Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 148758
تاریخ انتشار : 24 تیر 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 133

دارا و سارا اولين توپ ها را شليك كرده اند

اكبر مظفري اكبر مظفري تولد دارا و سارا برادر و خواهر نجيب، پاكدامن و مسلمان ايرانى، خبر تكان دهنده اى بود كه پس از نيم قرن تخت پادشاهى پرنسس باربى را به لرزه در آورد و بازتاب وسيعى در عرصه جهانى يافت. آقاى محسن چينى فروشان مدير عامل كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان در باره علل طراحى و توليد عروسك هاى دارا و سارا مى گويد: "در بخشِ دخترانِ نوجوان كه آسيب پذيرتر هستند، بحثِ عروسك مطرح شد. به عقيده ما عروسك هاىِ موجود در بازارِ ايران چون بيشتر وارداتى هستند، با شرايطِ فرهنگىِ كشور تناسبى ندارند. اين به معناىِ بد بودنِ همه عروسك ها نيست. البته مشكلاتِ بهداشتى و كيفيتِ پايينِ توليداتِ داخلى نيز مطرح بود. در مجموع احساس شد اين بحث جدى است و بنابراين تصميم گرفتيم واردِ مرحله ساختِ عروسك شويم."1 توليد و عرضه عروسك هاى ملى با همه نقدهايى كه مى تواند بر آن وارد باشد،2 دو بازخورد متفاوتِ فراگير و گسترده داشت. اول: دامنه استقبال داخلى و خارجىِ از پديده دارا و سارا بيش از حدِ معمول و خارج از تصور بود. به گونه اى كه آقاى مجيد قادرى در باره آن مى گويد: "خبر طراحى و توليد عروسك ـ دارا و سارا ـ سه سال قبل از ارائه عروسك ها در محافل رسانه اى داخلى و خارجى منتشر شد و توسعه اخبار آن به صورت گسترده و تحليل هاى متنوع نشريات و خبرگزارى هاى داخلى و خارجى، حاكى از يك اتفاق قابل توجه در اذهان عمومى بود. به گونه اى كه حجم اين اخبار و اطلاعات به صدها صفحه مى رسد و بخش عمده اى از آن به عنوان مستندات اين عروسك ها حفظ شده اند."3 خاستگاه و علت اين رويكرد شتابنده نيز، به هويت شرقى و اسلامى عروسك هاى ملى باز مى گشت; هويتى كه بيش از يك ميليارد مسلمان و آحاد انسان هاى اخلاق گرا را در بر مى گرفت و مى توانست با ملايم ترين حركت، رستاخيزى عظيم در صحنه هاى مختلف معادلات جهانى به وجود آورد. اين پتانسيل عظيم فرهنگى يا شير خفته وقتى در حوزه عروسك بيدار شد، على رغم اين كه دارا و سارا صرفاً براى مقابله با باربى طراحى نشده بودند،4 ناخواسته در مقابل باربى قرار گرفتند; چرا كه عروسك هاى ملى نماد و سمبل فرهنگ و هويتى به شمار مى رفتند كه با فرهنگ و هويت باربى در تعارض جدى قرار داشت و به همين دليل گريزى براى تقابل آنها نبود. سايت بى بى سى با توجه به اين موضوع گزارش داد: "به نظر مى رسد دارا و سارا... خواهر و برادر دو قلويى هستند كه دو نفرى براى رقابت با باربى به ميدان آمده اند."5 آقاى مهرداد خليلى در مقاله محققانه خود بدين موضوع مى پردازد. وى مى نويسد: "با وجود فعاليت كشورهاى مختلف براى ساخت عروسك هاى ملى و مذهبى، آنچه جاى سوال باقى مى گذارد، تاكيد زياد رسانه هاى خارجى بر توليد عروسك در ايران به منظور مقابله با باربى است. حتى در بسيارى از گزارش ها و اخبار ارسالى توسط اين رسانه ها تاكيد شده است لباس هاى سارا طورى طراحى شده كه نمى توان آن را از تن او جدا كرد."6 آقاى محسن چينى فروشان در پاسخ بدين توهمات كه عمدتاً از نگاه مغرضانه غربى ها ناشى مى شود، مى گويد: "سارا موى بلند دارد و لباس هاى او قابل تعويض است، در حالى كه در تبليغات رسانه هاى خارجى گفته شده سارا نمى تواند بدون چادر باشد، اين امر خنده دار است. بچه ها مى توانند روسرى و چادر عروسك را از تن او در آورند. علاوه بر اين، سنِ عروسك هاى ما زير هشت سال است و در شرع براى كودكانِ زير اين سن، تكليف دينى واجب نيست."7 هويت اسلامى و اخلاقى عروسك هاى دارا و سارا سبب شد تا در مدت كوتاهى، سفارش هايى مبنى بر خريد آنها البته با لباس هاى ملى، بومى و محلى كشورهاى مختلف آسيايى، اروپايى و آفريقايى داده شود.8 دوم: تولد دارا و سارا موجب عصبانيت غيرطبيعى غربى ها گرديد; به طورى كه در مدت زمانِ بسيار كوتاهى پس از جشن تولد عروسك هاى ملى، بيش از 500 گزارش و مقاله در نشريات و سايت هاى خبرى معروف جهان در باره دارا و سارا منتشر گرديد.9 شايد بتوان به سهولت ادعا كرد حساسيتى كه غربى ها در مورد عروسك هاى ملى از خود بروز دادند، كم تر از حساسيت آنها در مورد پروژه توليد موشك هاى دوربُرد ايرانى «شهاب 3» نبوده است و البته اين بديهى است كه موشك هاى ايرانى هر چقدر توانمند و مدرن باشند به پاى عروسك هاى ملى كه بخشى از فرهنگ كشور را نمايندگى مى كنند، نرسند و همين جاست كه سخنان دكتر آلكسى ايوانويچ سياستمدار و عضوِ مجلس دوماى شوروى سابق قابل تأمل مى نمايد. وى مى گويد: "دشمنى اصلى آمريكا موشك هاى ما (شوروى سابق) نبود، بلكه فرهنگ و معنويت هاى ما بود. اولويت هاى اصلى آمريكا اين است كه مى خواهد فرهنگ و ارزش هاى خود را به ما تحميل كند."10 دارا و سارا در غرب با نام هاى مختلفى مورد عناد، اعتراض و نكوهش قرار گرفتند كه از جمله آنها مى توان به «باربى ايرانى، باربى مسلمان، عروسك هاى ضد باربى، عروسك هاى دوقلوى اسلامى» اشاره كرد. كنراد ژئورينگر با عصبانيت تمام مى نويسد: "رهبران ايران براى عقب نماندن از همتايانِ بنيادگرا و افراطيون گروه طالبان به توليد عروسك دارا و سارا پرداخته اند... اين عروسك ها آخرين تلاش و مقاومت مسئولان ايران در برابر چيزى است كه آن را تهاجم فرهنگى غرب مى نامند."11 همچنين راس پيتر در سايت آسيا تايمز مى نويسد: "چه كسى مى توانست پيش بينى كند كه اين عروسك هاى چشم قهوه اى بى بو، بى خاصيت و عقب مانده كه شبيه وصله اى بد عنق و بى ريخت هستند، گام بعدى ايران براى صدور انقلاب باشند... گرچه اين اولين جنگ نيست ولى شايد مهمترين آن باشد. چون گويا ساراى ايرانى به همراه برادرش دارا سخت امپراتورى پرنسس باربى پلاستيكى را به خطر انداخته اند."12 در مقاله اى كه تحتِ عنوان «دارا و سارا با باربى جنگ ندارند» منتشر شد، ابعاد سياسى ساخت عروسك هاى ملى مورد بررسى قرار گرفته و بازتاب هاى جهانى آن انعكاس داده شده است. در اين مقاله آمده است: "نشريه يو.اس.اى.تودى در همان زمان با انعكاس خبر ساخت عروسك هاى ملى در ايران نوشت: باربى كنار برو سارا با چادر مى آيد. خبرگزارى آسوشيتد پرس نيز پوشش چادر سارا را جواب ايران به باربى دانست. يك روزنامه سوئيسى نيز يك سال بعد نوشت: باربى آمريكايى به ساراى ايرانى حسادت مى كند."13 البته دامنه برخورد با عروسك هاى ملى تنها به گفتن و نوشتن منحصر نشد، بلكه به فاصله كوتاهى پس از تولد دارا و سارا، عروسك هاى جديدى براى مقابله با دو كودك معصوم ايرانى طراحى و توليد گرديد و اين در حالى بود كه جبهه مقابل سابقه طولانى در عروسك سازى داشت و به همين اعتبار داراى كلكسيونِ كاملى از عروسك هاى متنوع و رنگارنگ بود. "اولين عروسك دارا با ظاهرى بسيجى، يعنى چفيه و پيشانى بند «يا زهرا» ساخته شد كه الان موجود است. دقيقاً در زمانى كه تلويزيون به صورت رسمى اعلام كرد كه عروسك دارا و سارا متولد شدند، پنج روز بعد، بى بى سى گزارش داد: اسرائيل اعلام كرده است ما در مقابل عروسك هاى مذهبى دارا و سارا، عروسك «شيمى» را ساخته ايم."14 در فاصله كوتاهى بعد از توليد عروسك شيمى، بلافاصله دوست دخترش ريوكاله نيز روانه بازار شد. ريوكاله عروسك آوازخوانى است كه دو سرود مذهبى يهود را براى كودكان زمزمه مى كند و هميشه در كنارِ اسطوره محبوبش شيمى قرار دارد. البته شتاب زدگى در برخورد و مقابله با نوآورى هاى فرهنگى و اسلامى، تنها منحصر به عروسك هاى دارا و سارا نمى شود. غربى ها براى اثبات و القاى ارشديت و برترى فرهنگى خود، همواره با حساسيت خاصى رويكرد فرهنگى جوامع مستقل و بخصوص كشورهاى اسلامى و بالاخص نظام اسلامى را رصد مى كنند و در مقابل كوچكترين حركت و اقدام آنها، از خود واكنش تند و سريع نشان مى دهند. دكتر حسن عباسى با ذكر نمونه هايى در اين باره مى گويد: "جمهورى اسلامى ايران در سال 1373 در ساختار نيروى دريايى، سه ـ چهار كلاس شناور تعريف كرد و عناوين ارزشى نظير ذوالفقار، ذوالجناح و تندر براى آنها انتخاب نمود. در مقابل شناور كلاس ذوالجناح كه در آيين مذهبى ما اسب مقدسى است، به سرعت و در كم تر از سه ماه، آمريكايى ها شناورِ معادلى ساختند و نام آن را «پيگاسوس» گذاشتند. ـ پيگاسوس اسب بالدارى است كه روى پيشانى خود يك شاخ دارد و براى غربى ها مقدس است ـ نيروى دريايى آمريكا 4/3 كره زمين را كه آب فراگرفته با هفت ناوگانِ خود، كاملا تحت تسلط دارد. چهارده ناو هواپيمابر دارد و در هر اقيانوسى دو فروند از اين ناوها وجود دارد كه در واقع، پايگاه هاى هوايى متحرك آمريكا هستند. آن وقت ما چهار شناور سبك مى سازيم، آنها تحمل وجود آن را ندارند و با آن مقابله به مثل مى كنند."15 اما به راستى چرا باربى با بيش از پنجاه سال قدمت و جاافتادگى و اطمينان از پيروزى بلامنازع خود،16 از تولد دو بچه معصوم و تازه وارد شرقى آشفته و سراسيمه شد. اين پرسش دو پاسخ دارد. اول: تولد دارا و سارا پرچمى بود كه به نشانه آگاهى و اطلاع از تبعات و استيلاى عروسك باربى و اسباب بازى هاى غريبه بر بام سراى ايران اسلامى به اهتزاز در آمد و آنها را به چالش كشيد، چرا كه: "تا زمانى كه ما نفهميده ايم عروسك باربى تربيت دختران ما را به عهده گرفته است، غربى ها سكوت مى كنند ولى اگر ما موضع گرفتيم، آنها واكنش شديد نشان مى دهند."17 عروسك باربى پياده نظام و سرباز فرهنگى دشمن است كه در سايه غفلتِ ملت ها و دولت ها وارد مرزهاى جغرافياىِ فرهنگىِ رقباى خود مى شود و از درون به تبليغ و تحميل ارزش ها، آداب و عادات فرهنگ آمريكايى مى پردازد. راس پيتر در تبيين اين استراتژى مى نويسد: "چرا بنيادگرايان اسلامى از ما متنفرند؟ زيرا ما فرهنگ آنان را متزلزل كرده ايم. ما فيل هاى مهاجم نيستيم و در خيابان هاى شهرهاى آنان رم نكرده ايم. ما موريانه هايى هستيم كه تك تكِ ساختمان هاى آنان را با ولعِ خويش فرو خواهيم داد... آنان با ميليون ها نكته كوچك در جنگ هستند. مسايل كوچكى مانند موسيقى راك، لباس جين، غذاهاى سريع و فورى، فيلم ها و عروسك باربى برگ هاى برنده ما هستند."18 بنابراين باربى در شبستان بى خبرى ملت ها رخ مى نمايد و از اين رو ادامه حياتش منوط به استمرار بى توجهى نسبت به تأثيرات مخرب آن است. بى جهت نيست كه در كنار توليد باربى تبليغات گسترده اى تلاش مى نمايد تا به افكار عمومى مردم جهان بباوراند كه باربى بيش از يك عروسك سرگرم كننده كه موجب نشاط كودكان مى گردد، چيز ديگرى نمى باشد و اين يعنى حركت با چراغ هاى خاموش كه خاص شبيخون هاى فرهنگى است، چرا كه: "روش هاىِ فرهنگى بر اساسِ ذات و ماهيتِ خود اصطلاحاً آرام و خزنده هستند و در برخوردهاىِ سطحى حساسيتى را بر نمى انگيزند. ضمن آن كه دركِ سازماندهىِ پنهانِ مجريانِ آنها، به راحتى امكان پذير نيست و گاه بسيار دشوار مى نماياند. اين ويژگى در عمل ضريبِ موفقيتِ استفاده از اين گونه روش ها را افزايش مى دهد و بُرد نفوذِ آنها را بيشتر مى سازد."19 از همين رو اطلاع و حساسيت در قبالِ كاركردِ خزنده باربى، اولين سنگر مقابله با آن محسوب مى شد كه اين سنگر در اين مرز جغرافيايى و بلكه در ابعادِ وسيع ترى به دست تواناى عروسك هاى ملى ايران فتح شد. البته اساسى ترين دليل عصبانيت جنون آميز غربى ها از دارا و سارا نيز، دقيقاً به همين نكته ظريف و باريك تر از مو باز مى گردد.20 دارا و سارا با حضور خود در سطح و دامنه وسيع جغرافيايى كاركرد مخرب فرهنگى و تربيتى باربى را گوشزد كردند و بدين وسيله نوك پيكان حملات خود را به سوى مردمى معطوف نمودند كه به علت غفلت و ناآگاهى، دشمن خويش را دوست مى پنداشتند و همين جاست كه سخن حكيمانه امام على (عليه السلام) معنا مى يابد; آن جا كه مى فرمايد: "غفلت زيان بارترينِ دشمنان است."21 مقام معظم رهبرى نيز در اين باره هشدارهاى بسيارى داده اند، از جمله فرمودند: "اگر هوشيارى نباشد، دچار غفلت مى شويد; ناامنى واردِ خانه شما مى شود و شما وجود او را احساس نمى كنيد; ناهوشيارى اولين مصيبت است."22 دارا و سارا با غفلت زدايى از كاركرد فرهنگى و تربيتى عروسك هاى غريبه، در عرصه پدافند فرهنگى گام هاى جدى و بلندى را برداشتند. يادآورى تبعات دشمن فراموش شده، افكار عمومى را نسبت به آن حساس و داراى سوءظن كرد كه اين يكى از بزرگ ترين موفقيت هاى عروسك هاى ملى مى باشد. دوم: دارا و سارا به زودى پس از تولد به نماد و سمبل عروسك هاى اخلاق گرا تبديل شدند و به اين انديشه دامن زدند كه ملت هاى مختلف و بخصوص مسلمان كه داراى ماهيت فرهنگى مستقل، غنى و متفاوت از غرب مى باشند، مى توانند و بلكه بايد عروسكى هايى متناسب با باورها و هويت فرهنگى خود ابداع نمايند. امام على (عليه السلام) در تبيين اين استراتژى مى فرمايد: "سنگ را از همان جايى كه دشمن پرت كرده باز گردانيد، كه شر را جز شر پاسخى نيست."23 بنابراين عرضه عروسك هاى ملى جدى ترين موجى بود كه مى توانست همزمان با آگاهى نسبت به تبعات مخرب عروسك هاى بيگانه اتفاق بيافتد. راس پيتر مى نويسد: "پديده جديدى در منطقه خاور ميانه در حال شكل گيرى است «دارا» و «سارا» در حقيقت اولين توپ ها را شليك كره اند."24 البته اين گمانه زنى چندان هم دور از واقعيت نبود; چنان كه در فاصله كوتاهى بعد از تولد دارا و سارا، مصرى ها با الهام گرفتن از آنها دست به كارِ طراحى، توليد و عرضه عروسكى به نام «ليلا» زدند. سازندگان ليلا اعلام كردند: "ليلا عروسك مصرى است كه نماينده يك دختر عرب است. ليلا يك نام غير مذهبى است و شبيه آن در اسلام و مسيحيت نيز وجود دارد... لباس اين عروسك مشابه لباس هاى غربى ولى بلند خواهد بود. به علاوه لباس هاى سنتى مصرى، سورى، فلسطينى، آفريقاى شمالى و كشورهاى عربى حاشيه خليج فارس نيز براى آن آماده شده است. همنشين ليلا برادرش است كه بهترين دوست او به شمار مى آيد. ليلا تمام خصوصياتى را كه بيانگر يك دختر عرب است، دارد."25 همچنين يك زن مسلمان مقيم آمريكا به تقليد از عروسك هاى دارا و سارا، عروسكى را با لقب باربى مسلمان ساخته و به بازار عرضه كرد. اين عروسك كه در آمريكا و كانادا از طريق اسباب فروشى ها و در اروپا به وسيله مساجد به فروش مى رسيد، توسط يك شركت آمريكايى ساخته شد. اين عروسك كه «رزانه» نام داشت اهداف ذيل را دنبال مى كرد: "عروسك (رزانه) سعى دارد دخترها را به فعاليت هاى بيرون از خانه، البته با حفظ حجاب تشويق كند. به همين خاطر تمام مدل هايش روسرى بلند و سفيد دارند و در كيف خود رايانه هاى لپ تاپ و عينك آفتابى نگه مى دارد."26 بنابراين بخش ديگرى از علل وحشت باربى از دارا و سارا دامن زدن به ايده نوظهور طراحى و توليد عروسك هايى با صبغه اسلامى و ملى بود كه با توجه به زمينه مناسبى كه در اين رابطه وجود داشت، دارا و سارا به خوبى توانستند از عهده اين مهم برآيند و در واقع اولين گام ها را كه به نوعى خط شكنى محسوب مى شد، بردارند. علاوه بر اين دارا و سارا با موجى كه به واسطه حضور خود برانگيختند، به طور غير مستقيم بر اين باور قطعى پاى فشردند كه اگر از ذخاير عظيم فرهنگ ملى و اسلامى، هوشمندانه و منطبق با نيازهاى زندگى مدرن دنياى امروز استفاده شود، مى تواند عرصه را براى فرهنگ اخلاق ستيز و شيطانى غرب تنگ و غير قابل تحمل نمايد. منابع و ماخذ 1. روزنامه ايران، 31 شهريور 81، ص 6 . آقاى محسن چينى فروشان: «اين طرح ـ عروسك هاى دارا و سارا ـ در دستور كار مركز سرگرمى هاى سازنده قرار گرفت. در ابتدا از يك نقطه مبهم و نامعلوم شروع كرديم. نمى دانستيم اين عروسك چه چهره اى لازم دارد. كارهاى مطالعاتى و طراحى عروسك كه بايد هويت ملى مى داشت، حدود دو سال وقت گرفت. پس از آن بحث توليد مطرح شد.» همان . 2- حجة الاسلام و المسلمين محمدعلى زم، معايبى را براى عروسك هاىِ دارا و سارا مى شمرد كه به چند نمونه از آنها اشاره مى كنيم: «1ـ لباس هاىِ خوبِ فاخر و غيرقابلِ انعطافِ دارا و سارا مانع از ور رفتنِ بچه ها با آنهاست. 2ـ سارا و دارا توانِ حركتىِ پيچيده باربى را كه در تمامى مفاصل (به جز انگشتان پا) از الگوىِ انسانى تبعيت مى كنند ندارند. 3ـ سارا و دارا داراىِ چهره هاىِ ثابت هستند. تنها از روى لباسشان مى توان به تفاوت هاى قومى ـ نژادى آنان پى برد. 4ـ گرانى دارا و سارا در مقايسه با عروسك هاىِ پُر تحركىِ كه مسافرانِ ايرانى در دوبى و كيش خريدارى مى كنند و يا از طريقِ قاچاق وارد فروشگاه هاىِ شهر مى شود گاه متجاوز از 600 تا 800 درصد است.» روزنامه همشهرى، 21 ارديبهشت 82 . البته كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان براى هر كدام از اين سئوالات، پاسخ هاى قانع كننده اى داده است كه به يك مورد كلى از آن بسنده مى كنيم: «مقايسه تأثيرات و توانايى هاى فنى يك محصول كه بيش از چهل سال از عمر آن مى گذرد و هيچ محدوديتى در هيچ زمينه اى براى توليد و عرضه آن نيست با محصولى كه تنها يك سال از توليد آن گذشته و محدوديت ها و معذورات اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى براى توليد و عرضه آن وجود دارد منطقى نيست. مضاف بر اين كه ملاك ها و ارزش هاى فرهنگى يك جامعه غربى با جامعه ما يكسان نيست. بعلاوه عروسك باربى تا به حال به ادعاى سازندگان آن (شركت متل) پانصد بار بازسازى و اصلاح شده است و براى اين منظور چهل سال وقت صرف كرده اند. آيا رواست كه در اولين گام عروسك هاى يك ساله دارا و سارا با جنبه هاى گوناگون عروسك باربى مورد مقايسه قرار گيرند؟» همان، 18 خرداد 82 . 3. هفته نامه پرتو سخن، 7 بهمن 83، ص 6 . 4. آقاى مجيد قادرى: «قصد نداشتيم كه دارا و سارا را در مقابل باربى قرار دهيم يا آنها را به جنگ با باربى دعوت كنيم. انديشه طراحى اين دو عروسك كاملا نتيجه يك بررسى فرهنگى در حوزه اسباب بازى بود و هيچ جريان القايى يا سياسى در شكل گيرى آن مؤثر نبود.» ويژه نامه همشهرى تهران، 19 فروردين 81 . 5. سايتِ فارسى: BBC ، 14 اسفند 81 . 6. روزنامه ايران، 31 شهريور 81، ص 6 . آقاى مهدى باقرى مدير وقت روابط عمومى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان: «يك خبرنگار خارجى براى مصاحبه در باره توليد دارا و سارا به ايران آمده بود. او پيش از شروع مصاحبه خواستار ديدن عروسك ها شد و در كمال تعجب شروع به خارج كردن لباس هاى سارا كرد و پس از اطمينان از امكان پذير بودن اين كار گفت: حالا مى توانيم مصاحبه كنيم.» همان . 7. همان . 8. آقاى محسن چينى فروشان: «دو شركت پخش خارجى كه در امارت متحده و خاور ميانه فعالند، متقاضى خريد عروسك هاى ايران هستند. يك شركت كويتى نيز درخواست كرده دارا را با نام عربى به همراه سارا خريدارى كند. دو موسسه پخش عروسك اروپايى نيز در اين بخش فعالند.» همان . 9. آقاى مهرداد خليلى: «از اسفند ماه گذشته كه اين عروسك ها به بازار عرضه شده اند، بيش از 500 گزارش و مقاله در نشريات و سايت هاى خبرى معروف جهان در اين باره به چاپ رسيده است كه اغلب آنها مصّر هستند عروسك هاى ملى ايران، اولين نشانه هاى يك حركت فرهنگى حساب شده براى صدور انقلاب هستند.» همان . 10. اصلاحات و فروپاشى، حسن واعظى، ص 153 . 11. روزنامه ايران، 31 شهريور 81، ص 6 . 12. همان . با اين كه عروسك هاى ملى به اعتبار اعترافات صريح مدافعان پرنسس باربى، اين عروسك آمريكايى را به چالش كشيده بودند، روزنامه شرق مورخ 28 شهريور 83 در صفحه آخر خود به نيابت از جريان روشنفكرى ـ كه هميشه با انكار افتخارات خودى، مرغ همسايه را غاز مى پندارد ـ نوشت: «دارا و سارا همان باربى هستند، ولى از نوع ايرانى آن. هيچگونه نوآورى و خلاقيتى هم در طراحى شخصيت ها و مثلا داستان آن صورت نگرفته است... حالا چرا دو تا؟ يعنى چرا دو نفر سر يك نفر! باربى مؤنث است و هر از گاهى ازدواج مى كند. پس سارا نمى تواند در خانه پدرى بنشيند به اميد اين كه روزى يك خواستگار بيايد و در خانه شان را بزند. از آن جايى كه خوبيت ندارد كه يك خانم تنها اينجا و آن جا برود، بايد يك مرد همراه او باشد... هر چند دارا و سارا ايرانى هستند. ولى مى توانند براى بچه هاى ايرانى دور از وطن جالب و دوست داشتنى باشند. آنچه كه هست دارا و سارا نتوانستند حريف باربى بشوند.» 13. ويژه نامه همشهرى تهران، 19 فروردين 81 . 14. جنگ جهانى چهارم، دكتر حسن عباسى، ص 16 . سايت خبرى بى بى سى: «شيمى (شمعون) اولين عروسك كليمى منحصر به فردى است كه تمام ويژگى هاى مذهبى اين قوم را دارد. بودى دواير مدير بازاريابى شركت تل آويو ـ بى سد، سازنده اين عروسك مى گويد: چون دختران سينه دارند، كار توليد را با عروسك پسر آغاز كرديم. شيمى داراى لپ هايى به طور غيرطبيعى چاق و تكمه كوچك قرمز رنگى به جاى بينى دارد. همچنين در هر دست به جاى پنج انگشت، چهار انگشت دارد. اين عروسك نيز همچون سارا و دارا در چين توليد شده است و هنگامِ فشرده شدنِ دستش دعاى مختصرى از تورات مى خواند... شيمى بر اساسِ قوانينِ يهود ساخته شده است. كودكانِ مذهبى به شخصيتى نياز داشتند كه با آن شناسايى شوند.» روزنامه ايران، 31 شهريور 81، ص 6 . 15. جنگ جهانى چهارم، ص 15 . 16. راس پيتر: «ايران مى خواهد به مردم كالاهايى بدهد كه هويت ملى خودش را تحكيم مى كند، ولى فرهنگ غرب نيز كالاهايى عرضه مى كند كه مردم متقاضى آن هستند. غرب عروسك هايى را مى فروشد كه با افسانه ها و فانتزى هاى آنان هماهنگ است و آنچه را مردم مى خواهند به آنها ارائه مى دهد. شرط مى بندم دختران سر به راه ايرانى داشتن عروسكى سوپر مدل بسيار زيباى آمريكايى را به عروسك هايى از نوع دختران مطيع مدرسه رو ايرانى ترجيح مى دهند.» روزنامه ايران، 31 شهريور 81، ص 6 . 17. جنگ جهانى چهارم، دكتر حسن عباسى، ص 16 . 18. روزنامه ايران، 31 شهريور 81، ص 6 . 19. هويت، نوشته مسعود خرم، ص 26 . 20. عدم اطلاع از تبعات مخرب باربى تا بدان جا گسترده است كه يك مقام عالى رتبه دولت اصلاحات در گفت و گويى با نشريه الكترونيكى كاپوچينو مى گويد: «دختر كوچكم سايت باربى را ياد گرفته است و بك گراند كامپيوترمان را عكس باربى گذاشته است. ما هم كه با كامپيوتر كار مى كنيم، همين عكس باربى مى آيد. خيلى هم با مزه مى گويد كه من مى خواهم ايميل ام را باز كنم. باربى يك سايت بچه گانه دارد كه براى بچه ها ايميل باز مى كند.» 7 فوريه 2003 . 21. ميزان الحكمة، ج 9، ص 4363، ح 15135 . 22. بيانات در ديدار با جمع شوراهاى تأمين سراسر كشور، 25 بهمن 79 . 23. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى (رحمه الله)، حكمت 314، ص 705 . علامه سيد شرف الدين عاملى (رحمه الله): «هدايت انتشار نمى يابد، مگر از آن جايى كه گمراهى انتشار يافته است.» شرف الدين، استاد محمدرضا حكيمى، ص 9 . 24. روزنامه ايران، 31 شهريور 81، ص 6 . 25 . همان . 26. ماهنامه ديدار، دى ـ بهمن 83، ش 54، ص 45 . * منبع : باربی (پژوهشی در عروسک آمریکایی باربی)، اکبر مظفری، چاپ اول : آبان ١٣٨٤، ص ١٣٣