Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 147054
تاریخ انتشار : 6 خرداد 1389 0:0
تعداد بازدید : 135

قدرت نيروي دريايي ايران مهلك و سريع است - پاياني

گزارش موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن ايران مي تواند حمله اي يكپارچه را با استفاده از قايق هاي كنترل از راه دور مملو از مواد منفجره، قايق هاي تندرو ضربتي، نيمه زيردريايي داراي اژدر، قايق هاي سريع ضربتي، هواپيماهاي بدون سرنشين، زيردريايي هاي بسيار كوچك و هجومي و همچنين آتش توپخانه و موشكي ضد كشتي از ساحل بهره جويد و از همگي آنها براي ضربه زدن به كاروان يا گروه عملياتي آمريكايي در حال عبور از تنگه هرمز استفاده كند. شمار بسياري از راكت ها با كلاهك هاي خوشه اي مي تواند براي تحت الشعاع قرار دادن آتش دشمن و عمليات هوايي نيروهاي آن به كار گرفته شود. ارتش آمريكا طي مانوري كه در سال 2002 به نام "چالش هزاره" برگزار كرد، به اين نتيجه رسيد كه ناوگان دريايي كشورش با آسيب پذيري جدي در رويارويي با حملات به خوبي هماهنگ شده توسط موشك هاي كروز و بالستيك و همچنين قايق هاي تندرو ضربتي در آبهاي ساحلي مواجه است و اين مشكل مي تواند شكست اساسي را نظير آنچه در بندر "پرل" اتفاق افتاد، تكرار كند. ارتش هاي غربي بر مفهوم جنگ "شبكه مركزي" در محيط دريايي به ويژه بر ضد حملات ضربتي مطالعه كرده اند و انتظار دارند اين مفهوم كه از مزاياي اطلاعاتي در ميدان نبرد حاصل مي شود، اگر نتواند آسيب پذيري نيروهاي آنها را حذف كند، دست كم كاهش دهد. نيروي نظامي ايران بر اساس نظريه جنگ دريايي نامتقارن تلاش كرده است برنامه مسلح كردن و تجهيز مجدد را طي دهه گذشته اجرايي كند تا در برابر حضور نظامي آمريكا در منطقه خليج فارس توازن برقرار سازد. ايرانيان اطمينان دارند، دفاع لايه اي و متراكمي كه ايجاد كرده اند همراه با تاكتيك هاي هجومي و نگراني الهام گرفته از فرهنگ شهادت كه ازاين كشور وجود دارد، مي تواند هرگونه حمله را بر ضد خاك و منافع آن بازدارد. در اين گزارش ادعا شده است كه سياست دفاعي ايران بر بازدارندگي استوار است و علاوه بر آن تهران تأكيد دارد هيچ قصدي براي حمله به كشورهاي همسايه ندارد، حمله پيشگيرانه بر ضد نيروي دريايي آمريكا و نيروي دريايي عرب حوزه خليج فارس ندارد اما تجهيزات نظامي در اين منطقه تحت شرايط خاص مستثنا نمي شوند. اين مسئله كه هدف غايي تهران بيرون راندن تأثير آمريكا و غرب نه تنها از منطقه خليج فارس بلكه از تمام خاورميانه است، موضوعي سري نيست. رئيس جمهور ايران نيز برچيدن تمامي پايگاه هاي نظامي آمريكايي مستقر در همسايگي و نزديك اين كشور را خواستار شد اما در اين برهه، تأكيد اصلي ايران بر خليج فارس است. بر اساس اظهارات نماينده ولي فقيه در سپاه، زمان شكست دادن ابرقدرت ها فرا رسيده است و دريادار صفاري فرمانده نيروي دريايي سپاه در ژوئيه 2008 نيروي دريايي سپاه را حافظ نبض انرژي جهان در تنگه هرمز دانست. هدف اصلي سپاه پاسداران از اواخر دهه 80 ميلادي تضمين توان دريايي ايران در برابر تهديد آمريكا شده و از طريق جنگ لفظي، رزمايش هاي تبليغ شده يا اقداماتي نظير دستگيري سربازان انگليسي متجاوز به حريم آبهاي جمهوري اسلامي و نزديك شدن به كشتي هاي جنگي آمريكايي در خليج فارس به اين هدف رسيده است. اين روند با برگزاري رزمايش هايي در نوامبر 2006 برجسته شد و سپاه پاسداران بستن تنگه هرمز را با استفاده از عمليات قايق مجهز به موشك، حملات با موشك هاي ضد كشتي از ساحل و آتش توپخانه اي و راكتي دوربرد متمركز تمرين كرد. بر اساس اين گزارش، رزمايش هاي ايران با جنگ لفظي و عمليات رواني فرماندهي سپاه همزمان شده است و اين تمرين ها با توان نظامي ايران كه در جنگ رواني اعلام شد، برابري مي كند. در حقيقت، تلفيق تبليغات و فعاليت دفاتر روابط عمومي بيانگر اهميت جنگ رواني به عنوان يك عنصر مهم "قدرت نرم" ايران محسوب مي شود. قايق هاي تندرو نيروي دريايي سپاه در ششم ژانويه 2008 به سه كشتي جنگي نيروي دريايي آمريكا در حال عبور از تنگه هرمز نزديك شدند و واكنش آمريكايي ها را سنجيدند و در دل آنان رعب و وحشت ايجاد كردند. اين حادثه براي نخستين بار نبود كه از سوي ايرانيان با چنين تاكتيكي اجرا مي شد. اين تلاش هاي رواني طي جنگ ايران و عراق نيز با قرار دادن اشياي مشكوك نظير لاستيك هاي آتش گرفته تراكتور، جعبه هاي چوبي بزرگ رنگ شده و قايق هاي بدون سرنشين در مسير كاروان داراي محافظان آمريكايي انجام مي شد. نيروي دريايي سپاه در اجراي بزرگترين رزمايش و پراكندگي نيرو كه بيشترين شمار دستگاه هاي پرتاب موشك و اژدر ضدكشتي را در يك رزمايش اين منطقه شامل مي شد، موفقيت آميز عمل كرد. ايران در حال طراحي نظريه دفاع فرهنگي نامتقارن از طريق جنگ رواني به سر مي برد. دفاع از فرهنگ انقلابي جمهوري اسلامي در برابر تهاجم فرهنگي غرب به منزله آموزه اساسي ايرانيان در پي پيروزي انقلاب اسلامي در 1979 محسوب مي شود. دفاع فرهنگي به منزله بخش دروني جنگ نامتقارن به شمار مي رود كه يكي از پنج مورد آمادگي رواني براي جنگ، آمادگي براي عمليات رواني در شرايط جنگ نامتقارن، تأثيرگذاري بر افكار عمومي داخلي و بين المللي، نظارت و مقابله با فعاليت هاي جنگ رواني دشمن، همچنين اجراي عمليات تهاجمي رواني در سطوح گونان است. * سناريوهاي درگيري در خصوص رويداد درگيري ميان ايران و آمريكا اين مسئله مطرح است كه حوادث احتمالاً موجب مي شوند درگيري به بخش هاي گوناگون منطقه خليج فارس كشيده شود: * اروندرود و شمال خليج فارس باتوجه به نبود قطعيت درباره مرزبندي ها و خط كشي هاي جداكننده در شمال خليج فارس، درگيري ميان نيروهاي انگليسي و آمريكايي يا ديگر نيروهاي ائتلاف با يگان هاي سپاه احتمال عمليات با قايق در آبهاي مورد مناقشه كاملاً وجود دارد. اگر چنين درگيري به تلفات انساني يا مادي در ميان ايرانيان منجر شود، ايران احتمالاً به حملات موشكي ضد كشتي و همچنين حمله به بالگردهاي ائتلاف كه در اين منطقه عمليات مي كنند، متوسل خواهد شد. چنين اقداماتي خصومت ها را به بخش جنوبي خليج فارس و تنگه هرمز مي كشاند. * جنوب و مركز خليج فارس بلوكه كردن دريايي ايران كه از سوي "ايهود اولمرت"، نخست وزير رژيم صهيونيستي، در گفتگوهاي مي 2008 با مقامات آمريكايي در واشنگتن مطرح شد يا حمله به تأسيسات هسته اي جمهوري اسلامي مي تواند به پاسخ ايرانيان عليه بنادر، تأسيسات بندري، تانكرها و پايانه هاي نفتي و ديگر تأسيسات راهبردي متعلق به كشورهاي حامي يا شركت كننده در حملات ضدايراني منجر شود. علاوه بر اين، كانال باريك كشتيراني ميان جزيره فارسي و آبهاي كم عمق جنوبي مكاني مناسب براي مين گذاري است و كانال عميقتر و وسيعتر شرق جزيره فارسي كه براي مين هاي ثابت مناسب به نظر نمي رسد در برابر حملات موشكي از ساحل آسيب پذير است. نيروهاي متعارف و نامتعارف ايران در درگيري احتمالي تأسيسات نظامي آمريكا را در بحرين، قطر و ديگر كشورهاي منطقه تهديد جدي خواهند كرد. * تنگه هرمز آمريكا در 1987 برآورد كرد، ايران مي تواند تنگه هرمز را براي مدت حداكثر يك تا دو هفته مسدود كند اما توان فعلي ايران براي جلوگيري از آمد و شد در هرمز نسبت به دهه 80 بسيار افزايش يافته است. تهران اخيراً نشان داد كه در پي وقوع درگيري احتمالي با آمريكا هدف آن كنترل بر تنگه هرمز خواهد بود. ايران احتمالاً تلاش خواهد كرد تنگه هرمز را فقط در صورتي كه كشتي هاي ايراني اجازه عبور از اين معبر نداشته باشند، ببندد. بنابراين، حتي در صورت وقوع حمله مثلاً به تأسيسات هسته اي ايران بعيد به نظر مي رسد كه تهران بخواهد تمامي رفت و آمدهاي هرمز را تا زماني كه محموله هاي نفتي آن از اين آبراه عبور مي كنند، ببندد. بلكه به نظر مي رسد ايران ترجيح مي دهد كنترل هرمز را با جلوگيري از عبور آزاد براي تانكرهاي كشورهاي حامي حمله در اختيار گيرد؛ هر چند كه اين اقدام مي تواند به تشديد درگيري بينجامد. * خيلج عمان و دورتر ايران در رويارويي نظامي در خليج فارس احتمالاً تلاش خواهد كرد حوزه عمليات را به درياي عمان و دريايي عربي بكشاند. لنگرگاه خارج از درياي عمان كه پيش از ورود به اين خليج مورد استفاده تانكرهاي نفتي قرار مي گيرد شايد مكاني وسوسه انگيز براي مين گذاري باشد همان گونه كه در جنگ ايران و عراق بود. اما باتوجه به اين حقيقت كه بيشتر كشتي هاي ايراني براي عمليات ساحلي طراحي شده اند، عمليات در اين منطقه دشوار خواهد بود. حتي يورش يا حمله اتفاقي به اهداف موجود در اين آبها موجب به راه انداختن دلهره در بازارهاي بيمه اي و نفتي خواهد شد. * درياي خزر جمهوري اسلامي تلاش مي كند اكنون در اين منطقه تصويري كم رنگ از خود داشته باشد زيرا سهم اين كشور از درياي خزر كمتر از 15 درصد است. اين كشور همچنين به روسيه در زمينه هاي تسليحاتي، دانش هسته اي و مهمتر از همه حمايت سياسي وابستگي دارد. اما با توجه به اهميت اقتصادي منطقه براي برخورداري از انرژي و رژيم حقوقي درياي خزر كه هنوز بايد ميان كشورهاي ساحلي آن نهايي شود و پتانسيلي كه براي تقويت نقش آمريكا در قفقاز ايجاد شده است، منطقه خزر به منزله نقطه مهم بالقوه باقي مي ماند كه نيروي دريايي سپاه انتظار مي رود در صورت لزوم با استفاده از جاده، راه آهن و هوا اين منطقه را حمايت كند. با توجه به اين حقيقت كه تهديدهاي نشأت گرفته از منطقه خزر به مأموريت اصلي سپاه پاسداران در زمينه حفظ دستاوردها و اصول انقلاب اسلامي و نظام سياسي ارتباط ندارد، نيروي دريايي سپاه ترجيح مي دهد بر منابع خود در خليج فارس تمركز كند. * نتيجه گيري جمهوري اسلامي نظريه جامع جنگ نامتقارن را بر اساس تجربه خود در جنگ ايران و عراق همچنين مناقشات اخير در عراق، افغانستان و لبنان توسعه داده است و در پي تلاش هاي خود براي توسعه توانمندي جنگ نامتقارن تقويت شده در حوزه دريايي مي تواند خليج فارس و تنگه هرمز (نقطه حساس حمل و نقل نفت در جهان) را باقوت در اختيار خود گيرد. ايران به عنوان بخشي از اين تلاش، نقش و توانمندي نيروي دريايي سپاه را توسعه داده است و اين نيرو مي تواند وسعت و شدت هر گونه درگيري را افزايش بخشد و همچنين قدرت ايرانيان را در اين منطقه راهبردي نشان دهد. لازم به يادآوري است كه نيروي دريايي سپاه در وقايع 1987 تا 1988 مراحل رشد خود را طي كرد و منابع و تجارب محدود طي دوران مقابله با نيروي دريايي آمريكا در اختيار داشت. نيروي دريايي سپاه در وضعيت كنوني خود بسيار باانگيزه، داراي تجهيزات و منابع مالي خوب همچنين قادر به اجراي نظريه منحصر به فرد جنگ دريايي نامتقارن است. به كارگيري اين نظريه در چنين منطقه حياتي مي تواند نتايج كاملاً شوك دهنده و مخرب باشد. همچنين محدوديت هايي براي تكميل تاكتيك هاي نامتقارن برضد دشمن قدرتمندي نظير آمريكا وجود داشته باشد، زيرا اين كشور متخاصم از برتري هاي تكنولوژيكي برخوردار است و مي تواند از تكنيك ها و تاكتيك هاي مشابه بهره جويد و شايد شيوه اي غيرقابل پيش بيني را اجرايي كند. با اين شرايط كه نيروي دريايي ايران نقشي مسلط در خليج فارس و درياي عمان براي خود فرض مي كند و آمريكا نيز به دنبال بسط قدرت خود است، تنش و رويارويي بيشتر ميان نيروي دريايي سپاه، نيروي دريايي آمريكا و ائتلاف متحدان واشنگتن محتمل خواهد بود. *منبع : www1.farsnews.com