Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 143599
تاریخ انتشار : 10 اسفند 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 6

دستيابي به دانش هاي نوين نظامي از دستاوردهاي انقلاب است

سرهنگ مجتبي جعفري، رئيس سازمان ايثارگران نيروي زميني ارتش
سرهنگ مجتبي جعفري، رئيس سازمان ايثارگران نيروي زميني ارتش اشاره: يکي از نهادهايي که در سرعت بخشيدن به پيروزي انقلاب اسلامي نقش بسيار مهمي ايفا کرد ارتش جمهوري اسلامي ا يران بود که با پيوستن به انقلاب و حمايت از رهبري حضرت امام (ره) آخرين ضربه را به پيکره نظام پوسيده پهلوي وارد کرد و جاودانگي خويش را در تاريخ ثبت نمود. به منظور آشنايي بيشتر با برنامه ها و روحيه انقلابي ارتشيان گفتگويي با جناب سرهنگ مجتبي جعفري رئيس سازمان ايثارگران نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي انجام داده ايم که به اتفاق هم آن را مي خوانيم؛ روحيه انقلابي ارتشي ها و بهره گيري از مفاهيم عميق اسلامي تا چه حد در پيشرفت انقلاب موثر بود؟ پيوستگي تعاليم و آموزه هاي ديني با زندگي روزمره مردم يکي از ويژگي هاي فرهنگ شيعه در اسلام است که نمونه بارز آن را مي توان به خوبي در ايران مشاهده کرد. براي بررسي اين موضوع کافي است نگاهي به عملکرد سران سياسي صد سال اخير کشور بياندازيم. مثلا فردي مانند رضا خان (پهلوي اول) اگر چه در باطن اعقتادي به اين مسائل نداشت اما در ابتداي سلطنش عاميانه ترين روش هاي تظاهر مذهبي را به نمايش مي گذاشت چرا؟ چون به درستي به عمق اين پيوستگي ميان مردم و مذهب پي برده بود. کارکنان نيروهاي مسلح و ارتش قبل از انقلاب هم از اين مورد مستثني نبوده اند. ارتباط آنها با مردم و اينکه خود از دل مردم برخاسته اند موجب شد که علي رغم محدوديت هاي شديد از مفاهيم اسلامي و ارزشي دور نبوده و همپاي ملت ايران روحيه شهادت طلبي خود را حفظ کنند. رهبري انقلاب (ره) نيز با درک عميق اين روحيات و استفاده به جا از آن توانست رژيم طاغوت را به ذلت بکشاند. نگاه کنيد امام (ره) در مراسم چهلم قربانيان و شهداي انقلاب در سال42 چگونه اين روشن بيني را به تصوير مي کشد. يا نمونه ديگرش در مراسم چهلم فيضيه در همان سال. به نظر شما نيروي زميني ارتش چه نقشي در پيروزي انقلاب اسلامي داشت؟ رژيم پهلوي در راستاي گسترش توان نظامي خود دانسته يا ندانسته راهبردهاي آمريکا را پي مي گرفت. راهبرد آمريکا هم در ايران به دليل احساس کاذب امنيت داخلي، بيشتر جنبه داخلي داشت. به دليل وجود کشورهاي راديکالي چون مصر در زمان جمال عبدالناصر، آمريکا بيش از اينکه تهديد را درون کشور بيابد تهديد را در مرزهاي غربي جستجو مي کرد لذا ساختار ارتش را به طرف افزايش توان رزمي مردمي براي مقابله با تهديدات خارجي سوق داد. اين مسئله فرصتي را براي ايجاد ارتباط داخلي بين کارکنان نيروي زميني و نيروهاي انقلابي فراهم آورد. اجازه بدهيد بي پرده بگويم که بدون شک شهداي فراواني تقديم انقلاب شدند و ضايعات زيادي هم به مردم تحميل شد که قطعا توسط نيروهاي نظامي رژيم به وجود آمده اند اما آيا تا به حال به آمارهاي منتشر شده دقت کرده ايم؟ انقلاب الجزاير يک ميليون کشته داشت که هنوز هم به ثمر نرسيده اما بالاترين آمارهايي که در مورد شهداي انقلاب (به صورت شعار پس از پيروزي انقلاب) بيان مي شد حاکي از70 هزار شهيد بود. يعني چيزي کمتر از تلفات جاده اي سه سال اخير ايران. در طول حضور يگان هاي نيروي زميني در خيابان ها در سال1357 يک گزارش از شليک تانک وجود ندارد. نه از زبان انقلابي ها نه در اسناد ارتش. چرا؟ يکي از دلايل آن بازکردن سوزن تانک ها وغير مسلح کردن آنها بود. خب اين کار را چه کساني کردند؟ متاسفانه يک روي سکه خيلي مطرح مي شود و آن دژخيم بودن رژيم طاغوت از طريق خشونت به عمل آمده توسط ارتش است ولي اين سکه يک روي ديگر هم دارد که کمتر از آن صحبت به ميان آمده است آيا آمار بيمارستان ها را در شب هاي حکومت نظامي داريد که چه تعداد تانک و خودرو ارتش خانم هاي باردار يا مريض هاي اورژانسي را به مراکز درماني رسانده اند؟ بعضي از افسران در پادگان ها نفت سهميه پادگان را در مناطق محروم شهر تقسيم مي کردند. بدون هيچ ترديدي مي توان ادعا کرد که نقش نيروي زميني در پيروزي انقلاب بسيار مهمتر از نقش اين نيرو در مقابله با انقلاب بوده است که اين خود مسئله اي است که مي توان نمونه هاي بيشتري از آن را بيان کرد. انقلاب اسلامي چه تاثيري بر معادلات منطقه اي و جهاني داشته است؟ رژيم طاغوتي پهلوي دوم جزيره ثبات منطقه براي آمريکا بود. آمريکا از طريق تقويت ايران اهداف خود را در منطقه دنبال مي کرد. حالا اين کشور با انقلاب ديني مردمش180 درجه تغيير جهت مي دهد. اين نکته معادلات منطقه اي و به تبع آن معادلات جهاني را دگرگون مي کند. هنوز مراکز علمي سياسي دنيا نتوانسته اند تحليل قطعي براساس معيارهاي خودشان از انقلاب اسلامي ارائه دهند زيرا شناخت کافي نسبت به زير ساخت هاي اين انقلاب که بر پايه سه رکن مهم اسلام، رهبري و مردم استوار است ندارند. انقلاب اسلامي نه تنها معادلات منطقه اي و جهان را دگرگون کرده بلکه معيارهاي جامعه شناسي و عوامل دگرگون کننده جوامع را نيز که تاکنون معمول بوده بر هم زده است. به نظر شما نسل سوم توانسته با دوران انقلاب ارتباط برقرار کند؟ شايد در يک ديد سطحي و گذرا جواب اين سوال منفي باشد. به هر حال گذشت سي و يک سال و پيشرفت سريع علوم بويژه وسايل ارتباط جمعي در کنار منافع فراوانش چالش هايي را نيز موجب شده است. نسل سوم انقلاب در آغاز حيات اجتماعي خود است و در کانون بمباران شديد اطلاعاتي قرار دارد. البته سهل انگاري مسئولين در برقراري ارتباط منطقي بين تاريخ گذشته و نسل سوم غير قابل انکار و چشم پوشي است اما با همه اين احوال همچنان حضور دين در جامعه بسيار پررنگ تر از آن است که به سادگي ، نسل ها را از هم جدا کند. در کل مي توان گفت که نسل سوم نه تنها ارتباط خود را با انقلاب حفظ کرده بلکه به عنوان وارث خلف آن خود را موظف به حراست و پاسداري از آن مي داند. حضور جوانان در صحنه هاي مختلف اجتماعي گواه بسيار خوبي بر اين مدعاست. به نظر شما انقلاب اسلامي در راستاي ايجاد روحيه خوداتکايي در عرصه دانش و فناوري نظامي چه دستاوردهايي داشته است؟ انقلاب اسلامي ايران به دليل تهديد منافع نامشروع قدرت هاي بزرگ از همان ابتدا مورد بي مهري، تهاجم، تحريم و محاصره قرار گرفت. اين محدوديت ها از يک طرف واز سوي ديگر نيازهاي کشور، تلاش براي ايجاد فضاي مناسب براي مردم و نهايتا تاکيد شرع به فضيلت علم و دانش موجب شد تا انديشه هاي نو فرصت ظهور پيدا کنند. اين انديشه ها به مرور وسعت و عمق بيشتري يافت تا به پيشرفته ترين دانش هاي نو بويژه در در زمينه نظامي رسيد. ساخت انواع اسلحه و مهمات و دستيابي به پيچيده ترين تکنولوژي از دستاوردهاي عظيم انقلاب است که صرفا با تکيه بر روحيه خوداتکايي حاصل از انقلاب به وجود آمده است. تفاوت انقلاب اسلامي ايران با ساير انقلاب هايي که پيش از اين در نقاط مختلف دنيا رخ داده در چيست؟ به نظر من دو اختلاف اساسي بين انقلاب اسلامي ايران و انقلاب هاي مرسوم دنيا وجود دارد: يکي در ماهيت آن و ديگري در شکلش. ماهيت انقلاب اسلامي يک هويت ديني است بر مبناي خدا محوري. به جرات مي توان گفت که هيچ انقلابي در دنيا تا اين حد دين محور نبوده است. اين ماهيت، ريشه در دو جايگاه دارد: يکي رهبري شخصيتي برجسته در امورد يني و ديگري مردمي که ساختار زندگيشان با دين در هم آميخته است. وجه تمايز دوم، شکل انقلاب است. نکته مهم نوع رفتار مردم انقلابي است که در اوج انقلاب صرفا براي سقوط يک رژيم مستبد نمي جنگند بلکه همزمان الگويي مناسب از چگونگي رفتار شايسته براي رسيدن به هدف را به نمايش مي گذارند به همين دليل هم هست که ارتش که در مقابل انقلاب ا يستاده تحت تاثير اين آموزه ها عکس العمل هاي معمول را انجام نمي دهند. مردم نيز براي مقابله با اين نيروي نظامي به رفتارهاي خشونت آميز متوسل نمي شوند. اين رفتارها بدون شک ريشه در رهنودهاي رهبري دارد که نشات گرفته از تفکرهاي ديني است. اختلافات ديگري در اين باره مي توان بر شمرد ولي اين دو محور اساسي ترين نمونه ها هستند. آيا دستاوردهاي انقلاب توانسته در شکل گيري يک ارتش مقتدر و منسجم موثر واقع شود؟ قطعا بله. شکل گيري ارتش قدرتمند هم به همان ريشه هايي باز مي گردد که گفته شد. زماني که بعضي خواستار انحلال ارتش و برخي خواستار دگرگوني کامل آنها بودند. حضرت امام (ره) با ديد وسيع خود پايه هاي اوليه تشکيل يک ارتش استوار را ريخت. جاي شگفتي است که تنها حدود70 روز پس از پيروزي انقلاب روز29 فروردين روز ارتش نام مي گيرد و ارتش با رژه خود به آغوش مردم مي رود. اين زمينه و حوادث هشت سال جنگ تحميلي موجب شد که ارتش به يک نيروي نو با آينده اي روشن بدل شود و اکنون به عنوان يکي از قدرتمندترين ارتش هاي منطقه مطرح گردد. فکر مي کنيد اگر ارتش به مردم نمي پيوست چه اتفاقي مي افتاد؟ براي پاسخ به اين سوال بايد از حدس و گمان استفاده کرد و براساس شواهد گفت که در صورت عدم الحاق ارتش به مردم چه اتفاقاتي ممکن بود؛ 1- مقاومت ارتش و استفاده از قوه قهريه براي عقب راندن مردم انقلابي، ساده ترين تصور است که قطعا تلفات سنگين و ضايعات قابل توجه اجتماعي را در پي داشت. شکي نيست که اين مقابله با وجود ادوات سنگين نظامي ارتش و رخ دادن صحنه هاي خونين احتمالي، راه پيروزي انقلاب را دشوار و زمان آن را طولاني تر مي کرد. 2- با فرض اول، انقلابيون نيز بيکار نمي نشستند و اقدامات تخريبي عليه اماکن و ساختمان هاي وابسته به دولت طاغوتي شکل گسترده تري به خود مي گرفت که در اين صورت نه تنها ارتش بلکه تمام ساختارهاي اقتصادي اجتماعي به شکلي آسيب مي ديد که بازسازي آ نها به سادگي از عهده انقلاب بر نمي آمد و هزينه هاي هنگفتي را به مردم و جمهوري نوپاي اسلامي تحميلي مي کرد. انقلابي که عملا از23 بهمن57 مورد هجوم ضد انقلاب و از31 شهريور59 مورد هجوم سراسري نظامي قرار گرفت براي مقابله با اين دو بحران بويژه در نخستين روزها تنها متکي به ارتش بود اما صورت وقوع احتمالاتي که ذکر شد چگونه مي توانست با يک ارتش آسيب ديده و از هم پاشيده کيان انقلاب اسلامي را حفظ کند؟ لذا تصور اينکه اگر ارتش به انقلاب نمي پيوست چه مي شد، بسيار وحشتناک است و حالا مشخص مي شود که دورانديشي رهبري چگونه اين فاجعه را به يک فرصت طلايي براي ملت و کشور تبديل نمود و ارتش را در آغوش ملت جا داد. چنانچه خاطره اي در موضوع ارتش و انقلاب داريد بفرماييد؟ من در خرداد ماه سال57 ديپلم گرفته بودم و براي کنکور ثبت نام کردم اما به دليل حوادث انقلاب پذيرش دانشجو در نيمه دوم آن سال مختل شد. به همين خاطر مشغول کار شدم و در کنار آن در اکثر فعاليت هاي انقلابي تهران حضور فعال داشتم. خاطره اي که تعريف مي کنم مربوط است به مراسم چهلم استاد نجات اللهي در مسجد امام حسين (ع) واقع در ميدان امام حسين (ع). به همراه تعدادي از دوستان براي شرکت در اين مراسم رفته بوديم که به دليل ازدحام جمعيت قادر به ورود به حياط مسجد نشديم و بيرون از درب همراه ديگران شعار مي داديم. اطراف نيروهاي انتظامي حرکت مي کرديم. بدون هماهنگي قبلي تعدادمان که به50-60 نفر مي رسيد راه افتاديم، از ابتداي خيابان17 شهريور به طرف ميدان شهدا خيابان سرازير بود و جمعيت که زياد شد بر زمين پا مي کوبيديم و مي گفتيم “بگو مرگ بر شاه” و اين شعار در خيابان مي پيچيد. جمعيت رفته رفته به دو هزار نفر رسيد و ما حواسمان بود که نيروهاي کنترل اغتشاشات حاضر در ميدان از پشت به ما حمله نکنند. نزديک به500 متر حرکت کرديم و شعار داديم که ناگهان از طرف ميدان شهدا و از خيابان شمالي اداره برق تعداد زيادي از نيروهاي کلانتري10 به طرف ما هجوم آوردند. ما مجبور شديم به طرف ميدان امام حسين (ع) برگرديم. هنوز چند متري نرفته بوديم که نيروهاي مستقر در ميدان در يک اقدام هماهنگ با کلانتري10 از بالا به طرف ما آمدند و ما در بين دو گروه محاصر شديم. هيچ راهي براي گريز نبود. به طرف هرکوچه اي که مي رفتيم مردم مي گفتند بن بست است. به ناچار وارد کوچه اي شديم که آن هم بن بست بود! در انتهاي کوچه50-60 نفر وارد خانه اي شدند که صاحب خانه از ازدحام جمعيت ناراحت بود. من به همراه تعدادي از دوستان از خانه بيرون آمديم اما توقف نيروهاي نظامي در سر کوچه ما را غافلگير کرد. ما فورا به زير دو دستگاه پيکان که در کوچه پارک شده بود رفتيم، دراز کشيديم، ولي اوضاع کوچه را زير نظر داشتيم. يک نفر که براي منزلش خريد کرده بود از سر کوچه وارد شد که سربازها سوال پيچش کردند و او هم دقيقا اهل همان خانه اي بود که ما از آن خارج شده بوديم. آن شخص در زد و صاحب خانه به ناچار در را باز کرد و سربازها داخل خانه ريختند و همه جمعيت را در کوچه به خط کردند و با تفنگ به بدن آنها مي زدند. ما در زير ماشين بوديم که صداي پاي سربازها را کنارمان شنيديم و متوجه نشديم که از کجا فهميدند ما زير ماشين هستيم. يکي از سربازها لوله تفنگ را زير ماشين گرفت و گفت که اگر بيرون نياييد شليک مي کنم. ما هم بيرون آمديم و کتک مفصلي هم خورديم! بعد سوار ماشين شديم و ما را به کلانتري10 بردند. در آنجا که يک افسري بود که ما را نصيحت کرد و شايد هم دنبال بهانه اي بود تا ما را آزاد کند. هر کس را به بهانه اي آزاد کردند. من هم کليدهاي مغازه در دستم بود و گفتم که شاگر مغازه هستم و او هم به اين بهانه مرا آزاد کرد. گفتگو از سعيد اميري * منبع: www.resalat-news.com، دوشنبه 10 اسفند 1388