Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 144231
تاریخ انتشار : 19 اسفند 1388 0:0
تعداد مشاهدات : 140

سكان به سمت افتخار

مجيد مغازه اي
مجيد مغازه اي به رسم همه نظاميان صبح زود بيدار باش و حركت به سمت ناوشكن جمهوري اسلامي جماران شروع شد، همه منتظر بودند تا محصولي كه بدست مقام معظم رهبري و فرماندهي كل قوا به ناوگان دريايي كشور ملحق شده است را از نزديك ببينند و با آن به اولين مأموريت رسمي بروند. مراسم ورودي پس از ديدن نماي بيروني ناوشكن جمهوري اسلامي جماران با خوش آمدگويي فرمانده منطقه يكم دريايي و فرمانده كارخانجات نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي برگزار شد، جنب وجوش ها و شور و التهاب ها كاملا در چهره افرادي كه در كنار اين ناوشكن حضور داشتند ديده مي شد. همه چيز آماده بود تا اولين مأموريت آغاز شود رسوم دريايي اعم از مراسم پرچم، سوت زدن براي ورود مهمانان ويژه و احترام فرمانده ناوشكن، رد شدن از زير قرآن قبل از حركت اجرا شد. گروههاي رزم نواز شروع به نواختن سرودهاي حماسي كردند جمله چشم نواز «و ان جندنالهم الغالبون» به معني پيروزي و كاميابي سربازان ماست، بر سينه ناوشكن خودنمايي مي كرد. اتاق فرماندهي يا همان پل فرماندهي كه چشم يگان محسوب مي شود آماده هدايت ناوشكن است اضطراب در چهره همه ديده مي شود فرمانده ناوشكن ناخدا سوم آرياحسني دستورات را صادر مي كند مهمانان ويژه اي او را همراهي مي كنند و همگي نظاره گر كار او هستند. التهاب بالا مي گيرد و براي هدايت بهتر، فرماندهي نقطه بالاتري را انتخاب مي كند، روي پل فرماندهي. ناخدا حسني و فرمانده دوم رشيدي و چند نفر ديگر ايستاده اند و دستورات را لحظه به لحظه به خدمه ابلاغ مي كنند طناب هاي اول، سوم و چهارم كه به ناوشكن متصل است برداشته مي شوند سوت كشتي به صدا درمي آيد و حالا نوبت به آخرين طناب مي رسد طناب دوم. گروه رزم نواز همچنان در حال نواختن است و ناوشكن جماران اولين مأموريت خود را با حضور بيش از 40 خبرنگار، عكاس و فيلم بردار آغاز مي كند. پرچم حضور فرمانده قرارگاه مقدم جنوب بالا مي رود اين پرچم مشكي رنگ كه داراي دو ستاره و علامت ديگري در وسط است نشان از حضور امير دريادار دوم اشكان دارد ناوشكن كم كم از لنگرگاه فاصله مي گيرد ساعت 20/9 است كه ناوشكن جماران پس از اداي احترام ساير ناوشكن هاي موجود در لنگرگاه و اسكله بوسيله سوت به سمت خروجي حوضچه اسكله حركت مي كند و از حوضچه خارج مي شود. رسم است كه ناوهاي جديد را در اولين عمليات، ناوها و ناوچه هاي موجود و قديمي تر تا محدوده اي همراهي كنند زيردريايي الغدير و ناوشكن هاي ديگر به همراهي ما آمده بودند و هواناو (هاوركرافت) جمهوري اسلامي نيز چندين و چند بار از كنار اين ناوشكن گذشت. پس از گشت وگذاري در ناوشكن و توضيح قسمت هاي مختلف ناوشكن توسط افسران، ساعت نزديك 11 صبح بود كه جنب وجوش ها براي پرواز بالگرد شروع شد. پاشنه ناوشكن تخليه شد و كم كم طناب هايي كه بالگرد را به دك محكم كرده بودند، باز شد و قسمتهاي مختلف بالگرد توسط افسران مربوطه كنترل شد. ساعت 24/11 بالگرد بلند شد التهاب همه خدمه توصيف كردني نبود و درعين اين التهاب مي شد شادي و شور را در چهره ها ديد اولين پرواز تنها 4 دقيقه به طول انجاميد و چهار بار ديگر با حضور خبرنگاران اين كار انجام شد و در آخرين پرواز، بالگرد در ساعت 31/12 برخاست و به سمت آشيانه رفت. ساعت نزديكي هاي 12 بود كه به دستور فرماندهي منطقه يكم و علي رغم شرايط جنگي در فرماندهي و اضطراب فرماندهان نداي اذان ظهر و عصر طنين انداز شد و كليه پيام ها قطع شد تا نداي اذان به گوش همگان برسد و همه بدانند كه ما مسلمانيم و اولين اولويت ما اذان و نماز است. ساعت 46/12 بود كه صداي يك بالگرد SH بر بالاي ناو به گوش رسيد، نزديك به پاشنه كه رسيد در بالگرد باز شد و طنابي از آن آويزان شد، عمليات راپل كه همان انتقال كماندوهاي دريايي به ناو است، انجام شد. بعداز اين عمليات بود كه كمي آرامش در فضاي داخلي حكمفرما شد و ناوشكن حركت خود را به سمت محل مانور آغاز كرد. در حدود ساعت 18 بود كه با رسيدن به آبهاي آزاد و محل اعلام شده براي شليك آزمايشي همه آماده شليك مسلسل 20 ميلي متري و توپهاي 76 و 40 ميلي متري شدند اما دريا غرش گرفته بود و دلش مي خواست قدرت نمايي كند ولي ناوشكن جماران هم بيدي نبود كه با اين بادها بلرزد هرچند بسياري از همكارانمان و خدمه ناو دريازده شدند و در دستشويي ها... به محل موعود رسيديم توپ 76 ميلي متري سينه ناوشكن چرخشي نمايشي داشت كمي به سمت چپ چرخيد موج هاي سهمگيني به سينه ناو برخورد مي كرد و آب هاي پودر شده دريا را با احساس برش در پوست بر سر و صورتمان مي پاشيد، باد ايستادن بر روي عرشه را سخت مي كرد ناگهان صدايي مهيب ما را از جا كند. اولين شليك انجام شد دومي هم كه شليك شد ديگر صدايش برايمان كمي عادي شده بود 12 شليك بعدي به صورت رگباري و پشت سر هم انجام شد. همه آماده شليك مسلسل 20 ميليمتري شدند 120 شليك هم از اين مسلسل انجام شد. نوبت به توپ 40 ميلي متري رسيد. اين توپ هم قبل از شليك چندين دور چرخيد و خودنمايي خاصي كرد و با نشانه روي به سمت اهداف فرضي كه از سوي فرماندهي سمت و برد آن مشخص شده بود، اهداف را مورد اصابت قرار داد. بعداز شليك اين 40 گلوله ديگر ماموريت تمام شده بود و بايد به سمت بندرعباس به راه مي افتاديم. هوا تاريك شده بود و دريا همچنان مي غريد. امير دريادار دوم قادر پناه از تاريكي شب و حضور بر روي دريا و احساس نزديكي اش با خدا مي گفت و اين لحظات را بهترين فرصت براي مناجات با خدا مي داند. او به حافظ هم اشاره اي دارد و مي گويد چه خوب او وصف ما را كرده است كه: شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هائل/ كجا دانند حال ما سبكبالان ساحل ها *منبع: روزنامه کیهان، چهارشنبه 19 اسفند 1388- شماره 19601