Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 146866
تاریخ انتشار : 3 خرداد 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 102

انقلاب اسلامي، حجاب و امنيت اخلاقي

حبيب ساساني حبيب ساساني يکي از مهمترين دغدغه هاي بشر برخورداري از امنيت بوده است. اگر چه وقتي از امنيت سخن به ميان مي آيد به طور سنتي يک بعد از ابعاد امنيت يعني امنيت نظامي به ذهن متبادر مي شود اما امروزه امنيت تنها به بعد نظامي محدود و محصور نمي شود و طيف وسيعي از امنيت را در بر مي گيرد. از امنيت اقتصادي گرفته تا امنيت اجتماعي و اخلاقي. ضرورت برخورداري از هر يک از انواع امنيت به تناسب شرايط و موقعيت يک نظام و جامعه سياسي متفاوت است. به عنوان مثال در دوره اي که کشور درگير جنگ با نيروهاي خارجي است امنيت نظامي اولويت دارد و يا در زمان ثبات سياسي که کشور به سازندگي و توسعه اقتصادي نياز دارد برخوردار بودن از امنيت اقتصادي و به وجود آوردن شرايط مطلوب تر براي سرمايه گذاري و رشد و پيشرفت بيش از پيش نياز است. در اين ميان امنيت اجتماعي و اخلاقي در يک جامعه سياسي به دوره اي خاص اختصاص ندارد، بلکه اين نوع از امنيت مداوم و هميشگي است و قرين با امنيت هاي ديگر نيز مي باشد. به دليل اينکه امنيت اجتماعي واخلاقي زمينه ساز رشد جامعه و در نهايت کمال اخلاقي و انساني جامعه است، از اين رو مهمترين سرمايه اجتماعي که اعتماد عمومي جامعه را نيز با خود به همراه دارد امنيت اخلاقي است. بي توجهي به مظاهر امنيت اخلاقي جامعه مانند «حجاب»، رعايت قانون و احترام به حقوق ديگران اعتماد عمومي جامعه را سست نموده و فروپاشي جامعه را به لحاظ اخلاقي سبب مي گردد. ازلحاظ تاريخي جامعه ايراني هيچ گاه از پديده بدحجابي يا بي حجابي استقبال نکرده است. فقط در يک دوره زماني خاص به واسطه اعمال سياست هاي نادرست از سوي رضا شاه و محمدرضا شاه جامعه از سوي متوليان سياست اجتماعي خاندان پهلوي به سمت و سوي ليبرال شدن هدايت مي گشت که با واکنش هاي مردم و عالمان ديني مواجه گرديد. تلاش رضاشاه براي کشف حجاب و اقدام به آن در دانشسراي مقدماتي و دستور سازماني براي مقابله با حجاب به تبعيت از الگوي آتاتورک در ترکيه ره به جايي نبرد. بي دانشي رضا شاه و عدم درک و فهم صحيح از جامعه اي که در آن مي زيسته و به عنوان شاه بر آن حکومت مي کرد سبب گرديد تا سياست هاي ضد مذهبي و مخالف با سنت هاي جامعه که ريشه در تاريخ اين مرز و بوم داشته نتيجه معکوس براي وي در پي داشته باشد. تلاش محمدرضا شاه براي تداوم ميراث ناميمون پدر نيز ثمره اي جز ايجاد شکاف عميق تر ميان مردم با رژيم به دنبال نداشته است. في الواقع تلاش هاي اين پدر و پسر براي سکولار و ليبراليزه نمودن جامعه از حيث سياسي و اجتماعي سبب گرديد تا جامعه با انقلاب اسلامي راه اصلي خود را جدا از راه نظام پهلوي در گذشته پيدا کند. انقلاب اسلامي در ايران پاسخ به مطالبات تاريخي مردم نه فقط در حوزه سياسي بلکه در حوزه اجتماعي نيز بوده است. نظريه پردازان علوم سياسي در تحليل از چرايي وقوع انقلاب اسلامي در ايران به رهيافت هاي مختلفي اشاره مي کنند. برخي از اين نظريه پردازان، رهيافت فرهنگي را عامل اصلي شکل بخشي به انقلاب اسلامي در ايران دانسته و سقوط رژيم سلطنتي را ناشي از ناديده انگاشتن به مولفه هاي فرهنگي و از آن جمله هنجارها و بايد و نبايدهاي ديني عنوان مي کنند. بنابراين انقلابي که در ايران شکل گرفت يک انقلاب فرهنگي بوده است. به عبارت ديگر، هويت ذاتي انقلاب را فرهنگ اسلامي - ايراني و با در نظر گرفتن شاخصه هاي آن تشکيل مي دهد. اين مقوله بدان معناست که جوهر انقلاب اسلامي ايران به حفظ و تداوم پارامترهاي فرهنگ ديني و ملي است. ناديده انگاري گزاره هاي فرهنگي مبتني بر دين اسلام مانند ضرورت رعايت حجاب در جامعه از سوي بخشي از جامعه به معناي به چالش طلبيدن هويت انقلاب اسلامي است. حال بايد اين سئوال را مطرح کرد که راهکار اجرايي براي جلوگيري از گسترش پديده بدحجابي از سوي بخشي از جامعه که هويت ايراني- اسلامي را با چالش مواجه مي سازد چيست؟ آيا مي بايستي به بهانه برنامه ريزي فرهنگي دراز مدت از برخوردهاي مقطعي غافل بود و يا اينکه فقط به برخوردهاي مقطعي اکتفا نمود و بعد از مدتي شاهد گسترش مجدد اين پديده در سطح جامعه باشيم. به نظر مي رسد متوليان و سياستگذاران فرهنگي و اجتماعي کشور مي بايستي در کنار برنامه ريزي فرهنگي از برخورد با مروجان پديده بدحجابي در کشور غافل نباشند و توامان همراه با فعاليت هاي فرهنگي و آگاهي بخش براي نسل جوان با آن بخش از جامعه که به طور عمد درصدد گسترش پديده بدحجابي در جامعه هستند مقابله نمايند. چه اينکه سهل انگاري درباره اين مسئله و تبديل شدن به آن رويه و عرف برخورد با آن را دو چندان مشکل مي نمايد. * منبع: روزنامه رسالت، دوشنبه 3 خرداد 1389