Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 143819
تاریخ انتشار : 15 اسفند 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 160

عصر شکوفایی - 33

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری
مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *فصل دوم : فجر پيروزى *شگفتى‏هاى انقلاب از نكاتى كه در خصوص آن كمتر بحث شده، اين است كه انقلاب عظيم ما از لحاظ كيفيت پيروزى، انقلابى استثنايى بود. يعنى واقعا انقلابى با اين ابعاد عظيم مردمى كه به وسيله حضور مردم در خيابان‏ها و در فضاى شهرها و روستاها پديد آيد و در آن، با حضور همه مردم، عليه رژيم حاكم مبارزه شود، تا آن زمان لااقل در انقلاب‏هاى دوره خود ما سابقه نداشت. همه انقلاب‏هايى كه تا آن روز در اطراف و اكناف دنيا اتّفاق افتاده بود - از جمله انقلاب‏هاى چپ و ماركسيستى آمريكاى لاتين و آفريقا و آسيا و جاهاى ديگر - از نوع و شكل ديگرى بود.1 انقلاب بزرگ اسلامى ايران، حقيقتا انقلابى استثنايى بود. ما انقلاب‏هاى ديگرى را، هم در تاريخ خوانده‏ايم و هم در زمان خودمان مشاهده كرده‏ايم . كاش شما مردم عزيزمان با كتاب‏ها و نوشته‏هاى تاريخى، بيشتر انس مى‏گرفتيد و آنچه را كه من مى‏خواهم در چند كلمه برايتان عرض كنم، خودتان در كتاب‏ها و تفاصيل مطالعه مى‏كرديد كه چيزى جاى آن را نمى‏گيرد. واقعا اين انقلاب با انقلاب‏هاى ديگر فرق داشت. اين فرق، هم در چگونگى به وجود آمدن آن و هم در انگيزه به وجود آمدن حركت مردم ديده مى‏شود. از جنبه دوم مى‏توانيم آن را مثلا با انقلاب اكتبر روسيه كه ماجراى هفتاد، هشتاد ساله كمونيستى از بطن آن برخاست، مقايسه كنيم تا ببينيد آن انقلاب و شورش مردمى، چطور و با چه شعارهايى به وجود آمد. در جريان آن انقلاب چقدر فاجعه‏آفرينى شد؛ اين جا چگونه بود. اصلا تفاوت از زمين تا آسمان است. البته اين مقايسه با انقلاب‏هايى است كه مردمى هستند؛ چون آن انقلاب هم مردمى بود. قبل از آن هم انقلاب كبير فرانسه بود كه اسمش انقلاب است؛ اما در واقع كودتايى نظامى به شمار مى رفت و واقعا فاصله‏اش با انقلاب به قدرى است كه اصلا نمى‏شود اين دو را با هم مقايسه كرد. انقلاب ما از نظر عظمت، سلامت، طهارت، دورى و اجتناب از گمراهى‏ها و فاجعه آفرينى‏هايى كه در شورش‏هاى مردمى همه جا ديده مى‏شود و از نظر استمرار و نيز توانايى‏ها و اقتدار و كارهايى كه انجام داد، انقلاب عجيبى است. بنده در زمان مسؤوليت قبلى خودم - رياست جمهورى - به كشورى سفر كردم كه هم بزرگ است و جمعيت زيادى دارد و هم انقلابى در آن به وقوع پيوسته بود. روزى كه بنده به آن كشور - كه نمى‏خواهم اسمش را بياورم - رفتم، نوزده سال از انقلابشان گذشته بود. در حال حركت از فرودگاه به طرف محلّى كه براى ما در نظر گرفته بودند، رئيس جمهور آن كشور، كنار من در اتومبيل نشسته بود و راجع به بعضى از امور صحبت مى‏كرديم. من ديدم بعضى خيابان‏ها را بسته‏اند و كارگران كار مى‏كنند؛ گفتم: مثل اين كه مشغول كارهايى هستيد؟ گفت: بله؛ ما تا امسال فرصت نكرده بوديم آسفالت خيابان‏هاى پايتخت را كه در انقلاب خراب شده بود، ترميم كنيم. امسال فرصتى به دست آمده است و آسفالت خيابان‏ها را بعد از نوزده سال، ترميم مى‏كنيم! ببينيد؛ اين كارآيى انقلاب‏هاست. انقلاب‏هايى كه ما ديده‏ايم همه همّتشان صرف نگه داشتن خودشان مى‏شد. نه يك انتخابات درست، نه يك سازندگى‏اى در كشور و نه بناى تازه‏اى. آن انقلاب‏هايى كه بسيار پيشرفته بودند، برنامه‏هاى پنج ساله و چند ساله اعلام مى‏كردند؛ اما صورى بود و در باطن تقريبا چيزى نداشت. غالبا هم اين انقلاب‏ها يكى پس از ديگرى به دليل كم كارى‏ها، ناتوانى‏ها و عيوب ديگرشان، شكست خوردند؛ چه كمونيست‏ها و چه غيركمونيست‏ها كه به هرحال چپ بودند. آرى؛ نوزده سال از انقلابشان گذشته بود، تازه به فكر افتاده بودند كه پولى هم خرج ترميم خيابان‏هاى پايتخت كنند! ببينيد چقدر فاصله است با انقلابى كه شما به وجود آورديد و توانايى و كارآيى معجزآسايى كه انقلاب شما دارد. بنده، باز در همان دوران، به كشور ديگرى رفتم كه قبلا مستعمره پرتغالى‏ها بود. آن جا هم ظاهرا هشت، نُه سال از انقلابشان مى‏گذشت. رئيس جمهور آن كشور هم يكى از شخصيت‏هاى معروف آن منطقه به شمار مى‏رفت كه البته اكنون از دنيا رفته است. در حال عبور از خيابان‏ها، به نظرم رسيد كه مغازه‏ها خالى است. بعد، اعضاى هيئت ما كه خيابان‏ها را گشته بودند، آمدند و گفتند در مغازه‏ها اصلا جنسى نيست! چند قلم جنس، آن هم به مقدار كم و كوپنى وجود دارد. با گذشت هشت، نُه سال از انقلاب، هنوز مردم در نهايت عُسرت زندگى مى‏كردند. البته، در محاصره اقتصادى بودند؛ دشمنانى به آنها هجوم مى‏آوردند و مثل ديگر انقلاب‏ها، عرصه را بر آنها تنگ كرده بودند. يك شب هم كه براى ما مهمانى دادند، من ديدم آن آقا - كه مردمش در گرسنگى به سر مى‏بردند و مغازه‏هاى پايتختش خالى از جنس بود - با آن ملت و كشور و انقلاب، رفتارى مثل رفتار حكّام قبل از خودش داشت؛ همان حكّامى كه عليه‏شان انقلاب كرده بود. رفتار او تداعى كننده رفتار همان سردار پرتغالى بود كه در آن جا حكومت مى‏كرده است؛ همان رفتار، همان تَبختر و همان حالت كبريايى! براى ما تعجّب‏آور بود. آن روز بنده رئيس جمهور بودم. يك طلبه بودم، زندگى ما هم زندگى طلبگى بود. بالاتر از ما هم امام بزرگوار قرار داشت كه زندگى‏اش مظهر صفا و سادگى بود و آن طور زندگى مى‏كرد. ملت هم با آن عشق و علاقه، امام را واقعا دوست مى‏داشتند و حاضر بودند حتى جان‏هايشان را در راه او بدهند. غرض اين كه، انقلاب‏هاى ديگر اين طور بوده‏اند. انقلاب ما واقعا استثنايى بوده است؛ هم از لحاظ شعارها و هدف‏ها، هم از لحاظ روش‏ها، هم از لحاظ كيفيّت به قدرت رسيدن و نابود كردن دشمن و از بين بردن رژيم فاسد قبلى و هم از نظر استمرار راه و قوّت و قدرت سازندگى كه از خود نشان داده است. اين انقلاب، انصافا از جهات مختلف فوق‏العاده است.2 وقتى به همه انقلاب‏هاى بزرگ دنيا نگاه مى‏كنيم - تحولات عظيم سياسى كه در اين قرون نوزدهم و بيستم ميلادى در دنيا اتفاق افتاده و قبل از اينها انقلاب فرانسه - مى‏بينيم اين انقلاب‏ها در مدت كوتاهى به مبادى و اصول خودشان پشت كردند و بى‏وفايى كردند! اين - بدون هيچ تحليلى - برخاسته و برگرفته از متن تاريخ است. حالا گاهى اوقات اين اصول را به زبان مى‏آوردند؛ اما همه مى‏دانستند كه اين مفاهيم تغيير كرده؛ هم در فرانسه و هم در انقلاب شوروى در مدت كوتاهى اين‏طور شد و اين مبانى در قول و عمل تغيير كرد و دگرگون شد. در اين خرده انقلاب‏هايى هم كه در اين مدت در گوشه و كنار دنيا اتفاق افتاده، بدون استثناء - يعنى تا آن‏جايى كه من اطلاع دارم، حتى يك مورد استثناء براى اين پيدا نمى‏كنم - اين مبانى تغيير كرده است. اين براى انقلاب ما يك پديده معجزآسا و بى‏نظير است كه ما امروز همان شعارهايى را مى‏دهيم و همان اصول و مبانى‏اى را براى خودمان برنامه عمل قرار داده‏ايم كه در اول انقلاب همان‏ها اعلام شده بود؛ يعنى در برنامه‏ريزى‏هاى ما و در خواست ما، هيچ تخطّى‏اى از اين اصول صورت نگرفته است. اين خيلى مهم است. روش‏ها تغيير پيدا مى‏كنند، لكن مبانى و اصول باقى مى‏مانند. اين اصول اساسى باقى مانده. همه دشمنى و خصومتى هم كه با انقلاب ما انجام مى‏گيرد، براى بقاء اين اصول است.3 پی نوشت: 1 - بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه، 14 بهمن 1373 2 - بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه، 20 بهمن 1374 3 - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار رئيس جمهور و...، 2 شهريور 1386 ادامه دارد....