Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 142286
تاریخ انتشار : 13 بهمن 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 4

انقلاب اسلامي موتور محرك حركت هاي مردمي در دنياست

گفت وگو با دكتر مهدي مصطفوي رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي
گفت وگو با دكتر مهدي مصطفوي رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي محمد صرفي دكتر مهدي مصطفوي در پائيز سال 1386 از قائم مقامي وزارت خارجه به رياست سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي منصوب شد. وي از سال 1360 در وزارت خارجه مشغول به خدمت بوده و كار جديد او نيز كاملا مرتبط با تجربه هاي پيشين وي است. خونگرمي و البته جواب هاي ديپلماتيك را مي توان دو خصوصيت بارز مصطفوي دانست. با وي درباره ابعاد فرهنگي انقلاب و تأثير آن بر دنياي خارج به گفت وگو نشسته ايم. البته از نوع انتقادي اش! چرا كه معتقديم انقلاب اسلامي ايران ظرفيت هاي شگرف و ناشناخته اي دارد كه بايد كشف و ارايه شود. ¤ پس از سه دهه از پيروزي انقلاب، جنبش هاي اسلامي و غيراسلامي متأثر از اين انقلاب را در دنيا چگونه مي بينيد؟ - وقوع انقلاب اسلامي در ايران عامل مهمي بود براي اينكه يك خودباوري در بين مردم كشورهاي دنيا مخصوصا كشورهاي جهان سوم به وجود آيد. انتشار اخبار و تحليل هايي درباره انقلاب اسلامي در خارج از كشور و اينكه حالا يك كشوري مثل ايران كه پايگاهي قوي براي غربي ها به خصوص آمريكايي ها بود و مقري براي صهيونيست ها بود چگونه توانست با يك رهبر مذهبي و باقدرت مردم به عنوان يك كشور مستقل از زير بار نفوذ قدرت هاي خارجي، خارج شود وخود را رها كند. اين واقعه درسي بود براي خيلي ها در دنيا كه گرفتاري هاي شبيه ما در ايران را داشتند، يعني تحت استعمار قرار داشتند مخصوصا براي كشورهاي اسلامي كه تفكر اسلامي و نگاه ديني داشتند. مسلمانان احساس كردند با تمسك به تفكر و عقايد اسلامي مي توانند به عنوان يك قدرت تجلي پيداكنند و خواسته هاي خود را در اجتماع دنبال كنند. احساس كردند آن خودباوري در قالب تفكر اسلامي مي تواند به عنوان يك قدرت عمل كند. به همين خاطر بلافاصله پس از انقلاب، يكي دو سال كه گذشت، مي بينيم كه تحركات مردمي براي اينكه نقش بيشتري در جامعه داشته باشند، در برخي كشورها شروع مي شود. مشخصا در كشورهاي همسايه ما و در آسيا و آفريقا اين تحركات كاملا محسوس مي شود. تحركات همه الهام گرفته از انقلاب اسلامي است. حتي در اروپا و در آمريكاي لاتين، اين مسئله را به صورت شكل گيري تشكل هاي مردم نهاد مي بينيم. همچنين شكل گيري رسانه هايي كه متعلق به برخي مسلمانان است نشانگر آ ن است كه جهان سومي ها احساس مي كنند كم كم مي توانند روي پاي خود بايستند و حقوق شهروندي خود را مطالبه كنند و جايگاهي در تعاملات قدرت كشورشان به دست آورند. مي بينيم كه در يك سري كشورها حضور در مجالس و پارلمان ها رشد پيدا مي كند. گروه هاي اسلامي يا مسلماناني كه هيچ جايگاهي براي خود فرض نمي كردند كم كم اقدام به حضور در پارلمان ها نموند. برخي از تشكل هاي حزبي يا شبه حزبي در كشورها به وجود آمد كه اين ها هم عموما نشأت گرفته از اسلام خواهي، عدالت طلبي و الهام گرفته از انقلاب اسلامي ايران بود. در مجموع انقلاب اسلامي را يك موتور محرك براي حركت هاي مردمي در دنيا و بخصوص با نگاه اسلامي در منطقه مي دانم. بدون ترديد خيزش مردم افغانستان، عراق، فلسطين، لبنان در منطقه خليج فارس، آسياي ميانه و قفقاز الهام گرفته از حركت هاي مردم در ايران بوده است. ¤ فكر مي كنيد پس از سه دهه الهام بخشي، انقلاب سير صعودي داشته يا كاهش يافته است؟ - با توجه به اين كه حركت مردم در كشورهاي مختلف سير صعودي دارد - حركت مردم يعني برجسته تر شدن نقش مردم در معادلات قدرت، آن هم دقيقا با پشتوانه تفكر اسلامي- چون اين سير صعودي است، يعني در همين كشورها كه گفتم سير حركت مردم و جايگاه آن ها صعودي بوده و از طرف ديگر با توجه به جنگ نرمي كه دشمن به راه انداخته است و اين اقدام حركت بسيار گسترده و هدفمندي است كه دشمنان و رقبا به صورت بسيار حساب شده و حجيم شروع كرده تا به يك نوعي اين الگوي مردم سالاري ديني در ايران را، كه نوع مترقي از حضور مردم و نقش آنها در جامعه با تفكر اسلامي است، مورد هجوم قرار دهند اين ها نشان مي دهد توجه ملت ها به منطق انقلاب، توجه مردم به حقانيت انقلاب، اهميت تكيه بر ارزش هاي اسلامي، توجه مردم به نقش دين در جامعه همگي يك سير صعودي دارد. اگر اين تهاجمات گسترده رقبا و دشمنان ما نسبت به حركت انقلاب و مردم، اينگونه نبود شايد الآن كمي شك مي كرديم كه نكند توجه و علاقه مردم كم شده، اما چون اين هجوم هم وجود دارد و عليرغم اين هجوم مي بينيم كه علاقه و گرايش مردم خوب است، مي شود به راحتي اين جمع بندي را داشت كه عشق مردم نسبت به انقلاب رشد كرده است. حتي در كشورهايي كه شيعه هم نيستند. ¤ به نظرم ماهيت انقلاب ما طوري است كه به شكل طبيعي ملت ها را جذب مي كند. يعني ويژگي هايي دارد كه باعث گرايش عدالت طلبان و آزاديخواهان از هر دين و مرامي مي شود. مي خواهم بدانم به غير از اين جاذبه ذاتي و پتانسيل ماهوي انقلاب، ما چقدر تلاش كرده ايم؟ نفوذ انقلاب چقدرش به دليل زحمات ما بوده است؟ چه فعاليت هايي كرده ايم؟ مي خواهم بدانم چقدر از اين جذب كار ما بوده و چقدرش بدليل ماهيت انقلاب بوده است؟ اگر الآن مردم دنيا نسبت به اسلام ناب منطق انقلاب آگاهي پيدا كردند و علاقه مند شدند و شناختي براي آن ها ايجاد شده حتماً يك سري از عوامل را ديدند، با يكسري از متون ارتباط پيدا كردند، با يكسري فعاليت ها مواجه شدند كه اين شناخت وعلاقه در آن ها ايجاد شده است. يا حتي به يك باورهايي رسيدند. بعضي از اين شناخت ها از حركت هايي است كه از داخل ايران به وقوع مي پيوندد مثل سخنراني هايي كه مرحوم حضرت امام مي كردند يا مقام معظم رهبري اين سخنراني ها و روشن گري ها را كه دارند يا بقيه مقامات عاليه كشور، همين نشر اين صحبت ها به دل بسياري از مخاطبين در خارج از كشور مي نشيند و آن ها را علاقه مند مي كند. نشر نوشته ها و متون و ترجمه آن ها به زبان هاي مختلف، در اختيار سايت ها و نشريات قرار گرفتن آن ها مخاطب را جذب و علاقه مند مي كند. همچنين برگزاري يكسري از نشست هاي علمي و پژوهشي حالا چه در ايران و چه در خارج از كشور تاثير به سزايي در اين امر خواهد داشت. همين كه انديشمندان و علما و اساتيد ما در اين گردهمايي ها و نشست هاي علمي مراودات دارند و تحريكات را تبيين مي كنند و استدلال ها را بيان و ابهامات رابرطرف مي كنند، اين ها باعث مي شوند توجه مخاطبين جلب شده ايجاد شناخت و علاقه شود. به همين دليل ما معتقد هستيم وقتي كه بايد در عرصه بين المللي حضور داشته باشيم البته هيچ وقت در جمهوري اسلامي ايران اين تفكر وجود نداشته كه خودمان را ايزوله و منزوي كنيم؛ بترسيم از اينكه در يك محيط علمي و سياسي و فرهنگي حضور داشته باشيم. علت نترسيدن مان هم اينكه معتقد به مباني علمي و منطقي بوده ايم كه به راحتي قابل دفاع بوده است. به همين جهت سعي شده كه در همه مجامع علمي ومردمي حضور قوي داشته باشيم. جمهوري اسلامي ايران عليرغم اين كه محدوديت هايي در دنيا دارد ولي حضوري بسيار قوي مخصوصاً در عرصه فرهنگ و پژوهش و تحقيق و مباحث علمي دارد. امروز كمتر نشستي درباره فلسفه در دنيا برگزار مي شود كه كسي از ايران در آن حضور نداشته باشد. كمتر نشستي در ارتباط با گفت وگوي اديان اتفاق مي افتد كه انديشمندي از ايران در آن نباشد، چون امروز انديشمندان دنيا اين را كاملاً درك كردند كه در چنين نشست هايي اگر ايران نباشد آن بحث، بحث ناقصي است. دانشمندان ايراني، حرف هاي قوي و آموزنده اي براي بيان دارند. امروز در دنيا اگر يك جشنواره هنري برگزار شود و كسي بخواهد يك هنر معناگرا و اخلاق و معنويت گرا، هنري بااين اهداف را جست وجو كند ؟ سراغ هنري مي آيد كه از ايران سرچشمه گرفته باشد. خوب اين نشان مي دهد كه ايران قدرت تاثيرگذاري دارد و اولاً متفكرين، انديشمندان و مردم ايران، در عرصه جهاني حضور دارند و ثانيا قدرت تاثيرگذاري دارند. اگر يك مصداق بگويم، اين است كه مرحوم امام پايه گذار روز قدس هستند. در روز قدس اگر نمودار چگونگي حضور مردم در اين روز در كشورهاي مختلف را بخواهيم ترسيم كنيم الحمدلله هر سال نسبت به سال هاي قبل چه به جهت كميت و گستردگي مردم در كشورهاي مختلف و چه به لحاظ كيفيت يعني نوع محتواي حضور و استدلال و اظهار علاقه مردم نسبت به دفاع از آرمان هاي قدس، مي بينيم كه منحني يك سير صعودي دارد. يعني هرسال جمعيت زيادتر مي شود. در كشورهاي جديدتري مردم مي آيند در خيابان ها و تظاهرات گسترده تر مي شود. اين حركت حتماً از يك كانون جوشاني حمايت و تقويت مي شود. اين گونه شعارها را اگر كسي در خيابان در دنيا بدهد قطعاً به ضرر او تمام مي شود و با اين نفوذي كه صهيونيزم و استكبار دارد معمولاً بيچاره ها تحت فشار قرار مي گيرند.اما آن عشق و علاقه اي كه مردم را به عرصه مي كشاند اين مهم است كه نشان مي دهد اين ارتباط معنوي و فكري جمهوري اسلامي ارتباط مستحكم تر و زنده و جوشان است. يا موردي مثل ارزش هاي عاشورايي، با اين كه عاشورا درواقع يك ارزشي است كه ما شيعيان عمدتاً به آن معتقد و مبلغ آن هستيم، ولي مي بينيم كه از اول انقلاب تاكنون ارزش عاشورا و منطق نهضت كربلا هر روز در دنيا بيشتر معرفي و علاقمند بيشتري به آن پيدامي شود. در طول ساليان متمادي تاريخ ايران كه شيعيان حضور داشتند، در دنيا اين گستردگي و رشد را نمي بينيم اما پس از انقلاب اين رشد كاملاً قابل مشاهده است.حتماً مي توانيم اين نتيجه را بگيريم كه در ايران ملت و نظامي وجود دارد كه اين ها به صورت زنده با دنيا ارتباطات برقرار كرده و مي كنند و اين ارتباطات باعث ايجاد شناخت در مخاطبين شده است. در محرم امسال در بسياري از كشورهاي غيراسلامي مراسم باشكوهي مربوط به عاشورا را داشتيم كه سال هاي قبل نبود. اين مصاديق نشان مي دهد كه الحمدلله موتور محركي در نظام وجود دارد. هم ايدئولوژي موجود است، هم رهبري هست، هم مردم و هم نظام وجود دارند. هركدام از اين ها اگر نباشند كار نقص پيدا مي كند و يا هركدام ضعيف باشند. من معتقدم هم نظام- يعني هم تيم حكومتي- و هم مردم و رهبري و هم اعتقاد به اسلام ناب، اين مجموعه است كه توانسته به صورت زنده و پويا ارزش هاي اسلام و انقلاب را منتشر كند ¤ بگذاريد مثالي بزنم. اگر پيكاني با سرعت 120كيلومتر در ساعت حركت كند از آن تعريف مي كنند اما اگر يك بنز فقط 150 يا 160 تا برود مي گويند معيوب است. مي خواهم بگويم انتظار ما خيلي بيشتر است. به عنوان نمونه در بحث رسانه، قطر را مي بينيم كه شبكه الجزيره را دارد و در منطقه جاي خود را باز كرده و در دنيا هم حرفي براي گفتن دارد. يا مثلاً الشرق الاوسط كه خيلي هم ضد ايراني است. به نظرم ما به اندازه كافي از اين پتانسيل استفاده نكرده ايم نظر شما چيست؟ -البته اين نكته خوبي است كه بگوييم چرا رسانه و روزنامه و مجله و راديو و تلويزيون ما نمي تواند بسيار قوي و مؤثر و گسترده مطالب را در دنيا هرچه راكه مي خواهد منتشر كند. اين سؤال خيلي خوب است و يكي از محسنات اين سؤال آن است كه ما را تشويق كند كه اينگونه شويم. كمال خواهي خوب است و فطري انسان است. بايد تلاش كنيم رسانه ما هر روز قوي تر باشد. اين خواست وجود دارد نه اينكه يك روزنامه نمي خواهد قابل عرضه در منطقه و جهان باشد، مي خواهد، اما چرا نشده، خوب اگر كمي بخواهيم واقع بينانه نگاه كنيم غير از آن كمبودها و محدوديت هاي كمي و كيفي خودمان كه نبايد آن ها را هم انكار كر، با موانعي روبه رو هستيم كه رقباي ما آن را ندارند. ¤ چه موانعي؟ -برخي مجلات و كانال هاي تلويزيون را كه رقبا دارند و بسيار هم تأثيرگذار كار مي كنند، اگر روي آن ها دقيق شويم مي بينيم كه موانع جدي ندارند، اما كمك هاي جدي دارند و حمايت هاي جدي مي شوند. اما اگر روي فعاليت هاي خود دقيق شويم، مي بينيم كه موانعي جدي داريم ولي كمك هاي جدي به ما نمي شود. اما تلويزيون اگر بخواهد از يك باند و آنتن جديد استفاده كند در اين راه حتماً با موانع جدي روبه رو مي شود. در همين قضاياي اخير شاهد اين موانع بوديم. برخي از سايت هاي خبري رسمي ما، از آن منبع اصلي قطع شد كه قانوناً نبايد چنين اتفاقي بيفتد و نمي توانند ولي كردند. يعني از ماهواره قطع كردند. ماهواره اي كه ما قرارداد داريم و به راحتي نمي تواند آن را فسخ كند، چرا كه از نظر حقوقي اين يك جرم است؛ اما اين كار را كردند. با ديگران اين جوري نيست. اگر از ماهواره اي استفاده مي كنند يك كمكي هم كنار آن مي گذارند. اين تفاوت ها وجود دارد. البته اين مشكلات نبايد ما را مأيوس كند. ما در آسيب شناسي خود نبايد مشكلات خود را ناديده گرفته و فقط اين موانع را ببينيم مشكلات خود را هم بايد حل كنيم. مشكلات بودجه، مديريت، امكانات، آموزش، كه بايد يكي يكي آن ها را حل كنيم كه الحمدلله در اين زمينه هم دارد كار مي شود. يعني قدرت خبري امروز ما قابل مقايسه با 5 يا10 سال پيش مان نيست. اما اين هم واقع گرايانه نيست كه موانعي را كه رقبا و دشمنان پيش روي ما مي گذارند نبينيم ما دو تا دونده با يك امكانات مشابه نيستيم. در پيستي كه همه مي دويم به آن ها حسابي مي رسند آن ها را دوپينگ مي كنند و زير بغل شان را مي گيرند. ما را هم پشت پا مي اندازند. آن چه باعث شده قدرت تأثيرگذاري ما بهتر باشد حقانيت اعتقاد ماست. صداقت در اقدامات مان است كه باعث شده رشد كنيم. البته رشدي كه ما آرزو مي كنيم، خيلي بيشتر از اين ها است. اما مي بينيم عليرغم اين موانع بزرگ تأثيرگذاري خوبي هم وجود دارد. و از طرف ديگر خود را مأمور به انجام وظيفه مي دانيم و آن را انجام مي دهيم و تأثيرگذاري آن با حضرت باري تعالي است و مأيوس هم نيستم. ¤ البته ما هم مأيوس نيستيم!بار فرهنگي صدور انقلاب- فارغ از كليشه هاي رايج درباره اين مفهوم- بر دوش نهادهاي زيادي است. يكي هم سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي. در مجموع به نظر مي رسد ما آنچنان كه بايد و شايد اين پيام را منتقل نكرده ايم. البته شايد هم اقدامات زياد و خوبي انجام شده و باز خوردش به جامعه منتقل نشده، اما من فكر مي كنم ارزيابي كلي جامعه اين است. - خب بايد ديد موفقيت يعني چه و معيارهايش چه هستند. چارچوب ما براي ارزيابي چيست. كارها هم اول ديده شود تا بتوانيم قضاوت دقيق داشته باشيم.سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي باتوجه به اينكه حيطه فعاليت و عملكرد آن در خارج از كشور است بسياري از فعاليت هاي آن در ايران ديده نمي شود نبايد هم ديده شود. چون محل عملياتش در ايران نيست. ولي چون ممكن است اين ايراد را مطرح كنند كه بالاخره فعاليتي كه در خارج انجام مي شود بايد در ايران هم منعكس شود، يعني ما بايد روش هايي داشته باشيم كه حتي الامكان خيلي بيشتر تحركات و فعاليت هاي خارج از كشور را به داخل منعكس كنيم كه هموطنان بدانند در عرصه بين المللي چه فعاليت هاي فرهنگي انجام مي شود و دستاوردهاي آن چيست، البته تلاش كرديم كه اين ها را منعكس كنيم. هم سايت هايي را داريم كه به روز فعاليت ها را منعكس مي كند هم نشرياتي داريم كه سعي مي كنند اطلاعات را منتقل كنند. البته نشريه ما بين مسئولين مي چرخد روي دكه ها نمي رود. تلاش ما اين است كه از رسانه هاي خود براي انعكاس فعاليت ها استفاده كنيم. اين جا دو نوع فعاليت دارد. 1-فعاليت هايي كه خود سازمان متولي انجام آن است، الان حدود 70 رايزن فرهنگي در كشورها داريم. در اين كشورها رايزن ها فعاليت هايي كه خود سازمان مي گويد انجام مي دهند 2-فعاليت هايي هم است كه مديريت اين سازمان براي ايجاد هماهنگي و بهره برداري از توان مندي هاي دستگاه هاي فرهنگي كشور به جهت اين كه در خارج ارائه شود به آن اقدام مي كند. مثلا الان حدود 20 دستگاه فرهنگي كشور با هم برنامه ريزي مشترك انجام مي دهيم كه در خارج از كشور بصورت هماهنگي فعاليت هاي خود را تعريف كرده و در نتيجه از فعاليت هاي آنها در خارج از كشور يك هم افزايي به وجود مي آيد از همين رهگذر معلوم است هركدام از 20 دستگاه در يك كشور خارج چه بخشي از فعاليت هايي فرهنگي را برعهده دارند اين حركتي است كه امسال شروع شده، قبلا اين هماهنگي بين دستگاه ها وجود نداشت. حركت مثبتي است كه سازمان در جايگاه مديريت فعاليت هاي فرهنگي در خارج از كشور آن را انجام مي دهد. شايد اين به راحتي قابل نشان دادن در جامعه نباشد. ولي به لحاظ معنا و محتوا خيلي حركت ارزشمندي است چون هم افزايي زيادي ايجاد مي كند كه آثار آن در خارج از كشور ارزشمند است. يكي ديگر از فعاليت ها حركتي است كه خود سازمان انجام مي دهد. در عرصه هاي پژوهش، آموزش، فرهنگ، هنر، رسانه، فضاي مجازي، سازمان هاي منطقه اي و بين المللي كار مي كنند. در ارتباطات پژوهشي سعي مي كنيم بين پژوهشگاه هاي داخل كشور با خارج از كشور ارتباط برقرار كرده و روي موضوعات ارزشمند كار پژوهشي انجام شود. همچنين نشست هاي پژوهشي متعدد بين مراكز پژوهشي و خود سازمان با خارج از كشور وجود دارد و روي موضوعات كه مورد علاقه و نياز ماست همچون گفتگو و تبادل نظر مي شود. مباحث آموزشي بين دانشگاه ها، تبادل استاد و دانشجو و كتاب هاي آموزشي و مباحث مربوط به بازآموزي و توسعه زبان فارسي در كشورها الان 220 تا خانه ايران (اتاق ايران) در دانشگاه ها داريم كه اين اتاق ها كتابخانه نرم افزارهاي مربوط به كشور و آنتن ماهواره اي كه تلويزيون ايران را بگيرد، دارند. اگر كسي بخواهد راجع به ايران اطلاعاتي بدست آورد جايگاه خوبي براي اوست. همچنين مبادله كتابخانه هاي بزرگ هم در آموزش هاي حوزوي و هم دانشگاهي در رده هاي مختلف صورت مي گيرد. ترجمه و نشر كتاب به زبان هاي مختلف،برگزاري همايش هاي فرهنگي، شب هاي شعر،مثل هفته هاي فرهنگي بين كشورها، هفته فيلم و نمايشگاه هاي عكس و نقاشي، صنايع دستي از ديگر اقدامات سازمان است و تلاش مي كنيم همه اين فعاليت ها با نگاه محتوايي اسلامي همراه باشد نمايشگاه هنري سكولار را دنبال نمي كنيم. ¤ چقدر فعاليت هايي كه انجام مي دهيد روح انقلابي دارد؟ تلاش ما اين است هنرمند و ارزش هنري را تبليغ كنيم كه حتما اين محتوا را داشته باشيم و روي اين مصر هستيم. برخي مواقع بعضي ها فكر مي كردند اثر هنري كه بخواهد فاخر باشد حتما سكولار بايد باشد. در صورتي كه اصلا اين طور نيست. در نمايشگاه هايي كه در كشورهاي مختلف برگزار مي شود و شركت مي كنيم مصر هستيم از اثري هنري كه به جهت برخورداري از بالاترين و قدرتمند ترين تكنيك برخوردار باشد استفاده كنيم اثري كه حتما به بيننده تاثير معنوي و اخلاقي و مثبت روحي و رواني القا كند. الحمدلله در اين باره كارهاي خوبي در كشور انجام شده امروز فيلم هاي سينمايي با محتواي اخلاقي و با مضامين قرآني، جاي خود را در دنيا باز كرده است. ما اگر مبلغ اين نوع آثار هستيم چون احساس مي كنيم اولا وظيفه مان را انجام مي دهيم. ثانيا مي بينيم مخاطبين و علاقه مندان بسياري در دنيا هستند كه اتفاقاً دنبال اين نوع آثار هستند. لذا اگر فعاليتي هنري در خارج از كشور انجام مي دهيم با همين نگاه است. در همين دهه فجر ميزان فعاليت هايي كه در خارج انجام مي دهيم بسيار گسترده است. تقريبا در تمام اين كشورها نشست هاي علمي داريم كه ابعاد و ارزش هاي انقلاب را بازگو مي كند. براي مخاطبين به زبان محلي بيش از 40 سايت تأسيس شده است. اين سايت ها مطالب مربوط به انقلاب را به اين مناسبت به صورت عكس، فيلم، شعر ارائه مي دهند. هيات هايي كه اعزام مي شوند سعي مي شود ارزش هايي را تبيين كند. در عرصه رسانه هم ارتباطات رسانه اي را توسعه مي دهيم امروز هياتي از كرواسي در ايران است. مرتبا اين هيات ها را به خارج مي فرستيم و سعي داريم اين ارتباط را گسترش دهيم. معتقديم رسانه تريبون بسيار ارزشمندي است براي اينكه بتواند فرهنگ اسلام ناب را منعكس كند. فضاي مجازي براي ما بسيار مهم است. امروز فكر مي كنيم يكسري از موانعي كه براي حضور ما در خارج از كشور وجود دارد آن را به اين وسيله مي توان دفع كرد. به همين خاطر در اين باره سرمايه گذاري مي كنيم. يكي از عرصه هاي مهم حضور ما، حضور در مجامع منطقه اي و بين المللي است. مجامعي مثل آيسسكو كه كار فرهنگي مي كنند. سعي مي شود از اين مجال ها هم براي بيان ارزش هاي خود، نمايش فرهنگ غني و اصيل ايراني استفاده كنيم. رايزن فرهنگي ما كسي است كه بايد دست آن را پر كنيم از ايران، تا بتواند آن را عرضه كند. امكانات و ابزار لازم در اختيار او قرار گيرد. به اندازه كافي بودجه داشته باشد تا بتواند توانمندي هاي جمهوري اسلامي ايران را در آن جا عرضه كند. رايزن فرهنگي خيلي مي تواند خدمت كند ولي دست وبال او بايد باز باشد. تلاش ما اين است اگر بودجه خودمان هم كم است با ايجاد مشاركت با دستگاه هاي فرهنگي بتوانيم آن ها را تشويق كنيم كه توانمندي هاي خود را متناسب با راهبردهايي كه تبيين كرديم (الان راهبردي فرهنگي 5ساله اي را براي كشورها تبيين كرديم.) به منصه ظهور بگذراند. اگر اين حمايت از داخل كشور و اين توجه به توليد، متناسب با خارج از كشور رشد يابد و بتوانيم اين مشاركت را تقويت كنيم دست رايزن ما هم پر است. ¤به نظر من وقتي كار به يك سطح خوب و قابل قبول مي رسد كه حالا كه موضع ما در دنيا اقليتي است، رايزن فرهنگي در كنار دستگاه هاي ديگر از مواضع ما دفاع كند. اين يك جهاد است. به نظرم آنها بايد نگاه آرماني داشته باشند، روزي مي توانيم نمره الف بگيريم كه اگر به كسي گفتيم مثلا برو در پاريس رايزن فرهنگي ايران باش، بگويد نه! من نيستم. چرا؟ چون كار خيلي سخت است. جهاد است. نه اينكه براي اين پست ها رقابت باشد. -الان اينجوري است. يك تيپ كساني داريم كه اصلا اين كاره نيستند. دنبال منافع خود و كارهاي ديگر هستند. آن ها ممكن است سررفتن به كشوري حرص داشته باشند و رقابت كنند، اما آن ها جايگاهي ندارند در سيستم ما، كساني كه اهليت كار فرهنگي در خارج را دارند و توان آن را، ما به آن ها التماس مي كنيم كه بپذيرند و به سختي مي پذيرند. الان هم واقعيتي كه ما با آن مواجهيم همين است. پيدا كردن رايزني كه هم توان خوب داشته باشد و هم آمادگي رفتن به چنين ميداني را داشته باشد، كار سختي است. روش جذب اين نوع افراد هم بسيار روش پيچيده اي است. ¤برنامه اي خاص براي ارتباط با متفكريني كه حامي ايران هستند، داريد؟ -بله، يكي از وظايف ما شناسايي نيروهاي ارزشمند در دنياست و ارتباط با اين ها. تلاش مي كنيم افرادي كه توانمندي و اعتقادات خوب اسلامي دارند با آن ها مرتبط شويم و نسبت به نظرات خود آن ها را آشنا كنيم و ارتباطات خود را با آنها گسترش دهيم. ما هم ارتباطات را درسطح افراد و هم در سطح سازمان ها و انجمن ها و هم در سطح دولت ها و در سطح سازمان هاي بين المللي و منطقه اي مصرانه دنبال مي كنيم. ¤يكي از كارهايي پس از انقلاب شدت گرفته، فرقه سازي است، مثل وهابيت و از اين قبيل، اين مسئله را چگونه ارزيابي مي كنيد و در تقابل با آن ها در چه مرحله اي هستيم؟ -يكي از روش هاي مبارزه با تفكر اصيل اسلامي به وجود آمدن فرقه هايي به نام اسلام است كه ضربه به اسلام بزنند. البته اين روش جديدي نيست ولي امروز از امكانات گسترده اي در اين باره استفاده مي شود. رسانه ها به ويژه تلويزيون هاي ماهواره اي و شبكه هاي اينترنتي بسيار به اين موضوع دامن مي زنند پس از انقلاب در ايران به ويژه پس از جنگ تحميلي و پس از پيروزي حزب الله در لبنان ارزش جهاد و شهادت براي بسياري از مسلمان و غيرمسلمانان روشن شد، اين شد كه جهاد و شهادت از چه جايگاه بالايي برخوردار است. كاري كه دشمنان خواستند انجام دهند اين بود كه اين ارزش را به گونه اي تحريف كنند؛ به وجود آمدن طالبان و القاعده و عمليات كور تروريستي و انفجارهاي كوري به نام اسلام يكي از همين اقدامات بود كه دشمنان انجام مي دادند براي يك عده هم در دنيا با تبليغاتي كه اين ها انجام مي دادند توانستند ذهن شان را مشوش كنند. جوري تبليغ كنند كه اسلام هراسي به وجود آيد و به تبع آن اسلام ستيزي را بتوانند دنبال كنند. يا به وجود آمدن يكسري عرفان هاي كاذب مثل ماده مخدر، جواناني را كه علاقمند به معنويت بودند، بتوانند منحرف كنند و مثل قارچ اين گروه ها را تقويت كردند. اين يك واقعيت است كه براي مبارزه با ارزش هاي ديني از اديان و عرفان هاي كاذب استفاده مي كنند. اين وظيفه ما را سنگين تر مي كند كه بتوانيم در بيان حقايق ديني و معنوي بتوانيم نقش اين مذاهب دروغين را برملا كنيم و جايگاه تخريبي اين ها را هم نشان دهيم. ¤ ناگفته هاي شما از دوران قائم مقامي وزارت امورخارجه؟ - يكي از صحنه هايي كه هم براي من جالب بود و هم تأسف انگيز است اين است كه گاهي مواجه مي شديم با ديپلمات ها و مسئولين رده هاي بالاي سياسي كشورها كه اينها در موضع گيري هاي علني خود بر عليه ما حرف مي زنند، اما در جلسه خصوصي كه مي نشينم استدلال ها و مصاديق را كه مي شنوند شروع مي كنند به اينكه شما بحق هستيد و روي پاي خود ايستاديد و بسيار ارزشمند است. ما قدرت نداريم حرفي را كه در بيرون مي زنيم اگر خلاف اين را بگوييم ساقط مي شويم. دل ما همراه شماست. نمي توانيم آن را بيان كنيم در بحث هسته اي مي گويند محكم كار خود را ادامه دهيد و نترسيد. حرف هايي كه ديگر مي زنند پوچ است. ما در مواجه با اين صحنه كه مكرر هم است، سعي مي كنيم كه به همان اندازه كه تهديدها ما را مرعوب نمي كند اين حرف ها هم ما را خيلي خام نكنند نه از آن حرف ها بترسيم و نه از اين حرف هاي شيرين دلخوش باشيم. تزوير را در بسياري از اين ها مي بينيم. در كنار اين صحنه ها گاهي مواجه هستيم با افرادي كه تمام زندگي خود را بخاطر دفاع از حقانيت انقلاب حاضرند از دست بدهند با جايگاه رفيع اجتماعي كه داشتند. ¤ آخرين سؤال. ايام انقلاب كجا بوديد؟ - در خارج از كشور دانشجو بودم. آن اواخر هم به نوفل لوشاتو رفتم. ¤ خاطراتتان از حضور در كنار حضرت امام(ره) در نوفل لوشاتو؟ ايام شيريني بود. دو هفته آخر كه ايشان پاريس بودند من از آلمان رفته بودم پاريس قرار بود كه ما با همان هواپيما بياييم. البته 2 هواپيما بود. پس از اينكه ايران تهديد كرد يا برمي گردند يا مي زند. حضرت امام دستور دادند يك هواپيما باشد. ما هم مجبور شديم ولي ايام بسيار شيريني بود. يادم مي آيد براي غذا در هر وعده سفره بزرگي پهن مي شد و همه دور همان سفره مي نشستند. غذا هم خيلي خيلي ساده بود. بعضي وقت ها نان خشك لب آدم را زخمي مي كرد. بالاخره آنجا كانون و قلب رهبري و فرماندهي انقلاب بود. اين سادگي در آنجا براي خارجي هايي كه هر روز به آنجا مراجعه مي كردند خيلي جذاب و تعجب برانگيز بود. * منبع: www.kayhannews.ir، سه شنبه 13 بهمن 1388