Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 145102
تاریخ انتشار : 24 فروردین 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 191

مذهبم حنفي، رهبرم خميني

عبدالقادر كمالي
عبدالقادر كمالي با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) در سال 1357، موجي از شادي و خوشحالي کشورهاي اسلامي را فرا گرفت. نهضت هاي اسلامي در لبنان، فلسطين، کشمير، افغانستان و... در مبارزات خود مصمم تر شده بودند و با الهام از سخنان و پيام هاي امام خميني (ره) و شيوه مبارزاتي ايشان به پيروزي هاي چشمگيري دست يافتند. مردم مسلمان و انقلابي افغانستان که در کشور همسايه خود، شاهد پيروزي اسلام و ايجاد حکومت اسلامي بودند، اين آرزو را از سال هاي پيش و زماني که صداي پاي کمونيسم و تجاوز را مي شنيدند، در دل مي پروراندند. و اينجا که انقلاب اسلامي به رهبري روحانيت به پيروزي رسيد و اين پيروزي خط بطلاني بود بر نظريه جدايي دين از سياست. و علماي افغانستان نيز چه شيعه و چه سنّي در مساجد شروع به فعّاليت كردند. آنها جوانان را به مساجد مي کشاندند و براي آنها نقشه شوم شوروي سابق را تشريح مي کردند و مژده پيروزي و ايجاد جمهوري اسلامي دادند. جوانان مسلمان افغانستان با الهام از مکتب نجات بخش اسلام و الهام از قيام جوانان ايراني با صداي الله اکبر خميني رهبر، در 24 حوت شهر هرات را از لوث اشغالگران پاک کردند. راديو کابل که در آن زمان به دست اشغالگران اداره مي شد، اعلام کرد که چهار هزار ايراني شهر هرات را اشغال کردند، ولي آنها ايراني نبودند، بلکه پيروان مکتب خميني بودند که با شعار الله اکبر، خميني رهبر، شهر را آزاد کردند و نيروهاي اشغالگر را از شهر بيرون راندند. و مزدوران کمونيستي حتي يک ايراني را نتواستند پيدا کنند. زماني که شهر هاي افغانستان، يکي پس از ديگري از دست کمونيست ها آزاد مي شد و پيام ها و بيانه هاي امام خميني (ره) به مناسبت هاي گوناگون، پشتگرمي بسيار خوبي براي مردم افغانستان بود و در بالا بردن روحيه مردم نقشي بزرگ داشت و آنها را در تشکيل دولت اسلامي اميدوار مي کرد؛ زماني که امام جمعه شهر قندهار مردم را به قيام عليه دولت کمونيستي فرا مي خواند و از قيام امام خميني (ره) و تشکيل جمهوري اسلامي سخن مي گفت، در آخر با صداي بلند اعلام کرد: «مذهب من حنفي است؛ رهبر من خميني است». يکي از جوانان اهل سنت در دانشگاه طبّ کابل تعريف مي کرد که پدر بزرگ من هر شب پس از نماز براي پيروزي امام خميني دعا مي کند. پيروزي انقلاب ايشان را پيروزي و عزت تمام مسلمانان مي داند. نظريه هاي عميق امام درباره جهان اسلام و مسلمانان جهان، سبب شده بود که شيعه و سني به نيکي از امام خميني (ره) ياد بکنند و از خدا بخواهند براي آنها نيز چنين رهبري با شهامت و با تقوا عنايت کند. عکس هاي امام خميني که در زمان جهاد اسلامي افغانستان توسط تنظيم هاي مختلف وارد افغانستان مي شد، به عنوان تبرک و تيمن در بهترين نقطه خانه آويزان مي شد و جاي رساله ايشان در کنار قرآن و مفاتيح الجنان بود و گرانترين پوستر در آن زمان، پوستر امام خميني (ره) بود که اصلا گير نمي آمد. هنگامي که نماينده امام خميني، شور و احساسات مردم را در استقبال از خود مي بيند، پس از صحبت با امام و بررسي مي گويد: به نظر من، ايجاد حکومت اسلامي در افغانستان، زمينه اش از ايران فراهم تر است. جوانان مبارز افغانستاني که برخي از آنها حتي عکس امام را نديده بودند، عشق و ارادت خاصي به امام داشتند؛ از کوه ها و سنگلاخ ها و دشت هاي افغانستان، هنوز طنين صداي الله اکبر و خميني رهبر جهادگران اسلامي افغانستان به گوش مي رسد. در شب هاي عمليات، زماني که مردم مسلمان در هر منطقه اي، عمليات را آغاز مي کردند، با صداي الله اکبر و خميني رهبر بود که تا آخر عمليات قطع نمي شد. زماني که مزدوران شوروي سابق نمي توانستند شدت حملات مجاهدين را تحمل کنند، با بلندگو شروع به فحاشي مي کردند، آنها شعار مي دادند: مزدوران خميني؛ جوجه هاي خميني و اين زماني بود که دشمن خيلي عصباني مي شد و هيچ کاري در جنگ پيش برده نمي توانست. عشق و ارادت مردم مسلمان افغانستان به پير جماران، منحصر در فرد و يا فکر و مذهبي خاص محدود نمي شد، بلکه پير و جوان، زن و مرد، روشنفکران و بي سوادان و جامعه روحانيون، نهايت عشق و ارادت به امام خميني رهبر آزادگان داشتند. هنگامي که نيروهاي شوروي و مزدوران آنها به روستا ها مي آمدند، آنهايي که دست و پا داشتند، فرار مي کردند و پيرمردان و پيرزنان در روستا ها باقي مي ماندند و مزدوران شوروي که از عشق آنها به امام خميني (ره) آگاه بودند، آنها را مجبور مي کردند به امام توهين کنند، ولي آنها از توهين خودداري مي كردند و گاه که مزدوران کمونيست عصباني مي شدند، پيرمردان و پيرزنان را به رگبار مي بستند و آنها مرگ را مي پذيرفتند، ولي توهين به امام را هرگز! اوج رابطه عاطفي مردم افغانستان با امام خميني (ره) در زمان کسالت و بستري شدن امام بود که مردم با حضور در حسينيه ها و مساجد و يا در خانه ها جمع مي شدند و براي سلامتي امام خميني، مجلس روضه، نذر و دعا بر پاي مي کردند و زماني که صبح چهاردهم خرداد، خبر رحلت امام خميني از راديو کابل پخش شد، موج عزاداران امام خميني در شهرهاي کابل، مزارشريف، هرات و مناطق مرکزي و... به راه افتاد. هزاران نفر با حضور در خيابان هاي شهرهاي تحت سلطه کمونيست ها، چنان عزاداري كردند که هيچ نيرويي نتوانست مانع آنان شود. رئيس جمهور وقت افغانستان که تا آن زمان، رابطه گرمي با امام خميني نداشت، پس از انتشار خبر رحلت امام خميني، خواهان حضور در تشييع جنازه امام (ره) شد و پيام تسليتي براي آيت الله خامنه اي فرستاد و با حضور در سفارت جمهوري اسلامي ايران در کابل، دفتر يادبود امام را امضا کرد. راديو کابل نيز که در دست کمونيست ها بود، خبر رحلت امام را چنين انتشار داد: «رحلت آيت الله خميني يک ضايعه جبران ناپذير است؛ اين ضايعه براي تمامي بشريت است». اکنون با گذشت هفده سال از رحلت امام، هنوز قاب عکس امام در بهترين جاهاي منازل جاي دارد و هنوز مردم در حسرت ديدار خميني (ره) هستند و به هر کس که عازم ايران باشد، مي گويند جاي من زيارت آقاي خميني را انجام دهيد. خميني روح خدا بود در کالبد زمان و رهبر مظلومان جهان يادش گرامي و راهش مستدام *منبع : www.tabnak.ir