقلاب اسلامى ايران به رهبرى حضرت امام(ره) يك رخداد سياسى بود كه در درون جامعه ايران صورت گرفت؛ اما ويژگى عام و جهانى آن كه برخاسته از عنصر مذهب و خصلت دينى آن بود، موجب مى‏شد كه اين تحول تاريخى در مرزهاى جغرافيايى ايران اسلامى محدود نماند. اگر قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، اغلب جنبش هاى اسلامى در مواجهه با مظاهر زندگى عصر جديد و تمدن خيره كننده غرب، موضع انفعالى داشته و در مورد كارآمدى تعاليم دينى در مديريت معقول و شايسته جوامع اسلامى در شك و ترديد به سر مى‏بردند، تحول همه جانبه انقلاب اسلامى به رهبرى حضرت امام(ره) اين باور وثيق را در اذهان نيروهاى مسلمان جاى داد كه اسلام به عنوان يك مكتب آسمانى مى‏تواند مهمترين تحولات جهانى را رقم زده و براى پرسش هاى عصر جديد و مديريت جوامع، نسخه شفابخشى را ارايه نمايد. همين يك نكته، مهم ترين تاثير افكار سياسى - دينى حضرت امام(ره) بود كه از يك سو جنبش هاى موجود را در بعد نظرى بر مبناى وثيق دينى استوار مى‏ساخت و از سوى ديگر، باورهاى دينى را به عنوان عامل بالنده و تحرك آفرين در سرنوشت جوامع انسانى مطرح مى‏نمود. حضرت آيت ‏االله خامنه‏اى در اين زمينه مى‏گويند: آثار و بركات انقلاب اسلامى بر حركتهاى رهايى بخش و نهضتهاى جهانى اسلام را مى‏توان از موج اسلام خواهى و گسترش مبارزات انقلابى عليه نظام ظالمانه حاكم بر جهان از خاورميانه تا شمال آفريقا و از آسياى مركزى تا قلب اروپا، مشاهده نمود.... احياى هويت اسلامى در ميان مسلمانان، بيدارى ملتها و ايجاد نشاط و اميد در نيروهاى مبارز و انقلابى جهان، از ثمرات مسلم و انكارناپذير انقلاب اسلامى ايران است. (1) در حوزه عملى و عينى نيز قيادت پيروزمندانه حضرت امام و استراتژى موفق و بالنده وى، تجربيات ارزشمند و غنى را فرا روى مسير مبارزاتى جنبش هاى اسلامى قرار داده و بارقه‏هاى اميد و پيروزى را براى آنان به ارمغان گذاشت. تجربيات عينى و استراتژى مبارزاتى حضرت امام، بزرگترين دستاوردهاى عينى و موفق رهبرى جنبش دينى را در تاريخ نهضت هاى دينى و جنبش هاى اسلامى از خود به يادگار گذاشت؛ زيرا نهضت هاى تجديد حيات سياسى كه به تازه‏گى در ميان مسلمانان رايج گرديده بود، هيچ كدام نتوانستند به اهداف مطلوب خويش برسند و انقلاب اسلامى ايران نخستين تجربه موفق و پيروزمندانه نهضت دينى بود كه توانست‏براى نخستين بار، اهداف و آرمان هاى خيزش هاى اسلامى و جنبش هاى دينى را در ايران اسلامى جامه عمل پوشاند. (2) اين امر از يك سو مجموعه گرانسنگ تجربيات سياسى و دينى را فرا روى پيشگامان نهضتهاى اسلامى قرار داده و از سوى ديگر، اميد به پيروزى و توفيق نيل به آرمان والاى اين نهضتها را كه ساليان متمادى صرفا به عنوان آرمان و اهداف مقدس در مرحله نظر باقى مانده بود، به وجود آورد. بنابراين، مى‏توان گفت كه "در تاريخ معاصر اسلام، اين نخستين بار است كه جنبش اسلامى قدرت آن را پيدا كرده است كه انقلابى را شكل دهد و آن را توسط شيوه‏اى مردمى پياده كند. در نتيجه، مى‏توان گفت كه با حركت اسلامى مردم ايران، اسلام توانسته است هم از جنبه نظرى و هم از بعد عملى عينيت‏يابد و مصداق خارجى پيدا كند. ابعاد اجتماعى اسلام، در تمامى مراحل انقلاب اسلامى ايران جلوه مى‏كند و در همان زمان، ايرانيان به شدت در مقابل متجاوزين و استكبار جهانى كه محاصره اقتصادى را به عنوان ابزارى در جهت تضعيف انقلاب به دست گرفته‏اند، مقاومت مى‏كنند و رنج كمبودها را به جان مى‏خرند. در نتيجه، مى‏توان گفت در ميان جنبش هاى اسلامى، انقلاب سياسى - اجتماعى ايران، از لحاظ مقاومت در مقابل تجاوز خارجى و همچنين در برخى از ابعاد اجتماعى؛ چون بعد مذهبى، موقعيت چشمگير و درخشان دارد ". (3) جهانى بودن نهضت امام خمينى(ره) هر چند انقلاب اسلامى ايران به رهبرى حضرت امام(ره) يك رخداد سياسى بود كه در درون جامعه ايران صورت گرفت؛ اما ويژگى عام و جهانى آن كه برخاسته از عنصر مذهب و خصلت دينى آن بود، موجب مى‏شد كه اين تحول تاريخى در مرزهاى جغرافيايى ايران اسلامى محدود نمانده و تا اقصى نقاط جهان اسلام و بلكه جوامع بشرى تاثيرات عميق و جدى از خود به جاى گذارد. بدين ترتيب، "رويدادهاى ايران، مهم ترين رويدادهاى جهان اسلام طى تاريخ اخير است. اين رويدادها به هيچ وجه يك سرى وقايع مجرد و محدود به شرايط ايران نيست ". (4) بنابراين، انقلاب اسلامى ايران كه تبلور انديشه سياسى رهبرى اين نهضت دينى است، با توجه به خصلت دينى و مكتبى خود به همان سان كه در بعد نظرى خود را در محدوده جغرافيايى خاص محصور ننموده و اهداف و آرمان سياسى - اجتماعى فرا مرزى و جهان وطنى را طرح و پى‏ريزى نموده است؛ در حوزه عملى نيز استراتژى و سياستگزارى عملى و عينى خويش را به گونه‏اى سامان داده است كه دقيقا اهداف جهانى و انسانى انقلاب را كه برخاسته از عقايد دينى مسؤوليت مكتبى يك انقلاب دينى و اسلامى است، مورد توجه قرار داده است. اين نكته در انديشه سياسى حضرت امام در تبيين ماهيت انقلاب اسلامى از اهميت‏خاص برخوردار مى‏باشد. در فرازى از سخنان بنيانگذار نهضت اسلامى ايران مى‏خوانيم: "ما كه نهضت كرديم براى اسلام نهضت كرديم. جمهورى، جمهورى اسلامى است. نهضت‏براى اسلام نمى‏تواند محصور باشد در يك كشور و نمى‏تواند محصور باشد؛ حتى در كشورهاى اسلامى. نهضت‏براى اسلام همان دنباله نهضت انبياست. نهضت انبيا براى يك محل نبوده است. پيغمبر اكرم(ص) اهل عربستان است؛ لكن دعوتش مال عربستان نبوده، محصور نبوده به عربستان، دعوتش مال همه عالم است. " (5) و در همين راستا، تاثيرگذارى انقلاب اسلامى و انديشه‏هاى دينى و جهانى حضرت امام بر نهضتهاى اسلامى و خيزشهاى رهايى بخش، به دليل رابطه عميق ماهوى و ذاتى آن، آشكار و هويدا خواهد شد. "نهضت مقدس ايران، نهضت اسلامى است و از اين جهت، بديهى است كه همه مسلمين جهان تحت تاثير آن قرار مى‏گيرند ". (6) مهم ترين شاخص هاى جهانى بودن انقلاب اسلامى در يك برآورد كلى، مى‏توان مهم ترين شاخص هاى جهانى بودن انقلاب اسلامى كه به نوبه خود بازتاب انديشه جهانى رهبر انقلاب اسلامى و بنيانگذار آن نيز مى‏باشد، در محورهاى زير طرح و مورد وارسى قرار داد: 1- تاكيد بر اصول ثابت دعوت، نفى سبيل و حفظ دارالاسلام؛ 2- حمايت از مستضعفين و مظلومان عالم؛ 3- استكبار ستيزى و ظلم زدايى؛ 4- تاكيد بر "امت اسلامى‏ ". 1- اصل دعوت و صدور انقلاب اصل دعوت و صدور انقلاب، يكى از اصول اساسى سياست‏خارجى جمهورى اسلامى است كه حضرت امام(ره) آن را تا سطح اهداف غير قابل تسامح نهضت دينى ايران ارتقا داده و به عنوان رسالت و وظيفه كارگزاران نظام اسلامى معرفى نموده‏اند: "مسؤولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت (ع) است... مسايل اقتصادى و مادى اگر لحظه‏اى مسؤولين را از وظيفه‏اى كه بر عهده دارند، منصرف كند، خطر بزرگ و خيانت‏سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنمايد؛ ولى اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است، منصرف كند ". (7) حضرت امام خمينى(ره) در جاى ديگر، اصل صدور انقلاب را از ملزومات و تبعات ماهيت دينى و اسلامى آن عنوان نموده و استمرار و دوام آن را مورد تاكيد قرار مى‏دهند: "ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مى‏كنيم، چرا كه انقلاب ما اسلامى است و تا بانگ لااله الا الله و محمد رسول الله (ص) بر تمام جهان طنين نيفكند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاى جهان عليه مستكبرين هست، ما هستيم ". 8) صدور انقلاب كه در منظومه انديشه سياسى حضرت امام به عنوان يكى از اصول سياست‏خارجى جمهورى اسلامى عنوان مى‏گردد، با آنچه بيگانگان و دشمنان انقلاب اسلامى از آن با عنوان كشور گشايى و دخالت در امور و سرنوشت‏ساير ممالك اسلامى ياد و تبليغ نموده‏اند، تفاوت جدى و آشكارى دارد؛ زيرا صدور انقلاب در انديشه سياسى حضرت امام نه به مفهوم دخالت در امور ديگران، كه به معناى ترويج و اشاعه تفكر ظلم ستيزى و استكبار زدايى در ميان ملل مستضعف و اسلامى است. صدور انقلاب به مفهوم انتقال تجربيات ارزشمند يك نهضت دينى است كه بر بنيان باورهاى مكتبى امت اسلامى شكل گرفته و امت در بند و تحت اسارت اسلامى را نويد رهايى و آزادگى مى‏بخشد. دقيقا يك چنين تلقى از صدور انقلاب است كه جايگاه نهضت دينى ايران و تاثير عميق انديشه‏هاى مكتبى بنيانگذار اين نهضت‏بر جنبش هاى اسلامى و نهضت هاى دينى را بازگو مى‏نمايد. "اينكه مى‏گويم بايد انقلاب ما به همه جا صادر بشود، اين معناى غلط را از آن برداشت نكنند كه ما مى‏خواهيم كشور گشايى كنيم. ما همه كشورهاى مسلمين را از خودمان مى‏دانيم. همه كشورها بايد در محل خودشان باشند. ما مى‏خواهيم اين چيزى كه در ايران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند، اين در همه ملت ها و در همه دولت ها بشود. آرزوى ما اين است. معناى صدور انقلاب ما اين است كه همه ملت ها بيدار بشوند و همه دولت ها بيدار شوند و خودشان را از اين گرفتارى كه دارند و از اين تحت‏سلطه بودنى كه هستند و از اينكه همه مخازن آنها دارد به باد مى‏رود و خودشان به نحو فقر زندگى مى‏كنند، نجات بدهد ". (9) بدين ترتيب، اصل دعوت و صدور انقلاب كه يكى از مفروضات اساسى انديشه سياسى حضرت امام در روابط خارجى با ديگر كشورهاى اسلامى است، ارتباط عميقى را ميان انقلاب اسلامى ايران و نهضت هاى اسلامى به وجود مى‏آورد. ارتباطى كه در فرايند آن، بنيانگذار نهضت دينى ايران تلاش دارد تا تجربيات عينى و مبارزاتى خويش را همراه با تفكر و باورهاى انقلابى و دينى خويش، به پيشگامان جنبش هاى اسلامى و رهايى‏بخش انتقال داده و زمينه‏هاى رشد و شكوفايى آنان را فراهم سازد. 2- حمايت از مستضعفين و مظلومان عالم حمايت از مستضعفين و ملل تحت‏ستم، از ديگر پيش فرض هاى سياست‏خارجى حكومت اسلامى در انديشه سياسى حضرت امام محسوب مى‏گردد. داعيه حمايت از مستضعفين پديده‏اى است كه انقلاب اسلامى و انديشه‏هاى رهبرى آن را فراتر از مرزهاى جغرافيايى ايران اسلامى امتداد داده و آن را چونان حلقه‏اى با تمامى جنبش هاى اسلامى بلكه كليه خيزش‏هاى رهايى بخش مرتبط مى‏سازد. "ما طرفدار مظلوم هستيم؛ هركسى در هر قطبى كه مظلوم باشد، ما طرفدار آنها هستيم. و فلسطينى‏ها مظلوم هستند و اسرائيلى‏ها به آنها ظلم كرده‏اند، از اين جهت ما طرفدار آنها هستيم ". (10) تلاش براى تشكيل جبهه واحد مستضعفين يكى از محورهاى اساسى انديشه سياسى حضرت امام(ره) بود كه اثرات خاصى روى ملل محروم و جنبشهاى رهايى بخش از خود به جاى گذاشت. "مستضعفين جهان، چه آنها كه زير سلطه آمريكا و چه آنها كه زير سلطه ساير قدرتمندان هستند، اگر بيدار نشوند و دستشان را به هم ندهند و قيام نكنند؛ سلطه‏هاى شيطانى رفع نخواهد شد. و همه بايد كوشش كنيم كه وحدت بين مستضعفان در هر مسلك و مذهبى كه باشند، تحقق پيدا كند... ما عازم هستيم كه تمام سلطه‏ها را نابود سازيم و شما هم كوشش كنيد كه ملت ها را با حق همراه كنيد... " (11) بدين ترتيب مى‏توان گفت؛ استراتژى وحدت در انديشه سياسى امام خمينى(ره) كه به عنوان يك استراتژى كارآمد و ضرورى براى هر گونه مبارزه و رفع ظلم شناخته شده است، مرزهاى وطنى و مذهبى را در نورديده و به عنوان يك ضرورت، ميان كليه جوامع تحت‏سلطه مطرح مى‏گردد. هر چند انديشه وحدت اسلامى از ديرباز در راس برنامه‏هاى اسلامى و آزادى خواهى مصلحان بزرگ اسلامى و پيشگامان نهضت هاى اسلامى قرار داشته است؛ اما حضرت امام(ره) با اهتمام و تاكيد بر اين عنصر اساسى، نه تنها استراتژى وحدت را ميان ملل اسلامى دنبال نمود كه آن را در حوزه وسيعتر؛ يعنى ملل مستضعف و تحت‏ستم، مورد تاكيد قرار داد. تاكيد بر پديده وحدت ملل مستضعف در قالب جبهه واحد مستضعفان، از يك سو به لحاظ نظرى جبهه مستضعفين را اميدوار مى‏ساخت واز سوى ديگر، تجربيات عينى و دستاوردهاى اين پديده ميمون در ايران اسلامى را پيش روى نهضت هاى نوپا و ضد استعمارى در جاى جاى عالم قرار مى‏داد. 3- استكبار ستيزى و ظلم زدايى مبارزه با ظلم و نفى استكبار، از اصول اساسى انديشه مبارزاتى حضرت امام(ره) بوده و همواره مورد تاكيد قرار گرفته است. ظلم زدايى و مبارزه با استكبار به عنوان يك مسؤوليت دينى - سياسى، جدى‏ترين آثار را در قيام ملل مستضعف عليه نظام ظالمانه حاكم بر جهان از خود به جاى گذاشته است. انديشه ظلم ستيزى حضرت امام(ره) كه برخاسته از تفكر دينى و باور ناب مذهبى ايشان بود، از يك سو با طرح پديده ظلم ستيزى به عنوان تكليف دينى، موجب مى‏شد كه اين تفكر با غيرت دينى امت اسلامى گره خورده و براى هميشه به عنوان يكى از الزامات و تكاليف دينى نقش آفرين گردد و از سوى ديگر، روحيه مبارزه با ظلم و قدرت هاى استكبارى را در عمق جان توده‏هاى تحت‏ستم كاشته و بدين سان، زمينه خيزش و جنبش هاى رهايى بخش و ضد استعمارى را بيش از بيش فراهم مى‏ساخت. مواجهه و رويارويى جدى و همه جانبه حضرت امام در برابر دنياى استكبار و بويژه ابرقدرت آمريكا، در ابعاد نظرى و عملى، تاثيرات خاص و عميقى را در جهان و بويژه جنبش هاى اسلامى از خود به جاى گذاشت. اگر تا قبل از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى ايران، رويارويى با دنياى استكبارى و ايستادگى در برابر غرب و آمريكا، تنها يك آرمان و ذهنيت دور از واقعيت تلقى مى‏شد؛ با شكل‏گيرى انقلاب اسلامى و پيروزى همه جانبه آن، جهان مستضعف به مبارزات ضد استعمارى و رهايى بخش شان اميدوار گرديدند و نهضت هاى اسلامى در عرصه جهانى جان تازه‏اى يافت. "پيش از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، جنبشهاى اسلامى بسيارى در جهان اسلام بود؛ اما اين جنبشها به دليل فشارهاى سياسى در ترس و هراس و نگرانى بودند و به دليل وضعيت‏حاكم، هراس داشتند كه حركت‏خود را علنى سازند و مسلمانان را بسيج كنند و به مبارزه بپردازند. انقلاب اسلامى اين ديوار ترس را فرو ريخت و به حركت هاى اسلامى اين درس را آموخت كه مى‏توان با بهره‏گيرى از نيروهاى مسلمان، بزرگترين قدرت ها را به زير كشيد. لذا پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، توده‏هاى مسلمان در سودان، الجزاير، تونس، مصر و... به پا خاستند و ملتهاى مسلمان گامهايى به پيش برداشتند و حركت توده‏هاى مسلمان در سراسر جهان اسلام رشد فزاينده‏اى يافت و خيزش فرهنگى و آگاهى بخش سياسى، همه منطقه را فراگرفت ". (13) سال ها مبارزه ناموفق ضد استعمارى و ضد استبدادى در كشورهاى اسلامى، به تدريج جوانه‏هاى اميد را در دل جوانان امت مسلمان به ياس و نااميدى مبدل ساخت. تجربيات ناكام نهضت ها و جنبش هاى اسلامى در اغلب جوامع اسلامى، آرام آرام ميان انديشه سياسى و مبارزاتى اسلام و شعاير عبادى و اخلاقى دين، فاصله ايجاد مى‏كرد. انديشه جدايى دين و سياست، كه تحمل و سازش با قدرتهاى استكبارى و حكام جاير را توجيه مى‏كرد، به تلقى عام و فراگيرى تبديل گشته بود. در چنين فضا و شرايطى، ظهور حضرت امام و رهبرى پيروزمندانه وى در انقلاب اسلامى ايران، روند جديدى را در مسير حركت تكاملى نهضت هاى اسلامى ايجاد نمود و پس از سال ها ركود و وقفه بدان تحرك و پويايى بخشيد. شايد ناديده گرفتن نفوذ بين المللى انقلاب ايران ممكن نباشد. حتى در مواردى كه برخى از مسلمانان نسبت‏به جنبه سياسى اسلام بى‏اعتقاد شده بودند، انقلاب اسلامى ايران با احياى اين جنبه، اعتقاد راسخ آنان را به اين مطلب اعاده كرد و نشان داد كه مسلمانان بار ديگر قادر خواهند بود استقلال اقتصادى، سياسى و فرهنگى خود را به دست آورند و يك بار ديگر به قدرتمندترين نيروى بين المللى تبديل شوند. (14) برنامه ظلم ستيزى حضرت امام(ره) به عنوان تكليف دينى و الهى، پيوند عميق و همه جانبه‏اى را ميان انديشه‏هاى سياسى - دينى آن حضرت و نهضت هاى اسلامى در سراسر جهان برقرار مى‏سازد. همين پيوند ناگسستنى، براساس تكليف شرعى و دينى، ميان تمامى نهضت ها و جنبش هاى دينى برقرار بوده و زمينه‏هاى بارورى و شكوفايى هرچه بيشتر اين خيزش ها را از طريق اتحاد و همسويى نظرى و عملى فراهم مى‏آورد. امام خمينى(ره) اين نكته را چنين بازگو مى‏نمايند: "براى من، مكان مطرح نيست؛ آنچه مطرح است، مبارزه بر ضد ظلم است. هر جا بهتر اين مبارزه صورت بگيرد، آنجا خواهم بود ". (15) بنابراين، ظلم ستيزى و مبارزه با استكبار زمانى كه صبغه دينى و مكتبى به خود مى‏گيرد، از قوى‏ترين انگيزه‏ها نيز برخوردار مى‏گردد. نگرش سياسى حضرت امام به تكاليف اجتماعى دين، موجب شد، تا دين و تعاليم دينى در عرصه‏هاى اجتماع حضور يافته و نقش چشمگير خود را در انگيزش، تحريص و بسيج توده‏هاى مردم عليه نظام ظالمانه حاكم بر جوامع مستضعف بيش از پيش ايفا نمايد. اگر در انديشه سياسى حضرت امام(ره)، مبارزه با ظلم و استكبار به عنوان يك تكليف دينى مطرح مى‏گردد، طبيعى است كه اين امر در تقويت و دلگرمى نهضت هاى اسلامى نقش بارزى ايفا خواهد كرد: "خداى تبارك و تعالى ما را مكلف كرده كه با اين طور اشخاص، با اين طور ظلم، با اينهايى كه اساس اسلام را دارند متزلزل مى‏كنند و همه مصالح مسلمين را دارند به باد مى‏دهند، ما مكلفيم كه با اينها معارضه و مبارزه بكنيم. اگر يك وقتى هم دستمان برسد، دست‏به تفنگ مى‏كنيم و معارضه مى‏كنيم. خودمان تفنگ به دوشمان مى‏كنيم و معارضه مى‏كنيم ". (16) فراز فوق، بيانگر موضع همه جانبه حضرت امام(ره) در قبال نارسايي ها و ناروايى‏هاى موجود در جوامع بشرى است. اگر اغلب نهضت هاى اسلامى و اصلاحى در كشورهاى اسلامى جهت‏گيرى اصلاحى و مبارزاتى شان را در ابعاد خاص متمركز نموده و احيانا به وعظ و ارشاد و جهت دهى افكار و اذهان توده‏هاى مردم اكتفا نموده‏اند، حضرت امام با ارايه استراتژى جديد و فراگير، روند مبارزات ضد استعمارى و آزادى خواهانه را در كليه ابعاد سياسى، اجتماعى، فرهنگى و نظامى پيشنهاد مى‏نمايند. شكل‏گيرى خيزش هاى اسلامى در قالب مبارزه همه جانبه عليه استبداد و استعمار در برخى جوامع اسلامى، كاملا از اين استراتژى بهره برده و همين نكته، ضرورت انتقال نهضت هاى اسلامى از رويكرد اصلاحى به نگرش انقلابى و ضرورت انقلاب اسلامى را موجب مى‏گردد. تاكيد بر امت اسلامى انديشه شكل‏گيرى و تحقق امت واحده اسلامى بر بنيان اعتقادى و ايدئولوژى اسلامى، از ديرباز مورد اهتمام و تاكيد مصلحان دينى و پيشگامان نهضت اسلامى قرار داشته است. استراتژى وحدت حول محوريت امت واحده اسلامى، در انديشه سياسى، دينى حضرت امام(ره) از جايگاه بلندى برخوردار مى‏باشد. رابطه عميق و همه جانبه اعتقادى و دينى ميان نهضت هاى اسلامى، موجب شد كه حضرت امام(ره) از طريق ترويج و اشاعه تز امت واحده اسلامى، انقلاب اسلامى ايران را با نهضتهاى اسلامى جهان پيوندى استوار و ناگسستنى بخشيده و تحقق اين ايده را كارسازترين استراتژى در مبارزه با جهان خواران و نيل به پيروزى عنوان نمايند. حضرت امام(ره) در اين زمينه مى‏گويند: "ما براى دفاع از اسلام و ممالك اسلامى و استقلال ممالك اسلامى، در هر حال مهيا هستيم. برنامه ما كه برنامه اسلام است؛ وحدت كلمه مسلمين است؛ اتحاد ممالك اسلامى است، برادرى با جميع فرق مسلمين است در تمام نقاط عالم، هم پيمانى با تمام دول اسلامى است در سراسر جهان.... " (17) دقيقا همين نگرش در نهضت دينى ايران و بنيانگذار آن است كه نهضت اسلامى را خصلتى فرا مرزى و فراگير بخشيده و مبارزات رهايى بخش را در اقصى نقاط جوامع اسلامى و بلكه جوامع بشرى هدايت مى‏كند: "ما براى اينكه وحدت امت اسلام را تامين كنيم، براى اينكه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهاى دست نشانده آنها خارج و آزاد كنيم؛ راهى نداريم جز اينكه تشكيل حكومت‏بدهيم.... " (18) ثمرات ارزشمند و عميق اين تفكر در ايجاد همسويى ميان جبهه نهضت جهانى اسلام است كه كارسازترين استراتژى در مبارزه ضد استعمارى ملل مسلمان و مستضعف محسوب مى‏گردد: "امروز مسلمانان در همه جاى آسيا تا قلب آفريقا، در تمام خاورميانه و در اروپا و آمريكا همه احساس مى‏كنند كه جزء يك جامعه جهانى بزرگ هستند؛ يعنى جزو امت اسلامى. اين را امام(ره) در دنيا به وجود آورد. احساس شعور نسبت‏به امت اسلامى، بزرگترين حربه در دفاع از اسلام در برابر استكبار است. " (19) با توجه به اصول و مبانى سياست دينى حضرت امام در قبال امت اسلامى و جوامع بشرى، مى‏توان رابطه عميق و همه جانبه انقلاب اسلامى و نهضت هاى دينى در سراسر جهان را به خوبى كشف و مطالعه نمود. در همين راستا، تاثيرات ژرف و گسترده انديشه‏هاى سياسى آن حضرت بر نهضت هاى اسلامى را مى‏توان شناسايى كرد. عمق اين تاثير را زمانى مى‏توان دريافت كه در اعتراضات و گفته‏هاى بيگانگان و مخالفين انقلاب اسلامى را مورد غور و وارسى قرار دهيم. رابين رايت، يكى از متفكرين غربى در اين زمينه اظهار مى‏دارد كه: "سيزده سال پس از آنكه اولين حكومت مذهبى مدرن جهان با انقلاب ايران پايه گذارى شد، اسلام بار ديگر به عنوان يك اسلوب سياسى قدرتمند مطرح شده است. " (20) و بدين سان، مى‏توان گفت نهضت هاى اسلامى پس از سال ها تجربه ناكام و ناموفق كه با ركود و سكون همراه گشته و نسبت‏به توانمندى مديريت معقول جامعه به وسيله تعاليم دينى نوعى تلقى منفى و ناباورانه را در ميان جوامع موجب گرديده بود؛ با ظهور احياگرايانه پيشگام نهضت دينى ايران، حضرت امام خمينى(ره) از تحرك و پويايى جديدى برخوردار گرديد و يك بار ديگر سيماى موفق و كارامد اسلام و ايدئولوژى دينى در حوزه سياست و مديريت زندگى جمعى انسان، در بخشى از قلمرو جهان اسلام به شكل خيره كننده‏اى تبلور يافت. بدين ترتيب، نهضت هاى اسلامى نسبت‏ به مبانى اعتقادى و فكرى خود ايمان راسخ يافته و به آينده روشن و موفق مبارزاتى خويش، اميدوار گرديدند. اگر اثرات ژرف و همه جانبه امام‏خمينى(ره) بر نهضت هاى اسلامى را در يك نگاه گذرا و كلى بررسى نماييم، خواهيم ديد كه نهضت اسلامى در كليه جوامع دينى، در دو بعد نظرى و عملى تاثيرپذيرى جدى از انقلاب اسلامى ايران داشته است. هر چند برشمردن و تبيين تمامى دستاوردهاى جهانى انقلاب اسلامى ايران، خود بحث جداگانه‏اى را مى‏طلبد؛ (21) اما در پايان اين نوشتار صرفا مهم ترين تاثير امام خمينى(ره) بر نهضت هاى اسلامى در دو بعد نظرى و عملى طرح و مورد جمع بندى قرار مى‏گيرد. پى نوشت ها: 1. روزنامه جمهورى اسلامى،1371/11/19 2. كليم صديقى، مسايل نهضتهاى اسلامى، ترجمه سيدهادى خسروشاهى، انتشارات اطلاعات 3. راشد الغنوشى، حركت امام خمينى و تجديد حيات اسلام، ترجمه سيدهادى خسرو شاهى، موسسه اطلاعات 4. حامد الگار، انقلاب اسلامى در ايران، ترجمه مرتضى اسعدى و حسن چيذرى، انتشارات قلم. 5. صحيفه نور، ج‏10، ص 115. 6. صحيفه نور، ج 4، ص 114. 7. صحيفه نور، ج 20، ص 118. 8. صحيفه نور، ج 11، ص‏266. 9. صحيفه نور، ج‏13، ص‏127. 10. صحيفه نور، ج 4، ص‏3. 11. صحيفه نور، ج‏17،ص‏249. 12. حسن الترابى، گفتگو با روزنامه كيهان، 1371/12/7 13. محمد امين امين، نهضت هاى بين‏المللى اسلامى و تاثير آن بر نهضت اسلامى اندونزى، مجله حضور، شماره‏13 15. صحيفه نور، ج3، ص 184. 16. صحيفه نور، ج 1، ص 84. 17. ولايت فقيه يا حكومت اسلامى، ص 42. 18. حضرت آيت الله خامنه‏اى، روزنامه جمهورى اسلامى،1371/11/19. 19. مجله سياست‏خارجى، سال هفتم، بهار 1372، ص13. 20. استاد عميد زنجانى بيش از ده مورد را به عنوان نمونه هايى از تاثير و دستاوردهاى جهانى انقلاب اسلامى ايران برمى‏شمارد. ر. ك به: عميد زنجانى، انقلاب اسلامى و ريشه‏هاى آن، نشر طوبى نويسنده:سيدعبد القيوم سجادي منبع:سايت پژوهشگاه فر هنگ و انديشه اسلامي * منبع: خبرگزاری فارس، یکشنبه 4 بهمن 1388