Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 144230
تاریخ انتشار : 19 اسفند 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 116

صحنه اصلي جدال ما با غرب

سعدالله زارعي
سعدالله زارعي انقلاب اسلامي در جهان معاصر با همان سرعتي پيش رفت كه خود اسلام در 15قرن پيش، جلو رفته بود. از زمان آغاز بعثت پيامبر تا فتح مكه 20سال طول كشيد و از فتح مكه تا فتح ايران حدود 16سال به درازا انجاميد. اين در حالي است كه اسلام وقتي ظهور كرد براي همراه كردن عشيره پيامبر با پيام آور و پيام مشكل جدي داشت و اين فرايند سه سال به درازا كشيد از «انذرعشيرتك الاقربين» تا «بلغ ما انزل اليك من ربك» فاصله اي نزديك به 23سال طي شد ولي از زماني كه اسلام اولين «مدينه» را به مدينه النبي تبديل كرد تا زماني كه از مأذنه هاي بزرگترين امپراتوري زمان بانگ «محمد رسول الله» برخاست حدود 52سال به درازا كشيد. در يك دوره زماني كفار با تكيه بر «شعب ابي طالب» يوم العسره را براي پيامبر رقم زدند و كسي گمان نمي كرد پيامبر و معدود مؤمنان با دست خالي و انواع توطئه هايي كه عليه آنان به راه افتاده بتوانند كاري از پيش ببرند. در اين ميان بعضي از گروندگان به پيامبر تحت تاثير اين شرايط نگراني هايي پيدا كرده بودند. اين دوران بسيار سخت و محنت زا به پايان رسيد و راه به روي مؤمنان باز شد. انقلاب ايران هم همين مسير را طي كرد و مشابهت فراواني ميان سرگذشت انقلاب با سرگذشت اسلام وجود دارد. امروز انقلاب ما در شرايط روحي رواني دوره فتح سنگرهاي كليدي دنيا را سپري مي كند. از بعثت انقلاب در سال 1341، 74سال مي گذرد از تشكيل اولين مدينه النبي انقلاب- يعني پيروزي در ايران- 13سال گذشته و امروز روم خود را در آستانه سقوط مي داند. روم ديروز همين غرب امروز است. بر اين اساس آنان همه تلاش خود را براي حفظ «موجوديت» به كار گرفته اند. آنان تا همين ديروز مي گفتند ما تعيين كننده سرنوشت دنيا هستيم. امروز مي گويند صلح و امنيت جامعه جهاني درخطر است! تا ديروز از يك ايران عقب افتاده متحجر! و فاقد جاذبه هاي مردمي حرف مي زدند، امروز از يك ايران كه بر تكنولوژي پيچيده سوخت هسته اي و موشك هاي قاره پيما دست يافته سخن مي گويند. آن روز از تروريست بودن ايران و ايراني حرف مي زدند امروز آشكارا تروريست را به تروريست خوب و تروريست بد تقسيم مي كنند. رجوي و ريگي تروريست هاي خوب هستند و لذا بايد به آنان پايگاه و پول و اسلحه داد و هركس را كه نمي پسندند ولو دستش به سلاح نرفته باشد، تروريست بد خوانده مي شود و در اين بين اين داعيه غرب است كه به تاراج گذاشته مي شود نه منافع ملت ها. غرب البته مي داند كه مسئله ما با او و اوباما مسايلي از اين قبيل نيستند. سران غرب با بمب و تروريست و پايمال كننده حقوق انسانها و... كه مشكل ندارند اگر مشكل داشتند، اسرائيل را تاسيس نمي كردند و به دست آن بمب نمي دادند، اگر مشكل داشتند سركرده گروهك پژاك- كه خود به ترور دهها شهروند جمهوري اسلامي اعتراف كرده است- را بعد از آنكه مشخص شد كه كيست آزاد نمي كردند. اگر با پايمال كننده حقوق مردم مشكل داشتند كه از رژيم هايي نظير عربستان و... حمايت نمي كردند. ما هم مشكلمان با غرب اين نيست كه غرب ارتش دارد، اقتصاد برتر دارد و يا رسانه هاي پرقدرت تر، مشكل ما با غرب به جنبه اعتقادي و ايماني ما بازمي گردد. جدال ما با غرب جدال «معنويت» با «ماديت» جدال «عدالت» با « فزون خواهي» و جدال «اخلاق» با «خودپرستي» است ما واقعا مي خواهيم كه دنيا پر از «خدا» باشد و غرب 003سال است كه تلاش مي كند خدا را از همه اجزاي زندگي عقب بزند. ما بايد همه سازوكار خود را براي حاكم كردن ارزش هاي الهي به كار بگيريم و آن را در هر جزء- بدون استثنا- مطالبه كنيم همانگونه كه غرب همه سازوكار خود را براي جدا كردن هر جزء دنيا از خدا به كار بسته است. حضرت امام خميني در اوايل انقلاب- بهمن ماه 1358- دو نكته اساسي را تاكيد فرمودند: 1-اسلام فقط براي مسلمانها نيامده، اسلام براي انسانها آمده است. 2-ما بايد در همه جزئيات اسلام را پياده كنيم. ايشان مي فرمودند حتي در رشته هايي مثل پزشكي بايد تقرب به خدا و خدمت به بندگان مبنا و ملاك باشد و تاكيد مي كردند كه ما پزشك غيرمتعهد و غيرمؤمن نمي خواهيم. در واقع دعواي اصلي ما با غرب در موضوع «خدا» نهفته است. حضرت امام(ره) در نامه اي كه خطاب به گورباچف نوشتند تاكيد كردند که: «مشكل شما در اقتصاد نيست مشكل شما در پشت كردن به معنويت و خداست همان مشكلي كه غرب را هم به نوعي ديگر گرفتار حادثه كرده است» با اين وصف كاملا پيداست كه غرب با تاكيد روي موضوعات ديگر كه عمدتا يا از اساس دروغند و يا ملغمه اي از حقيقت و دروغ مي باشند، سعي مي كند روي موضوع اصلي سرپوش بگذارد. حال جاي اين سؤال وجود دارد كه در جدال اصلي- جدال بر سر حاكميت خدا- چه جبهه اي پيروز مي شود، جبهه خدا يا جبهه غرب؟ پاسخ اين سؤال بسيار آسان است و چشم انداز كنوني نيز از همين مسئله حكايت مي كند. امروز تمناي خدايي شدن شرق و غرب جهان را درنورديده است و فقط به مسلمانان هم محدود نمي شود هر كجا انساني وجود دارد كه پاسخ نيمه وحياني و روحاني خود را از تمدن غرب نگرفته است، بدنبال چشمه حقيقت مي گردد و چه كسي ترديد دارد كه اين چشمه حقيقت همان «اسلام ناب محمدي(ص)» و كانون آن ايران است. اگر سخن بر سر اين است كه ايران تبديل به يك قدرت منطقه اي شده و در حال تبديل شدن به قدرت بين المللي است از اين روست نه از آن رو كه ما در مباحث اقتصادي، تكنولوژيكي، علمي در كدام نقطه بوده و الان در كدام نقطه ايستاده ايم اين موضوعات البته مهم است و در سرعت كار ايران هم اثر مهم دارد ولي در اين مباحث فاصله ما تا غرب چقدر است. نبايد موضوع را خلط كرد بله كشور به پيشرفت هاي علمي نياز دارد ولي نبايد گمان كرد كه فقط به ميزاني كه از علم و تكنولوژي و صنعت برخورداريم حق داريم از «نياز روحاني» و نقش اسلام در برآوردن آن حرف بزنيم! اتفاقا بايد از نياز روحي بشر و جايگاه بي بديل دين در رفع آن سخن گفت و با اين ابزار روحيه كار و توليد و علم را فزوني بخشيد پس اگر قرار است يكي مقدمه ديگري باشد اين جنبه الهي انقلاب است كه تامين كننده جنبه مادي انقلاب است. با اين وصف مي بينيم كه پيام اين انقلاب به آساني به اعماق دل ها نفوذ كرده است بدون آنكه ابزار مادي نقش چنداني در آن داشته باشد. بله ما بايد براي رساندن پيام، رسانه داشته باشيم و بر قوت آن تاكيد كنيم. ولي يك وقت گمان نكنيم كه مشكل اصلي در اين است كه ما رسانه پرقدرت نداريم بلكه بايد باور كنيم كه مشكل اين است كه ما براي معنوي كردن جهان بايد بسيار بيشتر كار كنيم و درصدد شناسايي دل هاي پذيرنده باشيم. اين همان چيزي است كه غرب را به وحشت انداخته است و از قضا مردم غرب در اين كارزار بيش از كشورهاي كمتر توسعه يافته و فقير در معرض پذيرش قرار دارند و تاثير معنويت در آنجا قوي تر خواهد بود چرا كه معنويت دقيقا همان گم شده انسان غربي است پس غرب براي حفظ خود به ميدان آمده است مگر نه اين است كه «سامويل هانتينگتون» سالها قبل گفته بود مهمترين چالش غرب در قرن 12 چالش با جهان اسلام است؟ پس بايد داعيه هاي علي الظاهر مبتكرانه آمريكا و... را رها كرد و با ضربات پي درپي به آنان راه ملت ها را براي بازيابي هويت معنوي خود هموار نمود. *منبع: روزنامه کیهان، چهارشنبه 19 اسفند 1388- شماره 19601