Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 143469
تاریخ انتشار : 8 اسفند 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 17

رتبه اول خوارزمي براي 2 بچه محل نوجوان

گفت وگو با2 دانش آموز كه موفق به اختراع دستگاهي براي صرفه جويي انرژي شدند گفت وگو با2 دانش آموز كه موفق به اختراع دستگاهي براي صرفه جويي انرژي شدند چطور شد که ایده اختراع به ذهن تان رسید؟ - میر غیاثی: در شهرستان ساوجبلاغ پژوهش سرايي به تازگي شروع به کار کرده بود و پس از رفت و آمد به آنجا بود که متوجه برگزاری جشنواره خوارزمی شديم و تصميم گرفتيم روی دستگاهی کار کنیم که جلوی اتلاف انرژی را بگیرد و انرژی کمتری تلف شود. قبل از آن در چه زمینه هایی پژوهش کرده بودید؟ - سعادت: بیشتر در مورد نانو تحقیق کرده بودیم. سال گذشته نيز در مورد شیشه فتوولتایی یا همان آبگرمکن خورشیدی تحقیق و پژوهش کردیم ولی چون هزینه آن بالا بود در حد ایده و طرح روی آن کار کردیم. چند ساعت در روز کار می کردید تا طرح فلکه هوشمند به نتیجه رسید؟ سعادت: 9 ماه . به جز روزهای تعطیل که تمام وقت کار می کردیم،روزهای دیگر هم چون مدرسه می رفتیم بیشتر از 2 ساعت زمان برای این تحقیق و پژوهش نداشتيم. هزینه کار را چگونه تأمین کردید؟ -میر غیاثی: بطور کلی این طرح 900 هزار تومان برایمان هزینه داشت . 200 هزار تومان آن را پژوهش سرا در اختیار ما قرار داد و بقیه را خانواده هایمان تقبل کردند. چگونه با هم آشنا شدید؟ -میرغیاثی: همکلاسی بودیم و از طرف دیگر خانه هایمان در همسایگی هم قرار داشت. در طول کار چند بار شکست خوردید؟ -سعادت: در سه مرحله شکست خوردیم. در هر بار دستگاه می سوخت و کار به بن بست می رسید. در این مواقع چه می کردید؟ -سعادت: دوباره از اول شروع می کردیم و به بررسی بیشتر جزئیات می پرداختیم. چه چیزی به شما انرژی دوباره می داد؟ -میرغیاثی: خودمان به خودمان انرژی می دادیم. خانواده هایمان هم مؤثر بودند. چه کسی بیشتر به شما امیدواری می داد؟ -سعادت: گاهی من و گاهی دوستم.در هر شاخه ای یکی از ما مهارت بیشتری داشت،به همین علت ضمن کار در آن قسمت او بیشتر روحیه و امید می داد. کار من بیشتر در زمینه مسائل مکانیک بود ولی دوستم بیشتر به طراحی سیستم و تحقیق از منابع و بخش برق مهارت داشت. چه کسی از اعضای خانواده بیشتر به شما امید می داد؟ -سعادت: همه خانواده مؤثر بودند ولی پدرانمان بیشتر امید می دادند. -میرغیاثی: پدرم. دوست واقعی کیست؟ -سعادت: کسی است که باعث پیشرفت دوست خود در هر زمینه می شود و مکمل او است. میرغیاثی: کسی که مرا کامل کند و در سختی و مشکلات کنارم باشد. چقدر دوست واقعی هستید؟ -اگر او باشد من هم خواهم بود. باید حداقلی را ببینم و بعد پا پیش بگذارم. طرح بعدی تان؟ -سعادت: ان شاءالله در دانشگاه در مورد سازه های ساختمان و پلها کار می کنیم. در چه رشته ای قصد ادامه تحصیل دارید؟ -سعادت: عمران یا مکانیک. چقدر مطالعه غیر درسی دارید؟ -میرغیاثی: خیلی کم. اوقات فراغت چه کاری انجام می دهید؟ -میرغیاثی: از خانه بیرون می روم و یا با کامپیوتر کار می کنم. سعادت: با کامپیوتر کار می کنم. انتهای مسیری که می روید به کجا ختم مي شود ؟ -میرغیاثی: خوشبختی کامل. اکنون که وارد کارهای پژوهشی شده اید، دیدگاه تان نسبت به زندگی و علم چه تغییری کرده است؟ -خیلی فرق کرده است. در زندگی روزمره همه ما گاه کارها را خیلی سریع و با عجله انجام می دهیم. ولی پژوهش باعث می شود عواقب كار را ببینی و با دقت و پشتکار بیشتري قدم برداری. یعنی در زندگی و مسائل آن درجه حساسیت تان بالا تر رفته است؟ -سعادت: در مسائل مختلف دیگر تنها به مسائل تئوری توجه نمی کنم و به صورت عملی هر موضوعی را در ذهنم پیاده می کنم و دقیق و با دیدگاهی عمیق تر به مسائل نگاه می کنم سعی می کنم علم را در زندگی روزمره به کار ببرم. چه ورزشی می کنید؟ -میرغیاثی: هر دو تکواندو، کار می کنیم. كار دقيقاً چه زماني كامل مي شود؟ -ميرغياثي: يك روز قبل از جشنواره. به اين مقام و جايگاه فكر كرده بوديد؟ -ميرغياثي: مي دانستيم كه ايده خوبي داريم و فكر مي كرديم موفق مي شويم. در اين مسير چند درصد از توانمندي هايتان را مورد استفاده قرار داديد؟ -بيشتر از 80 درصد. خوشبخت كيست؟ -ميرغياثي: كسي كه از نظر ايماني، زندگي و مالي كامل باشد. چه آرزويي داريد؟ -سعادت: به آنچه مي خواهم برسم و موفق شوم. * منبع:www.iran-newspaper.com، پنج شنبه 6 اسفند 1388