Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 144220
تاریخ انتشار : 19 اسفند 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 9

مبل سازان ايراني؛ خالق شاهكارهاي بي بديل

ع ـ درويشي
ع ـ درويشي صنعت چوب در ايران از گستردگي زيادي ـ به شکل صنف يا صنعت ـ برخوردار و داراي پشتوانه خوبي است. گستردگي اين صنعت از منابع طبيعي و جنگلداري آغاز مي شود و با كارخانه هاي روكش، تخته خرده چوب، تخته لايه و تخته فيبر ادامه مي يابد و به صنايع چوب و مبلمان مي رسد. صنعت مبلمان - در بخش صنعت چوب - از پرپيشينه ترين صنعت هاي جهان است. انسان از ديرزمان، با تراشيدن چوب، نيمكت مي ساخت و از آن براي نشستن استفاده مي كرد. اما اين صنعت در کشور ما از پيشينه چنداني برخوردار نيست؛ چون در گذشته - در بيشتر گوشه هاي ايران زمين - نشستن بر روي قالي، رسم بود. حتي تا پايان دوره قاجار، کم خانه اي پيدا مي شد که در آن، مبل وجود داشته باشد. فقط در خانه اشراف، مبل هاي پارچه اي همانند دربار فرانسه وجود داشت، كه از خارج مي آمد. پس از آن با دگرگوني شيوه زندگي مردم، صنعت مبل سازي در ايران، پيشرفت كرد و بسيار زود، استادكاران شاهكارهايي بي بديل پديد آوردند. مبل سازي، آميزه اي از صنعت، علم و هنر است. صنعتگر با كاربردماشين افزار، نازک ابزارهاي پيشرفته و نوآوري فردي، فرآورده اي زينتي/کارکردي را آماده مي کند که در نگاه گذرا، رگه هايي از هنردر آن ديده مي شود. بيشتر اين فرآورده ها و سازه هاي چوبي در کارگاه ها توليد مي شود؛ و کارخانه ها نقش کمرنگ تري دارند. مهمترين تفاوت اين دو بخش، وجود ويژگي هاي هنري در توليد کارگاه هاست؛ حال آنكه در کارخانه ها بيشتر به توليد انبوه، بهاء مي دهند. *وضع موجود در کارگاه هاي کوچک و کارخانه هاي بزرگ توليد مبلمان و سازه هاي چوبي، افراد بسياري سرگرم کار و توليدند. مبلمان و صنايع چوبي ايران، هزاران كارگاه كوچك و چند کارخانه بزرگ توليدي را به خود اختصاص داده و در شمار صنايع توسعه يافته است. افزون بر 50 هزار کارگاه رسمي صنايع چوبي، صدها کارگاه نيز به توليد مبلمان سرگرمند و هزاران کارگر، در آن ها مشغول کارند. و به همين دليل امکان گسترش و توسعه بيشتر اين صنعت براي کارآفريني و بالابردن درآمد سرانه و افزايش صادرات، وجود دارد. بر پايه پژوهش هاي دومين نشست جهاني جنگل و صنعت، ارزش افزوده سازه هاي چوبي، 30 درصد برآورد شده است و چنانچه بخش صنعت مبلمان نيز به آن اضافه شود، ارزش افزوده کل توليد در اين زمينه، نزديک به 70 درصد خواهد بود؛ و با صادرات فرآورده هاي توليدي، ارز در خور توجه اي وارد كشور خواهد شد و توليد ناخالص ملي را بالا خواهد برد. *وضع مبلمان احمد آقاخاني، رئيس اتحاديه درودگران در گفت وشنود با گزارشگر ما درباره وضع مبلمان ايران مي گويد: پيروي نکردن از استاندارهاي ساخت مبلمان و ناتواني در رقابت با دست سازهاي چوبي ديگر کشورهااز دست دادن بازار را در پي داشته است. همه کوشش توليدكنندگان جهاني، براي يافتن راه هاي كاهش بهاي تمام شده - با حفظ كيفي محصول - است؛ ولي بنگاه ها، کارگاه ها و کارخانه هاي فعال در زمينه صنعت چوب و مبلمان ايران، به سبب ساختار ناکارا، دچار ايستايي شده و درجا مي زنند.» او در مقايسه اي بين توليد مبلمان در ايران و ترکيه، مي گويد: « اکنون در کشور همسايه، چند نفر شريک شده اند و با يک سرمايه شش ميليون دلاري، سرگرم توليد مبلمان هستند؛ ولي در اينجا امکان چنين سرمايه گذاري هنگفتي وجود ندارد. برگشت سرمايه و ارزش افزوده، پيش بيني ناپذير است؛ همچنين واردات ماشين افزارهاي مورد نياز دشوار است.» رئيس اتحاديه درودگران، موازي کاري را يکي از دلايل ناکارآيي ساختار ناتوان اين صنف مي داندو مي گويد: «کسي که در تعاوني درودگران عضو است، نبايد در اتحاديه درودگران هم عضو باشد. چون قلمرو کاري اين دو، از هم جداست. کسي که در تجارت گردشگري، فعال است و شناختي از مبلمان ندارد، چگونه عضو اتحاديه درودگران شده است؟ بايد قانون يک شغلي در اتحاديه ها رعايت شود تا فقط متخصصان مبلمان، امور را در دست داشته باشند و مشکلات صنف را کم کنند.» او، پس از برشمردن دلايل ناکارآيي صنف درودگران، به نبود برنامه کاربردي براي استفاده بهينه از نيروي انساني و مواد اوليه مي پردازد و مي گويد: «صنعتگران بزرگ و مواد اوليه خوبي داريم. صنعتگران ما در منبت کاري، زبردست اند و کارهاي بسيار خوبي ارائه مي کنند. چوب «راش» ايراني در دنيا بي همتاست. ما از روسيه، چوب کاج وارد مي کنيم، در حالي که بهترين کاج را داريم؛ ولي آن را مي سوزانند و تبديل به زغال مي كنند. بايدکاشت صنعتي چوب کاج را توسعه داد و از آن استفاده بهينه کرد.» آقاخاني معتقد است: «آنچه به اعتبار مبلمان ايران، آسيب زده، استفاده از چوب نامرغوب و خشک نشده است. چوب را بدون آن که آبش را بکشند، استفاده مي کنند. او بر اين باور است که بايد چوب را به مدت يک سال در برف و باران بخوابانند تا خشک شود؛ چون چنين چوبي، هرگز تاب بر نمي دارد.» كارگاه هاي كوچك اکنون کشورهاي توليدکننده مبلمان ، براي ايجاد زمينه کار، پيشرفت و رشد اقتصادي به توسعه صنايع کوچک روي آورده اند؛ به گونه اي که ميليون ها كارگاه کوچک در جهان، راه افتاده است و افراد بسياري در آن ها سرگرم کار و توليدند. از اين رو کارگاه هاي کوچک، بسيار کارآمد است، ولي اگر اين کارگاه ها هماهنگ و منسجم نباشند، پيشرفت نخواهند کرد و در بازار جهاني ـ که زمينه ساز شکوفايي هر صنعتي است - جايگاهي نخواهند يافت. برخي از کارشناسان مانند اميرگل افراشته ـ توليد كننده مبلمان ـ معتقدند: «استادكاراني در ايران فعال هستند، كه دستاوردهاي آنان با همه توانايي حرفه اي، به سبب نشناختن ويژگي هاي چوب و شيوه هاي نوين توليد، از كيفيت جهاني برخوردار نيست و پس از گذشت زمان كوتاهي، ارزش و اهميت خود را از دست مي دهد.» او درباره دلايل اين مهم، مي گويد:« فقدان آموزش هاي پي گير و به روز باعث شده است تا توليدات سازندگان صنعت چوب ايران جهاني نشود. در حالي كه با ياري استادكاران زبردست و آگاه به فن روز ـ که کم هم نيستند ـ مي توان مهارت صنعتگران و كارگران، داخلي را بالا برد.» حسين مهربان آقايي، اقتصاددان، در گفت وگو با گزارشگر ما درباره مشکلات صنايع چوب، مي گويد: «حق گمرک مصنوعات چوبي همخوان با بهاي جهاني آن نيست. برخي از واردكنندگان با دادن قيمت هاي دروغي در ورودي گمرك كشور، تعرفه صنعت چوب را بي اثر مي کنند. مثلا بهاي پايه هر کيلو مبلمان، يک دلار ارزش گذاري شده است. يعني اگر وزن يك صندلي، پنج كيلوگرم باشد بهاي گمركي آن پنج دلار(5000 تومان) است. حال آن که با اين پول، هيچ کارگاهي در داخل، امكان توليد صندلي را نخواهد يافت و بازار از صندلي هاي وارداتي ارزان، اشباع مي شود و در نتيجه کارگاه ها، تاب پايداري نيافته و ورشکست مي شوند.» مهندس شهپرنيا، کارشناس امور دارايي نيز در اين باره، مي گويد: « تعرفه واردات مبلمان در گمرك، بر پايه وزن جنس است، نه گونه و مرغوبيت کالا؛ که تاسف بسيار دارد. زيرا يک رقابت نابرابر را در زمينه قيمت، رقم زده است که کمر توليدكننده داخلي را مي شکند.» او وارد كنندگان را بي تقصير مي داند و معتقد است که بازرگان براي آن که در رقابت قيمت، برنده شود، بهاي جنس چوبي وارداتي را کمتر از آن چه هست، اعلام مي كند تا حق گمركي پايين تري پرداخت كند.» او درباره ديگر معضلات صنعت مبلمان در كشور مي گويد: «سود ســـرمايه گذاري در صنعت، 5 درصد، ولي سود سپرده بانكي،16 درصد است. اگر يک سرمايه دار، 2 ميليارد تومان سپرده در بانک بگذارد، 16 درصد سود مي گيرد كه ماهانه 400 ميليون تومان مي شود.» وي با بيان اينكه مبلمان فقط شامل توليد مبل خانگي يا اداري نيست و قلمرو درودگري از توليد و ساخت گهواره و ننو آغاز مي شود و به ساخت تابوت ختم مي شود. در اين بين از در چوبي خانه گرفته تا درو پنچره و ديگر سازه هاي چوبي در صنعت مبلمان توليد مي شود و ساخت مبل فقط گوشه اي از توليدات درودگري است، مي افزايد:« سه گونه سنتي، کارگاهي و کارخانه اي روش توليد مبلمان در ايران است. در توليد سنتي، سازنده با دانش خود و بدون دخالت دست، منبت کاري مي کند و فارسي مي برد و زبانه مي سازد و اتصالات مبل را انجام مي دهد. در توليد کارگاهي، با کمک از ماشين و سپردن بخشي از کارها به افزارهاي ماشيني، توليد انجام مي شود. در توليدکارخانه اي بيشتر كارها را ماشين انجام مي دهد و به نيروي انساني کمتري نياز است.» او در پاسخ به اين پرسش كه ما در كدام زمينه، فعال تر هستيم، مي گويد: «وضع ما در همه اين زمينه ها، ناپايدار و لرزان است. از آن جا رانده و از اين جا مانده ايم. چون دانش کارگاهي خود را با آموزش پيگير، افزايش نداده ايم. نه ماشيني شده ايم و نه پايبند به سنت مانده ايم.» مهندس شهپرنيا معتقد است:« هنگامي که رقابت کاري نباشد، همه نوآوري ها و آفرينش ها و خلاقيت ها مي خشکد و از بين مي رود و پيشرفتي در کار نخواهد بود.». او با بيان اين که توليدكننده يعني کارآفرين، يعني کسي که سبب شکوفايي اقتصاد کشور و کم شدن بيکاري و بالارفتن درآمد سرانه مي شود، مي گويد:« نهادها و ارگانها و سازمان ها، نه آن که سنگ ها را از پيش پاي توليدکننده بر نمي دارند، بلكه هزاران سنگ جلو پاي او مي گذارند.» او مي افزايد:«توليدكننده مبلمان در کشور ما مانند يک سيبل يا دارت است که همه به او تير مي اندازند. در کشورهاي پيشرفته جهان، هنگامي که کسي تصميم مي گيرد، کار توليدي کند، هنوز هزينه نکرده و گام هاي آغازين را برنداشته، به وي کمک مي شود تا راه بيفتد و آغاز به کار و توليد کند» شهپرنيا با بيان اين که مشکل دارايي، به کار نگرفتن فرد آگاه به صنف درودگران است، مي گويد: «در کشور ما، به تخصص بها نمي دهند. مثلا اگر در امور ماليات بر توليدات درودگري، متخصص به کار گرفته شود، اين همه مشکل ايجاد نمي شود. بينش حاکم بر دارايي، بينش راهبردي نيست. توليدكننده را تنها به چشم يک ماشين پولساز ديدن، درست نيست» او بر اين باور است که ما نبايد بهترين مبلمان را بسازيم و سپس آن را با التماس بفروشيم؛ در حالي که ديگر کشورها، مبلمان کم ارزش مي سازند و آن را به آساني در جهان مي فروشند. کسي که جنس خوب دارد، مشتري سراغش مي رود، نه او به سراغ مشتري. بنابراين بايد با توليد خوب، در پي کسب جايگاه خود در بازار جهاني باشيم. چون اگر نا اميد شويم و به توليد مبلمان نامرغوب رو آوريم، غافيه را بيش از اين باخته ايم. هر چوبي آوند دارد. آب درون آوند را در کشورهاي پيشرفته، با دستگاه مي کشند و منفذها و سوراخ ها و رگه هاي آن را با «کيلر» ، پر مي کنند؛ سپس چوب را مي بُرند و رويش کار مي کنند. چنين چوبي، نه تاب بر مي دارد و کج مي شود و نه موريانه مي خورد. در صنعت مبلسازي ما، آب چوب را به روش سنتي مي گرفتند. اکنون نيز بايد به روش سنتي يا ماشيني، اين کار انجام شود تا اعتماد به جنس ايراني از بين نرود. گرفتن آب و خشک کردن يكباره چوب، سبب تَرک خوردن آن مي شود، بايد دانست که چوب را چقدر خشك كرد؛ چوب را 10 روزه خشك كردن اشتباه است.» ارزش كار محمد حسن طوسي، خزانه دار اتحاديه درودگران در گفت وشنود با گزارشگر ما، درباره اهميت كار صنعتگران ايراني مي گويد: «صنعتگر ايراني، يك هنرمند واقعي است. روي چوب گردو، منبت كاري مي كند، كه كار سختي است. صنعت مبلمان كشور اگر بار ديگر پيشرفت كند و توسعه يابد، به مدد همين استادكاران زبده خواهد بود. مخالف ماشين و فن آوري نيستم، ولي اعتقاد دارم كه ماشين افزار را بايد كم كم وارد اين صنعت كرد.» او مي افزايد:« صنعتگر ما، هشتاد سال پيشينه منبت كاري دارد. عمري را به پاي فراگيري ظرايف اين صنعت گذاشته است. هنوز حرف نخست را صنعتگران زبردست ما مي زنند. چين يا تركيه، تازه كارند. اگر توليد كنندگان ايراني پشتيباني شوند، ايتاليا هم نمي تواند با آنان رقابت كند.» طوسي مي افزايد:« گسترش و توسعه كار، نياز به جاي وسيع، امكانات كافي، دستگاه هاي پيشرفته و كارگران ماهر دارد از سوي كارفرما پشتيباني شوند. ولي نقدينگي كافي در دست توليد كننده نيست.» او مي گويد:«مساله اصلي اين است كه صنعتگران و توليد كنندگان مبلمان، پراكنده و سرگردانند. ما اصل را رها كرده و به فرع چسبيده ايم. مشكل اساسي ما در صنعت مبلمان اين است كه سازماندهي خوبي نداريم. وقتي اتحاديه مركزي درودگران در تهران فعال است، چرا اتحاديه ديگر در شميران راه مي اندازند؟ آيا با موازي كاري و پراكندگي در مراكز تصميم گيري، مي توان براي صادرات، برنامه ريزي هماهنگ داشت؟» * روزنامه اطلاعات، چهارشنبه 19 اسفند 1388