Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 142062
تاریخ انتشار : 11 بهمن 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 7

انقلاب اسلامي ايران؛ مکتبي و مردمي

محمدرضا پرتويي زاده
محمدرضا پرتويي زاده در قرن اخير، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، حادثه مهم و حيرت انگيزي براي جهان بود؛ که مي توانست در رابطه با مسائل سياسي جهان و منطقه ايفاگر نقش تعيين کننده و تحولات غير قابل پيش بيني باشد. اين حادثه بزرگ قرن، از يک سو معادلات سياسي استکبار را در ادامه سياست سلطه و تقسيم استعماري جهان بر هم زد و از سوي ديگر يکي از استوارترين رژيمهاي وابسته را که از حمايت قدرتهاي بزرگ برخوردار بود، ريشه کن نمود و در کشوري چون ايران، با اهميتي که از نظر استراتژيکي و اقتصادي براي قدرتهاي بزرگ جهان دارد، تحولي سياسي- مردمي و عظيم بوجود آورد. انقلاب اسلامي در مقايسه با انقلابهاي ديگر جهان از يک سلسله ويژگي ها و امتيازهاي اصولي برخوردار است که از نظر فرهنگ و دانش و تئوري انقلاب، آن را در رده بالاي پديده هاي سياسي بزرگ و انقلاب هاي مهم جهان قرار داده است. مزايايي چون ماهيت ايدئولوژيکي، قدرت رهبري و عمق تحولات ناشي از انقلاب موجب گرديده که بسياري از صاحب نظران علوم سياسي در تئوريهاي انقلاب در کشورهاي اسلامي تجديد نظر کنند و الگوي جديدي را مورد بررسي قرار دهند. در نوشتار حاضر برآنيم به برخي از ديدگاهها و نظريات متفکران و انديشمندان جهان، پيرامون انقلاب اسلامي ايران اشاره نماييم. دکتر ميشل جانسون، متخصص روابط بين الملل: “از نظر سمبليک، انقلاب ايران، نخستين پيروزي مسلمين بر غرب، از قرن16 به اين سو محسوب مي شود. نکته اينجاست که اسلام، عامل هدايت کننده اين انقلاب بوده و هيچ يک از ايسم هاي غربي، “ناسيوناليسم”، “کاپيتاليسم”، “کمونيسم” و “سوسياليسم” در آن نقشي نداشتند”. ساموئل هانتينگتون؛ متفکر و فيلسوف غربي: “پيروزي انقلاب اسلامي در سال1979 در ايران مي تواند به عنوان نقطه آغاز جنگ پنهان تمدن هاي غرب و اسلام در نظر گرفته شود”. ديلي‘ هيرو؛ نويسنده هندي، در مقدمه کتاب “ايران تحت حکومت روحانيان”: “بسياري از مفسران، ايران را به عنوان يک نمونه اي از احياء اسلامي که جهان اسلام را در طول دهه( هاي) گذشته در بر گرفته بيان مي کنند... پيروزي انقلاب ايران يک شگفتي (حتي) براي انقلابيون بود، همان طوري که براي شاه و حاميان خارجي اش بود... ظهور امام خميني (ره) به عنوان رهبر بلامنازع حرکت انقلابي، شگفتي عمده ديگري بود... يک تحول روحي در جامعه پيداشد که من غير از آن که بگويم يک معجزه بود، يک اراده الهي بود، نمي توانم اسم ديگري رويش بگذارم... انقلاب اسلامي عظيم ترين انقلاب تاريخ است و همه مي دانيم اين کار عظيم در پرتو عظمت شخصيت امامخميني (ره) پا گرفت”. روژه گاردي، متفکر مسلمان فرانسوي: “انقلاب اسلامي ايران، الگوي جديدي از تکامل انسان و اجتماع را ارائه داده است، که اين الگو، با ميراث روحي ملت ها توافق دارد و همين، دليل دشمني غرب با اوست. آيت الله خميني (ره) به زندگي ايرانيان معني بخشيد... انقلابي که به رهبري امام خميني (ره) روي داد، متعلق به تمدن بشري بود و به يک جامعه و ملت اختصاص نداشت. اين انقلاب، همچون نهضت انبياء مختص همه انسانها و همه جوامع است”. رابرت کالستون دانشمند و نويسنده کانادايي: “از نظر من که يک غربي و فرد غير مسلمان هستم اين معجزه است که يک انقلاب مکتبي و الهي بتواند در جهان امروز اين طور تحقق پيدا کرده و در جهت استقرار عدالت به پيش برود، اين انقلاب بدون شک از جانب خداوند حمايت مي شود”. نلسون ماندلا؛ رهبر کنگره ملي آفريقا و اولين رئيس جمهور آفريقاي جنوبي پس از رهايي از آپارتايد: “انقلاب اسلامي ايران تحت رهبري امام خميني (ره) اميدهاي فراواني را براي قيام مردم آفريقاي جنوبي در مبارزه با بي عدالتي به همراه داشته است و بدون ترديد تاريخ هرگز نقش ايران اسلامي را فراموش نخواهد کرد”. عبدالرزاق احمد، معاون وزير کار دولت وقت اتيوپي: “انقلاب ايران به رهبري امام خميني (ره)، نقطه عطفي در ماهيت اسلام در قالب کشورهاي اسلامي محسوب مي گردد؛ زيرا اسلام بدون حکومتي که نتواند قوانين شريعت را در جامعه به اجرا درآورد، ديني فراتر از مسيحيت نخواهد بود. اين، نقطه عطف و برجسته انقلاب امام خميني (ره) است. در صحنه بين المللي نيز نقش امام کم نبود. بيدارسازي عمومي مسلمانان در کل و ساکنان آفريقا به صورت خاص و نيز افزايش نيروي فلسطيني ها در مبارزاتشان براي آزادي در مقابل صهيونيست ها، به عنوان چند نمونه مي باشد”. هوبر؛ روزنامه نگار سوئيسي: “به دنبال انقلاب اسلامي و شعار جمهوري اسلامي در مورد دفاع از مستضعفين، آمريکاي لاتين شاهد ده ها کشيش بود که با انتقاد از پاپ خواستار تجديد نظر در آيين کليساي واتيکان بودند. اوج چنين روندي در احياي مسيحيت در نيکاراگوئه خود را نشان داد. چند سال پس از انقلاب اسلامي صدها کتاب در مورد نقش مذهب در صحنه سياسي و اجتماعي به بازارهاي جهان آمد و بسياري از دانشگاهها به تحقيق درباره مذهب پرداختند”. تدا اسکاچپول؛ متفکر و نظريه پرداز: “سقوط رژيم شاه و آغاز نهضت انقلابي ايران از1977 تا1979 ، يک شگفتي ناگهاني براي ناظرين خارجي بود. از دوستان شاه گرفته تا روزنامه نگاران و دانشمندان علوم سياسي و اجتماعي و... همه ما حوادث انقلاب را با حيرت و ناباوري نظاره مي کرديم، بالاتر از همه انقلاب ايران پديده اي کاملا خلاف قاعده و طبيعت بود... انقلاب اسلامي توسط مجموعه اي از شکل هاي فرهنگي و سازماني ريشه دار و اسلامي شيعي و اسطوره بنيادين تشيع يعني امامحسين (ع) و شبکه مساجد و روحانيت و... به گونه اي هوشيارانه ساخته شد... اگر در دنيا يک انقلاب وجود داشته باشد که يک حرکت انقلابي آگاهانه آن را ساخته باشد، آن انقلاب، انقلاب ايران است”. احمد بن بلا، نخستين رئيس جمهور الجزاير پس از استقلال اين کشور و يکي از رهبران انقلاب الجزاير: “آنچه براي من در مورد انقلاب ايران مهم است اين است که براي نخستين بار انقلابي با طرح فرهنگي تولد يافته است و قبل از هر چيز يک انقلاب فرهنگي است و بازتاب اين انقلاب در خارج از ايران نيز در همين زمينه و از اين نقطه نظر قابل مطالعه و جالب توجه است. انقلاب اسلامي ايران در قلبها جاي دارد بويژه در قلب جوانان دنياي عرب در الجزاير، تونس، مغرب، سوريه و ...”. ميشل فوکو؛ فيلسوف مشهور فرانسوي و نظريه پرداز فرامدرنيسم: “حکومت اسلامي از يک طرف، حرکتي براي ارائه نقش دائمي و تعريف شده به ساختارهاي سنتي جامعه اسلامي و از جانب ديگر، راهي براي وارد کردن ابعاد معنوي در زندگي سياسي بود... تشيع با تکيه بر موضع مقاومت و انتقادي سابقه دار خود در برابر قدرت هاي سياسي حاکم و نفوذ عميق در دل انسان ها توانست نقش آفريني نموده و مردم را عليه رژيمي که از مجهزترين ارتش ها و مورد حمايت آمريکا و ديگران برخوردار بوده را به خيابان بياورد... شخصيت آيه ا... خميني(ره) به افسانه مي زند، هيچ رهبري سياسي، نمي تواند ادعا کند که مردمش با او پيوندي چنين نيرومند دارند”. حافظ اسد، رئيس جمهور فقيد سوريه: “انقلاب اسلامي ايران براي تمام منطقه يک پيروزي است. رژيمي انقلابي - اسلامي با شعار نه شرقي نه غربي، سر کار است که توانسته کليه امور سياسي، نظامي و استراتژيک را در منطقه از اساس واژگون سازد. رژيم اشغالگر قدس آن چنان از انقلاب اسلامي به وحشت افتاد که بارها از ارباب خود آمريکا گله کرد که چرا نمي تواند جلوي نفوذ و تاثير انقلاب اسلامي ايران را که منجر به پيروزي فلسطين خواهد شد، بگيرد”. حامد الگار انديشمند مسلمان آمريکايي: “ريشه انقلاب به موضوع امامت در ديدگاه شيعه و مسئله غيبت امام عصر (عج) و پيامد هاي سياسي آن عقيده ارتباط دارد که تجلي عيني اعتقاد به نيابت است... اين انقلاب در عين حال که ريشه در ديانت و مذهب اسلام داشت از سوي ديگر کاملا با همکاري و همدلي توده مردم ايران اتفاق افتاد”. مارگارت تاچر، نخست وزير انگلستان طي اظهار نظري در اوايل دهه1980 ميلادي: “ما غربي ها در دهه1980 م از وسايل نظامي و ابزار جنگي شوروي و اقمارش واهمه نداريم. زيرا اگر بلوک شرق و اعضاي پيمان ورشو مجهز به سلاح هاي نظامي بوده و به ادوات مخرب و ويرانگر مسلح مي باشند، ما نيز به سلاح هاي مدرن و پيشرفته مسلح و مجهزيم لکن از حضور فرهنگ اسلامي انقلاب ايران نگرانيم”. سرگين بابورين سياستمدار برجسته روسي: “انقلاب اسلامي نه تنها يک جنبش بزرگ مذهبي بلکه تحول سياسي همراه با عدالت اجتماعي، استقلال و آزادي براي مردم بود”. شهيد دکتر فتحي شقاقي؛ دبير کل جهاد اسلامي فلسطين: “هيچ چيز به اندازه امام خميني (ره) نتوانست ملت فلسطين را به هيجان آورد و احساسات آنها را برانگيزد و اميد را در دلهايشان زنده کند. با پيروزي انقلاب اسلامي، ما به خود آمديم و دريافتيم که آمريکا و اسرائيل نيز قابل شکست هستند. ما فهميديم که با الهام از دين اسلام ميتوانيم معجزه بسازيم و از اين رو، ملت مجاهدمان در فلسطين، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي را به ديده تقدير مي نگرد و امام خميني (ره) را از رهبران جاويد تاريخ اسلام مي داند”. منابع در دفتر روزنامه موجود است. * منبع: www.resalat-news.com، یکشنبه 11 بهمن 1388