Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 142668
تاریخ انتشار : 20 بهمن 1388 0:0
تعداد بازدید : 231

عصر شکوفایی - 32

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری
مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *فصل دوم : فجر پيروزى *شگفتى‏هاى انقلاب تهرانِ دوران حكومت وابسته و فاسد كجا و تهرانِ دوران اسلام كجا؟! مزرعه رشد ارزش‏هاى فاسد غربى كجا و بوستان بالندگى گل‏ها و ميوه‏هاى ارزش‏هاى اسلامى كجا؟! آن‏وقت آن مردى كه بعد از اولياى خدا، كسى را در انسان‏هاى معمولى به عظمت او، به قدرت او، به تجلّى صفات الهى در وجود او نمى‏شناسيم، با آن عظمت از تبعيدگاه خود وارد كشور شود و به محض ورود، با دستى كه از آستين قدرت الهى بيرون آمده است، حكومت اسلامى را در دنياى دورافتاده از ارزش‏هاى معنوى، پايه‏گذارى كند! اين حوادث جلوِ چشم ما اتّفاق افتاد. ما امام و انقلاب را از نزديك ديديم. اما مى‏خواهم عرض كنم: اكثر ما خود من يكى از آنها عظمت اين پديده، يعنى پديده امام و انقلاب را حس نكرديم. خيلى عظمت دارد! بنده يك وقت به امام عرض كردم: اگر كسى شبيه شما دويست، سيصد سال پيش در تاريخ بود و نشانه‏اى از او مى‏ماند يك دستخط، يك كلمه امضا، يك تكّه از پارچه لباس و امروز به دست ما مى‏رسيد، آن را در موزه‏ها مى‏گذاشتيم و به آن تبرّك مى‏جستيم. حالا شما با وجود خودتان و با همه حقيقتتان، در مقابل ما هستيد. ما چطور مى‏توانيم عظمت شما را درك و حس كنيم؟ اين يك واقعيت است. بايد گسترش اين حقيقت در دل‏ها و فضاى زندگى ما و در همه دنيا و بخصوص دنياى اسلامى، هر چه زنده‏تر و ملموس‏تر شود. در دوران رژيم پهلوى در بين عدّه‏اى از قشرهاى متجدّد، تبليغات اين بود كه روحانيون اصلا سواد ندارند! اينها اصلا اهل علم نيستند! اينها هيچ علمى را بلد نيستند! شايد اهل علم ما باور نكنند؛ چون همه عمرشان را در علم گذرانده‏اند. مى‏گويند مگر ممكن است كسى اين‏طور اشتباه‏كارى كند؟! بله؛ ممكن است. اين كار را كردند. امروز، هنوز عدّه‏اى از همان بقاياى نسل پرورش يافته دوران رضاخان كه دلِ سنگى داشتند و تحت تاثير حقايق آشكار شده بعد از جمهورى اسلامى قرار نگرفتند هستند كه با نظام جمهورى اسلامى بدند؛ براى اين‏كه در رأس اين نظام يك روحانى است. وَالاّ مى‏بينند كه اين نظام، نظام عادلانه‏اى است. مى‏بينند كه اين نظام، از فساد دور است. امروز كدام كشور در دنيا وجود دارد اين را ما تحدّى مى‏كنيم كه مسؤولان آن در بالاترين سطوح، آن چنان كه در جمهورى اسلامى، به فضل پروردگار و به لطف الهى وجود دارد، اين همه نسبت به زخارف و تعيّش دنيا و لذّات مادّى بى‏اعتنا باشند؟! البته اين، جز به اراده الهى نيست. در اين مورد ما كاره‏اى نيستيم. هرچه هست از خداى متعال است؛ از اراده ذات مقدّس ربوبى است.1 روزى بود كه مؤمنانِ صادقى، آرزو مى‏كردند كه بتوانند در راه خدا دفاع كنند، ولى نمى‏توانستند؛ راه‏ها به روى آنها بسته، فضا با ابرهاى ظلمانى سلطنت و حكومت طواغيت پُر شده، و امكان هرگونه سرمايه‏گذارى فكرى و علمى و جسمى و روحى در راه آرمان‏هاى اسلامى ناموجود بود؛ در خون دل زندگى مى‏كردند و با خون دل از دنيا مى‏رفتند. امروز راه‏ها به روى ما و فرزندان اين دوران باز، و فضا گشوده است؛ آينده اميدبخش است و امكان براى دفاع از ارزش‏هاى مظلوم الهى و اسلامى، در دسترس ماست. اين، نعمت بزرگ الهى است؛ بايد آن را قدر بدانيم و هر لحظه از عمر در اين دوران را، معادل سال‏ها عمر به بطالت گذشته بخشى از انسان‏هاى غافل در همه زمان‏ها به حساب آوريم... سال‏ها اسلام بود، اما نه در صحنه فعاليت‏هاى اساسى عالم. يك دوران طولانى، اسلام در دستگاه حكومت‏هاى مسلمان نام و بى‏خبر از اسلام، منزوى بود. در طول سلطنت‏هاى مفصل ايران و عثمانى و هند كه ظاهرا مسلمان بودند، اسلام به معناى حقيقى كلمه در دستگاهشان نبود؛ اسلام منزوى بود. بعد هم كه از دو، سه قرن پيش به اين طرف، دوران پيشرفت غرب و اروپا پيش آمد و ارزش‏هاى مادّى به شكل‏هاى مختلف بر دنيا حاكم شد، اسلام و مسلمانى كاملا در غربت و انزوا افتاد؛ حتّى سعى مى‏كردند كه نام اسلام را هم به دست فراموشى بسپرند؛ سعى مى‏كردند تا كشورهاى مسلمان را هم با تفكرات لائيكى و غيراسلامى حتّى از صورت اسلام جدا كنند. »بسم اللَّه« گفتن در اول حرف زدن‏ها ننگ بود؛ نماز خواندن ننگ بود؛ مسلمان زيستن به معناى واقعى محال بود. تظاهرات اسلامى، بيشتر تشريفاتى بود؛ از معنويت اسلام، از جهاد اسلام و از ارجحيّت اسلام در مقابل رقيب‏هاى مادّى، خبرى نبود. در آن شرايط، وعده »ليظهره على الدّين كلّه«، چگونه مى‏توانست عملى بشود?2 *انقلاب ايران و عراق من، مقايسه‏اى بين انقلاب ايران و كودتاى عراق مى كنم تا شما ببينيد كه انقلاب اسلامى ايران، چه ضربه‏اى بر استعمار وارد كرد. وقتى كه در سال 37 در عراق كودتا شد و »فيصل« را سرنگون كردند و »نورى سعيد« را به جاى او نشاندند، ايدن - نخست وزير انگليس - در خاطراتش نوشت: من در جزيره‏اى مشغول تفريح آخر هفته بودم كه خبر كودتاى عراق به من رسيد و بزرگترين ضربه به مغز من وارد شد و ناگهان احساس كردم كه دنيا تكان خورده است. - تعبيرات دقيق او الان يادم نيست - براى انگليس و دستگاه استعمار، آن قدر كودتاى عراق مهم بود كه حد نداشت. اين نگرانى، در تمام نوشته‏ها و خاطراتى كه بعد از كودتا منتشر شد، منعكس شده بود و عظمت ضربه، خودش را نشان مى‏داد. اين كودتا، در كشورى انجام گرفت كه بعدها معلوم شد بعضى از دستگاه‏هاى استعمارى، در آن نقش داشته‏اند و بعضى هم بعدا از آن استفاده كرده‏اند و در مشت خود گرفته‏اند. حالا هم شما دنباله‏هاى آن كودتا را مى‏بينيد كه بعد از گذشت حدود سى سال، تحفه‏هاى امروز عراق، دنباله همان كودتا - و به قول خودشان انقلاب - هستند. ملاحظه كنيد، يك كودتاى معمولى در يك كشور اتفاق افتاد و فقط به اين جهت كه عراق مستعمره انگليس بود و انگليس از قبل حاكميت بر عراق، از آن كشور استفاده مى‏كرد، اين قدر برايشان سنگين بود. حالا شما آن كودتا را با انقلاب اسلامى مقايسه كنيد؛ اصلا قابل مقايسه نيست. انقلاب اسلامى، ناگهان تمام موجوديت و نظام ارزشى دستگاه استعمارى غرب و دنياى سرمايه‏دارى را زير سؤال برد. يعنى آينده‏شان را كلا تهديد كرد و ابهامى به آينده آنها داد؛ چون اين انقلاب بر مبناى اسلام بود و نتيجتا هرجا مسلمانى باشد، ممكن است اين انقلاب بالقوه در آن جا تحقق پيدا كند. بعد هم مرتب نمونه‏هاى آن را از افغانستان گرفته تا اندونزى و مالزى و مصر و تونس و حتّى در كشورهايى كه سيستم‏هاى به اصطلاح انقلابى دارند - مثل الجزاير يا ليبى - ديدند و مشاهده كردند كه همين اسلام در آن جاها سر بلند كرده است و »هل من مبارز« مى‏گويد و آينده را ترسيم مى‏كند.3 انقلاب اسلامى در كشور ايران كارى كرد كه در هيچ جاى دنيا نظير آن كار انجام نشده است. من كه اين نكته را عرض مى‏كنم، شايد بتوانم بگويم كه سرگذشت همه انقلاب‏هاى دوران انقلابات - يعنى قرن بيستم - را خوانده‏ام و يادم نمى‏آيد كه ماجراى يكى از انقلاب‏هاى اين كشورها را نخوانده و ندانسته باشم. از انقلاب كشور روسيه و شوروى گرفته، تا آنچه كه در هند و مصر و كشورهاى آمريكاى لاتين و ديگر كشورهاى آفريقايى و آسيايى پيش آمد. در هيچ كدام از اين كشورها، آن حادثه‏اى كه در ايران اتفاق افتاد، اتفاق نيفتاد. اسم همه اينها، انقلاب بود. يعنى مثلا انقلاب در ايران و انقلاب در شوروى، واقعا مشترك لفظى است، ولى اصلا يك كار انجام نشده؛ دو كار انجام شده است. آنچه كه در ايران اتفاق افتاد، با آنچه كه در كشور شوروى در سال 1917 اتفاق افتاد و منجر به انقلاب ماركسيستى و كمونيستى شد، بكلى متفاوت است. البته اينها مشتركات و وجوه تشابهى با هم دارند؛ اما حقيقتشان يك چيز نيست... چه‏قدر خطا مى‏كنند كسانى كه وقتى مى‏خواهند انقلاب اسلامى را تحليل كنند، مى‏روند از سوابق و اندوخته‏هاى ذهنى‏خودشان نسبت به انقلاب‏هاى ديگر استفاده مى‏كنند، تا اين انقلاب را تحليل كنند؛ در حالى كه اصلا اين انقلاب، با آن ابزارها قابل تحليل نيست. در انقلاب روسيه، قضيه نان بود؛ بعد هم آن گروه آمدند مردم را تحريك كردند. پيداست كه يك گروه متشكل سياسى ايدئولوژى‏دار زرنگ كهنه‏كار و سابقه‏دار در مبارزه، وقتى بخواهند يك عده مردم را آنتريك كنند، راه بيندازند، به آنان شعار ياد بدهند و سياسى‏شان بكنند، راحت مى‏توانند. زمينه مردم آماده بود، اينها هم نان‏ها را در تنور گرم چسباندند، بعد هم خودشان كندند و استفاده بردند. اين، انقلاب شد! غالب انقلاب‏هايى كه در دنيا اتفاق افتاده، يا چيزى شبيه اين است - حتّى با نقش كمترى براى مردم - يا يك كودتاست.4 *پی نوشت: 1 - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار روحانيان و...، 17 بهمن 1372 2 - بيانات مقام معظم رهبرى در بازديد از ستاد فرماندهى نيروى زمينى سپاه، 24 مهر 1370 3 - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار نمايندگان طلّاب و... حوزه علميه قم، 7 آذر 1368 4 - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با ائمه جمعه سراسر كشور، 7 خرداد 1369 ادامه دارد...