Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 142111
تاریخ انتشار : 12 بهمن 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 113

براي اين گوهر گرانبها

بسم الله الرحمن الرحيم ... آمده ام كه بزرگواري شما را حفظ كنم من آمده ام كه دشمن هاي شما را زمين بزنم . من آمده ام كه ملت را يك ملت مستقلش كنم ... من آمده ام كه دست اجانب را از اين مملكت كوتاه كنم ... صحيفه امام جلد 6 صفحه 49 امروز درحالي كه 31 سال از 12 بهمن 1357 و بازگشت پيروزمندانه امام خميني به ميهن اسلامي ميگذرد وجدان بيدار همه مردم ايران اين واقعيت را به روشني تاييد مي كند كه اين عزيز دوران به آنچه در جملات بالا گفت عمل كرد و ملت ايران را از غل و زنجير رژيم ستم شاهي و استعمار شرق و غرب رهائي بخشيد و به استقلال رساند. عزت و شرف ما مردم ايران در دوران حكومت قاجار و پهلوي تحت فشار استبداد داخلي و استعمار خارجي پايمال شده بود و امام خميني با رهبري نهضت اسلامي و با شعار « استقلال آزادي جمهوري اسلامي » توانست عزت و شرف ما را در پرتو نظام مردمي و ديني جمهوري اسلامي به ما برگرداند. نسل جديد حتي اگر با مطالعه تاريخ انقلاب اسلامي توانسته باشد با گوشه هائي از آنچه در دوران پهلوي بر سر مردم مي آمد و كار بزرگي كه پدران و مادران آنها براي ريشه كن ساختن استبداد و استعمار و تاسيس نظام جمهوري اسلامي انجام دادند آشنا شود چون از مشاهده واقعيت هاي آن زمان محروم بوده نمي تواند به عظمت كاري كه شده به درستي پي ببرد. فيلم هاي اندكي كه از صحنه هاي انقلاب باقي مانده اند و عكس هائي كه فقط گوشه هائي از وقايع را نشان مي دهند نيز نمي توانند ترسيم كننده همه ي واقعيت هاي آن دوران باشند. به همين دليل لازم است در چنين مناسبت هائي هركس هرچه در توان دارد براي انتقال آن واقعيت ها به نسل جديد بكار گيرد و تلاش كند از طريق آشنا ساختن آحاد مردم با رنج هاي فراواني كه نسل انقلابي گذشته براي كوتاه كردن دست بيگانگان و مهره هاي داخلي آنها از اين كشور متحمل شده اند اين نكته را در ضمير باطن آنها جاي دهند كه بايد قدر اين نعمت بزرگ را بدانند و براي حفاظت از آن از هيچ كوشش و فداكاري و تلاشي دريغ ننمايند. انقلابيون كشورهاي تحت ستم در نيم قرن گذشته گرفتار اين تفكر غلط بودند كه هر ملتي بخواهد آزاد شود بايد به يكي از دو بلوك غرب يا شرق وابسته شود تا از شر آن ديگري در امان بماند. اين تفكر غلط حتي در كشورهاي اسلامي نيز رواج داشت . در همين ايران هم عده اي معتقد بودند بايد زير پرچم شوروي يا چين بروند و ماركسيست يا مائوئيست باشند تا بتوانند بر حكومت پهلوي غلبه كنند و عده اي نيز معتقد بودند بايد وفاداري خود را به آمريكا و انگليس به اثبات برسانند تا واشنگتن و لندن به آنها بيشتر از شاه اعتماد كنند و آنها را به حكومت برسانند. گرفتاري بزرگتر اين بود كه رژيم پهلوي براي ماندن به هر دو بلوك شرق و غرب امتياز ميداد و با مجوز آنها اين هر دو گروه را سركوب مي كرد. در كشورهاي ديگر هم اگر مخالفان حكومت چه با كودتا و چه به شكل ديگري قدرت را به دست مي آوردند آنچه رخ ميداد يك انقلاب واقعي نبود بلكه خارج شدن از چاله و افتادن به چاه بود و ادامه وابستگي به يك قدرت استعماري ديگر. كار بزرگي كه امام خميني انجام داد اين بود كه بر تفكر رايج در ميان انقلابيون آن زمان خط بطلان كشيد و قدرت مكتب و قدرت مردم را مطرح كرد. نگاه امام خميني به انقلاب اين بود كه فقط انقلابي مي تواند واقعي باشد و تداوم يابد كه با توده هاي مردم شكل بگيرد و به تعاليم ديني متكي باشد. با اين نگاه بود كه شعار پرجاذبه و ماندگار « نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي » شكل گرفت و در پرتو همين شعار مردم ايران توانستند بر استبداد داخلي غلبه كنند نفوذ استعمار خارجي از هر دو نوع شرقي و غربي را قطع نمايند و به استقلال و آزادي برسند. ايران در دوران قبل از انقلاب در همه ي زمينه ها از صنعتي تا فرهنگي و علمي و نظامي و اقتصادي به بيگانگان وابسته بود و توسط آنها هم چپاول مي شد و هم تحقير. آمريكا و انگليس و شوروي نفت و گاز ايران را مي بردند ارتش و نيروهاي مسلح را در كنترل خود داشتند در جهت نابودي اخلاق و ناموس و شرف ملت فعاليت مي كردند براي ترويج فرهنگ ضد ارزشي غرب در ايران تلاش مي كردند و در عين حال بر دولت و مردم منت مي گذاشتند و كاپيتولاسيون را هم بر ملت ايران تحميل مي كردند. در همان زمان امام خميني در تشريح اين وضعيت حقارت بار مي گفتند دولتمردان و صاحب منصبان ايراني از يكطرف تو سري خور آمريكا و انگليس و شوروي بودند و از طرف ديگر عقده هاي حقارت خود را با فشار بر مردم ايران خالي مي كردند. در نتيجه مردم ايران علاوه بر اينكه شاهد چپاول ثروت هاي ملي خود بودند تحقير هم مي شدند و در فضائي پر از خفقان و سركوب زندگي مي كردند. در چنين فضائي امام خميني قيام كرد و با انگيزه هاي ديني و شعار الله اكبر توانست مردم را به صحنه بياورد و انقلاب اسلامي را به پيروزي برساند. اين پيروزي فقط پيروزي بر رژيم شاهنشاهي نبود بلكه پيروزي بر قدرت هاي بيگانه اي كه آن زمان علاوه بر مثلث شوم آمريكا انگليس و صهيونيسم حتي ابرقدرت شوروي را نيز در بر ميگرفت نيز بود. در واقع ملت ايران با تكيه بر اسلام بر همه قدرت هاي استعماري و استكباري آن زمان پيروز شد و درستي تفكر امام خميني كه در شعار « نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي » خلاصه ميشد را به اثبات رساند. امروز بعد از گذشت 31 سال از اين واقعه بزرگ تاريخ اين واقعيت هيچ تغييري نكرده كه بيگانگان همچنان دشمنان ملت ايران هستند زيرا اين ملت علاوه بر اينكه با انقلاب خود منافع نامشروع آنها را به خطر انداخته ساير ملت ها را نيز بيدار كرده و در برابر قلدري هاي استعمارگران به قيام واداشته است . پس بسيار طبيعي است كه صف آرائي هاي امروز همان صف آرائي هاي ديروز و تكليف امروز مردم ايران باز هم ايستادگي در برابر زورگويان جهاني باشد. براي حفاظت از گوهر گرانبهاي استقلال و آزادي كه در سايه نظام جمهوري اسلامي به دست آورده ايم امروز نيز بايد مثل سال 1357 از همه قدرت هاي بيگانه ابراز انزجار و تبري نمائيم از عناصر خائني كه به دامان بيگانگان پناه برده اند و عليه نظام جمهوري اسلامي فعاليت مي كنند تبري بجوئيم از هر كس و هر جريان كه در داخل با بيگانگان هماوا و هماهنگ است تبري بجوئيم و متحد و يكپارچه در همه صحنه ها حضور داشته باشيم . اين وصيت امام خميني است كه از ما مردم ايران خواسته است در همه صحنه ها حضور داشته باشيم و با اين حضور آگاهانه دشمنان را مايوس كنيم . اكنون 22 بهمن روز پيروزي جنود الهي بر جنود شيطاني در پيش است و ما بايد با حضور يكپارچه و با تكيه بر وحدت كلمه راه پيمائي اين روز بزرگ را به پرشكوه ترين روز همبستگي ملي تبديل نمائيم و به دشمنان ثابت كنيم كه نظام جمهوري اسلامي اكنون از هر زمان ديگري قدرتمندتر است . *روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه 12 بهمن 1388